|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان97/4/21: ايمان به قرآن و آثار آن
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22029
پنج شنبه 26 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 21950 21/4/97 > صفحه 6 (معارف) > متن
 
      


ايمان به قرآن و آثار آن


نويسنده: امين مهدي خاني

ايمان آوري به قرآن، زمينه بهره مندي
    قرآن، تنها کتاب آسماني است که به دور از هر گونه تحريف و تصحيف در اختيار بشر است. اين کتاب به عللي، کامل ترين کتاب آسماني در راهنمايي بشر به سوي سعادت جاودانه و ابدي است؛ چرا که مجموعه اي تمام و بي نقصي است که همه بشر در هر زمان و مکاني مي توانند از آن بهره گيرند و تضمين کننده سعادت دنيوي و اخروي بشر تا قيامت است.
    قرآن از ويژگي هاي انحصاري بهره مند است که ديگر کتب آسماني فاقد آن مي باشند. اين ويژگي هاي انحصاري به قرآن اين ظرفيت را مي بخشد تا به دور از تاثيرات زمان و مکان و اموري چون فرهنگ زمانه، بتواند يک قانون اساسي کامل و بي نقص براي تمام بشريت شود.
    البته همگان نمي توانند از تماميت قرآن بهره مند شوند. اين نقص از سوي کتاب آسماني نيست، بلکه از سوي بهره مندان قرآن است؛ چرا که قرآن داراي ظواهر و بطوني است که هر کس به مقدار ظرفيت وجودي خود از آن بهره مي برد. سطوح بهره مندي قرآن همانند سطوح رحمت الهي است که شامل رحمت عمومي و رحماني و رحمت خصوصي و رحيمي مي شود.
    کساني تنها به سطوح ظاهري قرآن دسترسي دارند و مي توانند با استفاده از ظواهر قرآني زندگي دنيوي خويش را سامان دهند و از قوانين مکتوب آن استفاده کنند و يا اطلاعاتي نسبت به زندگي و موقعيت خود به دست آورند. اما برخي از انسان ها از اين ظرفيت برخوردارند که از همه سطوح باطني قرآن نيز بهره مند شوند.
    از نظر قرآن، سعه وجودي انسان، از طريق تقوا به دست مي آيد و تقواي الهي در تمام و کمال آن يعني «حق تقاته» به شخص اجازه مي دهد تا در نهايت درک و فهم قرآني قرار گيرد و در مقام اولواالالباب از تماميت کمالي قرآن بهره مند شود. از اين رو خداوند درک تمام و کمال و بهره مندي در همه سطوح آن را به خردمنداني به نام اولواالالباب نسبت مي دهد که راسخون در علم و اهل الذکر مي باشند. (آل عمران، آيه ۷؛ رعد، آيات ۷ و ۱۹؛ و ابراهيم، آيه ۵۲)
    از نظر خداوند، آغاز بهره مندي از آموزه هاي هدايتي قرآن، داشتن فطرت سالم، عقل سليم و تقواي عقلاني و عقلي است. (بقره، آيه ۲) به اين معنا که اهل تقواي عقلاني و فطري، ازاين امکان برخوردارند تا قرآن و آموزه هاي وحياني آن را بپذيرند و به غيب در همه اشکال آن ايمان آورند و گام در راه عبوديت و سعادت اخروي از طريق عبوديت و عمل صالح بگذارند که برخي از اشکال آن نماز و زکات مي باشد. (بقره ، آيات ۲ تا ۵)
    کسي که از تقواي عقلي برخوردار مي باشد و بر فطرت و سلامت عقل باشد، با همين ابزارهاي ابتدايي و فطري خود مي تواند شناخت درستي نسبت به حقايق قرآن پيدا کرده و با قلب سالم خود نسبت به اين شناخت واکنش عاطفي و احساسي نشان دهد و ايمان را در خود تحقق بخشد.
    بنابراين، اولين گام در بهره مندي از حقايق قرآني، ايماني است که اين گونه در جان و روح و روان آدمي شکل مي گيرد. با ايمان به قرآن و حقايق آن است که شخص از رحمت رحماني و رحيمي به طور کامل بهره مند خواهد شد. البته درصد بهره مندي، مبتني بر سطوح ادراکي شخص است و سطوح ادراکي هر کسي با توجه به ميزان صيقل يافتن جان آدمي مي باشد. به اين معنا که هر چه تقواي آدمي افزايش يابد و به مقام عصمت نزديک شود، قلب آدمي به عنوان محور ادراکي ، تجليات حقايق را بيشتر و کامل تر به نمايش مي گذارد و مي تواند بهره اي کامل تر از حقايق هستي از جمله حقايق قرآني ببرد.
    به هر حال خداوند در آياتي از جمله ۴ و ۴۱ و ۹۱ و ۱۳۶ و ۲۸۵ سوره بقره و ۸۴ سوره آل عمران و ۱۳۶ سوره نساء و مانند آن، بر لزوم ايمان به قرآن براي بهره مندي از حقايق آن تاکيد مي کند.
    خداوند در آيات بسيار ديگر همگان حتي اهل کتاب(مائده، آيات ۶۵ و ۶۶ و نساء، آيه ۴۷) و جنيان (احقاف، آيات ۲۹ تا ۳۱ و جن ، آيات ۱ و ۲ و ۱۳) را به ايمان آوري به قرآن براي بهره مندي از آن دعوت مي کند تا با پياده کردن آن در همه شئون زندگي خود، خدايي شدن و ربوبي گشتن را تجربه کنند.
    
    آثار ايمان آوري به قرآن
    براي اينکه تاثير و نقش ايمان آوري به قرآن را در همه ابعاد زندگي بشر تبيين کنيم، در اينجا به تبيين آثار ايمان آوري توجه داده مي شود تا دانسته شود که ايمان آوري و ترک آن تا چه اندازه در صعود و سقوط انسان نقش ايفا مي کند.
    چنانکه گفته شد، ايمان آوري، دريچه اي به سوي فهم، حقايق هستي است. اين فهم ،خود مهم ترين بستر براي حرکت هاي کمالي بشر است. البته به نظر مي رسد که قرآن نقش چندگانه اي را ايفا مي کند. به اين معنا که هم بستر حرکت و هم ابزار حرکت و هم هدف حرکت است. اين نقش هاي چندگانه قرآن، به دليل ظرفيت بي پايان و بي نظير آن است؛ چرا که قرآن عمل خداوند است و چون خداوند بي نهايت است، عمل خداوند نيز بي نهايت است؛ زيرا «کل يعمل علي شاکلته؛ هر کسي بر پايه شاکله وجودي خود عمل مي کند. (اسراء، آيه ۸۴)
    البته همه موجودات هستي، عمل خداوند هستند و از اين ظرفيت بي نهايتي برخوردار مي باشند، ولي بايد توجه داشت که ظرفيت قابل نيز مي بايست به گونه اي باشد که بي نهايتي فاعل را بر تابد. از اين رو همه نمي توانند پذيراي بي نهايتي فاعل باشند. بر همين اساس است که خداوند گاه در آيات قرآن، کاري را به طور مستقيم به خود نسبت مي دهد تا روشن شود که قابليت قابل و ظرفيت پذيرايي آن بالا است. از اين دسته مي توان به نسبت روح انسان به خود اشاره کرد که مي فرمايد: نفخت فيه من روحي (ص ، آيه ۷۲ و نيز حجر، آيه ۲۹)، تا معلوم دارد که روح انساني از ظرفيت بالايي برخوردار مي باشد و مي تواند حامل و قابل همه اسماي الهي باشد و در مقام خلافت و مظهريت ربوبيت بنشيند.
    بنابراين، قرآن از اين ويژگي برخوردار است که ظرف بي نهايتي خداوند باشد. لذا قرآن را انسان مکتوب دانسته اند. به اين معنا که شکل مکتوب انسان، همان قرآن است. به سخن ديگر، اگر حضرت محمد(ص) اشرف و اکمل انسان هاست، قرآن نيز اشرف و اکمل همين وجود در شکل کتاب و لفظ است. به اين معنا که اگر حقيقت محمدي(ص) را تنزل دهيم و به شکل مکتوب و ملفوظ ارائه دهيم، همان حقيقت قرآني خواهد بود.
    از همين جا مي توان دريافت که قرآن ناطق، برتر از قرآن صامت است. به اين معنا که پيامبر(ص) و نفس ايشان حضرت اميرمومنان (آل عمران، ايه ۶۱) برتر از قرآن مکتوب و صامت مي باشند و اگر جايي قرآن ناطق سخن مي گويد، کسي نمي تواند به قرآن مکتوب استدلال آورد و آن را عليه قرآن ناطق، حجت قرار دهد؛ زيرا مثل قرآن ناطق به قرآن صامت همانند پليس راهنمايي با چراغ راهنمايي است. وقتي پليس در سر چهار راه ايستاده و فرمان مي دهد، استدلال کردن به چراغ و حرکت بر اساس آن، نادرست و باطل است.
    به هر حال، درصد بهره مندي هر شخص از قرآن، مبتني بر سطوح ادراکي شخص است که ارتباط تنگاتنگي با مسئله تقواي قلوب، سلامت آن و عقل و ايمان آوري دارد. هر چه قلب شفاف تر، عقل تيزتر، ايمان قوي تر و استوارتر باشد، حقايق قرآني جلوه گرتر خواهد بود و شخص بهره اي بيشتر از قرآن مي برد و همه مقامات انساني را مي تواند با حبل الله يعني قرآن ناطق و قرآن صامت يعني کتاب الله و عترتي طي کند. از اين رو خداوند دستيابي به مقاماتي چون مقام صابران، شاهدان، صالحان، محسنان و مانند آنها را مبتني بر ايمان به قرآن ناطق و صامت دانسته است. (مائده، آيات ۸۳ تا ۸۵؛ آل عمران، آيه ۳۱ و نيز حشر، آيه ۷ )
    به سخن ديگر، رستگاري حقيقي و واقعي جز به ايمان به قرآن ناطق و صامت شدني نيست و هر کسي راهي ديگر برگزيند و فقط به يکي از اين دو بياويزد، به حقيقتي نرسيده است، چه رسد که به رستگاري دست يابد. از اين رو خداوند بارها بر جدايي ناپذيري قرآن ناطق و صامت تاکيد مي کند و اطاعت از قرآن ناطق و پيامبر(ص) را عين اطاعت قرآن صامت و خدا مي شمارد. (آل عمران ، آيات ۳۲ و ۱۳۲؛ نساء، آيه ۵۹؛ مائده، آيه ۹۲؛ انفال، آيه ۱، ۲۰، ۶۴؛ نور، آيه ۵۴)
    ايمان آوري به قرآن آثار بسياري در زندگي دنيوي و اخروي دارد؛ از جمله اينکه زمينه اي براي حق شنوي (نمل، آيات ۸۰ و ۸۱ و نيز روم، آيه ۵۳)، حق پذيري و تسليم شدن در برابر آن(نمل، آيه ۸۱)، درک صحيح و فهم درست از مسائل زندگي (همان) و استفاده از معارف و حقايق (روم، آيه ۵۳) مي شود. به اين معنا که ايمان آوري به قرآن، انسان را در مسير درست قرار مي دهد و از هر گونه انحراف و کژي در فهم مسائل روزمره زندگي و حقايق دنيا و مسائل آن حفظ مي کند.
    خداوند در آيات ۱ و ۱۴ سوره جن ايمان به قرآن را مايه نيل به رشد و کمال مطرح مي کند و اين را مختص انسان ها نمي داند بلکه حتي جنيان نيز مي توانند با استفاده از قرآن به رشد و کمال شايسته و بايسته خود برسند.
    فراواني نعمت (مائده، آيه ۶۶) جلب رحمت الهي (انعام، آيه ۵۴ و اعراف، آيات ۵۲ و ۲۰۳ و آيات ديگر)، سبقت و سرعت در خيرات (مومنون، آيات ۵۸ و ۶۱) و خوشخويي با مردم و پيش دستي در سلام (انعام، آيه ۵۴) از ديگر آثار ايمان آوري به قرآن است.
    انساني که به قرآن ايمان آورد، در تمامي افعال خير مشارکت دارد و به اعمال عبادي و کارهاي صالح اهتمام مي ورزد و هيچ گاه کارهاي خير عبادي و عملي را ترک نمي کند. از اين رو خداوند از نشانه هاي ايمان آوري به قرآن را مراقبت بر نماز و اهتمام بر آن (انعام، آيه ۹۲) و انجام کارهاي نيک و خير و سبقت در آن (مومنون، آيات ۵۸ و ۶۱) بر مي شمارد.
    ايمان آوري به قرآن، به معناي پذيرش هدايت الهي و رهايي از خسران ابدي است که انسان به سبب هبوط در دنيا گرفتار آن شده است. کسي که به قرآن ايمان آورد و در مسير هدايت الهي قرار گيرد (جن، آيات ۱۳ و ۱۴ و بقره، آيات ۴ و ۵ و اعراف، آيه ۲۰۳) در يک فرآيندي از زيان ابدي رهايي مي يابد و با رنگ خدايي گرفتن (بقره، آيات ۱۳۶ و۱۳۸) متاله و در نهايت رباني مي شود و خلافت تمام و کمال الهي را به عهده مي گيرد.
    
    عوامل و موانع ايمان آوري به قرآن
    اما پرسش اساسي اين است که چه عواملي موجب ايمان آوري يا مانع از آن مي شود؟ خداوند در آياتي به اين پرسش پاسخ داده است.
    چنانکه پيشتر گفته شد، مهمترين عامل در ايمان آوري بقاي انسان بر فطرت سالم و عقل سليم و قلب پاک يعني همان تقواي الهي و فطري است که از آن به تقواي عقلي و عقلايي نيز تعبير مي شود. خداوند بارها بر مسئله تقوا به عنوان کليد شناخت حق از باطل، درک وفهم حقايق و عمل و ايمان به آن تاکيد کرده است. تقواي الهي از نظر خداوند عامل ايمان به حقيقت از جمله حقيقت قرآن است (نمل، آيه ۳۰) و رعايت تقواي الهي است که زمينه ساز بهره مندي از قرآن و هدايت آن مي شود. (بقره، آيه ۲ و نيز آيات ۴۰ و ۴۱)
    در مقابل، هر گونه بي تقوايي، فسق ، گناه و رفتارهاي نابهنجارعقلاني چون عدم وفا به عهد و پيمان ، مهم ترين مانع جدي در ايمان آوري به حقايقي چون حقيقت خداوند و قرآن و آخرت است. (مائده، آيه ۵۹ )
    بر همين اساس، خداوند درباره موانع ايمان آوري به اموري چون ظلم و ستم ، شرک و کفر (بقره، آيات ۴۰ تا ۴۲) پرهيز از کتمان حق (همان)، دوري از سوداگري با دين و حقيقت(همان)، اجتناب از اختلاط حق و باطل(همان) و مانند آن اشاره مي کند؛ چرا که همه اينها نشانه هاي بي تقوايي عقلاني و شرعي است.
    کساني که در برابر حق فروتني داشته باشند و از روحيه استکباري برخوردار نباشند (مائده، آيات ۸۲ و ۸۳ و نيز نحل، آيات ۲۲ تا ۲۴) مي توانند از حقيقت قرآن استفاده کنند.
    از آنجايي که خداوند ملازمه اي جداناپذير ميان علم و تقوا برقرار مي کند (بقره، آيه ۲۸۲) مي توان دريافت که بهره مندي از قرآن ارتباط تنگاتنگي با علم برخاسته از تقوا دارد (اسراء، آيات ۱۰۶ و ۱۰۷)
    از نظر خداوند، تشخيص حق از باطل و فرقان و جداسازي آنها (طلاق، آيه ۲۹) بصيرت و علم (بقره ، آيه ۲۸۲) ملازمه تنگاتنگي با تقوا دارد. بر اين اساس، همه عوامل را مي بايست در تقوا و همه موانع را مي بايست در بي تقوايي جست. از اين رو گفته مي شود، هدايت و بهره مندي از همه حقايق هستي مبتني بر تقوا مي باشد.
    ايمان به قرآن و آثار آن
    


 روزنامه كيهان، شماره 21950 به تاريخ 21/4/97، صفحه 6 (معارف)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 19 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Iranian Heart Journal
شماره 3 (پياپي 1903)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است