|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/5/17: جوانه هاي سبز شايد واقعا نويددهنده بهار نباشند
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4662
سه شنبه 1 مرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4395 17/5/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


معناي مديريت 
جوانه هاي سبز شايد واقعا نويددهنده بهار نباشند
بخش بيستم

مترجم: شيدا سالاروند
برگرفته از: Global Focus

همين طور که پس از يک زمستان اقتصادي طولاني، رشد بازمي گردد اميد اقتصادي و بهار هم از راه مي رسند. اما سايمون کالکين معتقد است امکان اين وجود دارد که متوجه تضاد ميان گرم شدن هواي اقتصادي و ابرهايي که روي ساحل احساسي و اجتماعي سايه مي اندازند نشويم. پرچمداران اوليه، اينترنت را به مثابه فضايي باز و آزاد مي ديدند. اما در حال حاضر منافع تجاري به شدت تحت کنترلند و الگوريتم هاي آنها مي گويند که اخبار نادرست، افراط گرايي و غضب «چسبنده تر»ند و سريع تر پخش مي شوند؛ بنابراين نسبت به اخبار درست و نظرات هوشيارانه تر ارزش بيشتري دارند.
     اين پرسش ها به خصوص روي شانه مديران و خود ماهيت مديريت سنگيني مي کند. هر چه باشد، به روشني اين مديران هستند که در قلب توفان قرار دارند. آنها شرکت هايي را اداره مي کنند که بوم شناسي اينترنت را به وجود آورده اند و حالا بر آن سلطه دارند، بوم شناسي اي که ما در حال حاضر با پيامدهاي آن دست به گريبانيم. برخي از اين پيامدها به شکل حيرت انگيزي سودده اند اما اين امر هم- که پيش از اين منبع ستايش قهرمانانه بود- مورد مطالعه دقيق قرار گرفته، چرا که مخاطبان مصداق هاي تاثيرات شبکه اي خودخواسته و ديناميکي که بر اساس آن همه چيز از آن برنده مي شود را براي اقتصادهاي گسترده تر زير سوال برده اند. آنها همين طور درباره پيامدهاي ناخواسته معامله اي که در پي آن به ازاي جست وجوي «رايگان» و رسانه هاي اجتماعي گنجينه اي از داده هاي شخصي به دست مي آيد پرسش هايي مطرح کرده اند.پيتر دراکر درباره نقش مديران هم به عنوان مسوولان منابع جامعه و هم به عنوان زمامداران گروه هاي رهبري سازماني که شخصا مسووليت آن را بر عهده دارند مي گويد: «کاري که مديران مي کنند مايه نگراني همگان است.» و تاکنون به اين روشني به اين مساله اشاره نشده بود.
    از دهه ۱۹۵۰ مديريت که در بيشتر مدارس کسب وکار تدريس مي شود و توسط مشاورها ترويج پيدا مي کند و مورد استفاده شرکت ها هم هست-حداقل در حوزه کشورهاي انگليسي زبان- شامل مجموعه اي از مهارت ها و تکنيک ها بر پايه احاطه بر روش شناسي هاي کمي است؛ يعني احاطه بر «چه چيزي» و «چگونه». هدف از اين کار، با الگو گرفتن از فيزيک و اقتصاد، اين بود که مديريت علمي تر و قابل پيش بيني تر شود. شايد اين هدف در ماهيت خودش هدفي قابل ستايش باشد اما پيامد آن اين بود که شرکت را تبديل به يک دستگاه کرد که تنها براي اهداف صرفا مالي اداره مي شدند و انسان ها در آنها ابزاري مصرفي به حساب مي آمدند. البته تعداد رو به رشد شرکت هاي داراي نشان B-Corp (يک نشان مسووليت اجتماعي) همگي گواه اين آگاهي رو به افزايش در زمينه کسب وکار است که محقق شدن نويد انقلاب ديجيتال به يک سازماندهي دوباره و فراگير نهادي وابسته است که همزمان با بالا بردن ظرفيت فناوري براي منافع اقتصادي و اجتماعي امکان آسيب زا بودنش را هم کم مي کند. در اين زمينه مي توان دست به اقدامات بسياري زد. رويکردهاي پوياتر، موثرتر و انسان مدارتري در زمينه مديريت در حال ظهورند که پاسخ بهتري به نيازهاي دنيايي پيچيده که به سرعت در حال تغيير است مي دهند؛ جايي که انگار در آن بيولوژي راهنماي بهتري براي عمل است تا ماشين. روش هاي چابک مديريت پروژه، تفکر انتقادي و استارت آپ ناب مثال هايي از اين دست هستند و هدف همه شان اين است که نهايت استفاده را از کمک افراد به سازمان ببرند. هدف فرابودجه بندي (Beyond budgeting) رها شدن از مديريت فرمان و کنترل(Command-and-control management) است که مديريت را در روال هاي روزمره و دست وپاگير گرفتار مي کند. شرکت ها هم کار خودشان را مي کنند، مثل: حرکت تهورانه شرکت هاير تحت سرپرستي ژانگ رومين براي خلق دوباره خود به عنوان يک شرکت پلت فرم؛ تغييرات بنيادين شرکت سازنده تاير Michelin در توليد براي درگير کردن کارمندان يا تمرکز دوباره روي مشتري که شرکت هاي هاي تک باعث ايجاد آن شده اند، به همين شکل نقش مثبتي در اين زمينه ايفا کرده اند.
    وانگهي يکي از نشانگرهاي در خور توجه تغيير، مداخله هاي صريح و فزاينده سرمايه گذاران است. مثلا شرکت هاي بيمه براي تغييرات اقليمي فراخوان داده اند. حتي صريح تر از اين نمونه هشداري است که لري فينک، رئيس هيات مديره شرکت بلک راک -بزرگ ترين مدير دارايي دنيا- به رهبران شرکت هايي داده است که در آنها سرمايه گذاري مي کند: فينک اوايل سال جاري در نامه اي خطاب به اين شرکت ها گفت: «انتظارات عمومي از سازمان شما هيچ وقت آنقدر زياد نبوده است. جامعه خواستار اين است که شرکت ها، هم عمومي و هم خصوصي، در خدمت هدفي اجتماعي باشند. هر شرکت بايد براي اينکه با گذشت زمان ترقي کند نه تنها عملکرد مالي داشته باشد بلکه نشان دهد که چگونه مي تواند مشارکتي مثبت در اجتماع داشته باشد. سازمان ها بايد به تمامي ذي نفع هايشان منفعت برسانند، چه سهامداران و کارمندان و چه مشتريان و اجتماعاتي که در آنها عملکرد دارند.»
    اين نامه با خاستگاهي که دارد تمام معادلات را تغيير مي دهد. پاندول مديريت به آرامي شروع به تغيير جهت از منتهاي مالي گرايي و فن سالاري دهه هاي پيشين کرده است؛ نامه فينک حرکتي آشکار و مصمم در همين سمت وسوست.مديران عامل سازمان هاي فعال اجتماعي اغلب از يک «شمال حقيقي» يا قطب نماي اخلاقي حرف مي زنند که آنها را در محيط به شدت سياسي شده و پر از فناوري امروز در مسير نگه مي دارد. امروزه، شمال واقعي به انسان اشاره دارد؛ اين به معناي اهرم کردن فناوري در خدمت سازمان ها و براساس جامعه و همکاري است، نه اينکه خودش هدف باشد. اخيرا مدير توليد تويوتا به ماهنامه Fast Company گفت: «انسان ها بايد به صورت يدي کالا توليد کنند و اين فرآيند را تا آنجا که مي توانند ساده انجام دهند. بعد وقتي که اين فرآيند کاملا ساده شد ماشين ها مي توانند زمام امور را به دست بگيرند. اما بايد به جاي روبات هاي چندکاره و غول آسا از تجهيزاتي استفاده کنيم که براي اهداف ساده و منفرد مناسب باشند.» خودکارسازي از نوآوري حاصل مي شود و نه برعکس. شگفت اينکه شايد ويژگي هاي مورد نياز مديريت در عصر فناوري کمتر به تخصص مربوط به آن مرتبط است و بيشتر به آگاهي از استفاده درست از آن مربوط مي شود. اول از همه «مشارکت مثبت آن در جامعه» اين است که سازمان هاي ما را پيرامون يک هدف اصيل متحد کند؛ هدفي که تمام کارکنان براي رسيدن به آن با هم تلاش مي کنند. مديران بايد براي انجام اين کار به درک وضعيت انسان مثل خواندن جدول اعداد و مشخصات فني وارد باشند. آنها بايد بتوانند با استفاده از قوه تشخيص خودشان از شمال حقيقي براي حرکت در مسير درست روي موج فناوري سوار شوند.
    
    *تهيه شده در موسسه معنا
    
    معناي مديريت : جوانه هاي سبز شايد واقعا نويددهنده بهار نباشند / بخش بيستم
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4395 به تاريخ 17/5/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آلرژي، آسم و ايمونولوژي ايران
شماره 3 (پياپي 80)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است