|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/4/21: شب هاي جگري تهران
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6831
شنبه سي ام تير ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6824 21/4/97 > صفحه 9 (گزارش) > متن
 
      


شب هاي جگري تهران
چرا بساط جگركي درشب هاي تهران رونق گرفته است؟

نويسنده: ترانه بني يعقوب


    
    چرا اين همه بساط جگرکي در تهران زياد شده؟ لابد شما هم متوجه شده ايد اين روزها در تهران چقدر جگرفروش و مشتري جگر داريم. کافي است نيم ساعتي توي شهر چرخ بزنيد و به مغازه ها دقت کنيد. حتماً شما هم مثل من از وجود اين همه جگر فروشي تعجب خواهيد کرد. نه فقط مغازه که اگر نصف شب ها گشتي در خيابان بزنيد هم از وجود اين همه بساطي جگري شگفت زده خواهيد شد و از خودتان مي پرسيد راستي اين همه جگر؟ چرا؟
     بياييد داستان جگر را باهم دنبال کنيم از بساط جگرکي هاي شبانه برويم به جگرکي هاي سطح شهر و بعد اتحاديه دل و جگر و قلوه تا بفهميم دليل اين همه علاقه تهراني ها به جگرخوري و راه انداختن کار و کاسبي با جگر از کجا آمده و اصلاً چه شد که يکهو اين همه جگرکي، جگرسرا و جگرفروشي در سطح شهر زياد شد.
    در اتوباني در شرق تهران هستم. ساعت از يک نيمه شب گذشته. از ترافيکي که کنار اتوبان درست شده هم راحت مي تواني بفهمي کجاها بساط جگرکي برپاست. پسر جوان يک گوشه کناراتوبان بساطش را برپا کرده. يک منقل بزرگ جلويش گذاشته و تند و تند جگرها را باد مي زند. يخچالش را کمي آن سوتر گذاشته. علاوه بر چند ميز و صندلي قرمز رنگ، روي زمين روفرشي پهن کرده تا مشتري هايش حسابي راحت باشند. مي گويد شهريار دکه جگرفروشي داشته اما نتوانسته اجاره اش را بدهد: «يعني مي داني خرج و دخل مان به هم نمي خورد اينجا هم شهرداري اذيت مي کند اما باز برايم بيشتر مي ماند. جگرها را مي دهم سيخي 2 هزار و 500، کمتر از مغازه. همه اش هم گوسفندي است حرف ندارد. بيا مزه کن؟»
    تکه جگر را در دهان مزه مزه مي کنم. مي گويد: «نگاه نکن اين همه جگرکي در شهر هست. همه شان يکي يکي تعطيل مي شوند. همين روبه رويي ما مغازه اش را گرفته 280 ميليون ماهي 10 ميليون؛ مگر چقدر درآمد دارد که اين همه کرايه بدهد؟» از دوازده شب تا چهار و پنج صبح بساطش برپاست. مي گويد بيشتر مشتري هايش پسرهاي مجرد هستند اما کم کم خانواده ها هم اين شب ها سري به بساطش مي زنند.
     پسر جوان براي خودش و دوستش 13سيخ جگر و7 سيخ خوش گوشت سفارش داده. مشتري پر و پا قرص اين بساط و ديگر جگرکي هاي شهر تهران است: «يک شب اينجا ،يک شب ميدان امام حسين، يک شب پارک وي هستم.هرجا بساط هست ما هم هستيم.» به پسر صاحب بساط سفارش مي کند خوش گوشت ها را حسابي کبابي کند. همين طور که به ماشينش تکيه زده مي گويد: «من و رفيقم هرشب کارمان است. تفريح ديگري که نداريم.» مي پرسم هر شب 20 سيخ؟ مي گويد: «بلکه هم بيشتر. گاهي بيشتر سفارش مي دهم.»
    يک زوج هم روي روفرشي زانو زده اند و جگر لقمه مي گيرند: «ما براي نخستين بار است جگر مي گيريم از اين بساطي ها. راستش مي ترسيديم تر و تميز نباشند اما يخچال و اين ها را که ديديم دل را زديم به دريا.» زن اضافه مي کند: «راستش خيلي گشنه بوديم وهر رستوراني هم رفتيم بسته بود. همه اغذيه فروشي هاي تهران بعد از ساعت 12 شب تعطيلند، مي ماند همين جگرکي ها. البته واقعاً حوصله سوسيس و کالباس را هم نداشتيم بالاخره اينها سالم ترند.»
    زير پل پارک وي و ميدان امام حسين هم چند جا بساط جگر برپاست. نازنين 37 ساله يکي از مشتري هاي پر و پاقرص بساطي هاست: «نه اينکه علاقه خاص به جگر داشته باشم اما چون تهران زندگي شبانه ندارد به نظرم همين جگرکي ها يک جوري به شهر جان داده اند. باور کنيد
     خيلي از ما که شغل مان نيمه هاي روز شروع مي شود دوست داريم زندگي شبانه پايتخت را تجربه کنيم. براي همين بارها از جنوب شهر رفته ايم پارک وي و اين ور و آن ور جگرخوري.»
     اما بشنويد از درد دل جگر فروشي هاي پايتخت. علي ستوده 40 سال است زير پل سيد خندان جگر فروشي دارد: «تعداد جگرفروشي ها خيلي زياد شده چون اين روزها راه اندازي کسب و کارهاي پردرآمد سخت است. جگرکي نياز به سرمايه زيادي ندارد. مغازه داشته باشي کاري ندارد راه انداختنش. اما اين طور نيست که همه موفق باشند همين خيابان خواجه عبدالله را برويد مي فهميد چند تا جگر فروشي بعد از چند ماه کار تعطيل شده. ماهي 12 -10 ميليون، کرايه کمي نيست. مگر چقدر درآمد داريم؟ نگهداري جگر هم کار سختي است و توي تابستان هم سخت تر. جگر هم گران شده؛ کيلويي 75 هزار تومان. يعني کسي بيايد چهار سيخ جگر بخورد بايد 16- 15 هزار تومان بدهد.» جگرها را سيخي سه هزار تومان مي دهد. گلايه مي کند که مثل قبل ديگر مشتري ندارد و بعد از 40 سال جگرکي اين روزها مجبور شده غذا هم بدهد.
     محمد نزديکي هاي ميدان انقلاب جگرکي دارد: «جگر يک غذاي کامل است و اين روزها مردم فهميده اند اين آت و آشغال هاي فست فودي فايده ندارد و جگر مي خورند. جگرکي هم که سرمايه اي نمي خواهد. اما فکر نکني ما هم کارمان سکه است، کلاً درآمد مردم کم شده. روزي 5 – 4 کيلو نهايت بفروشيم، قبلاً تا روزي 25 کيلو هم مي فروختيم. اين بساطي ها هم که کلي کار ما را از سکه انداخته اند به نفع شان است ديگر. اما مطمئن باش اين بساطي ها گوسفندي نمي دهند.»
    اميررضا شيرازي، بازرس اتحاديه دل و جگر و قلوه تهران هم در گفت و گو با ما نکات تازه اي را درباره جگر و جگرفروشي مي گويد. جالب است بدانيد اين اتحاديه 60 سال قدمت دارد و درحال حاضر در تهران بيش از هزارعضو دارد که به قول شيرازي نيمي از آنها مجوز کسب دارند و بقيه هم در دست اقدام هستند.
    او مي گويد: «قارچي رشد کردن جگرکي ها دليل اصلي اش اين است که جگرکي راه انداختن سرمايه زيادي نمي خواهد و مي شود با يک سرمايه اندک و چند تا سيخ و منقل جگرکي برپا کرد. اما خيلي از همين جگرکي ها بعد از گذشت شش ماه و يک سال پشيمان مي شوند و جمع مي کنند چون جگر گران است. ما بيشترين تعطيلي را در بخش جنوب شهر تهران داريم. در جنوب شهر به خاطر گراني مردم توانايي جگر خوردن ندارند، اما قشر شمال شهرنشين چون متمولند و درآمد بيشتري دارند جگرکي ها هم کار و بارشان بيشترمي گيرد. ما هرماه گزارش تعطيلي جگرکي هاي زيادي را در جنوب شهر داريم به جز ميدان بهمن که يک جوري بورس اين کار شده.»
    شيرازي تاکيد مي کند دغدغه اصلي اين روزهاي جگرکي ها از جمله خودش که در چند نقطه از شهر جگرکي دارد، افزايش جگرکي هاي بساط گستر است: «بساطي ها لطمه شديدي به اين صنف زده اند. جگرکي هايي که معلوم نيست از کجا آمده اند. اين بساطي ها اصلاً بهداشت مناسب ندارند و ما از مردم مي خواهيم از آنها جگر نخرند. در خيابان آب نيست و جگرهم در معرض هواي آزاد زود فاسد مي شود. اين مساله باعث مي شود ديد مردم نسبت به جگر عوض شود. ما بارها با شهرداري در اين باره مکاتبه کرده ايم، اما آنها هم مي گويند چون سطح بيکاري در جامعه بالاست خيلي نمي توانيم به آنها سخت بگيريم.»
    با همه اينها تاکيد مي کند استقبال تهراني ها اين روزها از جگر بيشتر شده بويژه در شمال شهر. او درباره نرخ مصوب و قانوني جگر هم برايمان مي گويد: «30 درصد تهراني اين روزها جگر مي خورند،70 درصد باقيمانده هم نه اينکه دلشان نخواهد بلکه به خاطر قيمتش نمي توانند استفاده کنند. در جنوب شهرآدم هايي داريم که يک سيخ و دو سيخ مي خرند و خانوادگي مي خورند. مي دانيد مردم مضرات فست فود را فهميده اند و از طرفي مي دانند جگر آهن زيادي دارد. الان نرخ يک سيخ جگر گوسفندي با 25 گرم وزن 3هزارتومان است.» اما دليل اين همه استقبال مردم از جگر گوسفندي چيست؟ او مي گويد: «جگر گوسفندي طبع گرم دارد و هرکسي مي تواند ميل کند و دل درد نگيرد اما جگر گوساله طبعش سرد است و مشکلات گوارشي ايجاد مي کند.»
     او در پاسخ به اينکه تهراني ها ماهانه چقدر جگر مصرف مي کنند، تاکيد مي کند: «آمار دقيقي نمي توان داد اما هرچه کشتار در تهران است به اضافه جگر کشتارهاي شهرستان ها در تهران مصرف مي شود. اما چون قصابي ها سراغ کشتارگاه هاي خصوصي هم مي روند در يک روز ممکن است از 50 کشتار، 50 دست جگر به دست بيايد يا از 200 کشتار، 200 دست جگر. بنابراين نمي توان آمار دقيقي داد اما آنچه مسلم است در تهران کمبود جگر داريم بويژه در فصل سرد کمبود بيشتر هم مي شود چون مصرف جگر در پاييز و زمستان بيشتر مي شود.»
     وزن متعادلي که شيرازي از آن براي سيرشدن با جگر نام مي برد 100 تا 125 گرم است يعني معادل 5- 4 سيخ جگر براي هر نفر.
    برمي گردم به بساط جگرکي شبانه، آتش منقل بزرگ همچنان برپاست و مشتري پشت مشتري از راه مي رسد. انگار کسي اهميت نمي دهد در گرماي 40 درجه ممکن است جگر فاسد نصيبش شود. سيخ هاي جگر آنقدرها تپل نيست. چند زن و مرد راحت روي روفرشي نشسته اند و جگر مي خورند. صاحب بساط تند و تند جگرها را باد مي زند و از اينکه اين همه مشتري دارد راضي به نظر مي رسد. شبانه هاي تهران ديگر با بساط جگر عجين شده.
    
    شب هاي جگري تهران / چرا بساط جگرکي درشب هاي تهران رونق گرفته است؟
    


 روزنامه ايران، شماره 6824 به تاريخ 21/4/97، صفحه 9 (گزارش)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار
    



آثار ديگري از "ترانه بني يعقوب"

  داستان غم انگيز ويزا / آيا اروپا يواشكي ايران را تحريم علمي و درماني كرده است؟
ترانه بني يعقوب، ايران 17/4/97
مشاهده متن    
  زندگي با 32 نفر شتر / پاي حرف هاي يك شتربان
ترانه بني يعقوب*، ايران 16/4/97
مشاهده متن    
  هنوز در آن خيابان قدم مي زنم / در آستانه برگزاري نمايشگاه عكس از زندگي «مرضيه ابراهيمي» قرباني اسيدپاشي اصفهان
ترانه بني يعقوب، ايران 9/4/97
مشاهده متن    
  گلي در اين تپه نمي رويد / چند روايت تلخ از حاشيه هاي ورامين و قرچك
ترانه بني يعقوب، ايران 6/4/97
مشاهده متن    
  كارمند بايد خوش قد و بالا باشد؟ / درخواست از رئيس جمهوري براي توقف آزمون استخدامي كشور
ترانه بني يعقوب، ايران 2/4/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مدرس علوم انساني ( پژوهش هاي مديريت در ايران)
متن مطالب شماره 1 (پياپي 99)، بهار 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است