|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/4/21: روزگار دروازه و دروازه باني
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6880
شنبه سي و يكم شهريور ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6824 21/4/97 > صفحه 10 (تاريخ) > متن
 
      


روزگار دروازه و دروازه باني
به بهانه احياي دروازه غار تهران



    
    گروه تاريخ/ با توجه به اهميت و کارکرد دروازه ها در بافت تاريخي تهران، مديريت شهري در سال هاي اخير تصميم بر آن گرفت بخشي از اين عناصر تاريخي را احيا کند. اينک تعدادي از اين مبادي ورود و خروج به شهر در روزگار دروازه و دروازه باني را مي توان در موقعيت جغرافيايي خود ديد. آخرين بازسازي مربوط به دروازه غار در حد فاصل ميدان شوش و ميدان راه آهن است. يکي از دروازه هاي قديمي شهر تهران که در اطراف حصار ناصري قرار داشت. حصار ناصري حصاري بود که در دوره ناصرالدين شاه قاجار در اطراف شهر طهران يا به اصطلاح آن روز، در اطراف دارالخلافه ناصري کشيده شده بود. آنچه در اين صفحه مي آيد، چگونگي شکل گيري و توسعه حصار و برج و باروها، کارکردهاي اقتصادي و نظامي دروازه ها و سرنوشت دروازه هاي تهران قديم است که مي خوانيم.
    
    دروازه، بنايي که به تاريخ پيوست
    
    کيانوش معتقدي پژوهشگر هنرهاي اسلامي
    
    پس از انتخاب تهران به عنوان پايتخت ايران، چگونگي شکل گيري ساختار شهري و سپس توسعه حصار و برج و باروهاي آن، از جمله مهم ترين دستاوردهاي معماري در پايتخت نوپاي ايران بود. هرچند براساس مستندات تاريخي سابقه ساخت قديمي ترين حصار و دروازه در تهران به سده دهم هجري بازمي گردد، اما پس از انقراض دولت صفويه و در روزگار افشاريه و زنديه، به دليل درگيري ها و جنگ هاي متوالي توجهي به حصار و دروازه هاي اين شهر نشد و به مرور رو به خرابي رفتند. با آغاز سلطنت قاجار و مشخصاً با روي کار آمدن فتحعلي شاه، تعميراتي در آنها به عمل آمد و براي نخستين بار دروازه هاي تهران به يکي از عناصر کالبدي در فضاي شهر و به نمادي مهم براي پايتخت ايران بدل شدند. دروازه هاي تهران به عنوان يکي از قديمي ترين نمادهاي شهري در ايران، همواره مورد توجه پژوهشگران حوزه معماري و طراحان شهري و پژوهشگران تاريخ هنر و معماري دوره قاجار بوده است. اين دروازه ها که امروز تنها نام برخي از آنها در خاطره شهر باقي مانده، روزگاري مکان عمومي کليدي در تجربه شهرسازي ايران در آغاز راه مدرنيته بوده اند. در دوره ناصري تهران (پايتخت نوپاي ايران) مرکز قدرت سياسي، فرهنگي و اقتصادي کشور بود و تبديل به کانون مهمي براي رشد بازرگاني و مبادله کالا و خدمات شد، در نتيجه ساختار شهر بر مبناي «نظام حرکت خطي بازار» و براساس شيوه سازماندهي مسير راه هاي اصلي پيرامون شهر و خيابان هاي داخلي دستخوش تحولاتي اساسي گرديد. در اين ميان شکل گيري نظامي نوين در محل قرارگيري دروازه هاي دوازده گانه باعث شد تا ورودي هاي مرکز قدرت - که محل عبور و مرور کاروان ها، هيات هاي سياسي و اقتصادي داخلي و خارجي و مردم بودند، با سبک معماري خاص خود، به نمادي از ميزان توسعه اقتصادي و مشروعيت سياسي حاکمان بدل شود. از سوي ديگر تبيين جايگاه اين دروازه ها به عنوان بناهايي نمادين، در حالي که آستانه اي براي گذر شهروندان بودند، تداعي کننده هويت مدني و خاطره جمعي شهري تهراني ها در دوره قاجار و البته اولين نشانه براي مسافراني بود که به پايتخت ايران نزديک مي شدند.
    دروازه هاي تهران از لحاظ ماهيت کارکردي، فضايي ارتباطي به شمار مي آمدند؛ ارتباط ميان فضاي محصور شهر و محيط پيرامون، به همين جهت ساختار اين بناها خود تابع ملاحظات و سلسله مراتب کارکردي و اجتماعي ويژه اي بود. علاوه بر اين دروازه هاي تهران در دوره قاجار عاملي مهم در نظارت بر ارتباطات و حفظ انتظامات شهري و در زمان کشمکش هاي مذهبي يا سياسي وجود اين دروازه ها بسيار کارآمد بود. اما يکي از جالب ترين مشاغل مرتبط با دروازه هاي تهران، «دروازه باني» بود، چراکه اين دروازه ها بهترين محل براي وصول ماليات و عوارض از کاروان ها و تجار به حساب مي آمدند و به همين خاطر در دروازه هاي اصلي و پرتردد شهر مانند دروازه شاه عبدالعظيم، دروازه خراسان و دروازه قزوين اتاقک هاي گوشواره در داخل بناي دروازه براي اقامت دروازه بانان ساخته شده بود.
    شايان ذکر است که ماموران دروازه ها دو نوع بودند: ماموران اخذ عوارض و ماموران تفتيش کالاي قاچاق. عايدات دروازه ها به اجاره يک نفر بود که همه ساله به او واگذار مي شد، به اين معني که از طرف دروازه بانان مبلغي به عنوان اجاره به دربار پرداخت مي شد. رسمي که در بيشتر شئون حکومتي و گمرکات و هر محل درآمد مشابهي در ايران آن زمان انجام مي گرفت. هرچند امروز با بررسي اسناد و کتابچه هاي دستنويس به جامانده از ثبت و ضبط مربوط به يادداشت هاي ورود و خروج مترددين سلطنتي، بازرگانان و مردم و انواع محصولات و کالاها از دوره ناصري، مي توان ميزان درآمد برخي از اين دروازه بانان را محاسبه کرد.
    اما تهران پيش از دوره ناصري صاحب حصار و دروازه بود که از آن به حصار صفوي (طهماسبي) ياد مي شود و تا روي کارآمدن ناصرالدين شاه تعداد اين دروازه ها شش دروازه بود. در زمان، ناصرالدين شاه تهران وسعت زيادي گرفته بود و نمي توانست در حصار کوچک طهماسبي باقي بماند، لذا به دستور شاه شهر گسترش فراواني يافت. حصار قديمي تخريب و خندق جديدي با الگوبرداري از نقشه شهر پاريس بنا شد. در اين طرح توسعه، قرار شد که از سوي دروازه شميران (در مدخل پامنار) يک هزار و هشتصد ذرع و از هر يک از سه ضلع ديگر يک هزار ذرع شهر را وسعت دهند و انجام اين پروژه برعهده ميرزا حسن خان مستوفي ملقب به مستوفي الممالک صدراعظم و ميرزا عيسي تفرشي معروف به ميرزا عيسي خان وزير قرار گرفت و آنها، چند نفر مهندس را مامور ساختند تا طول و عرض خندق را معين کنند. روز يکشنبه يازدهم شعبان سال 1284 هجري قمري بيرون شهر (جايي در حدود ميدان بهارستان امروز) سراپرده شاهي برافراشتند و گروهي از رجال در آنجا گرد آمدند و شاه در موضعي که خندق را طرح ريخته بودند کلنگي که از نقره بود به دست گرفت و به زمين زد. در اين روز شهر طهران را دارالخلافه ناصري نام کردند و ميرزا محرم خليفه، مدرس زبان دارالفنون، اين بيت را در تاريخ تاسيس اين برج و باروي جديد چنين سرود:
    طبع محرم با دل شاد از پي تاريخ گفت/ جاودان با فر يزدان باد شهر ناصري
    و اينگونه شد که تمام برج و باروهاي سابق تهران از دوره صفوي خراب و خندق قديمي را پر کردند. خندق تهران را مطابق نقشه خندق پاريس به صورت هندسي مثمن ساختند. محيط شهر جديد بالغ بر بيست و دو کيلومتر شد و دوازده دروازه (احتمالا براي تبرک جستن از نام دوازده امام) بر گرد آن طراحي و ساخته شد. ساختمان اين دروازه ها به سبکي تازه با منارهايي تزئيني و پيشاني خورشيدي، با کاشيکاري هاي هفت رنگ و معرق زينت يافت.
    به اين ترتيب حصاري هشت ضلعي با دوازده دروازه به نام هاي دروازه شميران (در انتهاي پل چوبي)، دروازه دوشان تپه (در ميدان شهدا)، دروازه دولاب (در سه راه شکوفه)، دروازه خراسان (در ميدان خراسان)، دروازه شاه عبدالعظيم (در ميدان شوش)، دروازه غار (در تقاطع خيابان هاي شوش و هرندي)، دروازه خاني آباد (در محل تلاقي خيابان هاي شوش و شهيد رجايي)، دروازه گمرک (در انتهاي خيابان مولوي)، دروازه قزوين (در نزديکي ميدان قزوين)، دروازه باغ شاه (در ميدان حر) و دروازه يوسف آباد (در محل تقاطع خيابان هاي جمهوري و حافظ) براي شهر طراحي و احداث شد.
    هرچند مهم ترين کارکرد حصار، خندق و دروازه در شهرها قابليت نظامي و تدافعي است، حصار و خندق اطراف تهران در روزگار ناصري فاقد ارزش نظامي بود. در همين زمينه سفرنامه نويسان خارجي هم نظرند که هم حصار قديم (حصار صفوي) و هم حصار جديد (حصار قاجاري) که در طرح نوسازي پايتخت در 1284هجري قمري ساخته شد قابليت دفاع از پايتخت در مقابل حملات احتمالي را نداشتند، به باور لرد کرزن خندق هاي تازه و برج و باروهاي جديد اگرچه به تقليد از نقشه پاريس قبل از جنگ آلمان ساخته شدند ولي فاقد آن ارزش نظامي و دفاعي بودند. اما علاوه بر ساخت دروازه هاي جديد پيرامون شهر، ميدان توپخانه نيز به مرکز جديد تهران بدل شد. اين ميدان داراي شش دروازه بود که زيباترين آنها دروازه ناصريه (که قبل از دوازده دروازه جديد ساخته شده بود و احتمالاً الگوي آنها هم بود) و دروازه دولت بود. دروازه شمالي ميدان توپخانه از طريق خيابان دولت (يا خيابان سفرا) به ميدان مشق که محل رژه و تمرين نظاميان پايتخت بود منتهي مي شد و دروازه جنوب غربي آن از طريق خيابان الماسيه به ارگ سلطنتي و دروازه جنوبي از طريق خيابان ناصريه و شمس العماره به بازار و محلات جنوبي شهر متصل مي شد. دروازه هاي داخلي تهران نيز از نظر سبک معماري و کارکرد، اهميت زيادي داشتند که مطالعه آنها خالي از لطف نيست. خوشبختانه از ميان آن همه دروازه تنها دو نمونه باقي مانده؛ اولي دروازه قديمي ميدان محمديه، که در سالهاي اخير متاسفانه دستخوش تغييرات و تخريب هايي ناموزون شده و در بافت محله گم شده و ديگري دروازه سردرباغ ملي که نمادي باشکوه از دروازه هاي تهران قديم و نمونه اي ارزشمند از سبک معماري اواخر دوره قاجار در قلب پايتخت است. اما سرنوشت دروازه هاي تهران در دوره قاجار با به قدرت رسيدن رضاخان پايان غم انگيزي دارد. با آغاز حکومت پهلوي کليه دروازه هاي دوازده گانه تهران و البته دروازه هاي داخلي شهر در مقابل سيل مدرنيته و توسعه خيابان هاي شهر توان مقاومت ندارند و به دستور کريم بوذرجمهري، شهردار وقت تخريب مي شوند و به تاريخ مي پيوندند. هرچند که مي شد اين بناهاي زيبا حفظ شوند و خيابان کشي هاي جديد از کنار آنها عبور کنند و آنچنان که امروز در محل بيشتر اين دروازه ها ميدان يا چهارراهي شکل گرفته، بناي اين دروازه همچون يک المان شهري سرجايش باقي مي ماند.
    
    

    
    روايتي از فراز و فرود دروازه هاي ناصري
    
    منصور کرم زاده شيراني : مدرس دانشگاه و پژوهشگر معماري
    دوره قاجار بويژه عهد پنجاه ساله ناصرالدين شاه به دليل آرامش نسبي در کشور و توسعه ارتباطات تجاري، سياسي و تاسيس مدرسه دارالفنون زمينه تدريجي نفوذ معماري غربي در ايران ايجاد شد. اين نفوذ ابتدا در دارالخلافه تهران و سپس در دارالسلطنه ايالتي و دارالحکومه ولايتي ممالک محروسه ايران آن زمان ادامه پيدا کرد. در شعبان 1284 هجري قمري مطابق با آذرماه 1246 هجري شمسي و بيستمين سالگرد پادشاهي ناصرالدين شاه، توسعه تهران با طرح حصار مهندس «مسيو بوهلر» فرانسوي به سبک شهرسازي ستاره اي اروپا در مدت 10 سال اجرا شد. تعداد پنجاه و هشت باروي مثلثي شکل با خندقي به عمق تقريبي پنج متر و با دوازده دروازه و پل در روي حصار خاکي با هندسه هشت ضلعي نامنتظم ساخته شد که البته در سال 1305 هجري قمري دروازه پل راه آهن هم به جمع اين دروازه ها افزوده شد. در تعيين تعداد دروازه ها، علاوه بر نياز به دسترسي به موقعيت ها، نواحي جمعيتي يا جغرافيايي پيرامون تهران آن روزگار، به نماد و مفهوم عدد دوازده نيز توجه شده بود. وجه تسميه دروازه ها به موقعيت و دسترسي آنها بستگي داشت. به عنوان مثال، دروازه دولت در مسير تردد شاه و درباريان به کاخ گلستان، دروازه شاه عبدالعظيم در مسير شهرري و حرم حضرت عبدالعظيم حسني(ع)، دروازه خراسان در مسير خراسان و مشهد، دروازه دوشان تپه در مسير تفرجگاه شاهان يا دروازه شميران در راه منطقه شميرانات و تجريش.
    
    معماري و شهرسازي دوره قاجار
    بناي مدرسه دارالفنون (1268-1266 هجري قمري) نقطه عطف و بناي شمس العماره (1284 هجري قمري) نقطه اوجي در معماري تلفيقي ايراني و فرنگي دوران قاجار محسوب مي شود. دليل اصلي تحولات معماري را مي توان در عوامل موثري چون ارتباطات نظامي، سياسي، آموزشي و تجاري و رسانه طبقه بندي کرد. دهه 1280 هجري قمري در تهران عصر ناصري رويدادهاي مهمي در حوزه معماري، طراحي شهري و توسعه شهري ايران آن زمان رقم خورد. به ترتيب بناي شمس العماره، طرح ميدان توپخانه مبارکه و طرح گسترش شهر تهران از نقاط عطف اين دهه به شمار مي روند. هر يک از اين تحولات با تاثير از الگوهاي غربي براي نخستين بار در اين مقياس در يک شهر ايراني روي مي دادند. در ميان اين تحولات، طرح توسعه تهران، خندق، باروي و دروازه هاي دارالخلافه به تاثير پذيري از سبک شهرهاي اروپايي شکل گرفت که در نوع بزرگي و ابعاد تاثير پذيري بي نظير بوده است. ايجاد اولين خيابان، تفکيک مستقيم و شطرنجي قطعات زمين داخل شهر، نشاني از تعامل صلح آميز سنت و مدرنيسم در عهد ناصري است. متاسفانه اين الگوي رفتار در سال هاي بعد ديگر تکرار نشد و در عهد پهلوي اول در طرح توسعه معابر به صورت قهرآميز با حذف دروازه ها و ساير عناصر معماري سنتي ايران ادامه پيدا کرد.در شهر سنتي، با توجه به مقياس ارتفاعي و دورنماي شهر، دروازه ها به عنوان مدخل ورودي، با تزئينات و کاشيکاري جلوه گري مي کردند. اولين بار در تاريخ معماري و شهرسازي ايران بود که اين دروازه ها با اين طرح و سبک تلفيقي ايراني – فرنگي و با چنين شکوه و قامت ساخته شده بودند، به طوري که در طرح نماسازي دروازه هاي دولت، شاه عبدالعظيم، خراسان و دوشان تپه کتيبه هاي کاشيکاري منقش به نقاشي يا طرح شمسه در عکس هاي تاريخي به ياد مانده است. در همه دروازه ها مناره هاي تزئيني بجز در دروازه هاي دولاب و پل راه آهن اجرا شده اند.
    
    

    
    سبک معماري دروازه هاي تهران قديم
     دروازه هاي به ياد مانده يا به جا مانده تهران قديم را در سه گروه به قرار زير مي توان دسته بندي کرد.
    گروه اول: دروازه هاي دروني تهران قبل از عهد ناصري عبارتند از: 1- دروازه ارگ، 2- دروازه نو يا دروازه محمديه
    گروه دوم: دروازه بيروني تهران عهد ناصري به ترتيب اهميت، ابعاد و سبک معماري عبارتند از: 1- دروازه دولت، 2- دروازه شاهزاده عبدالعظيم، 3- دروازه خراسان، 4- دروازه دوشان تپه، 5- دروازه خاني آباد 6- دروازه شميران، 7- دروازه غار، 8- دروازه قزوين، 9- دروازه يوسف آباد، 10- دروازه گمرک، 11-دروازه باغشاه، 12- دروازه دولاب، 13- دروازه پل راه آهن.
    گروه سوم: دروازه هاي دروني تهران عهد ناصري و اواخر قاجاري عبارتند از: 1- دروازه باب همايون 2- دروازه ميدان مشق 3-دروازه باغ ملي.
    سبک معماري گروه اول ايراني سنتي؛ سبک معماري گروه دوم به سبک ايراني- فرنگي متقدّم؛ سبک معماري گروه سوم به سبک ايراني-فرنگي متاخر هستند.
    
    توصيف معماري دروازه ها
     از ويژگي هاي معماري دروازه هاي ناصري، مي توان به تناسبات هندسي نما دو به سه يا دو به پنج، رعايت سلسله مراتب فضايي در پلان شامل پل، جلوخان داخلي و خارجي، پيش طاق، درگاه و رواق و عناصر معماري شامل در، کوبه، آستانه، سکو، رَف، طاق، نگهباني و کتيبه اشاره کرد. عرض و ارتفاع و ضخامت دروازه ها متفاوت بوده است. بزرگترين ابعاد متعلق به «دروازه دولت» به عرض: 28 متر، ارتفاع: 15 متر و ضخامت: حدود 5 متر و کمترين ابعاد هم متعلق به «دروازه پل راه آهن» به عرض: 12 متر، ارتفاع:8 متر و ضخامت 5/0 متر بوده که کليه دروازه با مصالح سنتي ايراني از قبيل آجر، خشت و آجر با نماي کاشيکاري اجرا شده اند.
    
    

    
    پايان سخن
     از ميان دروازه هاي تهران قديم، فقط دروازه سردر باغ ملي و تهران نو (دروازه محمديه) به جا مانده است. بقيه دروازه ها در عهد پهلوي اول با تصويب طرح توسعه معابر تهران در سال 1312 هجري شمسي تا اجراي نقشه مصوب طرح توسعه تهران به سال 1316 هجري شمسي، توسط بلديه (شهرداري) همگي تخريب و با خاک يکسان شده اند. اينک بعد از پشت سرگذاشتن مدرنيسم و قرارگيري در مسير پيش رو، نياز به بازآفريني کالبدي و فرهنگي دروازه هاي تهران عهد ناصري ديده مي شود؛ دروازه هايي که در بدو آغازين شهر، نمادي از تلفيق و تعامل سبک معماري ايراني و فرنگي محسوب مي شدند. البته در سال هاي اخير، دروازه هاي قزوين، غار و شاهزاده عبدالعظيم توسط شهرداري نوسازي شده که متاسفانه دروازه قزوين با طرحي غير واقع اجرا شده است. حال با توجه به مطالب، مي توان چنين گفت که به نظر مي رسد با بازخواني و مطالعه به ياد مانده سبک معماري و بازآفريني فرهنگي اين دروازه ها که نماد تعامل سنت و مدرنيسم تهران قديم به حساب مي آيند ضروري تر و مهم تر از نوسازي صرف کالبدي بدون محتوا، به اصطلاح مجسمه وار و ماکت گونه آنها باشند.
    
    دروازه هاي طهران؛ شکوه تهران دوران قاجار
    
    اميرهوشنگ للهي : مدير موزه عکاسخانه شهر
    
    در مقدمه کتاب «دروازه هاي طهران قديم» پرفسور ويلم فلور ايران شناس هلندي اينگونه نوشته است: «تهران شهر زيبايي نبوده و نيست. با اين حال، در گذشته و خوشبختانه امروز، گوشه هايي از زيبايي در ميان اوضاع ملال آور و رخوت عمومي اين شهر قاجاري وجود داشته و دارد.» فلور دو نکته را به عنوان گوشه هاي زيباي تهران معرفي مي کند، يکي درختان و باغ هاي آن و ديگري دروازه هاي آن. امروزه تقريباً از هيچ کدام اين دو نکته چيزي باقي نمانده است. باغ ها و درختان به اندازه بسياري تخريب و نابود شده اند و دروازه ها نيز جز سردر باغ ملي اثري ازآنها نيست. همه در همان دوران توسعه جنون آميز شهر در روزگار پهلوي نابود شده اند و در مسير تقابل سنت و مدرنيته، اين نابودي شدت گرفته و کامل شده است. امروز نه از آن شکوه و زيبايي اين شهر در دوران قاجار چيزي باقي مانده است و نه از آن سبزي و زيبايي.دروازه هاي دوازده گانه که از ساير ساختمان ها و بناهاي اطراف شان مرتفع تر بودند و خود را به عنوان يک سازه منحصر به فرد و زيبا رخ مي نماياندند، با کارکردهاي اقتصادي و نظامي، علاوه بر نمادين بودن، هر کدام براساس مهم ترين معيارهاي معماري و هنر زمانه خود طراحي و اجرا شده اند. به اين معني که کاشي کاري هاي معقلي و هفت رنگ اين بنا ها از درخشان ترين و عالي ترين سطوح هنري دوران قاجار برخوردار بوده اند. سردر، ستون ها و مناره هاي دروازه ، مکان هايي براي کتيبه هاي خوشنويسي بوده اند. اين کتيبه ها با خط درخشان نستعليق و کوفي بنايي تزيين مي شدند و در مواردي آيات قرآن، احاديث و اسما ء الله روي آنها نقش مي بسته اند. در کنار اين، تصاويري از نبرد رستم و ديو سپيد، شير و خورشيد و... بر متن آنها نقش مي بست. مي توان دروازه ها را نمادي تمام و کمال از هنر ظريف و ملايم دوران قاجار دانست. هر کدام از 12 دروازه ، علاوه بر کارکردهايي که ذکر شد، کارکرد زيباشناسانه نيز داشته اند. درواقع مي توان اين بناها ها را که حصاري به دور شهر تهران بودند و در آستانه شهر قرار داشتند، يک حجم زيبا و غول پيکر در دوران خودشان دانست که علاوه بر کارکردهاي خاص خود، نما و چهره اي زيبا به شهر داده بودند. اوج معماري و هنرمندي ظريف و بي بديل که چشم هر رهگذري را خيره مي کردند. شايد با مفاهيم جديد بشود هر کدام شان را نمادي از يک هنر يا حجم مکان ويژه دانست. دروازه هايي که هويت هاي نمادين براي تهران بودند.
    
    روزگار دروازه و دروازه باني / به بهانه احياي دروازه غار تهران
    


 روزنامه ايران، شماره 6824 به تاريخ 21/4/97، صفحه 10 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي مهندسي
متن مطالب شماره 8 (پياپي 3108)، Aug 2018را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است