|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق97/4/21: چرا «مريم ميرزاخاني» ها در جهان كمياب اند؟
magiran.com  > روزنامه شرق >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3403
دو شنبه 26 فروردين 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3192 21/4/97 > صفحه 8 (علم) > متن
 
      


چرا «مريم ميرزاخاني» ها در جهان كمياب اند؟


نويسنده: سارا ايزديار، علي هاديان

اين واقعيت كه دانشمندان زن در جهان بسيار كمتر از مردان اند، بارها اندازه گيري و به خوبي مستندسازي شده است. در سال 1393 فقط چهار درصد از فيزيك دان هاي پر استناد خانم بوده اند. در شيمي و فيزيك و اقتصاد مجموعا فقط يك درصد از برندگان جايزه نوبل زن بوده اند. اين در گام نخست روشن مي كند مريم ميرزاخاني چه بانوي بزرگي بوده كه جايزه فيلدز، يعني بزرگ ترين جايزه ممكن، را در رياضيات گرفته است. ولي ريشه اين واقعيت چيست؟ چرا امثال مريم ميرزاخاني در جهان كمياب اند؟ چه مي شود كه خانم ها به قله هاي علم نمي رسند؟ فيلسوفان و روان شناسان و جامعه شناسان در اين مورد قلم ها فرسوده اند و فهرستي از عوامل اجتماعي و اقتصادي و فرهنگي از ايشان در دست است كه هم ريشه ها را نشان داده و هم راه حل ارائه كرده اند. بد هم نيست و وضع در سراسر جهان از اين نظر سرجمع رو به بهبود است. اما علم در اين حوزه حرفي اساسي دارد. مانند ساير موارد اينجا هم علم احتمالا غافلگيرتان مي كند.

قصه از آنجا آغاز مي شود كه درمي يابيم دوجنسي بودن يك گونه قانون طبيعت نيست. گونه هاي تك جنسي بسيارند. از انواع مارمولك و كرم و مار و ماهي گرفته تا موجودات تك سلولي، بسياري گونه ها پيدا مي كنيد كه تك جنسي اند و همه آنها ماده اند. مثلا يك گونه مارمولك كوچك تك جنسي را در نظر بگيريد. اين طور نيست كه نصف مارمولك ها ماده باشند، نصف شان نر. همه مارمولك هاي گونه ماده اند و تخم مي گذارند و نوزادان كپي ژنتيكي مادرشان هستند. جهش هاي ژنتيكي تصادفي در زادگان صفات جديد به وجود مي آورد و انتخاب طبيعي همچنان دست اندركار است و تكامل به طور معمول پيش مي رود و گونه كاملا موفق بوده و از شرايط محيطي و عوامل بيماري زا عبور كرده و ميليون ها سال دوام آورده است.

حيات روي زمين حدود چهار ميليارد سال پيش با موجودات تك سلولي شروع شده است. از آن به بعد فرايند تكامل حدود سه ميليارد سال با موفقيت و بر پايه توليدمثل غيرجنسي پيش رفته و موجودات زنده پرسلولي را پديد آورده است. نسل جديد همواره نسخه شبيه سازي شده از نسل قبل است و تمامي اعضاي گونه توليدمثل مي كنند و مهم ترين اولويت گونه ها انتقال ژن ها به نسل بعد است. فقط موجوداتي زنده مي مانند كه بتوانند مواد ژنتيكي خود حاوي اطلاعات لازم براي توليدمثل را به نسل بعد منتقل كنند. پس اينجا قانوني بنيادي بر فرايند تكامل حاكم است. هر موجود زنده اي بر اثر شرايط محيطي به سويي تكامل يافته كه ژن خودش را به نسل بعدي منتقل بكند؛ يعني واحدهاي بنيادي در تكامل ژن هايي هستند كه تمام تلاش شان را مي كنند تا به نسل بعد منتقل شوند. اگر ژني به اندازه كافي خودخواه نباشد حذف مي شود و در نسل هاي بعد ديده نخواهد شد.

توليدمثل كنندگان دوجنسي سه ميليارد سال بعد از شروع حيات پديدار شده اند. در گونه هاي دوجنسي كم و بيش نصف ژن ها از ماده و نصف ديگرشان از نر به زادگان مي رسند. گونه به دو جنس تفكيك مي شود: آنهايي كه تخمك توليد مي كنند، ماده و آنهايي كه اسپرم توليد مي كنند نر هستند. اسپرم ها چيز زيادي ندارند جز نيمي از ژن ها، ولي تخمك حاوي تمام مواد لازم براي تقسيم سلولي است و فقط نصف ژن ها را كم دارد تا كامل بشود و شروع به تقسيم بكند و بشود نمونه اي از والدينش. ولي چرا طبيعت چنين راهي در پيش مي گيرد؟ در حالي كه همه چيز در گونه هاي تك جنسي به خوبي پيش مي رود، پس چرا جنسيت وجود دارد؟ نرها توليدمثل نمي كنند و اغلب در پرورش زادگان سهيم نمي شوند. آيا نرها واقعا لازم اند؟ با توجه به كارايي توليدمثل غيرجنسي، چرا ماده ها بايد فرايند پيچيده توليدمثل جنسي را تحمل كرده و فقط 50 درصد از ژن خودشان را منتقل بكنند؟ اين يكي از مهم ترين سوالات زيست شناسي از ديرباز است.

توليدمثل دوجنسي مزيتي دارد كه در گونه هاي تك جنسي نيست. چون مواد ژنتيكي والدين با هم تركيب مي شوند هر يك از زادگان ساختار ژنتيكي منحصر به فردي دارند كه قلعه اي يكتا در مقابل حمله عوامل مهاجم مثل ويروس ها و باكتري ها و انگل ها است. در تك جنسي ها اگر عاملي به گونه حمله بكند مي تواند گونه را منقرض كند؛ چرا كه ساختار ژنتيكي همه تقريبا يكسان است. ولي در توليدمثل كنندگان جنسي هريك از زادگان مواد ژنتيكي منحصربه فردي دارند و سد جداگانه اي در برابر عوامل بيماري زا هستند. اين بهترين دفاع در برابر تكامل سريع دشمنان است. در دنيايي پر از انگل و ويروس و باكتري و شكارچي و گونه هاي رقيب كه همگي در حال تكامل اند، اگر يك گونه لحظه اي از تكامل باز ايستد، در مقابل اين همه خطر و تهديد محكوم به فناست. تنوع ژنتيكي زادگان و ساير مزيت هاي تكاملي موجب شده گونه هاي دوجنسي پديد آيند و تا گونه ما ادامه بيابند و الان بعضي از ما مرد باشيم برخي زن.

ولي اين نوع تقسيم وظيفه تبعاتي داشته و وظايف تكاملي دو جنس را جدا كرده است. اسپرم كوچك است و مي تواند به تعداد زياد توليد بشود، اما تخمك بزرگ است و ماده فقط مي تواند تعداد محدودي توليد بكند. اگر ماده اي به تعدادي كه نر اسپرم توليد مي كند، تخمك بسازد ممكن است وزن آنها از وزن خودش بيشتر بشود. تخمك كمتر به معني احتمال كمتر براي انتقال ژن هاست. بنابراين وظيفه تكاملي ماده اين است كه تخمك هايش را با بهترين اسپرم موجود بارور بكند؛ يعني ماده هايي كه ژن هايشان چنين رفتاري در آنها ايجاد بكنند آن ژن ها را به نسل بعد منتقل مي كنند و ماده هاي نسل بعد هم همين خصوصيت را خواهند داشت. وظيفه تكاملي نرها هم اين است كه بيشترين تخمك ممكن را بارور بكنند. با فرايند جهش و انتخاب طبيعي در طي نسل ها ماده ها و نرهايي مي مانند كه هر يك در كار خود متخصص اند. بقيه حذف مي شوند. پس توليدمثل جنسي تا اينجا مستلزم سخت گيري و دقت نظر ماده ها در انتخاب جفت و دست و دل بازي نرها در جفت گيري است. بدين ترتيب گونه هاي دوجنسي شكل مي گيرند كه در آنها توليدمثل توسط يك عضو تنها ميسر نيست و حاصل رابطه اي بين يك نر و يك ماده است و اينجا سرآغاز رابطه پيچيده بين دوجنس مختلف در گونه هاي دوجنسي است.

انتخاب طبيعي حالا به شكل انتخاب جنسي ظهور مي كند؛ يعني صفاتي انتخاب مي شوند كه نه به بقاي جاندار بلكه به بيشترين نرخ توليدمثل منجر بشوند. نرها رقابت مي كنند كه در وهله اول بهترين ماده موجود و در وهله دوم بيشترين تعداد ماده را بارور كنند. برخلاف ظاهر، رقابت و جنگ نرها نيست كه گونه را به پيش مي راند بلكه موتور محرك تكامل انتخاب ماده هاست. اگر ماده ها به صفتي در نرها تمايل نشان بدهند كه علامتي مشخص از ژن هاي سالم و قوي آنهاست، آن ويژگي در گونه گسترش مي يابد و تقويت مي شود و حتي ممكن است به صورتي اغراق آميز درآيد. دم بلند طاووس نر، شاخ هاي بزرگ گوزن و لكه هاي رنگارنگ حشرات به همين ترتيب تكامل يافته اند. آنها از طرف ماده ها به عنوان علامت سلامتي و قدرت توليدمثل و ژن بهتر تلقي شده اند و بنابراين در طول نسل ها، ژن هاي جهش يافته اي كه اين صفات را تقويت كرده اند، در جمعيت گسترش يافته و به نسل هاي بعد منتقل شده اند. بعضي دانشمندان مي گويند همين پديده يعني توجه ماده ها به قابليت هاي ذهني مانند حافظه و قدرت حل مسئله، باعث شده مغز ما بيش از آنچه براي بقاي ما لازم است، بزرگ بشود و به جايي برسد كه ما را به ماه ببرد. همه اينها پيامدهاي منطقي روش هاي مختلف توليدمثل است در نرهايي كه اسپرم كوچك و بي شمار توليد مي كنند و در ماده هايي كه تخمك بزرگ و كم شمار دارند.

اما هدف فقط داشتن فرزند نيست بلكه زادگان بايد آن قدر زنده بمانند كه بتوانند توليدمثل بكنند. گاهي اين امر به توجه و مراقبت هايي نياز دارد كه به اندازه خصوصيات جسمي مهم اند. براي بعضي گونه ها احتمال بقاي فرزندان بالا مي رود اگر يك ماده جفتي را انتخاب كند كه پيش او بماند، به جاي آنكه ژن هاي بهتري داشته باشد. چند صد ميليون سال فرايند تكامل در گونه هاي دوجنسي به جايي مي رسد كه در بعضي جانداران نياز زادگان به مراقبت هاي والديني آن چنان افزايش مي يابد كه از عهده تنها يكي از والدين خارج است. اين گونه ها يا بايد حذف شوند يا تك همسر بشوند. يعني نر و ماده هر دو از زادگان مراقبت بكنند. اين يك راه حل اجتماعي براي يك مسئله زيستي است. اگر در زمان مناسب جهش هاي لازم براي برخورداري از چنين صفاتي روي بدهد، گونه جان سالم به در مي برد وگرنه حذف مي شود. براي طبيعت حذف گونه ها اصلا مهم نيست و هيچ ناراحت نمي شود؛ چون تا به حال 98 درصد گونه هايي كه روي سياره پديد آمده اند، منقرض شده اند. وظيفه تكاملي ماده ها علاوه بر جلب توجه نرها تشخيص علائم تعهد در آنهاست. ماده ها به روش هايي مجهز مي شوند كه علاوه بر تشخيص و جلب توجه بهترين نرها، بتوانند نرهاي متعهد را تشخيص بدهند. نرهايي كه بعد از جفت گيري از فكر ماده هاي همسايه بيرون بيايند و اطراف لانه بمانند و براي زادگان منابع تهيه كنند. وظيفه تكاملي نرها رقابت با ساير نرها و جلب توجه ماده هاست. اينجا موضوع فريب كاري و خيانت هم پيش مي آيد كه جنبه اي ديگر از رفتار پيچيده اين گروه از گونه ها چه در نرها و چه در ماده هاست و در اين مقاله نمي گنجد. موضوع عشق را هم همين دور و بر مي توان جست.

نوزاد انسان هم هنگام تولد بسيار وابسته به مراقبت والدين است. انسان هم گونه اي دوجنسي و احتمالا حداقل به طور خفيف تك همسر است. پيشرانه تكاملي زنان زادآوري و پرورش زادگان است. وظيفه تكاملي مردان جلب توجه جنس مخالف است. اينكه ما بعدا قدرت تفكر پيدا كرديم و الان مي توانيم به جنبه هاي مختلف رفتار خودمان فكر كنيم و رفتار انساني را تشخيص بدهيم و اخلاقي رفتار كنيم، تغييري در نهاد تكاملي ما نمي دهد و اين سرشت زير تمام احساسات و تفكرات و انگيزه هاي ما نشسته و بر آنها اثر مي گذارد. نقش تكاملي خانم ها در گونه ما اين است كه مردي با بهترين شرايط جسمي و بالاترين توان ذهني و برترين موقعيت اجتماعي انتخاب كنند تا كودكان شان از بهترين ژن ممكن برخوردار باشند. به علاوه مرد مورد نظر بايد قابل اطمينان و متعهد هم باشد تا بشود به او اعتماد كرد كه در لانه مي ماند و منابع مي آورد و شرايط براي رسيدن زادگان به سن بلوغ و توليدمثل فراهم مي شود.

به اين ترتيب در خانم ها انگيزه هاي تكاملي در عميق ترين سطح براي رقابت شديد و دستيابي به قله هاي پيشرفت و افتخار اجتماعي از آنچه در مردان تعبيه شده، كمتر است. از نظر زيستي موفقيت زنان، توليد زادگاني با بهترين ژن ممكن و نگهداري از آنان به بهترين شكل ممكن با كمك پدرشان است. البته تفاوت هاي فردي به حدي زياد است كه نمي توان تك تك زنان را با يكايك مردان مقايسه كرد. از شناخت كنوني ما درباره سرشت تكاملي زن و مرد فقط مي توان نتايج آماري گرفت كه به هيچ وجه در سطح فردي اعتبار ندارد. ضمنا گونه ما واجد مغزي بزرگ است كه با قسمت هاي قديمي تر مغز برهمكنش دارد. هنوز مكانيسم دقيق اين تاثير و تاثر روشن نيست، ولي مي دانيم كه ما يكسره مقهور تمايلات تكاملي قديمي نيستيم. با اين مغز بزرگ واجد انديشه شده ايم، ارزش هاي انساني را درك مي كنيم، در گروه هاي بزرگ زندگي مي كنيم و مدام مي كوشيم اشكالات موجود در روابطمان را كاهش بدهيم، وظايف اجتماعي مان را دقيق تر بفهميم و با هم همكاري بكنيم. اگرچه بايد يادمان باشد همه اينها هم ناشي از فرايند تكامل ماست. اين است كه فهم انگيزه هاي تكاملي در زنان و اينكه آنها به صورت آماري و در مقياس بزرگ براي بعضي كارها انگيزه كمتري حس مي كنند، اين معني يا نتيجه را نمي دهد كه قابليت ذهني و هوش شان يا مهارت هايشان يا توانايي هاي آنها از مردان پايين تر است.

ما فقط نتيجه مي گيريم كه يك زن بايد مراقب انگيزه هاي تكاملي خودش باشد. از قدرت انديشه و آن اصول انساني كه درك مي كند پيروي كند كه به او مي گويند بايد مانند هر فرد ديگري در جامعه مستقل باشد و سهم خود را ادا و استعدادهايش را شكوفا كند و دائم به فكر شاهزاده اي با اسب سفيد نباشد كه «بيايد علف خستگي ام را بچرد». فكر كنيد مريم ميرزاخاني در اين خيال بود كه مرد روياهايش را بيابد كه او را به كاخ آرزوهايش ببرد. آن وقت چنين كسي را نداشتيم كه الان در سطح جهان هر كجا حرف از فاصله جنسيتي در علم هست، نام او را مي برند. قشر مخ ما كه با آن مي انديشيم، بسيار پيشرفته است و مي تواند مقهور تمايلات تكاملي قديمي ما نشود. همان طوركه زناني چون مريم ميرزاخاني تسليم نشدند. اين درباره مردان هم صادق است، ولي تا اين مرحله از علم به نظر مي رسد براي زنان بسيار سخت تر باشد؛ چراكه تمايلات تكاملي مردان ظاهرا به آنچه ما اصول انساني مي خوانيم، نزديك تر است

چرا «مريم ميرزاخاني» ها در جهان كمياب اند؟


 روزنامه شرق، شماره 3192 به تاريخ 21/4/97، صفحه 8 (علم)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه جغرافياي طبيعي
متن مطالب شماره 42، زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است