|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/4/24: هزينه هاي جنگي و ناتواني حاكميت
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4656
سه شنبه 25 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4374 24/4/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


هزينه هاي جنگي و ناتواني حاكميت
دلايل اقتصادي انقلاب فرانسه چه بود؟

نويسنده: پراچي ميتال
مترجم: مراد سليمي

انقلابيون فرانسه/ 1779

     ساختار اقتصادي پرجمعيت فرانسه يکي از دلايل آغاز انقلاب فرانسه بود. برخي مورخان بر اين باور هستند که اين علل اقتصادي بود که شعله هاي انقلاب فرانسه را روشن کرد. لوئي شانزدهم علاقه مند به جنگ بود و در بسياري از جنگ ها شرکت داشت. در نتيجه اين جنگ ها، بدهي ملي فرانسه فراتر از حدمعمول شد. او همچنين مبلغ زيادي را براي ساخت کاخ سلطنتي در ورسيل و در ۱۲کيلومتري پاريس صرف کرد. اين کاخ براي نشان دادن شکوه و عظمت لوئي شانزدهم ساخته شد. سي دي هازن درباره عظمت اين کاخ نوشته است: «کاخ ورساي، زماني که به پايان رسيد، جهان را با شکوه و جلال خود شگفت زده ساخت. اين کاخ در اصل بهشت فرزندان فاسد ثروت بود.» حتي هزينه هنگفتي نيز براي نگهداري آن صرف مي شد. عشق لوئي چهاردهم به جنگ و سوء مديريت بر خزانه سلطنتي باعث بالا رفتن بدهي هاي ملي فرانسه گشت.
    لوئي پانزدهم و جانشينانش سعي داشتند اين بدهي ها را کنترل کنند، ولي در نهايت موفق نشدند. لوئي شانزدهم خواستار حل ساختار اقتصادي و فساد اداري فرانسه بود، اما او نيز شکست خورد؛ زيرا همسر سلطنتي اش ماري آنتوانت، زني بي رحم و عجيب و غريب بود. او با افراط و زياده روي در جايگاه خود باعث تخليه سنگين امور مالي دولت شد. تا حدي که از او تحت عنوان «مادر کمبود» در تاريخ ياد مي شود. در اصل، پادشاه فقط يک مهر و موم لاستيکي در دست ملکه و اربابان بود. «دي مي کتلبي» مورخ، مشاهدات خود را اين چنين توضيح مي دهد: «اساسا، تورگو و نکر نه به خاطر عدم شايستگي هايي که به آنها نسبت مي دادند، بلکه به خاطر شخصيت ضعيف شاه و قدرت نيروهاي مخالف ناتوان شدند. اگر پادشاه قويا از آنها حمايت مي کرد، شايد برخي موفقيت ها قابل دسترسي مي شدند و زماني که در ماه مه ۱۷۷۶، شاه تورگو را از مقامش عزل کرد، انقلاب اجتناب ناپذير شد.» زماني که فرانسه تحت بدهي و کسري بودجه قرار گرفت، لوئي شانزدهم «مجلس بزرگان» (مجلسي که رهبري آن بر عهده ۱۴ اسقف بود) را احضار کرد، اما مردم مخالفت، و پيشنهاد کردند که مشکلات مالي بايد توسط «مجلس عمومي طبقات» حل وفصل شود.
    از اين رو، در سال ۱۷۸۹ «مجلس عمومي» برگزار شد. اين مجلس تصميم به اتخاذ ماليات برابر از تمامي طبقات گرفت. رابرتسون معتقد است که «توجه زياد به مجلس عمومي براي مشتعل کردن آتش انقلاب در فرانسه کافي بود. اين گوياي آن بود که انگار يک شرکت کلاه بردار که ناتوان از انجام وظايفش بود، سرانجام مجبور شود تا قبل از تجمع طلبکارانش، امور خود را بر عهده بگيرد.» سيستم مالياتي در فرانسه نيز غيرقانوني و غيرمسوولانه بود. ثروتمندترين افراد متعلق به طبقات ممتاز از تمام ماليات معاف بودند، درحالي که دهقانان بايد ۸۰ درصد از درآمد خود را به عنوان ماليات به دولت پرداخت مي کردند. نابرابري در ماليات باعث نارضايتي و انزجار در ميان توده ها شد. علاوه بر اين، نحوه محاسبه درآمد نيز معيوب و داراي اشکال بود.
    اين درآمد توسط پيمان کاران محاسبه مي شد و چون بيشتر اين درآمدها ناشي از کشاورزي بودند، از اين رو تنها بخشي از آن به خزانه سلطنتي سپرده مي شد و اين پيمان کاران مبلغ زيادي را براي مصروفات شخصي خودشان بر مي داشتند. بنابراين از يک طرف کشاورزان مورد استثمار قرار مي گرفتند و از طرفي ديگر خزانه سلطنتي نيز توسط اين افسران درآمد غارت مي شد. بدون ترديد، لوئي شانزدهم تلاش خود را براي بهبود بخشيدن به وضعيت بيمار اقتصادي فرانسه به کار گرفت و وزيران امور مالي شايسته منصوب کرد. اما به دليل نفوذ بيش از حد ماري آنتوانت، همسر سلطنتي پادشاه و اشراف، اين وزيران امور مالي يکي پس از ديگري شکست مي خوردند. علاوه بر اين ضعف هاي ساختاري اداري و نابرابري در امور اقتصادي در وقوع اين انقلاب نقش موثري داشت. به طوري که اشراف علاوه بر سبک زندگي خود، معمولا امتيازات بسيار ويژه داشتند.
    براي مثال، تنها اشراف مي توانستند مقامات ارشد کليسا را به دست آورند، تنها اشراف به فرماندهي ارتش مي رسيدند و سفير مي شدند و چنان که گفته شد همزمان از دادن هرگونه مالياتي معاف بودند. در فرانسه آن روزگار مردم عادي انواع و اقسام ماليات را مي پرداختند، از ماليات بر زمين و جاده تا ماليات بر نمک و حتي ماليات غذاي کبوترهايي که اشراف نگ داري مي کردند! ماليات نمک يا «گابل»، يکي از مضحک ترين و در عين حال بي رحمانه ترين ماليات ها بود. هر عضو بالاي ۷ سال طبقه سوم موظف بود سالي ۳ کيلو نمک بابت مصرف نمک سالانه خود به دولت بپردازد (گفتني است که در آن زمان نمک کالايي مهم و باارزش محسوب مي شد). دهقانان صاحب زمين بايد هر سال مبلغ ثابتي ماليات مي دادند، فارغ از اينکه آن سال چه ميزان محصول توليد مي کردند. اما از همه ظالمانه تر، ماليات و عوارضي بود که مردم فقير بابت زندگي تجملي و بي خاصيت اشراف مي پرداختند.
    علاوه بر اين، مردم عادي بايد سالانه يک دهم درآمد خود را به کليسا مي پرداختند. تازه اين ماليات به طور مساوي بين همه روحانيون توزيع نمي شد (مثلا کليساهاي محلي و ناحيه اي سهم چنداني از آن نداشتند) و بخش عمده آن نصيب روحانيون ارشد مي شد که خود اشراف زاده بودند. همان طور که گفته شد، اشراف هيچ مالياتي به شاه نمي دادند و کليسا هم تنها هر چند سال يک بار کمک مالي به حکومت مي کرد. اين درحالي بود که خدمت در ارتش به عنوان سرباز، تنها وظيفه اعضاي طبقه فقير بود. در دوره خدمت دستمزد و غذاي ناچيزي به آنها پرداخت مي شد و هر اندازه ايثار و شجاعت که در جنگ ها نشان مي دادند باز هم به درجات نظامي دست پيدا نمي کردند، چراکه اين درجات هم سهم اشراف بود. با آنکه نظام فئودالي قرن ها بر فرانسه حاکم بود، ليکن تفاوت دوره لوئي شانزدهم با دوران قبل تر در اين بود که اگر تا پيش از آن فئودال ها در برابر امتيازات خود، داراي وظايفي بودند و معمولا به وظايف خود عمل مي کردند، در اين دوران در برابر امتيازات فزاينده، وظايف خود را به فراموشي سپرده بودند. در نتيجه مبناي توجيهي اين امتيازات در ذهن عامه مردم بيش از پيش سست و بر خشم و نارضايتي توده ها افزوده مي شد.
    
    هزينه هاي جنگي و ناتواني حاکميت / دلايل اقتصادي انقلاب فرانسه چه بود؟
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4374 به تاريخ 24/4/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پرستاري كودكان
متن مطالب شماره 4 (پياپي 504)، تابستان 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است