|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/4/21: پيروز حناچي، معاون شهرسازي و معماري شهردار تهران در گفت و گو با «ايران»: تهران به شهر سواره ها تبديل شده است
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6831
شنبه سي ام تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6824 21/4/97 > صفحه 11 (جامعه) > متن
 
      


پيروز حناچي، معاون شهرسازي و معماري شهردار تهران در گفت و گو با «ايران»: تهران به شهر سواره ها تبديل شده است
ساخت برخي پروژه ها در تهران، ميلياردها تومان پول بي حساب را به جيب پيمانكاران ريخت

نويسنده: حميده اميني فرد


    
    پيروز حناچي حدود يک ماه است که از خيابان «حافظ» به «ايرانشهر» آمده است. همان جايي که خيلي ها معتقد بودند بايد از ابتدا به همين جا مي آمد! اما يا بخت با او يار نبوده يا اينکه مي طلبيد در زمان شهردار شدن محمدعلي افشاني، نسخه معاونت پر دردسر معماري و شهرسازي به نام او پيچيده شود. پيروز حناچي، در دوره اصلاحات، براي 5 سال دبير شوراي عالي معماري و شهرسازي بود، در دولت يازدهم معاون معماري و شهرسازي وزير راه و شهرسازي شد، بعدتر هم پايش به شهرداري تهران باز شد تا در يک وقفه کوتاه مدت، علايق و تخصص اش به معاونت فني و عمراني شهرداري تهران گره بخورد. اگرچه ديري نپاييد که با رفتن نجفي (شهردار سابق تهران) به جايگاهي که همه او را لايقش مي دانستند، بازگشت. با او زماني درباره تهران به گفت و گو نشستيم که حکمش براي رفتن به معاونت معماري و شهرسازي زده شده بود. براي همين خيلي راحت تر مي توانست از اتفاقاتي پرده بردارد که بر معاونت فني و عمراني تهران در سال هاي قبل، گذشته است. او البته نه «مغرضانه» و نه حتي «جانبدارانه» به وضعيت ويژه اي اشاره مي کند که پروژه هاي ساخته شده براي تهران به ارمغان آورده اند. پروژه هاي چند هزار ميلياردي همچون «دو طبقه کردن اتوبان صدر» که ميليون ها تومان با هزينه هاي واقعي شان فاصله دارند! از پروژه هايي که معلوم نيست به چه علت، سال ها زودتر از موعدشان، روبان افتتاح را پاره کرده اند. يا درباره ساخت پروژه هايي مي گويد که معلوم نيست با چه توجيهي، ميلياردها تومان ناقابل را به جيب پيمانکاران ريخته اند! پروژه هايي که وقت «رفتن شان» تازه «آمده اند». از حرف هايش البته مي شود اينگونه تعبير کرد که تهران شهر انسان محور نيست. يعني همه آن سال هايي که در دنيا حکم به توقف «خيابان ها»، «اتوبان ها» و «پل هاي سواره رو» مي دادند، يک نفر يا چند نفر حکم به ساختن شهري دادند که دو طبقه کردن بزرگراه هايش برعبور خطوط مترو اش مي چربيد. براي همين حالا پايتخت شهر «سواره ها» نام گرفته نه «پياده راه ها»! ما طرح اجرا مي کنيم، بدون آنکه به منافع ساکنانش فکر کنيم. مي سازيم، فراري مي دهيم و بعد که آسيب هايش فراگير شد، به طرحي افتخار مي کنيم که حتي يکي از ساکنانش «بومي» نيست! «پيروز حناچي» در سن 54 سالگي، حالا در کسوت معاون شهرسازي و معماري شهردار تهران به سابقه اي مي پردازد که کلانشهر تهران از سال هاي دور از زمان «غلامحسين کرباسچي» تا به «محمد علي نجفي» ديده است. گفت و گوي تفصيلي ما با او را در زير مي خوانيد:
    
    بهتر است سوال اول را از اينجا شروع کنيم، با توجه به پروژه هاي زيادي که در تمام طول اين سال ها، در تهران اجرايي شده، به نظر شما کدام پروژه ضروري بوده و کدام نه؟
    ببينيد در مديريت استراتژيک بايد بين منابع، ماموريت ها، اهداف و اولويت ها تناسب برقرار باشد. بنابراين همه پروژه ها اولويت مساوي ندارند و باتوجه به منابع و زمانبندي تعريف مي شوند. شهرداري تهران در دوره هايي به دلايل مختلف که يکي از آنها مي تواند خاموش کردن سيستم مانيتورينگ شهرسازي باشد، درآمدهايي به دست آورد که ناشي از فروريختن سد شهرسازي در شهر تهران بود. اين درآمدها که اوج آن در سال 90 بود، موجب شد که پروژه هايي در تهران تعريف شود که در زمان عادي امکان مطرح شدن نداشتند. شاخص ترين اين پروژه ها هم، دو طبقه کردن پل صدر بود. جالب اينکه در همان زمان همه اتوبان هاي دو طبقه بتني در دنيا در حال جمع آوري بودند. مي توانم به بيش از 20 مورد اتوبان که معروف ترين آن سئول است، اشاره کنم. يا در امريکا الان همه اين اتوبان هاي دو طبقه به فضاهاي شهري تبديل شده اند که کيفيت زندگي را تحت تاثير قرار مي دهند. در شهرسازي تئوري وجود دارد که نشان مي دهد افزايش مسير دسترسي لزوماً به کاهش ترافيک نمي انجامد. يعني هرچقدر اتوبان ها و خيابان هاي جديد خارج از طرح جامع بسازيد، تقاضاي سفر را افزايش داده ايد و اين نه تنها تاثيري بر کاهش ترافيک ندارد که حتي آلودگي را هم افزايش مي دهد. الان سال هاست که در کشورهاي
    توسعه يافته، هيچ خيابان يا اتوبان جديدي در داخل شهر ها ساخته نشده است، اما به جاي آن شبکه حمل و نقل عمومي و مترو و قطار بين شهري مخصوصاً در کلانشهر ها توسعه پيدا مي کند.
    
    با اين توصيف مي توان گفت در اين 10 سال اخير چه تعداد خيابان و اتوبان به کلانشهر تهران اضافه شده؟
    بخش عمده اي از شبکه اي که در تهران اجرا شده، براساس طرح جامع بوده، اما نکته اينجاست که مثلاً اگر افق اجراي پروژه ها، 20 سال آينده ديده شده باشد، اين حجم از پروژه طي چند سال ساخته شده است. وقتي مثلاً اين پروژه در 5 سال اجرا شود، قطعاً تبعاتي خواهد داشت. بويژه درشرايطي که شهرداري منابع مالي پايداري ندارد، ناخواسته به انجام کارهايي در نقاط ديگر شهر دست مي زند. مثلاً درمنطقه 22 دست به ساخت تعداد زيادي برج مي زند که اساساً نبايد در آن منطقه ساخت و ساز بلند مرتبه انجام داد. يا تعداد طبقات سطوح مسکوني شهر را يک تا دو طبقه بالاتر مي برد. مجوز به مال هاي بزرگ هم در همين راستا توجيه مي شود. در دوره مديريت اسبق، شهرداري ادعا داشت که شبکه راه هاي اصلي که بايد در افق طرح جامع (20 سال)، اجرا مي شد را تمام کرده است!
    
     مي توانيد به يکي از مصاديق اين ساخت و سازها اشاره کنيد؟
    در دوره قبل زمانيکه قرار بود نواب (آنچه روي زمين است نه تونل) به آزادگان وصل شود، بارها و بارها به خاطر مسائل مالي و حقوقي متوقف شد. خاطرم هست زمانيکه وزير مسکن تونس در سال 77 به ايران آمده بود، وقتي نقشه يک دو هزارم نواب را ديد، تعجب کرد و پرسيد،«آيا اين پروژه اجرا شده؟» بعد اصرار به ديدن اين پروژه کرد. وقتي به نواب رسيديم، (هنوز به بهره برداري نرسيده بود) گفت اصلاً امکان ندارد چنين پروژه اي در کشور من پياده شود. چون اولاً قانون از منافع ساکنان دفاع مي کند و ثانياً اگر قرار به انتفاعي هم باشد بايد به ساکنين اين منطقه اختصاص يابد. بعدها ما در مطالعاتمان متوجه شديم که با اجراي اين طرح، حتي يک خانواده از نوابي هاي قديم هم در طرح نواب زندگي نمي کند. اصلاً يکي از دلايلي که طرح نواب به لحاظ اقتصادي و اجتماعي رد مي شد، پيش بيني همين مشکلات بود.
    
    يعني اين پروژه از هر لحاظ مردود اعلام مي شود؟
    اين پروژه در بخش دسترسي چمران به آزادگان خوب ظاهر شده و نمره 18-17 مي گيرد، اما متاسفانه تاثيرات منفي اجتماعي زيادي در منطقه ايجاد کرده است. نه تنها کيفيت زندگي را بالا نبرده که حتي بر اساس مطالعات ما عمر متوسط خانوارهايي که در نواب زندگي مي کنند، بين 3 تا 5 سال است. آمار خانه هاي مجردي بسيار بالاست. اغلب هم کارکنان دولت آنجا زندگي مي کنند و حالت اسکان موقت پيدا کرده و اين ناپايداري در محله تعريف مي شود که همين موضوع آسيب هاي اجتماعي و جرايم را بشدت در اين منطقه افزايش داده است. ببينيد وقتي پروژه اي زودتر از زمان پيش بيني شده، به پايان مي رسد، قطعاً هزينه تمام شده بيشتري هم صرف مي کند که منابع مالي بيشتري مي طلبد و براي تامين اين منابع مالي بايد، بار شهر را سنگين تر کرد.
    
    پس همه پروژه ها براساس طرح جامع يا ساماندهي يا طرح هاي مصوب، اجرا شده است؟
    خير، بخشي از اين پروژه ها مثل تونل نواب، تونل نيايش و دو طبقه کردن اتوبان صدردر هيچ طرحي ديده نشده است و جزو طرح هاي پيشنهادي آقاي قاليباف محسوب مي شود. البته تونل ها مي تواند به نوعي توجيه پذير باشد، اما دو طبقه کردن صدر به طور قطع هرگز! بويژه اينکه هزينه هاي زيادي را هم به شهر تحميل کرد.
    
    اينگه گفته مي شود در اين دوره هيچ پروژه جديدي در تهران کليد نخورده و نخواهد خورد را تاييد مي کنيد؟ آقاي نجفي هم تاکيد داشتند همين که پروژه هاي نيمه تمام به پايان برسد، کافي است؟
    خير پروژه هاي جديدي هم تعريف شده است. مثلاً درباره درياچه چيتگر، ما الان دسترسي شمالي و عبور از همت را داريم، هرچند بارگذاري هاي مسکوني اطراف درياچه که خارج از برنامه بوده مشکلات بسياري را به وجود آورده است. ادامه حکيم هم از جنوب درياچه عبور مي کند. درحاليکه شما وقتي از حکيم عبور مي کنيد، درياچه را نمي بينيد. ما در اين زمينه طرحي را به مسابقه گذاشتيم که در مرحله دوم آن 5 شرکت برنده شدند و قرار است تا يک ماه ديگر اعلام شود. اين طرح قرار است در جنوب حکيم اجرا شود. ساماندهي رود دره هاي تهران هم از ديگر پروژه هاي در دستور کار ماست. البته تغيير نگاه نسبت به برخي پروژه هاي قديمي مثل پل گيشا هم در اين دوره کليد خورده است که اينها از جنس پروژه هاي جديد محسوب نمي شوند.
    
    در زمان مديريت شما، ظاهراً بحث برداشتن پل گيشا هم منتفي شد؟
    بله، قرار بود در ابتدا، پل در قسمت بالا برداشته شود، اما با راه اندازي يک خط ايستگاه مترو، بيشترين دسترسي براي دانشجويان است و براين اساس تصميم گرفته شد تا پل رو گذر به طور کامل جمع نشود و بخشي از آن (عرشه) تبديل به يک پياده راه شود. شبيه پل طبيعت. ببينيد پل گيشا جزو پل هاي خسته تهران محسوب مي شود و در صورت جمع آوري هم قابل بازيافت نيست. بنابراين به دنبال ايده اي بوديم تا به جاي خودرو، عابران از روي پل عبور کنند که فعلاً در مرحله طراحي مجدد قرار دارد.
    
    بدون شک يکي از مهم ترين معضلات تهران درحال حاضر، نقاط متروک و بي دفاع شهري است، اين درد را چگونه مي توان درمان کرد؟
    البته از اين مناطق به عنوان مناطق نا امن و فراموش شده شهري هم ياد مي شود. مثل کارخانه سيمان ري که حتي مي توان ادعا کرد که تهران با سيمان همين کارخانه ساخته شده است. الان اين کارخانه به شکل متروک درآمده است. خب امکان تخريب چنين سازه هاي عظيمي وجود ندارد، ضمن آنکه هزينه تخريب آن به مراتب بالاتر از ساخت آن است. در دنيا هم پروژه هاي اينچنيني را يک بازطراحي مجدد با نگاه اقتصاد مبتني بر فرهنگ مي کنند.
    
     مي توانيد به چند نقطه بي دفاع ديگر شهري در تهران اشاره کنيد؟
    بله، کارخانه دخانيات، سيلوي تهران، روغن نباتي قو و برق آلستوم نمونه هاي ديگري از اين فضاهاي متروک هستند. البته تجربه مثبت اين کار هم کشتارگاه بهمن است که به فرهنگسراي بهمن با همين نگاه در دهه 70، تبديل شد. اگرچه مديريت اين مجموعه ها هم تاثير مستقيمي بر احياي اين فضاها دارد. چه آنکه فرهنگسراي بهمن زماني کانون تحولات فرهنگي و هنري تهران بود!
    
     با آمدن شما به معاونت معماري وشهرسازي، ممکن است اين پروژه ها ابتر باقي مانده و احياناً اجرا نشود؟
    به هرحال تفکرات من پشت اين طرح ها بوده و نمي توانم انکارکنم. اما همه اين ماموريت ها در دو حوزه عمران و معاونت شهرسازي قابل پيگيري است و از هم جدا نيستند. ضمن اينکه در همين معاونت (فني- عمراني) هم بعد از من پيگيري مي شود
    
     اينکه گفته مي شود 3 ماه است که در تهران هيچ پروانه جديدي براي ساخت وساز صادر نشده را تاييد مي کنيد؟
    به هيچ وجه اين حرف درست نيست. اين مجوز ندادن به اين معنا نيست که کسي براي صدور پروانه مراجعه نکرده، الان مشکلي که براي آيين نامه کنترل ساختمان به وجود آمده، در فرآيند صدور پروانه ساختماني وقفه ايجاد کرده است که آن بايد حل شود. اتفاقاً در شرايطي که تورم بالاست مثل الان، تقاضا براي ساخت و ساز هم بالا مي رود. هم اکنون قيمت املاک هم افزايش يافته است.
    
     گران شدن مصالح روي اين بازار تاثير نمي گذارد؟
    اتفاقاً وقتي قيمت تمام شده ملک افزايش مي يابد، سازنده ها هم براي ساخت و ساز تمايل بيشتري پيدا مي کنند.
    
     با توجه به وضعيت مالي شهرداري تهران و وجود بيش از 50 هزار ميليارد بدهي روي دست شهر، چگونه قرار بود پروژه هاي جديد در تهران اجرايي شود؟
    ببينيد ما در معاونت فني، حدود هزار و 400 ميليارد تومان بدهي داشتيم که حدود 800 ميليارد تومان آن مربوط به بدهي پيمانکاران و حسن انجام کارشان بود. خب معاونت فني، يک معاونت هزينه اي است و نه درآمدي! و به طور متوسط هر سال حدود 200 تا 300 ميليارد تومان براي پرداخت ديون هزينه مي شد. مهم ترين بخش هزينه اي هم به پروژه هاي نيمه تمام مثل تونل آرش- اسفنديار، تقاطع صياد-امام علي و ارتش، پل کريمخان، زير گذر يادگار امام و ادامه مسير دولت آباد اختصاص داشت. مثلاً الان پل کريمخان از يک پل موقت فلزي به يک پل دائمي ضد زلزله تبديل و به عمر مفيد آن 20 تا 25 سال اضافه شده است.
    
    اتمام پروژه تونل اسفنديار-آرش چقدر هزينه روي دست شما گذاشت و در دوره قبل چه ميزان هزينه صرف ساخت اين تونل شد؟ فکر مي کنم براي تحقق شعار شفاف سازي در اين دوره، بايد اعداد و ارقام از ابهام و حدس و گمان خارج شود؟
    بودجه سال 97 اين تونل (نقد و غير نقد) 490 ميليارد تومان تعيين شده که برآورد هزينه آن حدود 800 ميليارد تومان است. فکر مي کنم تا پايان شهريور اين پروژه به پايان برسد. ما تا الان بيش از 500 ميليارد تومان در اين دوره هزينه کرديم و براي اتمام پروژه به 80 ميليارد تومان ديگر نياز داشتيم.
    
    در دوره قبل چطور، چون حرف از 7 هزار ميليارد براي صدر و تونل نيايش بود؟
    بله تونل نيايش و صدر باهم حدود 7 هزار ميليارد تومان هزينه در برداشته که 2 ميليارد تومان آن جزو هزينه هاي تملک و آزادسازي املاک محسوب مي شود.
    اتفاقاً درباره هزينه ها هم اگرچه بارها بحث شده، اما همچنان ابهامات زيادي وجود دارد. بالاخره معلوم نيست 600 ميليارد تومان هزينه شده يا 5 هزار ميليارد تومان!
    ما هنوز که هنوز است درحال پرداخت بدهي پل صدر هستيم. اما چون پيمانکاران متفاوت بودند، نمي توان گفت دقيقاً چه ميزان بدهي باقيمانده است. به هرحال رقم بدهي ها روز به روز تغيير مي کند. البته صدر الان جزو پروژه هاي فعال نيست و پروژه ديون محسوب مي شود.
    
    به هرحال اين پروژه ها هزينه هاي سنگيني روي دست شهر گذاشته اند که مردم بايد از جزئيات آن مطلع شوند؟
    ببينيد به چند دليل پروژه هاي اجرايي در تهران گران تر از حد معمول تمام مي شود. اول اينکه در مدت زمان طولاني تمام مي شوند. دوم اينکه فهرست هزينه ها در داخل شهر گران تر از بيابان است. علاوه بر اينکه وقتي پروژه اي طولاني مي شود ضرايبي هم به آن اضافه خواهد شد. پس اين طبيعي است و به مديريت فرد خاصي هم ربط ندارد. اما اينها صرفاً قانع کننده نيست. هرچقدر بتوان پروژه ها را به سمت شفاف شدن قيمت تمام شده، نزديک کرد، مي توان گفت اين پروژه تا چه اندازه از قيمت اصلي فاصله داشته است.
    
     طرف قرار داد چند درصد اين پروژه ها بخش خصوصي است؟
    الان چيزي در حدود 70 درصد قراردادهاي پروژه هاي شهري با قرارگاه خاتم الانبياست و 30 درصد ديگر با پيمانکاران و مشاوران بخش خصوصي، خب ممکن است برخي به اين 70 درصد قراردادها ايراد گرفته و بگويند که با بخش خصوصي رقابت مي کنيد، اما قرارداد ما با قرارگاه، يک قرارداد و شامل 15-10 پروژه بود.
    
     تا زمانيکه در معاونت فني بوديد، چه ميزان از بدهي صدر به پيمانکاران پرداخت شد؟
    در آن دوره ما منابع بسيار محدودي داشتيم، فکر کنم در حدود 20 ميليارد تومان آن را توانستيم پرداخت کنيم.
    
     چه ميزان از اين بدهي به قرارگاه خاتم مربوط بود؟
    مي گويند به بيل گيتس گفتند چقدر ثروت داري؟ گفت: الان يا الااااااان! ببينيد اين پروژه ها به طور ديناميک است و شامل تعديل مي شود و قيمت ثابت ندارد و مشمول جريمه هم ممکن است، بشود.
    
    اشاره کرديد به اوج درآمدي شهرداري در سال 90، اين درآمد در آن سال ها چقدر بوده و حالا به نسبت زمان چقدر شده است؟
    اجازه بدهيد اول کمي اين روند را توضيح بدهم. بودجه نقدي در زمان کرباسچي زير 50 ميليارد تومان بود. زمانيکه او شهرداري را به شهردار بعدي تحويل داد، بودجه اش به 200 ميليارد تومان رسيد. ملک مدني، شهردار بعد از او هم شهرداري را با 550 ميليارد تحويل گرفت و بودجه هزار و 200 ميلياردي بست. احمدي نژاد بودجه دو هزار و 300 ميلياردي بست و آقاي قاليباف در آخر دوره خود، بودجه را به 17هزار و 500 ميليارد تومان رساند. اين روند نشان مي دهد بودجه در 10 سال اخير با يک شيب تند، افزايش پيدا کرده است. در سال هاي 86 تا 94 معادل همين رقم هم بودجه غير نقدي بسته شد که وقتي مي گوييم غير نقدي، يعني غير شفاف.
    
     يعني نمي توان رقم دقيق را احصا کرد؟
    خير چون در آن زمان خزانه اي وجود نداشت. يکي از اقدامات مثبت آقاي نجفي تاسيس خزانه در شهرداري تهران بود. الان همه درآمدها ابتدا در خزانه ثبت شده و سپس هزينه مي شود.
    
     چند درصد پروژه هايي که طي سال هاي اخير در تهران ساخته شده با هزينه واقعي مطابقت دارد؟ يعني انحرافي در هزينه نمي بينيم؟
    بايد در اين زمينه به پروژه هاي موردي اشاره کنم. مثلاً درباره ساخت تونل و زيرگذر آرش-اسفنديار که هم اکنون
    94 درصد پيشرفت فيزيکي داشته، فقط در بودجه 97 در بخش نقد و غير نقد 490ميليارد تومان پيش بيني شده، درحالي که برآورد هزينه 800 ميليارد تومان بوده است. همين رقم در بودجه 96هم هزينه شده است.
    
    خودتان هم اشاره کرديد 800 ميليارد تومان نه چند هزار ميليارد تومان؟ اين ارقام باهم تفاوت اساسي دارند!
    به هرحال اين سياستي است که معمولاً از سوي مشاورين پروژه ها اعمال مي شود. ابتدا هزينه را کم اعلام مي کنند اما در پايان، هزينه تمام شده با هزينه برآورد شده متفاوت مي شود. چون اگر قرار باشد صراحتاً در اين زمينه اظهار نظر کنند، هيچ پروژه اي کليد نمي خورد!
    
    ولي اين مساله موجب فساد مالي هم مي شود، به هرحال وقتي رقم شفاف اعلام نشود؛ کم و زياد هزينه ها نيز دست خود مدير پروژه است و مي تواند با سليقه خود اعمال نظر کند. آيا اين اتفاق طبيعي است؟ يعني نبايد جلوي انحراف هزينه ها را از قيمت مصوب گرفت؟
    خير، اين غير طبيعي است. اما مي تواند به دلايل مختلف رخ دهد. مثلاً وقتي خط پروژه در طول پروژه تغيير مي کند و عقب تر مي رود، وارد املاک مردم مي شود و هزينه ها تغيير مي کند. بنابراين بخشي مربوط به تغييراتي است که در مسير اجرا اتفاق مي افتد. مثلاً صدر با 700 ميليارد تومان هزينه برآورده شده توانست مجوز شوراي شهر را بگيرد، اما آنچه در اجرا تمام شد، هزينه بين 5 تا 7 هزار ميليارد تومان بود! (البته صدر و تونل نيايش باهم)آيا بهتر نبود به جاي ساخت پل صدر که در انحصار خودروهاست، خطوط مترو که به نفع مردم است، گسترش پيدا مي کرد؟
    ما مي توانستيم به جاي ساخت پل صدر، با همين هزينه دو خط مترو در اين مسير راه اندازي کنيم.
    
     درباره تونل امير کبير چطور؟
    خب بايد در تعريف پروژه ها، مطالعات دقيق تري انجام مي گرفت. براين اساس اصلي ترين ايرادي که مي توان به صدر گرفت، همين است که اجراي اين پروژه ها تا چه اندازه در شهر تاثير گذار بوده؟ يا درباره اميرکبير هم همين طور، بايد سوال کرد که اين تونل تا چه اندازه در تخليه ترافيک از منطقه بازار به سمت امام علي موثر بوده است؟ هم اکنون اين پروژه افتتاح شده، اما به بهره برداري آن طور که مورد انتظار بود، نرسيده است. مثلاً درباره صدر، همان زمان يکي از دوستانم به من زنگ زد و گفت اگر دستت مي رسد کاري کن تا در زير پل، يک خط مترو عبور کند. ببينيد اين حرف، حرف دقيقي است. مطمئناً براي تهران خط مترو بسيار تاثيرگذارتراست. در شهر انسان محور، نبايد دسترسي سوارها را توسعه داد. اينکه ما چشم اندازمان با اهداف عملياتي مان هماهنگ بوده و در حرکت باشد، انتظار معقولي از نظام مديريت شهري است.
    
     يکي از مهم ترين هزينه هايي که به شهرداري تحميل مي شود، هزينه نگهداشت شهر و پروژه هاست مثل پل هاي فرسوده و قديمي تهران! اما کسي دراين باره عددي ارائه نمي دهد چرا؟
    الان در تهران چيزي در حدود 750 دهنه پل وجود دارد، اين پل ها از ابتداي توسعه تهران ساخته شده است. خب اين تعداد، حجم سرمايه گذاري زيادي مي طلبد. اما متاسفانه فکري براي نگهداري اين توسعه نشده است. نگهداري به معناي رسيدگي، تعميرات و مانيتورينگ و عارضه هايي که ممکن است به آن وارد شود. براي همين در دوره جديد با توجه به اينکه منابع مان کم و پروژه هايمان زياد بود، به سمت خلاقيت و نوآوري رفتيم و پروژه ها را امتياز بندي کرديم.
    
    
    پيروز حناچي، معاون شهرسازي و معماري شهردار تهران در گفت و گو با «ايران»: تهران به شهر سواره ها تبديل شده است / ساخت برخي پروژه ها در تهران، ميلياردها تومان پول بي حساب را به جيب پيمانكاران ريخت
    


 روزنامه ايران، شماره 6824 به تاريخ 21/4/97، صفحه 11 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    



آثار ديگري از "حميده اميني فرد"

  ممنوعيت رانندگي در جاده ها با داشتن دو تخلف / خط قرمزهاي جديد پليس براي رانندگان متخلف ابلاغ شد
حميده اميني فرد، ايران 26/4/97
مشاهده متن    
  10 درصد تهراني ها استخرهايشان را با آب شرب پر مي كنند / زنگ خطر تنش آبي در پايتخت جدي است
حميده اميني فرد، ايران 25/4/97
مشاهده متن    
  اين خط پر حاشيه ديروز پس از 9 ماه تعطيلي افتتاح شد / 5 هزار ميليارد تومان هزينه در كام خط 7متروي پايتخت
حميده اميني فرد *، ايران 24/4/97
مشاهده متن    
  دريافت طرح ترافيك با مدارك جعلي
حميده اميني فرد، ايران 17/4/97
مشاهده متن    
  «دراكولا» كي پلمب مي شود؟
حميده اميني فرد، ايران 14/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله ايراني مطالعات مديريت
متن مطالب شماره 2 (پياپي 1102)، 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است