|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/4/21: مهمان هاي ابدي
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5230
شنبه 28 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5150 21/4/97 > صفحه 7 (فرهنگ) > متن
 
 


مهمان هاي ابدي
نخبه هاي فرهنگي و ادبي كشورهاي دوست و همزبان در كشورمان تكريم مي شوند اما شرايط و امكانات شهروند شدن را به دست نمي آورند

نويسنده: آذر مهاجر

افسردگي شديد يا توهم آسيب زا چه فرقي مي کند؛ هر چه باشد نجيب مايل هروي حال و روز خوشي ندارد! ديروز محمد ابراهيم شريعتي خبر داد که اين نويسنده و پژوهشگر برجسته مقيم افغانستان در نتيجه بي مهري مسئولان و اطرافيان، به نوعي توهم آسيب زا مبتلا شده و در يک بيمارستان روانپزشکي روزگار مي گذراند. ناشر شهير افغانستاني، از حال و روز هموطنش گلايه کرد و از ناتواني او براي تامين هزينه هاي درمان گفت و بي مهري هاي مسئولان کشور. کمي بعد پسر استاد نجيب ماهر به ايبنا گفت که پدرش دچار افسردگي شديد است نه توهم آسيب زا و موسسه خانه کتاب هزينه هاي درمان استاد را پرداخت کرده است. فرض که پاي آبرو و مساله آبروداري که يکي از مشترکات فرهنگي ما و افعان هاست، در ميان نباشد و شرايط استاد و پژوهشگر ادبيات فارسي همين باشد که پسرش گفته، اما در عرصه فرهنگ، ادب و هنر، کم نيستند پژوهشگران و نويسندگاني که بعد از سال ها دود چراغ خوردن و زحمت و تلاش، دوران پيري و بازنشستگي را با دغدغه تامين معاش يا هزينه درمان سپري مي کنند؛ کساني از همين آب و خاک و نيز مهاجراني از کشورهاي دوست، برادر و همسايه هاي هم زبان. اگر کسي چون نجيب مايل، مهاجري باشد که روزگاري اينجا برايش سرزمين آمال و آرزوهايش بوده، غم غربت به دردها و دغدغه هاي ديگرش اضافه مي شود و لابد تمام شوق حضور در ايران و تحصيل در دانشگاهي چون دانشگاه فردوسي مشهد، زير لايه اي از غريبه ماندن و مهمان بودن رنگ مي بازد. کم نيستند کساني چون نجيب مايل که به پاس خدماتشان به زبان و ادبيات فارسي و نيز فرهنگ و هنر اين سرزمين مورد تقدير قرار گرفته و بزرگ داشته شده اند، اما داشتن اقامت يا حتي اوراق هويتي برايشان به آرزويي دست نيافتني بدل شده است. برخي از آنها بعد از مدتي عطاي مهرباني و مهمان نوازي را به لقايمان بخشيده اند و رفتن را به ماندن ترجيح داده اند و برخي ديگر که مانده اند قصه هاي زيادي دارند از مهر و بي مهري توامان ما. از سويي شخص اول کشور آنها را به آغوش باز مي پذيرد، آثارشان را دقيق و موشکافانه بررسي مي کند و نيمه هر رمضان که ادبا و شاعران وطني مهمان ايشان مي شود، نخبگان مهاجر نيز بر صدر مي نشينند و قدر مي بينند اما به وقت اجرا و عمل، معمولا مديران به صورت مصداقي و براي فرونشاندن موج ها و هجمه ها وارد عمل مي شوند و دست به کاري مي زنند که در حد مرهم نهادن بر زخم هاست و نه بيش از آن. اگر چه همه اين مهمانان ابدي، فرهيخته و اهل ادب و فرهنگ نيستند و زماني برخي از آنها را بسيار نواخته ايم، هر چند در زمانه جنگ تحميلي و نابساماني بعد از يک انقلاب بزرگ به ما پناه آوردند اما آمده بودند که بمانند و مي شد که از حضورشان بهره بگيريم، هم خانه فرضشان کنيم و براي منافع مشترک برنامه ريزي کنيم شايد اگر چنين مي کرديم، شايد امروز به مورد عجيب تقابل افغاني و ريال نمي رسيديم و شرمنده مهر و بي مهري بي حسابمان نبوديم.
    
    امپراتورهاي چوپان
    اوراق هويتي مانند شناسنامه و اجازه اقامت و حقوق شهروندي شايد اصلي ترين مشکلات مهاجران در ايران باشد که درباره اش شنيده و خوانده ايم اما گويا نخبگان مهاجر گرفتاري هاي ديگري هم دارند. اگر چه مشاغلي مانند چوپاني، شاگردي استادبنا، گچبري و امثال آنها ارزشمندند و در جاي خود لازم و ضروري اما کداميک از اساتيد اهل فرهنگ در اين کشور رضايت مي دهد که شغلش يکي از آنها باشد. گويا نويسندگان و پژوهشگران و نخبه هاي تاجيک و افغان براي زندگي در ايران چاره اي ندارند که در اوراق رسمي يکي از اين مشاغل را به عنوان حرفه اصلي معرفي کنند وگرنه شايد براي هميشه از کشور رانده شوند.
    
    يک ميزباني نصف و نيمه
    محمدحسين جعفريان شاعر، مستندساز، روزنامه نگار و خبرنگار جنگي که دو دوره رايزن فرهنگي ايران در افغانستان بوده و با بسياري از اين اساتيد آشناست، به اين واقعيت تلخ اشاره مي کند. او به جام جم مي گويد: خجالت مي کشم درباره اوضاع نخبگان مهاجر در ايران حرف بزنم، بايد نقد کنم و اين برايم سخت است که از نظامي خرده بگيرم که برايش خون داده و جنگيده ايم اما واقعيت اين است که ما درباره نخبگان فرهنگي و ادبا و پژوهشگران مهاجر کاهلي کرده ايم.
    او مي تواند صدها نفر مانند استاد نجيب مايل هروي را نام ببرد که روزگار بدتري داشته و برخي از آنها رفتن را به ماندن ترجيح داده اند؛ کساني مانند خاوري و حمزه واعظي که به نروژ رفته اند، سيد نادر احمدي و الياس علوي که به استراليا رفته اند، سيد بشير رحيمي که از يک نجاري در قم به کانادا رفت و امروز مسئوليت يک راديو در شهر کبک را برعهده دارد يا محمدضيا قاسمي که بعد از اتمام شدن کارت اقامتش در ايران به سوئد رفت و ...
    مگر چند نجيب مايل هروي در جهان وجود دارد يا چند بيدل شناس چون محمدکاظم کاظمي؟ اين سوال مهم جعفريان است با تاکيد بر اين نکته که تک تک کساني که نام برده، پهلوانان گردي هستند در عرصه ادبيات فارسي، توضيح مي دهد: وقتي مدعي ام القراي بودن کشورمان براي زبان فارسي هستيم پس بايد افسرانش را اينجا حفظ کنيم. نمي شود تحقيرشان کنيم و فرارشان بدهيم.
    جعفريان مي گويد: کساني چون کاظمي براي ماندن در ايران ناچار به انتخاب مشاغلي هستند که با سطح دانش آنها فاصله بسيار دارد. او درباره ثبت حرفه چوپاني در اوراق هويتي يک بيدل شناس بزرگ تعريف مي کند که از ميان مشاغل درنظر گرفته شده براي مهاجران يکي از بهترين ها به نظر مي رسيد.
    
    افغاني سرمايه است
    سال ها از واژه هايي مانند افغاني براي بيراه گفتن بهره گرفته ايم و تا همين چند سال پيش خيلي از ما نمي دانستيم بين آنها هنرمندان و ادبيان و شاعراني وجود دارند که حضورشان نه باري است بر شانه هاي کشور که مغتنم است و ازرشمند مانند سرمايه اي سودآور. شايد ميزبان هاي خيلي خوبي نبوديم براي مهاجران کشورهاي دوست و همسايه و همزبان اما نمي توان اين نکته را ناديده گرفت که آمدن آنها همزمان بود با جنگ تحميلي. هنگامه و شمايل حضور آنها در ايران متفاوت بود با حضور کساني چون فردريک بک در کانادا که دعوت شده بودند تا افتخاري براي اين کشور به ارمغان بياورند.
    جعفريان که شعرها، گزارش ها و مستندهايي درباره جنگ هاي جهان از جمله افغانستان، تاجيکستان، بوسني، کوزوو، پاکستان و کشمير، عراق و لبنان در کارنامه دارد و او را با مستند «حماسه ناتمام» يا شيردره پنجشير درباره زندگي احمدشاه مسعود مي شناسند با شرايط نخبگان مهاجر در ايران خوب آشناست و توضيح مي دهد که افغان هاي مهاجر زماني وارد کشورمان شدند که درگير يک جنگ به تمام معنا بوديم آن هم نه فقط در يک جبهه و با يک دشمن؛ به همين دليل آمادگي مهاجر پذيري نداشتيم. جعفريان از تصويب قوانين مربوط به مهاجران افغان مي گويد: در آن شرايط قوانين مربوطه طوري تدوين و تصويب شد که اين مهاجران مشتاق حضور در کشور نشوند و حتي زمينه براي دلزدگي و خروجشان فراهم شود، اما حالا سال ها گذشته است و صرفا با يک قيام و قعود در مجلس قابل اصلاح و تغيير است. اين مستندساز اميدوار است بعد از چهار دهه نمايندگان مجلس، يک روز و يک جلسه کاري را به اين امر اختصاص بدهند و قوانين مربوط به مهاجران را متناسب با شرايط امروز جامعه اصلاح کنند. به نظر مي رسد اين خواسته جعفريان چندان دشوار نباشد اما حالا مهاجران افغان از پايين ترين سطوح اجتماعي هم رخت رفتن بربسته اند چه رسد به اساتيد و فرهنگيانش!
    
    خالد حسيني هاي ايران
    وقتي صائب، شاعر نامدار سبک هندي نوشت: «حساب مه جبينان لب بامش که مي داند/ دوصد خورشيدرو در هر پاي ديوارش»، در مخيله اش هم نمي گنجيد چند قرن بعد پسري در 11سالگي از افغانستان به پاريس برود، رمان نويس شود و نام رمان معروفش را به تاسي از اين بيت بگذارد «هزار خورشيد تابان» و بشود يکي از مهم ترين نخبه هاي مهاجر افغانستان در جهان. جز خالد حسيني که حالا در آمريکا حلواحلوايش مي کنند، بسيارند اهالي ادبيات افغانستان که در کشورهاي ديگر باليده و مهم ترين قله هاي ادبي را فتح کرده اند و با ارج و قرب بسياري از آنها استقبال شده است. حالا که چند سالي است چند تن از ادبياتي هاي کشور همسايه که در ايران زندگي مي کردند و به دلايلي از ايران به غرب رفتند، مهم ترين شان شايد الياس علوي شاعر و نقاش باشد، يادآوري رفتار ديگر کشورها با نخبه هاي مهاجر افغان به ما گوشزد مي کند که مي توانيم با آنها مهربان تر باشيم و به سرمايه هاي مان بيفزاييم شان.
    مهمان هاي ابدي / نخبه هاي فرهنگي و ادبي کشورهاي دوست و همزبان در کشورمان تکريم مي شوند اما شرايط و امکانات شهروند شدن را به دست نمي آورند
    


 روزنامه جام جم، شماره 5150 به تاريخ 21/4/97، صفحه 7 (فرهنگ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 8 بار



آثار ديگري از "آذر مهاجر"

  فراتر از سلفي / به لطف تلفن هاي همراه همه ما عكس مي گيريم اما چطور مي توانيم عكاس بهتري باشيم؟
آذر مهاجر، جام جم 22/7/97
مشاهده متن    
  كتاب شير زن تبر به دست / مهناز فتاحي نويسنده كتاب «فرنگيس» در گفت و گو با جام جم از چند و چون اين خاطره نگاري مي گويد
آذر مهاجر، جام جم 8/7/97
مشاهده متن    
  به اميد دولتي كه پاينده است
آذر مهاجر، جام جم 5/7/97
مشاهده متن    
  روشنفكر بازي نزديك سفارت فرانسه / اينجا پول بدهيد تا از كتابخانه شخصي صابر ابر استفاده كنيد
آذر مهاجر، جام جم 3/7/97
مشاهده متن    
  آواز ابوعطاي صنعت مد
آذر مهاجر، جام جم 14/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پيام آبادگران
متن مطالب شماره 139 (پياپي 369)، مرداد 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است