|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه شرق 97/4/21: بازگشت داروفروشان به ناصرخسرو
magiran.com  > روزنامه شرق  >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 3264
چهار شنبه 18 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2387
magiran.com > روزنامه شرق > شماره 3192 21/4/97 > صفحه 13 (جامعه) > متن
 
      


بازگشت داروفروشان به ناصرخسرو


نويسنده: سميرا حسيني


    
    از متروي امام خميني شروع مي شود؛ هنوز چند صد متر تا ناصرخسرو باقي مانده است. از راه نرسيده، مرد جواني با اشاره و تکان دادن سر و لب هايش مي گويد: دارو... دارو...؛ با چشمانش من را دنبال مي کند و منتظر اشاره و حرکتي است تا سوال بعدي را بپرسد؛ «چي مي خواي؟». ضلع جنوب ميدان توپخانه جلوي درِ متروي امام خميني رديف ايستاده اند. از 15 نفر بيشترند و با چهره هايي آفتاب سوخته، براي هر رهگذري زمزمه مي کنند «دارو... دارو...». اگرچه مسئولان وزارت بهداشت بارها اعلام کرده اند کمبود دارويي در کشور وجود ندارد، اما بازار داغ دلالان دارو بيانگر چيز ديگريست و اين روز ها کار داروفروشان غيرقانوني به دليل تغييرات نرخ ارز و تاثيرات آن بر واردات دارو، بار ديگر رونق گرفته و دلالان اين کالاي اساسي را به پاتوق هميشگي شان يعني خيابان ناصرخسرو کشانده است. آزادانه، بدون ترس و به قول خودشان در کمترين زمان و تضمين شده، انواع قرص ها، داروها و آمپول هايي را که حتي در داروخانه هاي تخصصي نيز ناياب شده و دست بيماران خاص نيز از آنها کوتاه است، به دستتان مي رسانند و اگر فروشنده دارو باشيد، فهرستي بلندبالا برايت رديف مي کنند و قول مي دهند درآمد خوبي از اين راه کسب خواهي کرد. به قول قديمي ها، از شير مرغ تا جان آدميزاد را اينجا مي توان پيدا کرد؛ کافي است فقط سري به اينجا بزنيد. مردان سر هر کوچه و گذري ايستاده و زير لب يک کلمه را زمزمه مي کنند؛ «دارو». دنبال مشتري اين سو و آن سو مي چرخند و حواسشان به هر تازه واردي که مي آيد، است و زيرچشمي آنها را مي پايند.
    از مترو خارج مي شوم؛ از ميان دلالان، مردي تقريبا 50ساله نزديک مي شود؛ «دارو... دارو...». مي گويم براي يکي از بستگانم که بيماري قلب دارد، داروي وارفارين مي خواهم.
    -«چند بسته مي خواي؟»
    _ دو بسته
    تلفن همراه را از جيب شلوارش بيرون مي آورد، تماس مي گيرد و بعد از کمي مکث، به کسي که آن طرف خط است مي گويد «وارفارين داري؟... مشتري دارم... نيم ساعت ديگه؟ باشه خداحافظ».
    -خانم شماره من را يادداشت کن، نيم ساعت ديگه بهم زنگ بزن بهت خبر مي دم.
    تاکيد مي کنم حتما اصل باشد؛ وگرنه حاضر نيستم پولي پرداخت کنم. سگرمه هايش را درهم مي کشد و مي گويد: «خانم همه داروهايي که من مي فروشم تاريخ داره، حتي داروخانه ها هم ميان از ما خريد مي کنند. خيالت راحت. من از سال 78 داروفروشم. از همين بيمارستان... روزي هزاربار ميان از من دارو مي خرن. خواستي زنگ بزن بهت دارو بدم. با جعبه مي خواي يا بدون جعبه؛ قيمتش فرق مي کنه».
    _چه فرقي مي کنه؟
    -بدون جعبه ارزون تر است
    _هر دارويي خواستم با اين شماره تماس بگيرم؟
    اين را که مي گويم، کمي مکث مي کند و مي گويد: «معلومه يک کاره اي هستي که اينجوري سين جيم مي کني. بيمارستان کار مي کني؟ پرستاري؟».
    _نه آقا فقط براي بستگانم دنبال دارو هستم.
    اين را مي گويم و از او دور مي شوم. بازگشت رونق به بساط داروفروشان خيابان ناصرخسرو در شرايطي است که به گفته کيانوش جهانپور، مدير روابط عمومي سازمان غذا و دارو، بازار غيررسمي دارو در ناصرخسرو هيچ وقت جمع نشد، اما شدت حضور دلالان در اين مکان در دوره هاي مختلف کم و زياد شده است. او دراين باره به «شرق» مي گويد: «پديده قاچاق دارو در همه دنيا و بازار هاي دارويي به دلايل مختلف وجود دارد. کشور ما هم از اين ماجرا مستثنا نيست. اينکه به نظر مي رسد اين پديده در ماه هاي اخير افزايش پيدا کرده، چند علت دارد؛ يکي حمايت از داروي ايراني است. پس از اين که واردات برخي داروها به دليل وجود نمونه داخلي آن متوقف شد، برخي بيماران از طرق مختلف پزشک يا اطرافيان به سمت استفاده از داروي خارجي هدايت مي شوند و برخي بيماران بدون اينکه هشدار ها را در نظر بگيرند، براي تهيه داروهاي با برند خارجي راهي اين بازار ها مي شوند که خطرات خاص خود را دارد. همين امر موجب مي شود اين بازار کماکان ادامه داشته باشد».
    حسام الدين شريف نيا، عضو انجمن داروسازان تهران و متخصص اقتصاد دارو، نيز دراين باره بيان مي کند: زماني که صنعت دارو دچار مشکل مي شود، قاعدتا بيماران براي پيداکردن دارو سر از خيابان هايي مانند ناصرخسرو درمي آورند و دلالان حضورشان پررنگ تر مي شود. در حقيقت رابطه مستقيمي بين کمبود دارو و پررنگ شدن حضور دلالان در بازار وجود دارد. او مي افزايد: «بعيد مي دانم دارويي که از مسير قانوني وارد شده باشد، به اين بازار راه پيدا کند و عمدتا اين دارو ها از راه قاچاق از کشور هاي همسايه مانند ترکيه، کردستان عراق و پاکستان وارد کشور مي شوند که متاسفانه بسياري از اين دارو ها تقلبي هستند. اين را نيز بايد بگويم که حتي اگر داروها از اصالت برخوردار باشند، به دليل شرايط حمل به احتمال زياد تا زماني که به مقصد برسند، اصالت و کيفيت خود را از دست مي دهند». گاهي در ميان جمعيت چهره هاي سرد و نااميدي ديده مي شوند که سنگ فرش خيابان را تا کوچه مروي براي درمان پرسه مي زنند. اينها همان کساني هستند که براي درمان عزيزانشان به اينجا آمده اند تا شايد دارويي که پزشک برايشان تجويز کرده و در داروخانه هاي رسمي پيدا نکرده اند، اينجا پيدا کنند. نکته ديگر، حضور افرادي است که براي فروش دارو هايشان به دلالان مراجعه مي کنند. هنوز چند قدم بيشتر برنداشته بودم که مرد جواني نزديک مي شود با صدايي خراشيده و جاي زخم هاي کهنه روي دستانش، بدون اينکه سوالي بپرسم مي گويد: «چه دارويي مي خواي؟»؛ نام چند داروي کمياب را مي گويم: «چند تا مي خواي؟ اگه مي خواي همين الان زنگ بزنم برات بيارن، فقط اگه مطمئني بگو، چون بايد زنگ بزنم دکتر داروخونه برام با پيک بفرسته، همشونم جعبه و تاريخ دارن». داروها را به خوبي مي شناسد، حتي کشور و شرکت هاي سازنده شان را. مي گويد اهل معامله و باانصاف است و اگر تعداد بالا و کارتني خريد کنم حاضر است تخفيف بيشتري بدهد. به او اطمينان مي دهم در جايي کار مي کنم که به دارو هاي مختلف دسترسي دارم، اين را که مي گويم لبخند روي لبانش جا خوش مي کند و مي خواهد با او همکاري کنم: «سلسپت 80 هزار ازت مي خرم ريتوکسي مب يا همون مبتراي ايراني خودمون بين 800 تا يک ميليون و 500، «اي وي اي جي» گرمي 40 هزار تومن، البته اگه زياد برام بياري شايدم بيشتر ازت ورداشتم، سينوکس بين 165 تا 170 هزار تومن، ريتالين 550 هزار تومن هفته پيش 450 تومن بود قيمتش، آلبومين دونه اي 85 هزار تومن، هرسپتين، فاکتور 7 يا 8 يا 9 هم خوب ازت مي خرم. هرسپتين الان حدود چهار ميليون يا چهارميليون و 500 هزار تومنه، اما تو بازار ما حدود يک ميليون و 500 خريد و فروش ميشه. کار من تخصصيه و باهات خوب کار مي کنم، آشنا ماشنا هم زياد دارم، هم دکتر و هم خريدار عادي. همين سلسپت که ما ميديم به داروخونه ها 80، 90 تومن، اونا 140 تا 150 هزار تومن فاکتور مي کنن. خيلي از داروها رو به داروخونه ها مي فروشم». بيشتر داروهايي که اسمشان را رديف کرد، داروهاي درمان سرطان هستند. از او مي پرسم با پرستارها و دکترها هم کار مي کني؟
    «آره با بيمارستان ها هم کار مي کنم. فکر کنم تازه افتادي تو اين کار، نگران نباش درآمدش خيلي خوبه. ميري هلال احمر براي 10 بسته سلسپت 100 تا 150 هزار تومن ميدي، مياي بيرون خودم ازت 800 هزار تومن ورمي دارم، 700 تومن ميره تو جيبت. هر وقت باهام کار داشتي فقط تماس بگير، اينجا نيا».
    از خيابان صوراسرافيل وارد پياده راه خيابان ناصرخسرو مي شوم، به يکي از دلالان با سر علامت تاييد نشان مي دهم که براي دارو آمده ام، نزديک که مي شود در جلد يک فروشنده وارد مذاکره مي شوم، با نگاهي به اطرافش، چند متر آن طرف تر از جايي را که ايستاده ايم، به عنوان محل گفت وگو تعيين مي کند. به او اطمينان مي دهم مقدار زيادي آلبومين براي فروش دارم، مي گويد: «کجاييه؟».
    - کره اي.
    «65 تومن مي خرم».
    - نه آقا خريدار نيستي.
    اين را که مي گويم دنبالم راه مي افتد: «بيشتر ازت مي خرم، چند مي فروشي؟ تو بيمارستان کار مي کني؟».
    - آره.
    «داروهاي شيمي درماني هم گيرت مياد؟».
    - چي مي خواي؟
    «مثل شما مشتري زياد دارم يکي از مشتري هاي قديميم تو داروخونه... بخش داروهاي شيمي درماني کار مي کرد و هميشه برام اوستين و هرسپتين مياورد، شماره تماس مي دم باهام تماس بگير. من همه نوع دارويي کار مي کنم؛ «ام اس» و «شيمي درماني». الان هرسپتين مي خوام ايراني و خارجيش هم فرقي نمي کنه، آلتوزان، آلبومين، آوونکس، سينووکس، بتافرون هر دارويي که فکرش رو بکني من مي خوام. فقط گيرت مياد؟».
    - آره يک بخشيش رو مي تونم گير بيارم.
    «آلبومين چقدر ازت مي خرن؟».
    - 85 هزار تومن
    من 90 ازت مي خرم، چون مي خوام باهات کار کنم، جنس شيمي درماني داشته باشي هم ازت خوب مي خرم، مشتريشم دارم، از يک ميليون تا 50 ميليون، همون لحظه هم پولش رو حساب مي کنم باهات.
    _مشتري داري؟ رو دستم نمونه!
    «آره دست به نقد مشتري دارم».
    - به بيمارا مي فروشي يا داروخونه ها؟
    «مي فروشم به دلال، دست به دست مي چرخه بازم مي رسه به داروخونه ها».
    - بيشتر مشتري هات بيمارا هستن يا داروخونه ها؟
    «همه مدل مشتري دارم، ببين خانم ما داريم خلاف مي کنيم، من از يه جا ميارم، تو از يه جا، فردا مشکلي پيش اومد نه من شما رو مي شناسم، نه شما من رو. همون بنده خدا هم که با من کار مي کرد خانم بود، به من جنس مي داد يک ساعت بعدش مي فروختم، پول براش مي فرستادم».
    - نقدي کار مي کني يا مي ريزي به حسابم؟
    «نقدي کار کنيم بهتره، چون به حسابت واريز کنم، خودش يک نوع آثار جرم به جا ميذاره، من خودم کار کردم، شما نه اولين نفر هستين نه آخرين، مثل شما مشتري زياد داشتم».
    درباره اين سوال هم از کيانوش جهانپور، مدير روابط عمومي سازمان غذا و دارو، پرسيدم آيا امکان وجود رابطه برخي کارکنان بيمارستان ها با دلالان دارو وجود دارد؟ او با بيان اينکه متاسفانه اين افراد با برخي حلقه هاي تامين دارو ارتباط دارند، گفت: «پيش از اين فقط با پديده فروش دارو در اين مکان مواجه بوديم، اما امروزه با پديده خريد نيز مواجه ايم؛ عده اي از دلالان از بيماران واقعي يا افرادي که به طرق مختلف مي توانند دارو تهيه کنند دارو خريداري مي کنند و گاهي ديده مي شود به دليل تفاوت نرخ در کشور هاي هم جوار به فروش مي رسد و به دليل ارزان بودن دارو درمقايسه با کشور هاي هم جوار اين داروها از کشور خارج مي شوند، به همين دليل بسياري از کارشناسان با دلار 3900 به واردات دارو مخالفت کردند و گفتند اگر قرار باشد از بيماران حمايت شود، در نظام سلامت و از طريق شرکت هاي بيمه به بيماران و مصرف کنندگان واقعي خدمات ارائه دهيم. قطعا افرادي هستند که از فرصت ها استفاده مي کنند و در پي اميال خودشان اند؛ بدون اينکه توجه کنند چه بر سر سلامت مردم مي آورند. متاسفانه اين افراد با برخي حلقه هاي تامين دارو ارتباط دارند و شايد ضوابط در شرايط فعلي شدت و کفايت لازم را نداشته باشد تا جلوي کار آنها را بگيرد و نياز است اين مجازات افزايش پيدا کند تا شايد بتوان جلوي کار اين افراد را گرفت».
    شريف نيا، عضو انجمن داروسازان تهران، نيز با بيان اينکه برخي از بيماران صعب العلاج به دليل مشکلات مالي پس از اينکه با بيمه داروي خود را تهيه مي کنند، آن را به دلالان مي فروشند -البته تعداد آنها بسيار اندک است- مي گويد: اگر فردي در بيمارستان بخواهد تخلفي انجام دهد و دارويي را بفروشد که قرار بوده به بيمار داده شود، اما به دلايل مختلفي مثل فوت يا ترخيص بيمار از آن استفاده نکرده است، اين مورد حجم بالايي را به خود اختصاص نمي دهد و اگر دارويي از اين روش از بيمارستان ها خارج شود، ديگر به عنوان داروي بيمه اي نمي توان آن را فروخت؛ زيرا همه داروهايي که از راه قانوني وارد مي شوند بارکد دارند و هنگامي که بارکد در سامانه ثبت مي شود، ديگر امکان استفاده مجدد ندارد؛ بنابراين فکر نمي کنم اين اتفاق چندان مرسوم باشد.
    شريف نيا درباره آمار رسمي قاچاق مي افزايد: «آمار ها در اين زمينه مختلف است و من نمي توانم هيچ کدام را تاييد يا رد کنم، اما به طور کلي گفته مي شود آمار داروي قاچاق در کشور بين 200 تا 500 ميليون دلار است».
    به اعتقاد شريف نيا کمبود دارو در کشور وجود دارد و کسي نمي تواند منکر آن شود. او ادامه مي دهد: «نه تنها در بخش واردات، بلکه در بخش توليد هم به دلايل متعدد دچار مشکليم و خط توليد برخي از شرکت هاي توليدکننده دارو به دليل نبود نقدينگي قادر به تامين مواد اوليه نيستند، به همين دليل متوقف شده اند و دارو توليد نمي کنند؛ براي مثال شرکت باختر بيوشيمي بزرگ ترين توليدکننده داروهاي ضدويروس در کشور بوده که تعطيل شده است. اين در حالي است که هنوز کشور وارد دوران تحريم نشده؛ در حقيقت پس از اجراي طرح تحول سلامت مراکز دولتي و بيمارستان ها پول شرکت هاي پخش دارويي را پرداخت نکردند، همين امر موجب شد شرکت ها براي خريد مواد اوليه نقدينگي کافي نداشته باشند و کشور در برخي اقلام دارويي دچار کمبود شود؛ همين مشکل را واردکنندگان دارو نيز دارند».
    سر دلال هاي دارو در ناصرخسرو شلوغ است، بالطبع تا تقاضا نباشد، عرضه هم وجود ندارد اما سوال اينجاست که چرا برخي مردم براي تامين دارو به جاي داروخانه ها به ناصرخسرو مي روند و همچنان بازار سياه به فعاليت غيرقانوني خود ادامه مي دهد و اين روزها دوباره کسب و کارشان رونق گرفته است؟
    ارتباط بعضي پزشکان ايراني با شبکه قاچاق دارو و نقشي که آنها در بازار خريد و فروش دارو در خيابان ناصرخسرو ايفا مي کنند، موضوع تازه اي نيست و خرداد 95 اولين بار يک مقام مسئول در وزارت بهداشت آن را تاييد کرد. رسول ديناروند، رئيس سازمان غذا و دارو، با تاييد اين موضوع گفته بود: «البته گاهي پزشک دارويي را خارج از فهرست دارويي تجويز کرده و اين موضوع بيماران را در بازاري مانند ناصرخسرو سرگردان مي کند. ما اطمينان داريم بعضي از اين پزشکان مي توانند با شبکه قاچاق ارتباط داشته باشند؛ چراکه اگر چنين دارويي تجويز نشود، قاچاق هم پا نمي گيرد».
    بازگشت داروفروشان به ناصرخسرو
    


 روزنامه شرق ، شماره 3192 به تاريخ 21/4/97، صفحه 13 (جامعه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 37 بار
    



آثار ديگري از "سميرا حسيني"
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه اخلاق در علوم و فناوري
متن مطالب شماره 2 (پياپي 44)، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است