|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/3/28: در گفت و گو با مدير كل اسبق امور اوپك بررسي شد: خط قرمز ايران در نشست اوپك
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4662
سه شنبه 1 مرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4352 28/3/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


در گفت و گو با مدير كل اسبق امور اوپك بررسي شد: خط قرمز ايران در نشست اوپك




    
    دنياي اقتصاد : همدستي ترامپ با سعودي ها براي پر کردن خلا کاهش احتمالي فروش نفت ايران پس از خروج آمريکا از برجام، نشست پايان هفته اوپک را بسيار حساس نشان مي دهد. جواد يارجاني، مديرکل اسبق امور اوپک ايران معتقد است ديپلمات هاي نفتي در اين نشست نبايد اجازه دهند هيچ گونه افزايش سقف توليدي براساس احتمالات مربوط به افت صادرات نفت ايران تصويب شود. به گفته وي، توان کشورمان در برابر قيمت هاي پايين نفت و همچنين ديپلماسي همه جانبه در حوزه انرژي، مهم ترين ابزارها براي عبور از اين دوره سخت هستند.
    حدود يک ماه از اعلام رئيس جمهوري آمريکا مبني بر خروج اين کشور از برجام و بازگرداندن تحريم ها عليه ايران مي گذرد. هرچند قرار است تحريم هاي نفتي کشور از نوامبر سال جاري مصادف با اواسط آبان ماه آغاز شود و تاکنون تغييري درسطح توليد و صادرات نفت کشور رخ نداده، اما در همين مدت کوتاه سيل عظيمي از اخبار منفي و نااميدکننده از سوي رسانه هاي خارجي و بعضا داخلي روانه فضاي داخلي کشور شده است. اخباري که به شکل سيستماتيک همين هدف يعني «تزريق نااميدي» را دنبال مي کنند و به نظر مي رسد تا حدودي در رسيدن به آن نيز موفق بوده اند. با اين حال هنوز هستند کساني که بر اين باورند که از دل تهديدهاي کنوني مي توان فرصت ايجاد کرد، به شرط آنکه مسير عقلاني را طي کنيم. جواد يارجاني، مديرکل اسبق امور اوپک وزارت نفت ايران جزو اين دسته از افراد است. او بر اين باور است که اتحاد و بازگرداندن اميد به فضاي داخلي ايران مهم ترين ابزار براي مقابله با تهديدها و تحريم هاي غرب است. به اعتقاد يارجاني ايران بايد تفاوت شرايط کنوني با تحريم هاي سال ۲۰۱۲ را درک کرده و از آنها براي «تحکيم روابط فراتر از نفت با ديگر کشورها» استفاده کند. او «مقاومت اقتصاد ايران در برابر قيمت پايين نفت» را ابزاري مي داند که تيم وزير نفت مي تواند در نشست آتي اوپک در مقابله با فشارهاي عربستان به کار گيرد. يارجاني بر اين باور است که در نشست هفته آينده اوپک، ايران بايد همه تلاش خود را به کار گيرد تا «احتمال کاهش عرضه ايران به دليل تحريم ها در مذاکرات اوپک در نظر گرفته نشود» يعني اگر تصميمي به افزايش توليد هست نبايد به بهانه کاهش صادرات نفت ايران باشد.
    
    بازار نفت در سال ۲۰۱۸ چه شرايطي خواهد داشت؟
    امسال، سال بسيار خاصي براي بازار نفت خواهد بود. تا کنون دو اتفاق مهم در بازار رخ داده است. اول اينکه قيمت نفت تا همين چند هفته اخير مدام در حال افزايش بود، به طوري که قابل تصور نبود که اين رشد قيمت ها تا کجا ادامه خواهد يافت. اما عملکرد بيش از صددرصدي تعهد کاهش توليد از سوي برخي ازکشورهاي عضو اوپک از جمله عربستان نشان مي داد که هدف اين کشورها افزايش هر چه بيشتر قيمت نفت است. در واقع سعودي ها از سياست کاهش قيمت که تا سال ۲۰۱۶ دنبال مي کردند، با چرخش کامل به سياست افزايش قيمت رو آورده بودند. به اعتقاد بسياري از کارشناسان نياز به قيمت بالاي نفت پيش از عرضه اوليه سهام آرامکو (شرکت دولتي نفت عربستان)، برنامه هاي اقتصادي جديد اين کشور و هزينه هاي بسيار بالاي سياست هاي مداخله گرانه سعودي ها در منطقه خصوصا يمن، در تغيير سياست هاي اين کشور در بازار نفت بسيار موثر بوده است.
    اما اخيرا رياض مجددا مواضع خود را تغيير داده و از افزايش عرضه نفت اوپک و تعديل توافق نفتي سخن به ميان مي آورد، اظهاراتي که به افت قيمت ها در هفته هاي اخير منجر شده است. به نظر مي رسد اين تغيير موضع به دنبال توييت ترامپ و انتقاد او از اوپک به دليل بالا رفتن قيمت ها رخ داده است و همچنين گزارش هايي منتشر شده اند که از درخواست ترامپ از عربستان براي جايگزين کردن کاهش صادرات نفت ايران پيش از اعلان خروج آمريکا از برجام خبر مي دهد. از اين رو قرار است در جلسه پيش روي اوپک موضوع توافق نفتي بين اوپک و غيراوپک و جبران مازاد کاهش توليد که موجب رسيدن تعهد اين سازمان به توافق به بيش از ۱۰۰ درصد شده، بررسي شود. بنابراين، نشست آتي اوپک بسيار حساس و مهم خواهد بود.
    
    همان طور که جنابعالي اشاره کرديد، يکي از سناريوهاي چرايي تغيير مواضع اخير عربستان در بازار نفت، همراهي با آمريکا در راستاي افزايش فشار بر ايران است. اين سناريو تا چه حد به واقعيت نزديک است؟
    عربستان در بسياري موارد با استفاده از ابزار توليد و صادرات نفت بسيار آشکار عليه ايران توطئه کرده است. ترامپ نيز با خروج از برجام به وضوح ضربه به صنعت نفت ايران را هدف قرار داده است. چراکه ما سال ها است نتوانسته‎ايم به دليل داشتن اقتصاد وابسته به نفت، اثرات منفي کاهش درآمدهاي نفتي بر اقتصاد کشورمان را به حداقل برسانيم. بنابراين طبيعي است اين صنعت به عنوان هدف اصلي تحريم ها و تهديدهاي خارجي قرار بگيرد. پول پاشي و لابي گري عربستان و اسرائيل عليه ايران خصوصا در آمريکا که نفوذ و لابي گري حرف اول را در سياست خارجي اين کشور مي زند با هدف فروپاشي برجام نيز مساله پنهاني نيست. شکي وجود ندارد که هر کشوري بخواهد به همکاري با ايران ادامه دهد، از سوي عربستان، آمريکا و ديگر متحدانشان براي کاهش يا قطع رابطه با ايران تحت فشار قرار خواهد گرفت. آنها همزمان از ابزارهاي تنبيهي و تشويقي براي تحت تاثير قراردادن ديگر کشورها و رسيدن به اهداف خود استفاده مي کنند. به طور مثال اخيرا شاهد اين هستيم مقامات عربستان موضوع تحريم شرکت هاي آلماني که با ايران همکاري دارند را مطرح کرده اند. يا همچنين ممکن است مجددا شاهد اتفاقي مانند آنچه در دور قبلي تحريم هاي ايران بين هند و آمريکا رخ داد، باشيم. هند که در حال حاضر صراحتا اعلام کرده با تحريم هاي آمريکا همراهي نخواهد کرد، در سال ۲۰۱۲-۲۰۱۱ نيز چنين مواضع شجاعانه اي را اتخاذ کرده بود. در آن زمان بسياري انتظار داشتند که حداقل مسوولان ارشد وزارت خارجه کشورمان از هند بابت اين موضع گيري قدرداني کنند يا در ملاقات با مقامات هندي به دنبال تعميق روابط با اين کشور برآيند. اما متاسفانه هيچ حرکت چشمگيري در اين راستا صورت نگرفت. بعدها شاهد اين بوديم که اين کشور حتي در آژانس بين المللي اتمي به رغم مواضع مثبت اوليه به قطعنامه عليه ايران راي داد، چراکه آمريکا گسترش روابط اتمي خود با هند را منوط به موضع گيري اين کشور عليه ايران کرده بود؛ يعني آمريکا ابزار تشويقي و تنبيهي را همزمان براي همراه کردن هند با خود به کار گرفته بود. خانم کلينتون، وزير امور خارجه وقت آمريکا يکي از افتخاراتش اين بود که هزاران کيلومتر به پايتخت هاي جهان سفر کرده تا با ديدار با مقامات کشورهاي مختلف آنها را براي همراهي با تحريم ايران راضي کند. اين در شرايطي است که ما در آن زمان متاسفانه رويکرد بسيار منفعلانه اي اتخاذ کرده بوديم و قطعنامه ها و تحريم ها را بي اثر تلقي مي کرديم. اما در حال حاضر خوشبختانه دولت و بازوي روابط خارجي آن بسيار کارکشته تر عمل مي کنند، به طور مثال اظهار نظر مثبت وزير امور خارجه هند مبني برعدم تعهد آن کشور به تحريم هاي يکجانبه آمريکا عليه ايران، همزمان با سفر آقاي ظريف(وزير امور خارجه) به همراه يک هيات سياسي-اقتصادي به دهلي نو بوده است.
    
    شايد اتحاد عربستان و آمريکا عليه ايران از قبل قابل پيش بيني بود، اما آنچه که تازگي دارد اتحاد روسيه و عربستان حداقل در بازار نفت است. دليل اتحاد اين دو کشور چيست؟
    هر دو کشور منافع خود را در همکاري با هم ديده اند و به اعتقاد من اين همکاري تا زماني که منافعشان را تامين کند ادامه خواهد يافت. فراموش نکنيم که سال گذشته محمد بن سلمان (وليعهد عربستان) در راس يک هيات بسيار بزرگ سياسي-اقتصادي به روسيه سفر کرد و پيشنهادهاي جذابي براي سرمايه گذاري در آن کشور و همکاري با روسيه براي توسعه صنعت نفت وگاز عربستان را به طرف هاي روسي ارائه کرد. مشخص است که عربستان نگران نزديکي ايران و روسيه است و براي تضعيف اين روابط تلاش مي کند. روسيه نيز متوجه رقابت هاي منطقه اي است و تلاش دارد از فضاي رقابتي موجود حداکثر استفاده ممکن را ببرد. البته درخصوص قيمت نفت، بارها از پوتين و ديگر مقامات اين کشور شنيده شده که قيمت بالاي نفت چندان براي اقتصاد جهان و حتي کشورهاي توليدکننده و صادر کننده نفت مناسب نيست. به نظر مي رسد آنها نگرانند با رشد شديد قيمت ها عرضه نفت از نواحي غيرمرسوم و گران با سرعت بيشتري افزايش يافته و مجددا قيمت ها در سراشيبي سقوط قرار گيرد.
    
    در اينجا تهديدي براي آينده قيمت نفت مي توان تصور کرد. اگر نتيجه کار ديپلماسي ايران عدم کاهش چشمگير صادرات کشور باشد و از طرفي عربستان(براي تبعيت از دستورات ترامپ) عرضه خود را افزايش دهد، آنچه اتفاق خواهد افتاد کاهش شديد قيمت ها خواهد بود. حال سوال اين است که در چنين شرايطي آيا عربستان سياست افزايش توليد را ادامه خواهد داد؟
    رشد شديد قيمت نفت يا کاهش شديد آن در بلندمدت مورد قبول توليدکنندگان و مصرف کنندگان نفت نمي تواند باشد. بايد توجه داشت به طور مثال قيمت بنزين براي شهروندان آمريکايي از اهميت بسيار بالايي برخوردار است و تداوم افزايش آن مي تواند حتي موقعيت رئيس جمهوري و حزب متبوع او را در انتخابات در پيش روي کنگره آن کشور تحت تاثير قرار دهد. اين موضوع مي تواند دليلي بر تلاش ترامپ براي تاثير گذاشتن بر تصميمات آتي اوپک باشد. از سوي ديگر نبايد فراموش کرد که تداوم قيمت بالاي نفت بر اقتصاد کشورهاي مصرف کننده بزرگ نيز اثرگذار خواهد بود؛ مثلا هند و چين بسيار نگران رشد شديد قيمت نفت هستند. با اين حال من بعيد مي دانم هيچ کشوري در اوپک تمايل داشته باشد دست به اقدامي بزند که قيمت ها را در سراشيبي سقوط قرار دهد. در واقع بايد توجه داشت که آنچه واقعا اتفاق افتاده کاهش عرضه نفت ونزوئلا و مکزيک از يک سو و افزايش تدريجي توليد نيجريه و ليبي از سوي ديگر است، همه آنچه درباره صادرات ايران در آينده گفته مي شود برآوردهايي است که برخي رسانه هاي بين المللي انرژي ظاهرا بي طرف غربي به آن دامن مي زنند. به نظر من در جلسات کارشناسي پيش از نشست اوپک مانند گذشته تغييرات واقعي عرضه و تقاضا بررسي خواهد شد که نياز به نفت اوپک را براي نيمه دوم سال ارزيابي مي کند. البته احتمال چالشي بودن اين جلسات بسيار زياد است.
    
    اما اگر روسيه با عربستان همراهي کند، قدرت را در اوپک به دست خواهد گرفت و از اين رو تصميم به افزايش توليد گرفته خواهد شد، افزايش توليدي که کاهش عرضه آتي ايران را نيز جبران کند و به جبران کاهش توليد ونزوئلا و مکزيک اختصاص نداشته باشد.
    اگر تحريم ها آنچنان که القا مي کنند، اتفاق نيفتد و ما بتوانيم سطح توليد و صادرات خود را تا آنجا که توان داريم حفظ کنيم، افزايش توليد به کاهش شديد قيمت ها منجر خواهد شد. در اين شرايط ايران بازنده بازي نخواهد بود و کشورهايي که به قيمت هاي بالاي نفت نياز دارند متضرر خواهند شد و به تکاپوي افزايش بيشتر قيمت خواهند افتاد که اميدوارم اين افزايش به دليل بالا گرفتن مسائل ژئوپليتيکي نباشد. اقتصاد عربستان و بسياري از ديگر کشورهاي اوپک بسيار بيشتر از ايران به نفت وابسته است و آنها به مراتب بيش از ايران به قيمت هاي بالا نيازمندند. از اين رو افت شديد قيمت ها براي آنها دردناک تر است و حتي صنعت نفت آمريکا نيز با کاهش توسعه نفت شيل متضرر خواهد شد. اما سناريوي بد اين است که ما کاهش صادرات چشمگيري داشته باشيم و ديگر کشورهاي توليدکننده با افزايش سطح توليد، نفت خود را جايگزين نفت ايران کنند. بنابراين ما بايد همه توان خود را به کار ببريم و از همه ظرفيت ها استفاده کنيم تا سطح صادرات را حفظ کنيم.
    
    بنابراين در نشست آتي اوپک ايران چه موضعي بايد اتخاذ کند؟
    همان طور که قبلا هم اشاره شد آنچه بايد مورد بحث قرار بگيرد تغييرات واقعي در عرضه و تقاضاي نفت و ذخاير تجاري است و نبايد اجازه داده شود تا ايجاد تعادل در بازار نفت به درخواست رئيس جمهور آمريکا و ميزان کاهش عرضه احتمالي نفت ايران در آينده ارتباط داده شود. اين يک نوع تهديد است. ايران بايد کاري انجام دهد که کاهش توليدي که در حال حاضر از سوي برخي کشورها اتفاق افتاده است در صورت وجود تقاضاي واقعي و با توجه به عرضه در حال افزايش برخي ديگر کشورها ديده شود. نه اينکه پيش بيني ها از کاهش عرضه آينده ايران مد نظر قرار بگيرد.
    
    جناب يارجاني شما مهم ترين شرط براي برون رفت از شرايط کنوني کشور را چه مي دانيد؟
    خروج آمريکا از برجام و تاثير آن بر صادرات نفت ايران با فضاسازي بزرگي انجام شد، به طوري که کوچک ترين اظهار نظر در اين خصوص به شکل قابل توجهي در رسانه ها پوشش داده مي شود. اين در حالي است که به طور مثال اظهارات وزير امور خارجه هند مبني بر اينکه اين کشور تنها از تحريم هاي سازمان ملل تبعيت مي کند با بازخورد کمتري در رسانه‎ها مواجه شد. بنابراين مهم ترين گام، جلوگيري از تزريق نااميدي و حفظ اتحاد کشور است. در شرايط رقابتي و فشارهاي بين المللي مهم ترين اصل حصول اجماع است و نبايد اصل اينکه «همگي سوار يک کشتي هستيم» فراموش شود. به نظر من مي توان گفت هر اقدامي که دولت ونزوئلا در چند سال اخيرانجام داده، ما نبايد انجام دهيم. آنها در حالي که تحت فشارهاي بين الملل قرار داشتند، نتوانستند در داخل کشور نيز به اجماع برسند و حتي کساني که پيش از اين در يک جبهه و حزب قرار داشتند و با هم همکاري مي کردند، در حال حاضر با يکديگر اختلافات شديدي پيدا کرده اند و حتي امکان بازگشت به کشورشان را به دليل احتمال دستگيري از دست داده اند. مخالفان دولت هم که اصلا در انتخابات شرکت نکردند، در حالي که اين بسيار مهم بود که انتخابات با حضور گسترده مردم و دربرگيرنده همه ابعاد جامعه برگزار مي شد تا نشان داده شود که مردم با وجود اختلافات در مقابل توطئه هاي بيشمار خارجي در کنار هم قرار دارند. اين امر نشان مي دهد که قدرت هاي خارجي از «دامن زدن به اختلافات داخلي کشورهاي هدف» به عنوان يکي از روش هاي رسيدن به اهداف خود استفاده مي کنند. بي دليل نيست که يکي از مقامات ارشد سابق موساد اخيرا در مصاحبه اي بهترين راه ضربه زدن به ايران را درگير کردن کشور در دعواهاي داخلي دانسته يا اينکه وقتي به دکتر صالحي (معاون رئيس جمهور) در راه پيمايي روز قدس که از مخلص ترين، باسوادترين و پاک‎ترين کارگزاران جمهوري اسلامي است، توهيني نسبت داده مي شود، خبر آن با آب وتاب در رسانه هاي معاند منعکس مي شود.
    همچنين بايد توجه داشت که در درون آمريکا نيز ترامپ مخالفان بسياري دارد، اما اکثريت اين افراد کشور خود و پرچم شان را دوست دارند، بنابراين نبايد با انجام اقداماتي چون آتش زدن پرچم اين کشور، خود را در مقابل اين بخش از مردم آمريکا که کوچک ترين دلبستگي به سياست هاي نژادپرستانه و خطرناک ترامپ و گروه جنگ طلب حاکم بر کاخ سفيد ندارند، قرار بدهيم؛ گرچه محق هستيم به هر شکل ممکن از جمله راه پيمايي هاي ميليوني با حضور همه جناح هاي سياسي مخالفت خود را با اين گروه جنگ طلب به گسترده ترين شکل نشان بدهيم. به نظر من در حال حاضر يکي از مهم ترين اقدامات عقلاني که همه جناح ها بايد براي تحقق آن تلاش کنند جلوگيري از گسترش نااميدي است، اگر اميد با نشان دادن عملي وحدت ملي به اکثريت مردم بازگردد ما ديگر شاهد انتشار گزارش هايي که از خروج ميلياردها دلار ارز از کشور در مدت کوتاهي خبر مي دهند نخواهيم بود.
    همچنين برخي در داخل کشور مي گويند که برجام کارساز نبود، چراکه تحريم ها در حال بازگشت هستند. اين اظهارات به معناي اين است که برخي در داخل کشور بيش از رقباي خارجي ما، نااميدي را به جامعه تزريق مي کنند. به نظر مي رسد اين افراد فراموش کرده اند زماني که برجام تصويب شد صادرات نفت کشور کمي بيش از يک ميليون بشکه در روز بود و بخش مهمي از ميعانات گازي روي آب انبار مي شد، اگر برجام نبود ما به سرعت در حال رفتن به سمت «نفت در برابر غذا» بوديم. همچنين در آن زمان اروپا بخش مهمي از تحريم هاي عليه ايران بود و در مدت کوتاهي خريد خود از ايران را قطع کرد در حالي که در حال حاضر اروپا نه تنها منعي بر خريد نفت از ايران نگذاشته، بلکه در تلاش براي حل مشکلات شرکت هاي خود براي ادامه همکاري با ايران است. البته همچنان اين احتمال وجود دارد که خريد اين کشورها از ايران کاهش يابد، اما نمي توان کتمان کرد که شرايط بسيار متفاوت از گذشته است و اين تفاوت همه به خاطر وجود برجام است. ما بايد اين تفاوت ها را تشخيص داده و به آن احترام گذاشته و از آن استفاده کنيم. بايد با همديگر متحد شويم و نشان دهيم با وجود اختلاف سليقه هاي سياسي در کشور در برابر مواضع ضدايراني دولت آمريکا با هم متحد هستيم.
    نمونه ديگر تزريق نااميدي در کشور مقايسه اي است که برخي در حجم مبادلات آمريکا با کشورهايي چون چين، هند يا اروپا با سطح تراز تجاري ايران با اين کشورها انجام مي دهند و مي گويند به دليل سطح بالاي روابط مالي اروپا، چين و هند، اين کشورها در انتخاب بين ايران و آمريکا، روابط تجاري با ايران را ادامه نخواهند داد. اما به اعتقاد من روابط کشورها خطي نيست و حتي ممکن است براي يک شرکت اروپايي که رابطه گسترده اي با آمريکا ندارد رابطه با ايران سيار مهم باشد. ما بايد آن شرکت ها را پيدا کنيم و وارد همکاري با آنها شويم. براي برقراري چنين روابطي نيز نبايد کار صرفا به مديران دولتي واگذار شود بلکه وزارت امور خارجه مي تواند اينگونه ارتباطات را براي بخش دولتي و خصوصي ما تسهيل کند. به هر حال ما درگير يک جنگ اقتصادي هستيم و در خط مقدم اين مبارزه نقش وزارت امور خارجه بسيار حياتي است.
    
     وزارت امور خارجه چگونه مي تواند در اين مسير کمک کند؟
    ما بايد بسيار فعال باشيم تا بتوانيم هر چه سريع تر از کوچک ترين فرصت ها استفاده بهينه کنيم. در حال حاضر بايد در هر سطحي حتي با پروژه‎ هاي کوچک، همکاري با کشورهاي هدف را پيش ببريم و از اين طريق روابط خودمان را با اين کشورها براي اجراي پروژه هاي بزرگ تعميق بخشيم. من بسيار خوشحالم که وزير امور خارجه مان در شرايط دشوار کنوني به بسياري از کشورهاي مهم از نظر روابط اقتصادي سفر مي کند که تلاشي درجهت حفظ و تعميق روابطمان با اين کشورها است که ان شاءالله اين مقدمه اي باشد براي تبادل هيات ها در سطوح بالاتر. چراکه حتما همه به ياد داريم در سال هاي اخير پادشاه عربستان به عنوان بالاترين مقام کشورش با وجود کهولت سن براي تعميق روابط اقتصادي عربستان، به بسياري از کشورهاي مهم نظير چين، ژاپن و هند سفر کرد. نقش وزارت امور خارجه براي تسهيل ارتباطات اقتصادي بسيار مهم است. به طور مثال در حال حاضر شرکت نفتي OMV اتريش با وجود تهديدهاي ترامپ اعلام کرده که خواهان ادامه همکاري با ايران است. به نظر من با توجه به همين اعلام آمادگي، بايد به سرعت مذاکرات براي نهايي کردن همکاري با اين شرکت را دنبال کرد که فرصت تخريب روابط براي رقبا فراهم نشود. البته نمي توان انتظار تسريع در عقد قرارداد را فقط از تيم نفتي مذاکره کننده داشت چراکه به هر حال آنها از چارچوب هاي قراردادي، اقتصادي و سازماني خود تبعيت مي کنند، در حالي که در اين قضيه منافع ملي دخيل است و بايد مقاماتي بالاتر از سطح وزارت نفت اهميت نهايي شدن اين نوع روابط و همچنين مسووليت دادن مجوزهاي لازم را به عهده بگيرند. نهايي کردن اين روابط خود مي تواند مشوقي براي شرکت هاي کوچک اروپايي باشد که مي خواهند با ايران همکاري کنند. همچنين در اين راستا حتي مي توانيم از تنوع اقليت هاي مذهبي کشور استفاده کنيم. من خاطرم هست که در روزهاي بعد از امضاي برجام که کشورمان شاهد حضور هيات هاي پرشمار با تعداد باورنکردني از علاقه مندان همکاري با ايران بود، يکي از اعضاي هيات هندي- نماينده يک شرکت بزرگ صنعتي آن کشور- از زرتشتي هاي هند بود که از نظر اقتصادي نيز بسيار اقليت موفقي محسوب مي شوند. ايشان حتي اسم ايراني داشت و براي همکاري و سرمايه گذاري در زادگاه نياکانشان در اطراف يزد بسيار مشتاق بود. البته نمي دانم آيا پروژه موردنظر ايشان به بار نشست يا اينکه مانند بسياري از فرصت هاي عظيم آن دوران در بحث و جدل هاي داخلي در مورد برجام به فراموشي سپرده شد. ايران پتانسيل هاي بسياري از اين قبيل دارد که مي توان از آن براي توسعه روابط اقتصادي با بسياري از کشورها استفاده کرد، همان طور که چين و هند در توسعه سريع اقتصادي سال هاي اخير خود بيشترين استفاده را از چيني ها و هندي هاي مهاجر در کشورهاي پيشرفته کرده اند.
    بايد توجه داشت در چنين جنگ نابرابري که ايجاد شده به يک وحدت و هماهنگي داخلي نياز است. شرايط بسيار سخت است اما ما بايد از اين دوران سخت عبور کنيم. بايد توجه داشت که متاسفانه چيزي به نام جوانمردي و مروت در روابط بين الملل وجود ندارد و قرار نيست کسي از منافع ما حمايت کند؛ ما بايد خودمان از منافع ملي مان حمايت کنيم. چون همه شرکت‎ ها و کشورها تنها منافع خود را در نظر مي گيرند. در واقع ما نه دوست هميشگي داريم و نه دشمن هميشگي، ملاک دوست و دشمن ما حفظ منافع ملي است.
    
    شما به نقش ديپلماسي و وزارت امور خارجه در برقراري ارتباط با ديگر کشورها اشاره کرديد؛ صنعت نفت در اين ميان چه نقشي مي‎ تواند ايفا کند؟
    به اعتقاد من در لايه دوم مبارزه با تحريم هاي احتمالي بعد از وزارت امور خارجه، صنعت نفت و گاز نقش بسيار پررنگي دارد. بخش مهمي از مواجهه با مشکلات کنوني در گرو موفقيت اين وزارتخانه حياتي است که مي تواند به عنوان تسهيل کننده روابط اقتصادي خارجي عمل کند. يکي از روش هاي برون رفت از مشکلات اين است که از نفت و گاز و حتي معادن عظيم کشورمان به عنوان تضمين (COLLATERAL) براي انجام پروژه هاي بزرگ کشور نظير ارتقاي بخش ريلي کشورمان و يا شيرين کردن آب خصوصا در خليج فارس با هدف روزآمد کردن بخش کشاورزي استفاده کنيم. من گمان مي کنم اروپايي ها هم آمادگي انجام چنين کاري را دارند و حتي چين و هند هم مي توانند در بخشي از اين برنامه همکاري داشته باشند. چين داراي تعداد زيادي شرکت هاي بزرگ است که مي توان براي آنها تسهيلاتي را فراهم کرد که به خصوص در بخش پايين دستي صنعت پتروشيمي ايران سرمايه گذاري کنند.
    از سويي بايد توجه داشت که کشورهايي چون چين و هند و مصرف کنندگان بزرگ آنها نيز بازار را رصد مي کنند و مي دانند شرايط سياسي داخلي عربستان چندان هم مساعد نيست. محمدبن سلمان از زمان قدرت گرفتن پدرش تغييرات بزرگي در ساختار قدرت آل سعود ايجاد کرده است. او با کنار گذاشتن محمد بن نايف خود را وليعهد عربستان کرد، از اين رو بر کسي پوشيده نيست که او دشمنان بزرگي در داخل اين کشور دارد. بنابراين اين ساده انگارانه است که گمان شود چون دولت فعلي آمريکا سياست هاي وليعهد عربستان را حمايت کرده و در آن کشور نفوذ فراواني دارد، پس عربستان داراي ثبات سياسي است، از اين رو کشورهايي چون چين و هند و ديگر مصرف کنندگان مهم نفت در دنيا نيز هيچ گاه تمام تخم مرغ هاي خود را تنها در سبد عربستان قرار نخواهند داد و امنيت اقتصادي خود را با امنيت سياسي اين کشور به طور صددرصد گره نخواهند زد، به همين دليل مي توان انتظار داشت که اين کشورها به خريد نفت از ايران ادامه دهند. حتي برخي معتقدند که هدف ترامپ از اين تحرکات اين است که جنگي در منطقه ايجاد کند و با رساندن قيمت ها به سطوح بسيار بالا مثلا ۱۵۰ تا ۲۰۰ دلار رقيب اقتصادي خود يعني چين را زمين گيرکند که البته اين تنها يک تئوري است و احتمال وقوع آن هم بسيار کم است؛ ولي به هر حال ما مي توانيم از اين سناريو به نفع کشورمان براي محکم کردن روابط اقتصادي با چين استفاده کنيم.
    
    در گفت و گو با مدير كل اسبق امور اوپك بررسي شد: خط قرمز ايران در نشست اوپك
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4352 به تاريخ 28/3/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 24 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه سياستهاي مالي و اقتصادي
متن مطالب شماره 25، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است