|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه اعتماد97/6/15: سوسن شريعتي: حيف كه هدايت خنديدن بلد نبود
magiran.com  > روزنامه اعتماد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4209
سه شنبه 24 مهر 1397



خدمات سايت




 
MGID3291
magiran.com > روزنامه اعتماد > شماره 4177 15/6/97 > صفحه 9 (هنر و ادبيات) > متن
 
      


نگاه 
سوسن شريعتي: حيف كه هدايت خنديدن بلد نبود
نشست «حسرت شهر» به بهانه ويراست دوم كتاب «طنز و طنزينه هدايت»



    
    نشست «حسرت شهر» به بهانه انتشار ويراست دوم كتاب «طنز و طنزينه هدايت» اثر محمدعلي همايون كاتوزيان، عصر سه شنبه ١٣ شهريور در خانه گفتمان شهر برگزار شد. در ابتداي نشست، «محمدعلي همايون كاتوزيان» كه زنده و ويدئوكنفرانس با حاضران سخن مي گفت، در سخنان كوتاهي اظهار داشت: هدايت به اين شهرت دارد كه بسياري از خانواده ها به فرزندان شان مي گفتند، آثار هدايت را نخوانيد وگرنه خودكشي مي كنيد اما اين گونه نيست. آثار هدايت به ٤ دسته كلي آثار تاريك هدايت، روان داستان هاي هدايت مانند بوف كور، داستان هاي رئاليستي انتقادي، داستان هاي طنز و طنزنامه و داستان هاي ناسيوناليستي تقسيم مي شود. داستان هاي ناسيوناليستي و طنزنامه ها به هيچ وجه تاريك نيستند. بسياري به غلط طنزنامه را همان طنز مي نامند كه اشتباه است. يكي از بارزترين طنزنامه ها نشريه طنز تاريخ است.
     «فريدون مجلسي» از تجربه خواندن كتاب طنزنامه و تاثيري كه بر او گذاشته است، گفت: «كاتوزيان در اين كتاب از روش تحليلي در زمينه متفاوت، جالب و نوستالژيك استفاده كرده است. در خانه به من نمي گفتند كتاب هاي صادق هدايت را نخوانم اما در مدرسه چرا. تفاوت روحي زيادي كه بين خود و صادق هدايت مي ديدم باعث شد دريابم كه داور خوبي در اين زمينه نيستم.»
    او با تاكيد بر اينكه هر نويسنده اي بايد تحليل داشته باشد، توضيح داد: صادق هدايت از چنين تحليلي آگاه بود. اين چند اثر صادق هدايت يك نوع آثار وازدگي است. اينكه از جايي آمديم كه نمي دانيم كجاست و به تاريكي برمي گرديم يك موضوع پيش پا افتاده است. تاكيد زياد روي اين موضوع من را متحير مي كند. اين وسط اشخاص با يكديگر متفاوت هستند. من شخصا آدم جاه طلبي بوده ام كه اگر به جايي نرسيده ام كارهاي ديگري كرده ام. هركس دست به قلم مي شود جاه طلب است شما شاعر و نويسنده اي نداريد كه جاه طلب نباشد. من در صادق هدايت تضاد مي بينم، تضادي بين نااميدي و جاه طلبي شديد. جاه طلبي براي كسي است كه به زندگي عشق مي ورزد و حرف هاي ديگران را مي شنود و وقتي دست به قلم مي زند، مي خواهد آن را منتشر كند. من جزو كساني هستم كه دوست دارم مطلبي را كه مي ‎خوانم، بفهمم و اين كتاب بسيار فهميدني است. من تعجب مي كنم براي كسي كه در سن جواني ديپلم گرفته و براي تحصيل به خارج از كشور رفته است، چگونه توانسته به اين شيوايي اين كتاب را بنويسد. كتاب يك بخش مقدماتي دارد كه راجع به طنز و طنزينه و تقسيم بندي مطالب هدايت است. طنز ايراني جنبه كنايه دارد و به ذات اين گونه است.
    اما مي خواهم چند اسم را به آقاي كاتوزيان يادآوري كنم: محمد هاشم آصف كه كتاب رستم التواريخِ او ٢٠٠ سال پيش نوشته شده و بسيار معروف است. همچنين ايرج پزشكزاد برجسته ترين طنزنويس تاريخ ايران با آثاري مانند «دايي جان ناپلئون» و... در اين كتاب به چند اسم اشاره شده است، هدايت، شريعتي، آل احمد و حسن مقدم از آن چيزي كه حسرت مي خورم، اين است كه آنها فرصت نكردند حرف هاي خود را بزنند. شايد شما همه اينها را بشناسيد اما كمتر با حسن مقدم آشنا هستيد. او نويسنده «جعفرخان از فرنگ برگشته» است. برادر دكتر مقدم كه امروزه خانه او به صورت موزه درآمده است. هدايت علاقه اي به تحصيل و مدرسه نداشت اما كتاب هايي كه او خوانده است از هر دانشگاهي بيشتر و فرهنگ بسياري را مي دانست. علي شريعتي كسي بود كه در رشته خود و همين طور فرهنگ سوادش به كمال رسيده بود اما مشكل او اين است كه ديد او به گذشته بود. من همواره گذشته و حال را ابزاري براي ايجاد آينده بهتر مي بينم. جلال آل احمد در سبك ادبي خاص خودش سوادش خوب بود اما از لحاظ فرهنگي در سطح بالايي نبود و اگر در مباحث اجتماعي و سياسي كمتر دخالت مي كرد، مي توانست به نويسندگي خودش به خصوص در طنز بهتر بپردازد.
    انتقادهايي كه هدايت از ايران مي كند، جنبه شخصي دارد. كسي كه در خانواده اي بزرگ شده كه همه چيز در اختيارش بوده است و سلطه زياد از حد خانواده بر او بوده باعث مي شود او نسبت به ديگران قضاوت و داوري بيش از حد كند. من اين خشونت و خودخواهي را در آثار جلال هم مي بينم. اما اين گونه انتقاد در ايران مُد است براي مثال خلقيات ما ايرانيان از جمالزاده اين گونه است. او سوييس را الگوي قضاوت خود درباره ايران قرار داده است، مثال ديگر جامعه شناسي خودماني از حسن نراقي است. در اين گونه آثار معلول با علت اشتباه گرفته شده است و هركدام علت اين مشكلات را ناديده گرفته اند. معلول هايي از يك جامعه فقرزده و استبدادزده اگر در هر جاي ديگر از دنيا بود، اين گونه بود.
    «سوسن شريعتي» ديگر مهمان اين نشست در ابتدا با بيان اينكه «صادق هدايت به دليل نوعي نگاه فلسفي و تعلق خاطر به دوره اي از تاريخ معاصر، جزو لاينفك وجدان اجتماعي ما است و انگار از او ترسيديم.» به ايراد سخنراني پرداخت و گفت: من متعلق به خانواده شريعتي هستم و نه تنها ژنتيكي، بلكه به ميراث او نيز وفادار هستم: اينكه روشنفكري مذهبي، چه نسبتي با انواع روشنفكري معاصر دارد و در اين رفتار، تعريف نوعي از روشنفكري ارايه دهيم چون بحران ما، بحران معناست و اينكه چگونه رفتار، گفتار و كرداري است و حالا در حال سوگواري براي موقعيت هايي هستيم كه يكي از آنها، روشنفكري با تعريف گذشته آن است.
    او ادامه داد: روشنفكر به مثابه غريبه اي در جمع است و مدام از تنهايي گله دارد و مرزي ميان خود و ديگري مي كشد. احساسي كه در همه دوره ها در روشنفكر وجود دارد. ويژگي ديگر روشنفكر اين است كه نگاه انتقادي به ميراث از جمله آيين، مناسك، زبان و ادبيات دارد و آن را دستمايه نوشتن خود مي كند. ديگر ميل به تغيير و تحريك آميز نوشتن است و حتي هدايت كلمه را تبديل به گلوله مي كند و به اين ترتيب، نوعي آگاهي و خوددرگيري ايجاد مي كند. به تعبير اسكار وايلد از سه «پ» بايد ترسيد: پاپ، پرنس و پيپل. روشنفكر با آنان درگير مي شود و هدايت هم با هر سه آنها به تقابل برمي خيزد. در اين ميان، روشنفكران شيفته مردم هستند ولي هدايت خود مردم را سوژه قرار مي دهد. اينها اما موقعيت بومي است اما روشنفكر بايد به پرسش هاي جهانشمول پاسخ گويد: از كجا آمده ام، كجا هستم و به كجا مي روم و هدايت درگير آن است. جامعه اي كه هدايت در آن زيست مي كند، درگير ميراث، تنهايي و سه اتوريته غيرقابل تحمل در پايان دوره قاجار و آغاز عصر مدرنتيه است و در آغاز اين دربه دري تاريخي، اين پرسش كه چه بايد كرد و اين مسير همه روشنفكران است.
    اين مدرس دانشگاه به خنديدن يا گريستن بر وضعيت از نگاه روشنفكر اشاره كرد و افزود: طنز، ساتير يا آيروني به تعبير دكتر شريعتي، خنده ناك سخن گفتن از آنچه سخت غمگين است، معنا مي شود. ساتير ادب نوميدان است و ميل به تغيير در آنچه مضحكه است و از سويي نقش روشنفكر در اين محمل، مبارزه با آنچه كه هست. اساسا فايده طنز نيز پنهان سخن گفتن براي دور زدن سانسور است و تجاهل العارف در ادب فارسي نيز همين برداشت را دارد، زيرا نمي توان مستقيم از واقعيت سخن گفت و اين، ذات روحيه لطيف ايراني است و به همين سبب، طنز و طنزينه سنت ديرينه ما است. طنز به جنگ كسي يا چيزي رفتن و به مثابه سلاح است و مي خواهد آن سه «پ» را تحقير كند. حسن ديگر طنز، نشان دادن وجوه كميك دچارشدگي است، زيرا انساني كه مي خندد، كمتر رنج مي برد و جدي نمي گيرد. در ميان اين سه، اما هدايت بيشتر عليه مردم حرف مي زند و هميشه عليه ديگري است و گاه عليه خودش و جنبه استهزا مي يابد و جنسي از تنفر مي يابد و ديگران را متهم يا تحقير مي كند. حتي به سوي نارسيسيزم و جاه طلبي مي رود و جنس طنز او را لغو مي كند و در اين ميان، دستخوش تناقض مي شود. هدايت به راسيسم هم مي رود و احساس تهوع به ايرانيت را نشان مي دهد. او هم از ملي گرايي تنفر دارد و هم از ايران كه انگار تنها راه خودكشي است.
    شريعتي همچنين تصريح كرد: «آيروني» سلاحي است عليه ديگري و ديگري را به سخره گرفتن. تفاوت اما در اين است كه آيروني خنديدن به ديگري است ولي «اُمور» خنديدن به خويش است. امور دنياي خشن ايجاد نمي كند و به همين خاطر آيروني دچار تناقض است و آدم آيرونيك، غمگين است و نمي تواند بخندد و بخنداند. امور غم را شادي و نفرت را به عشق تبديل مي كند و اسپينوزا آيروني را نقد مي كند چون امور كاهنده نفرت است. در موقعيت امروز هم، دچار اين دوگانه هستيم و به مثابه رفتار روشنفكرانه، خنديدن به خود و از خود است و پشت كردن به آيروني كه به خشم دامن مي زند. از اينجاست كه معتقدم حيف كه هدايت خنديدن بلد نبود.
    نگاه: سوسن شريعتي: حيف كه هدايت خنديدن بلد نبود / نشست «حسرت شهر» به بهانه ويراست دوم كتاب «طنز و طنزينه هدايت»
    


 روزنامه اعتماد، شماره 4177 به تاريخ 15/6/97، صفحه 9 (هنر و ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 67 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه تحقيقات مهندسي سامانه ها و مكانيزاسيون كشاورزي
متن مطالب شماره 70، بهار و تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است