|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/5/28: دكتر سهراب يزداني، تاريخ نگار و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي: كودتا عليه مصدق برنامه ريزي شده بود
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4656
سه شنبه 25 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4404 28/5/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


دكتر سهراب يزداني، تاريخ نگار و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي: كودتا عليه مصدق برنامه ريزي شده بود


برگرفته از: شفقنا

اشاره: دکتر سهراب يزداني، تاريخ نگار و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي، پس از چندين سال پژوهش در زمينه تاريخ سياسي، کتابي با نام «کودتاهاي ايران» تاليف و منتشر کرده است. اين کتاب، پژوهشي نو در اين گستره به شمار مي آيد و به ويژه نکته هايي تازه درباره کودتا در ايران بيان مي دارد. بخش هايي از اين گفت وگو را مي خوانيد:
    
    طرح روي جلد کتاب، به نظر تصوير خانه مصدق است که با انجام کودتا از روشنايي به تاريکي فرومي رود. چنين دريافتي آيا درست است؟
    اين جلد از سوي ناشر روي کتاب قرار گرفت و از قرار معلوم عکس در ايران نبوده و توسط يک خبرنگار آمريکايي گرفته شده که بعد از کودتا در مجله لايف چاپ شده است. ناشر نيز اين عکس را از مجله برداشته و براي جلد کتاب برگزيده است. بسياري ازجمله دانشجويان در تماس با من نمي دانستند که اين تصوير براي کجاست و چه خبر است. به نظرم رسيد ناشر براي چاپ دوم کتاب توضيحي درباره عکس روي جلد بدهد. همان طور که مي دانيد مصدق تمام کارهاي دوره نخست وزيري را در منزلش انجام مي داد و اصلا به کاخ نخست وزيري نمي رفت. در طرح اوليه قرار نبود که پايين تصوير جلد تيره شود اما بعد چنين تغييري در آن انجام شد و حتي عکس را رنگي هم نکردند چون گفتند که مي خواهيم تداعي فيلم هاي مستند آن زمان باشد.
    
    در کتاب نيز اشاره داشته ايد ابهام هاي قانون اساسي يکي از زمينه هاي رخداد کودتا در ايران بوده است. پهلوي دوم با تشکيل مجلس موسسان برآن شد فراتر از شاه وفادار به اصول مشروطه باشد. او با تغييرهاي دستوري که انجام داد وضع سلطنت را با آنچه در قانون اساسي مشروطيت بود، دگرگون کرد. مصدق، در برابر، شاه را در چارچوب قانون اساسي مشروطه مي ديد. آيا رويارويي اين دو نگرش و رويکرد در روي دادن کودتا موثر بود؟
    نطفه چالش ميان شاه و نخست وزير وفادار به نظام مشروطه از اينجا آغاز مي شود. شاه تا پيش از اين تغييرات نمادين، حق انحلال مجلس را نداشت. از طرفي کودتاي محمدعلي شاه و کودتاي ناصرالملک هر دو ضد مجلس است، زيرا وقتي نمي توانند به شکل قانوني مجلس را منحل کنند، با زور آن را برمي دارند. اما در مجلس موسساني که محمدرضاشاه ترتيب داد، اين قضيه حل شد. شاه به عبارتي پس از اين، قدرت انحلال مجلس را به دست مي آورد، همان گونه که بعدها مجلس بيستم را در دوره نخست وزيري علي اميني منحل مي کند، زيرا وقتي مجلس وجود ندارد، علتي براي کودتا نيست و شاه قدرت دارد. اما در نبود مجلس، دولت داريم و دعواي ميان مصدق و شاه از اين جا آغاز مي شود. علاوه بر مصدق حتي برخي از مخالفان و حتي موافقان شاه، ازجمله قوام السطنه و حائري زاده مصوبات مجلس موسسان را قبول نداشتند. حائري زاده بارها در مجلس مخالفت با مصوبات مجلس موسسان را ابراز مي کند و علنا مي گويد مصوبات مجلس موسسان غيرقانوني است و آنها حق نداشتند که چنين قوانيني را تصويب کنند و به شاه چنين قدرت فزاينده اي بدهند. شاه اما با همه اين مخالفت ها قدرت را به دست آورد.
    
    پهلوي دوم با احساس خطر از گذشته مي کوشد قدرتش را حتي به صورت فرماليته قانوني کند؟
    بله، علاوه بر اينکه شاه بيش از اينها توقع داشت. او وقتي مجلس موسسان را ترتيب مي دهد، مي گويد مجلس بايد در برخي موارد ديگر هم تجديدنظر کند. محمدرضا پهلوي به نوعي مي خواست قدرت قانوني خودش را افزايش بدهد و فراتر از يک شاه در حکومت مشروطه ايفاي نقش کند. اين مجلس موسسان و قوانيني که در آن تصويب شد، برخلاف نيت بنيان گذاران مشروطيت بود. انجمن هاي مردمي نقشي فعال در کودتاي محمدعلي شاه قاجار و به توپ بستن مجلس برعهده داشتند. مردم در دوره نخست وزيري مصدق نيز به گونه اي بازوي حمايتي دولت به شمار مي آمدند. نيروي حمايتي در هر دو کودتا کنار کشيده و به کار نمي آيد. چرا در دو زمانه متفاوت از مردم کمک گرفته نمي شود؟ اين در شرايطي است که سويه ديگر کودتا از اوباش بهره مي گيرد تا به گونه اي حرکتي به ظاهر مردمي را سامان دهد. اوباش بدين ترتيب در قالب نيروي به ظاهر مردمي در هر دو کودتا نقشي پررنگ دارند.
    با همه اين تفاصيل اگر انجمن ها در کودتاي يکم و مردم در کودتاي دولت ملي وارد ميدان مي شدند، تنها به خونريزي بيشتر مي انجاميد. وقتي به انجمن هاي دوره مشروطه نگاه مي کنيم، انجمن آذربايجان، بزرگ ترين آنها بود که بازوي حمايتي مجلس و مشروطه خواهان به شمار مي آمد و تقريبا ٢هزار نفر عضو داشت. انجمن هايي بودند که زير ١٠٠عضو داشتند. اگرچه در برخي منابع گفته شده است که تقريبا ٣٠هزار نفر عضو انجمن ها بودند اما نبايد فراموش کرد که برخي در چندين انجمن عضو بودند و بايد درنظر بگيريم که توزيع جمعيت ميان انجمن ها به اين شکل بود. بسياري از آنها تجربه نظامي نداشتند و از هر رده سني و صنفي وارد اين انجمن ها مي شد. اگر رهبران جنگنده و آزموده اي داشتند، شايد مي توانستند در زمان خطر و کودتا از مجلس حمايت کنند و وارد عرصه کارزار شوند اما در پايان کار معلوم نبود که بتوانند به خوبي ايفاي نقش کنند، زيرا به هر شکل نيروي قزاق از پس اين نيروهاي آماتور و جنگ نديده برمي آمد.
    
    بر اين باوريد که مصدق با خودداري از فراخواندن مردم به خيابان ها بر آن بود از خونريزي و کشته شدن مردم جلوگيري کند؟
    بله، با اين تفاوت که در کودتاي نخست شايد به اندازه سال ١٣٣٢ کشتار و خونريزي پديد نمي آمد، زيرا در زمان مصدق مردم زيادي از دولت ملي حمايت مي کردند و اگر قرار بود در روز کودتا مردم به فرمان مصدق به خيابان ها بيايند، حتما حوادث و کشتار وحشتناکي رقم مي خورد. همچنين در دوره کودتاي محمدعلي شاه تعداد قزاق هاي همراه لياخوف آن قدر زياد نبود اما ارتش پهلوي نسبت به مردم حامي مصدق بسيار بيشتر و نيرومندتر بود. اگر کودتاي ٢٨ مرداد را مرور کنيد، مي بينيد در آن روز تعداد زيادي تانک وارد شهر تهران شد و مناطق استراتژيک را اشغال کرد.
    
    آيا افسران عضو حزب توده در اين ميانه، افزون بر مردم نمي توانستند با حضور بهنگام در صحنه کودتا ورق را به سود دولت ملي بازگردانند؟
    چنين کاري امکان پذير نبود، گرچه برخي بر اين باورند اگر افسران توده اي در ارتش به صحنه مي آمدند، مي توانستند کودتا را به نفع دولت مصدق خنثي کنند. پس از رخداد کودتاي ٢٨مرداد همه به گونه اي مي خواستند تقصير را گردن ديگري بيندازند. در اين ميان جبهه ملي که در راس قدرت بود، تقصير را از خودش برداشت و به دوش حزب توده انداخت و چنين وانمود کرد که اگر حزب توده به ميدان آمده بود، غائله پايان مي يافت. اما بايد يادآور شد افسران حزب توده در سراسر ايران پراکنده بودند و همه در تهران گرد نيامده بودند. در برخي منابع آمده است يکي از افسراني که به خانه مصدق حمله مي کند، جزو افسران حزب توده بوده است؛ افسري که پشت تانک نشسته و زماني که دستور مي دهند خانه مصدق را هدف قرار دهد، اين افسر مي داند بايد به خانه مصدق شليک کند اما گراي توپ را بالاتر مي برد و گلوله توپ را دم دانشکده افسري مي اندازد تا به خانه مصدق شليک نکند! بيش از اين اما کاري از دستش برنمي آيد.
    او ستوان دومي بود که پشت تانک قرار گرفت و بايد دستور فرمانده را اطاعت مي کرد. همچنين بسياري از افسران توده اي حتي در ضد اطلاعات ارتش و شبکه هاي اطلاعاتي بودند، اما کاري نمي توانستند بکنند. اگر به شکل ديگري به اين مساله بنگريم و سراغ سازمان افسران ناسيوناليست برويم که سرهنگ غلامرضا نجاتي نيز عضو آن است، او در کتاب خود درباره رخدادهاي کودتا مي نويسد در روز کودتا به برخي افسران گفتم بايد اقدامي بکنيم اما با همه تلاشي که صورت گرفت تنها ۵ نفر توانستيم دور هم جمع شويم. به عبارتي از شبکه افسران ناسيوناليست تنها ۵ فرد توانستند گرد هم بيايند. آنها با اسلحه شخصي خود به خيابان رفتند و به دشواري توانستند خودرويي پيدا کنند؛ با يک جيپ به خانه مصدق رفتند و مشاهده کردند اطراف خانه نخست وزير غلغله است، تانک ها خانه را محاصره کرده اند و صداي تيراندازي شنيده مي شود. آنها پس از مشاهده اين اوضاع با اظهار ناتواني برمي گردند. سازماني که مي تواند وابسته به دولت باشد، توانايي مقابله با کودتا ولو به شکل اندک را ندارد؛ توده اي ها نيز به همين شکل بودند.
    درست است که حزب توده يک سازمان نظامي دارد اما اين سازمان نظامي، حاشيه بر حزب است و يک شبکه نظامي گسترده نيست. بنابراين به نظرم حزب توده نيز توان رويارويي با کودتا را نداشت. اگرچه بايد بگويم حتي اگر حزب توده هم به ميدان مي آمد و در مقابل لشکر کودتاچيان عرض اندام مي کرد، آن گونه که محمدعلي موحد به طور ضمني مي گويد و فخرالدين عظيمي بيشتر بر اين مساله تاکيد دارد، کودتا با ٢٨مرداد تمام نمي شد! به عبارتي حتي اگر مصدق در روز کودتا پيروز مي شد، فرض کنيد در شهريورماه و از منطقه ديگري حرکت ديگري آغاز مي شد. بهانه کودتا اين بود که با تداوم نخست وزيري مصدق قدرت به دست حزب توده مي افتد و اينچنين جا انداخته بودند که مصدق جاده صاف کن کمونيست ها است.
    بنابراين اگر توده اي ها وارد کارزار کودتا مي شدند، آمريکايي ها مي گفتند پيش بيني ها درست بود و توده اي ها قدرت را به دست گرفتند و چه بسا براي برگرداندن ورق، بي محابا در کودتا دخالت آشکار نظامي مي کردند، همچنان که آيزنهاور پس از رفراندوم مي گويد مصدق به کمک حزب کمونيست توانست در رفراندوم پيروز شود! اين سخنان آيزنهاور حاکي از اين است که تا چه اندازه حزب توده را در دولت مصدق پررنگ مي بيند، واي به حال اينکه در روز کودتا، توده اي ها ابراز وجود مي کردند، به ويژه اگر افسران حزب توده که مسلح نيز بودند به ميدان مي آمدند، آن وقت تصور کنيد چه فاجعه اي به بار مي آمد! خلاصه کلام، با همه اين اما و اگرها، اميد پيروزي به معناي واقعي کلمه براي مصدق وجود نداشت.
    
    توصيف هاي بسياري درباره رخدادهاي ٢٨مرداد ارائه شده است. آنچه پس از ۶ دهه هنوز مناقشه آميز به نظر مي آيد، انتساب «کودتا» به رخدادهاي اين روز است. شما در کتاب «کودتاهاي ايران» به گونه اي مفصل و تخصصي به اين روز تاريخي، حواشي و رخدادهاي آن پرداخته ايد. آيا اين رويداد را کودتا مي دانيد؟
    چيزي در اين رابطه در قانون اساسي نداريم، البته اگر بخواهيم از دريچه قانون به ٢٨مرداد نگاه کنيم و بگوييم شاه در غياب مجلس حق عزل نخست وزير را دارد، چنين موضوعي در قانون اساسي نيامده است. ما در قانون اساسي مشروطيت عزل نخست وزير نداريم، به طوري که اگر در قانون مشروطيت بنگريد سنت اين بوده است که نخست وزير يا رئيس الوزرا به توصيه يا امر شاه استعفا مي داد و بعد پادشاه، نخست وزير يا رئيس الوزرايي ديگر تعيين مي کرد. تنها يک مورد به صورت قانوني داريم که چنين شد و آن عزل صمصام السلطنه بختياري بود. احمدشاه در آن ماجرا، حکم مي دهد صمصام السطنه بختياري ديگر رئيس الوزرا نيست و وثوق الدوله را برمي گزيند و مي خواهد دولت دومش را تشکيل دهد. صمصام اما زير بار اين دستور نمي رود و مي گويد من رئيس الوزراي قانوني ام و هنوز استعفا نداده ام.
    اين رخداد نشان مي دهد حتي در آن زمان هم مي دانستند پادشاه در حکومت مشروطه حق عزل نخست وزير را ندارد. سياستمداران در همان زمان هم مي دانستند در برابر مجلس مسوول اند و بايد به مجلس پاسخگو باشند. اکنون مجلس در زمان مصدق منحل شده اما قرار است دوباره انتخابات برگزار و مجلس جديد تشکيل شود. در برابر استدلال مخالفان مصدق مي توان گفت چون در ايران سنت مشروطيت ما ضعيف و نهادينه و قانونمند نشده بود، اين ابهامات وجود داشت که شاه مي توانست ادعا کند حق عزل نخست وزير را دارد، همچنان که در گذشته و امروز نيز سلطنت طلبان و مخالفان مصدق بر چنين ادعايي صحه مي گذارند. جاي بحث در اين زمينه باز است و شايد دراين باره هرگز به توافق نرسيم. هرکس به گونه اي براساس ديد خودش در اين زمينه سخن مي گويد.
    
    بسياري درباره روال و برنامه ريزي کودتاي ٢٨مرداد برآن اند که نقشه کودتا از مدت ها پيش طراحي شده بود. اين مساله با توجه به مطالعات و اسنادي که در دسترس داشته ايد، تا چه اندازه حقيقت دارد؟
    بله، برناه ريزي کودتا در چهار روز ريخته نشد، بلکه برنامه کودتا از مهر ١٣٣١ درحال تدوين بود. برنامه اي که انگليسي ها در شهريور و مهر ١٣٣١ دارند، شکست مي خورد و نقشه لو مي رود. در اين نقشه افرادي مانند حجازي و زاهدي در جريان بودند. در نتيجه شکست طرح انگليسي ها بعضي دستگير مي شوند و عده اي هم به بيرون از کشور تبعيد مي شوند. ظاهرا با بسته شدن سفارت انگليس قضيه پايان مي يابد. زماني که سفارت انگليس بسته مي شود، عمليات معروف به bot دوباره برنامه ريزي مي شود و انگليسي ها با آمريکايي ها، حتي زماني که هري ترومن سر کار است، تماس مي گيرند و آنها دو گروه کاري در وزارت خارجه آمريکا و سازمان سيا تشکيل مي دهند. برنامه کودتا به جلو مي رود و به جايي مي رسد که آيزنهاور سر کار مي آيد. او دستور صريح مي دهد که برنامه کودتا را دنبال کنيد؛ خودش نيز به دنبال قضيه است.
    برنامه به اين ترتيب درحال پيگيري و طرح ريزي است و افرادي مانند ايدن سراغ آمريکايي ها مي روند و مي گويند بايد مصدق را برداريم. عملا اين سخن را بيان مي کنند. ماموران عالي رتبه MI۶ و سيا با هم درحال مذاکره اند و برنامه ريزي مشترک انجام مي دهند. در اين ميان برخي از ايراني ها نيز با آنها همکاري مي کردند و شکي در همکاري بعضي مهره هاي ايراني نيست، اما به طور دقيق نمي دانيم چه کساني به آنها کمک مي کردند، اما به طور قطع برنامه ها و نقشه هاي آنها بدون مساعدت ايراني ها پيش نمي رفت و به خوبي پياده نمي شد. همچنين در فروردين ١٣٣٢ تقريبا يک ميليون دلار از آمريکا به سفارت اين کشور در ايران مي رسد تا براي کودتا خرج شود. کرميت روزولت چندبار به ايران مي آيد و انگليسي هايي که به خارج از ايران رفته بودند، در قبرس پايگاه راديويي برپا مي کنند. شبکه کودتا در ايران فعال مي شود و برادران رشيديان، کيواني و جلالي در تحرک و فعاليت براي کودتا برمي آيند. روزنامه نگاران طرفدار کودتا مطالبي در تخريب دولت مصدق مي نويسند و منتشر مي کنند. در اين ميان حتي مي توان گفت انحلال مجلس نيز زمينه داشت و شواهد و قرائن حاکي از اين بود که در ميان نمايندگان پول هايي توزيع شده بود تا با چند استيضاح مصدق را برکنار کنند.
     زمان مي گذرد تا به ٢۵مرداد مي رسيم. همه چيز در اين ميان مطابق برنامه پيش مي رود و کودتاچيان فقط منتظر بهانه بودند. بنابراين به اعتقاد من حتي اگر مصدق رفراندوم را هم انجام نمي داد، کودتا صورت مي گرفت زيرا براي انجام آن برنامه ريزي وسيعي صورت گرفته بود؛ در تهران دفتر نظامي به وجود آورده و افسران مشخص بودند. طبق آنچه در کتاب سرهنگ غلامرضا نجاتي درباره کودتا آمده است، سرهنگ ممتاز مي گويد نعمت الله نصيري با من در خرداد تماس گرفت که ما مي خواهيم کودتا کنيم. از اين رو مرور شواهد، قرائن و اسناد نشان مي دهد همه چيز برنامه ريزي شده بود. ما نمي توانيم همه چيز را گردن مصدق بيندازيم. تمام برنامه ها قبلا چيده شده بود.
    دکتر سهراب يزداني، تاريخ نگار و عضو هيات علمي دانشگاه خوارزمي: کودتا عليه مصدق برنامه ريزي شده بود
    


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4404 به تاريخ 28/5/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 38 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
Journal of Evidence Based Health Policy, Management and Economics
شماره 2 (پياپي 10)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است