|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/6/21: آيا مهاجرت نخبگان افزايش يافته است؟
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6879
سه شنبه بيست و هفتم شهريور ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6874 21/6/97 > صفحه 12 (ايران اجتماعي) > متن
 
      


آيا مهاجرت نخبگان افزايش يافته است؟
«ايران» در ميزگردي ادعاي روند صعودي خروج نخبگان از كشور را بررسي مي كند

نويسنده: هدي هاشمي


    
    سال هاست که آمارهاي مختلفي از مهاجرت دانشجويان به ديگر کشورها مطرح مي شود برخي اين روند را يک شرايط بحراني توصيف کرده اند و بر اين باورند که تاکنون ٧٠درصد از رتبه هاي برتر کنکور و مدال آوران المپيادها از کشور خارج شدند و برخي ديگر هم مي گويند وضعيت مهاجرت دانشجويان و نخبگان به ديگر کشورها طبيعي است و هيچ جاي نگراني در اين باره وجود ندارد. چند سالي مي شود که برخي از دانشجويان بعد از پايان دوران تحصيل در مقطع کارشناسي براي ادامه تحصيلات تکميلي خود به کشورهاي پيشرفته مهاجرت مي کنند و آن طور که کارشناسان مي گويند بخش قابل توجهي از آنها هرگز به ايران برنمي گردند. در حال حاضر آمار دقيقي از جمعيت ايراني هاي خارج از کشور وجود ندارد اما برخي اعداد و ارقام از حضور پنج ميليون ايراني در خارج از کشور خبر مي دهد که بخش وسيعي از آنها تحصيلکرده و متخصص هستند؛ موضوعي که البته مورد توجه دولت هم قرار گرفته و مسئولان آموزشي و پژوهشي 5 سالي مي شود که برنامه هاي خود را روي موضوع بازگشت نخبگان گذاشته اند. در اين باره ميزگردي را با مهندس علي مرتضي بيرنگ معاون حوزه بين الملل معاونت علمي رياست جمهوري و دکتر بهرام صلواتي عضو هيئت علمي موسسه مطالعات جمعيتي کشور برگزار کرديم تا به اين سوال پاسخ دهيم که آيا شيب خروج از کشور نخبگان صعودي شده و زيرساخت هاي کشور براي بازگشت نخبگان مهياست يا نه.
    
    «ايران»: موضوع مهاجرت نخبگان در چند سال گذشته بويژه از سال 88 تا به امروز نظر خيلي ها را به خود جلب کرده و خيلي ها هم نسبت به اين موضوع انتقاد کرده اند. دولتي ها مي گويند که ما فرار مغزها نداريم و غير دولتي ها مي گويند نخبگان هر روز بيشتر از قبل از کشور خارج مي شوند. با اين توصيف آيا ما با فرار مغزها در اين ابعادي که بحراني توصيف مي شود، مواجهيم؟ وضعيت ما الآن در دنيا چگونه است؟ چند وقت پيش هم يکي از مديران وزارت بهداشت اعلام کرد که با اين حجم از فرار مغزها ايرانيان در آينده با مشکل پايين آمدن بهره هوشي مواجه مي شوند، اين حرف ها را قبول داريد؟
    بيرنگ: يکي از دغدغه هاي امروز جامعه ايران، موضوع مهاجرت نخبگان است. ما هم منکر موضوع مهاجرت نيستيم و با اين موضوع هم دشمني نداريم. اين را هم بگويم که نمي خواهيم مهاجرت را متوقف کنيم. ابتداي پيروزي انقلاب، 170 هزار دانشجو در داخل داشتيم و 100 هزار دانشجو هم در خارج از کشور تحصيل مي کردند که از اين تعداد دانشجو، حدود 57 هزار دانشجو در امريکا بودند. هم اکنون هم 4 ميليون و 800هزار دانشجو در کشور داريم و به تبع آن تعداد دانشجوياني که در خارج از کشور تحصيل مي کنند هم بالا است. بر اساس روند بين المللي دانشجويان خارجي در دنيا تعدادشان بسيار است، اما اگر بخواهيم ايران را با اين آمارها مقايسه کنيم، روند دانشجويان ما به خارج از کشور زياد نيست. با اين حال اين سوال را مطرح مي کنم چرا در دهه اول انقلاب اين موضوع آنقدر براي مردم مهم نبوده، اما حالا همه درباره آن حرف مي زنند؟ مدتي است که موضوع مهاجرت، سياسي شده و نگاه ژورناليستي غيرمنصفانه وارد اين مساله شده است.متاسفانه جناح هاي سياسي هم هر کدام با اغراق و سياسي کاري سعي دارند به نوعي ثابت کنند که در زمان هر کدام از دولت هايي که روي کار آمده اند، افرادي مهاجرت کرده اند. در صورتي که اصلاً اين طور نيست. اگر ما بخواهيم بر اساس تعداد دانشجو در امريکا حرف بزنيم، ما اوايل پيروزي انقلاب بيشترين دانشجو را در دانشگاه هاي اين کشور داشتيم. اما الآن جزو 10 کشور اول در امريکا نيستيم. اگر بخواهيم تعداد دانشجو در خارج را با تعداد دانشجو در داخل مقايسه کنيم، بازهم از متوسطه جهاني کمتريم. البته اين موضوع بايد فارغ از نگاه سياسي و نگاه سطحي بررسي شود. در يک سال اخير برخي از مسئولان اعلام کردند که سالي 150 هزار نخبه از کشور خارج مي شوند، يا يک و نيم ميليون نفر در صف مهاجرت به کانادا هستند. ما هم اکنون رويکرد تهاجمي در برابر اين آمارها گرفته ايم، بنده نامه مي زنم و موضوع را پيگيري مي کنم.اگر مصاحبه درست نباشد بايد مسئول مربوطه تکذيب کند. اما بايد قبول کنيم خبرهاي منفي درباره مهاجرت همه را درگير مي کند و وقتي خبر منتشر شد، خيلي ها ديگر به تکذيبيه ها اهميتي نمي دهند، براي همين الآن ما فکر مي کنيم مهاجرت نخبگان بيشتر از قبل شده است. منظور من اين است که موضوع مهاجرت وجود دارد، اما ما از عرف معمول جهاني کمتر هستيم.همين جا بگويم مهاجرت ايراني ها اصلاً بحراني و خطرناک نيست.
    
    «ايران»: آقاي دکتر صلواتي آيا شما هم بر اين باوريد که اين موضوع بحراني نيست؟ پس چرا همه دانشجويان رياضي دانشگاه شريف علاقه مند به دانشگاه هاي امريکا هستند؟
    صلواتي: نکات خوبي را اشاره کرديد. من هم معتقدم که مهاجرت وجود دارد.اما بر اين باورم که يک فضاي مه آلودي در اين باره است. يک مشکل ديگر هم اين که ما هيچ اتاق فکر و يا مرکزي که بتواند به شکل رسمي درباره مهاجرت فعاليت کند، نداريم. مي خواهم بگويم يک مساله اصلي اين بوده که از ناحيه شما کم کاري شده است و نتيجه هم اين که هر فردي آمارهاي مختلفي مي دهد. درحالي که بايد يک مرجع به طور رسمي خبرهاي مربوط به مهاجرت را اعلام کند که اين موضوع تاکنون اتفاق نيفتاده است. طبق آمار کشورهاي مهاجرپذير، حدود يک ميليون و 250 هزار نفر ايراني که محل تولدشان ايران بوده، در خارج هستند. هم اکنون جمعيت بين المللي دانشجويان دنيا حدود 5 ميليون نفر است و آمار دانشجويان ايراني در خارج از کشور حدود 53 هزار دانشجوست. اما مساله مهم در ارتباط با مهاجرت در کشور، ميل بالا به مهاجرت است.
    
    «ايران»: قبول داريد از سال 88 به اين طرف، اين ميل بيشتر هم شده است؟
    صلواتي: بايد روند را اندازه گيري کنم. اگر اين روند صعودي باشد بله اين موضوع بيشتر شده است. اما چون شيب افزايش دانشجويان بين المللي در دنيا به طور کلي با يک شيب صعودي بالا مي رود، اين روند هم بيشتر شده، ممکن است در يک سال خاصي در يک مقطع خاصي هم بيشتر باشد.
    
    

    
    «ايران»: متوسط جابه جايي دانشجو در دنيا چقدر است؟
    صلواتي: ببينيد بيش از 70 درصد فارغ التحصيلان دانشگاهي ميل دارند به کشوري غير از کشوري که فارغ التحصيل شده اند، بروند و در ديگر کشورها، کار و شغل پيدا کنند. برهمين اساس روند جهاني به سمت جابه جايي قشر جوان در دنيا بالا است. بر اساس تحقيقي که داشتم از دانشجويان ايراني پرسيدم انگيزه اصلي شما براي خارج شدن از کشور چيست؟ همه آنها مسائل و مشکلاتي داشتند، اما گفتند ميل به تحصيل و تجربه درخارج از ايران بالاترين اولويت آنها است. جامعه ايران چون جامعه جواني است، بنابراين جوانان ميل به تجربه در ساير کشورها را هم دارند.
    
    «ايران»: چرا؟
    صلواتي: بايد اين سوال را بپرسيم که واقعاً چقدر اقتصاد دانش بنيان داريم که بخواهيم اين ميل را کم کنيم. هرم جمعيتي نسل جوان ايراني بالاست، ما حجم قابل توجهي از نيروي جمعيت مان فارغ التحصيل هستند و با يک نسل جوان روبه رو هستيم که هم شغل مي خواهند هم ميل به تحصيل در خارج از کشور را دارند، به نظرم بايد پرسيد چند درصد از صنايع ما و يا کسب و کارهاي ما، قدرت جذب نيروي تحصيلکرده و يا نيروي دانشجو را دارند. يا اين که چقدر دانشگاه هاي ما مي توانند نيروي تحصيلکرده متناسب با شرايط بازار کار تربيت کنند؟ مي توان گفت که در چند سال گذشته بيش از نيازهايمان دانشجو تربيت کرديم، حالا يا بايد اين دانشجويان روي دستمان بمانند يا از کشور خارج شوند. هم اکنون هم اين اتفاق مي افتد ما فقط قسمتي از دانشجويان را جذب مي کنيم و مابقي به خارج از کشور تمايل پيدا مي کنند.
    بيرنگ: ببينيد من با اين بخش از حرف هاي شما موافقم، اما اين روند، جهاني است. بر اساس تحقيقي که انجام داديم اگر مثلاً دانشگاه هاروارد، استنفورد و کلمبيا در ايران بود هم برخي از دانشجويان دوست داشتند براي تحصيل به کشورهاي ديگر بروند.
    
    صلواتي: ما مازاد سرمايه انساني (دانشجو) داريم يا اين افراد مي مانند يا به خارج از کشور مي روند. خب ما با اين مازاد سرمايه انساني چه بايد بکنيم؟
    بيرنگ: من متخصص اين بحث نيستم و سياستگذاري در اين بحث هم ندارم. بايد از سياستگذاران اين موضوع را پيگيري کرد. اما بايد اشاره کنم که بسياري از صنايع ما صنايع دانش بنيان نيستند. ما اصلاً صنعت نداريم، در حقيقت فقط کارخانه داريم و کارخانه داران هم اصلاً به کار پژوهشگران توجهي ندارند.واقعاً اين موضوع فاجعه است. ما در کارخانه هايمان به صنعتگران و متخصصان توجهي نمي کنيم. کارخانه هاي ما فقط کارگر مي خواهند تا بتوانند مجموعه شان را حفظ کنند. آنها متخصص نمي آورند که به وضعيت توليد رسيدگي کند.
    
    «ايران»: به هرحال با اين وضعيت، نخبگان دلشان مي خواهد در کشوري باشند که به کار آنها و تخصص آنها اهميت داده بشود، شما براي خارج نشدن نخبگان چه کرديد؟
    بيرنگ: در چند سال گذشته و حتي قبل از دولت آقاي روحاني، موضوع شرکت هاي دانش بنيان مطرح بود، اما در 5 سال گذشته سعي کرديم که با برنامه، اين موضوع را براي دولتمردان توضيح دهيم. البته بسيار خوشحالم که ادبيات دانش بنيان در جامعه تقويت شده است. يکي از بحث هاي مهم اجراي قانون حمايت از شرکت هاي دانش بنيان بود که در دولت دهم به تصويب رسيد. اجراي اين قانون در دولت يازدهم شروع شد و سعي کرديم موضوع را قوي تر از هميشه دنبال کنيم. ابتدا شرکت هاي دانش بنيان را شناسايي کرديم و به آنها گفتيم حضورشان در کشور براي ما يک دغدغه مهم است. در کنار اين موضوع، به مسائل مالي، بحث هاي گمرکي، سربازي نخبگاني که در اين شرکت ها کار مي کردند، توسعه کسب و کار بين المللي شان و فروش هم توجه کرديم، براين اساس معاونت علمي رياست جمهوري سعي کرد در همه اين بخش ها، راهکار داشته باشد. تلاش کرديم بهترين نسخه را ارائه کنيم، باز هم مي گويم شايد کار ما اشکال داشته باشد، اما ما سعي کرديم اقداماتي براي نخبگانمان انجام دهيم. ما براساس بازخوردي که از نخبگان مي گيريم، قوانين و مقررات را اصلاح مي کنيم. بنابراين ما سعي کرديم با توسعه شرکت هاي دانش بنيان، نخبگان کشور را جذب کنيم تا از مهاجرت آنها جلوگيري شود و همين طور نخبگان خارجي را هم جذب کشور خودمان کنيم.علاوه بر اين، توجه به شرکت هاي نوپا و استارتاپ ها هم از اولويت ما بوده که اتفاقاً مورد توجه رسانه هاي خارجي هم است. آنها در گزارش هاي خود، از انفجار استارتاپ ها در ايران مي نوشتند و در گزارش هاي شان مي خواندم که با تيتر هاي مختلف تاکيد کرده بودند که اتفاق هاي عجيب و غريبي در زمينه رشد استارتاپ ها در ايران افتاده است و آنها ايران را از نظر رشد استارتاپ ها در منطقه، اول مي دانستند. اين يعني ايران وضعيت خوبي براي نفس کشيدن نخبگان دارد. اين را هم بگويم در روزهاي اولي که موضوع استارتاپ ها مطرح شد، خيلي ها در مقابل اين موضوع موضع گرفتند، اما حالا اين وضعيت خيلي بهتر شده است و حتي همان آدم ها با ما همراه شده اند. خوشبختانه ما در خيلي از دانشگاه هاي کشور توانستيم مراکز نوآوري و شتاب دهنده استارتاپ ها را هم راه اندازي کنيم و بخش خصوصي را تشويق کنيم که وارد اين فضا شود.
    
    «ايران»: همه اين کار ها انجام شده و ما هم قبول داريم. اما آيا زيرساخت ها براي ماندن نخبگان فراهم است يا اينکه اين برنامه شما با دولت آمده و با دولت هم مي رود؟
    بيرنگ: ما در چند سال گذشته براساس امکاناتي که داشته ايم اقداماتي را هم انجام داده ايم. اما منابع و بودجه ما کافي نبوده است، با اين همه فکر مي کنم در اين حوزه موفق بوده ايم. هم اکنون يکي از دانشگاه هاي ما که خيلي هم مهاجر فرصت است، دانشگاه صنعتي شريف است. اما اکوسيستم کارآفريني دانشگاه شريف در چند سال گذشته به شکلي تقويت شده است که بچه هاي شريف هم ديگرعلاقه اي به رفتن ندارند. جالب اينکه در دو سال گذشته، در اطراف دانشگاه شريف 450 شرکت جديد از سوي دانشجويان دانشگاه تاسيس شده است. اين شرکت ها، شرکت هاي دانش بنيان هستند و آنقدر تقاضا براي برپايي ملک و دفتر در اطراف دانشگاه شريف زياد شده که قيمت زمين در اطراف دانشگاه شريف، 30 درصد از منطقه گران تر شده است. چند وقت پيش هم در دانشگاه شريف، نظرسنجي کرده بودند که البته عدد دقيق آن يادم نيست، اما اين موضوع بسيار مهم است. شما سابق بر اين از دانشجويان شريف مي پرسيديد برنامه ات براي آينده چيست؟ مي گفتند که پذيرش تحصيلي مي گيرم و از ايران مي روم، اما هم اکنون دانشجويان جواب مي دهند که بعد از ليسانس، مي خواهم استارتاپ خودم را راه اندازي کنم. حداقل يک راهي باز شده که به دانشجويان دانشگاه هاي خوب بگويد تنها راه اين نيست که بعد ازگرفتن ليسانس از کشور خارج شويد يا منتظر بمانيد کسي شما را استخدام کند. الآن دانشجويان متوجه شدند که مي توانند يک مکان کوچکي را براي خودشان داشته باشند و طرح ها و ايده هاي خود را اجرايي کنند و به قول معروف آقاي خودشان باشند. البته ما قبول داريم عده اي همچنان از کشور خارج مي شوند، اتفاقاً با پيشنهادهاي خوبي هم از کشور خارج مي شوند. اما مي گويم که زيرساخت هاي مناسبي هم فراهم شده است و ما برنامه ريزي خوبي در اين زمينه انجام داده ايم.
    صلواتي: داغ دلمان در اين بخش تازه شد. اميدوارم يک بار به شکل جدي اين موضوع از ناحيه شما مطرح شود که چه تعداد استارتاپ داريم، اصلاً درباره گوگل هاي ايراني چه اطلاعاتي داريم و اينکه چقدر وضعيت استارتاپ هاي شريف تقويت شده است؟ نمي گويم فقط شما اين موضوع را اطلاع رساني نکرده ايد، مطبوعات هم به اين موضوعات نپرداخته اند. مي خواهم بگويم که چه فرصتي در کشور داريم، اما اطلاع رساني نمي شود و اين يک نقطه ضعف است. درباره مشکلات هم بگويم، در کشور هر روز چند ميليون بشکه نفت صادر مي کنيم، اما هيچ کس به اين موضوع اهميت نمي دهد. درباره نيروي انساني هم چنين مشکلي وجود دارد. سرمايه هاي انساني را به طور گسترده استخراج مي کنيم و چون قابليت بهره برداري از اين نيروها را نداريم، رهايشان مي کنيم، الآن چند سال است که وارد اقتصاد دانش بنيان شده ايم. بفرماييد چند درصد از شرکت هاي ما، استارتاپ دارند. فکر مي کنم 3 هزار و 500 شرکت باشد و اگر در هر کدام از اين شرکت ها، 5 نفر شاغل باشند، چيزي در حدود يک ميليون نفر از جمعيت دانشگر ما در اين حوزه مشغول به کار هستند. مي خواهم بگويم که هنوز ظرفيت هاي لازم براي نيروهاي دانشگاهي را آماده نکرده ايم. وقتي ظرفيت استفاده از نيروي دانشگاهي را نداشته باشيم و سياست هاي لازم را براي نخبگانمان به کار نگيريم، از طرفي مرکز پژوهش يا اتاق فکري هم براي جايابي نخبگان و دانشگاهيان آماده نکرده باشيم، درنتيجه با پديده مهاجرت مواجه مي شويم و شاهد اين هستيم که بخشي از نخبه هاي ما به خارج از کشور مي روند و در دانشگاه هاي خوب ديگر کشورها تحصيل مي کنند. جالب اينجاست که وقتي مي بينيم بخشي از نيروهاي خوب ما در خارج هستند، تازه به فکر برنامه ريزي و جذب آنها مي افتيم. افرادي که روزي به خاطر مشکلات نبود جذب در بازار کار، به خارج رفته اند، حالا ما مي خواهيم همان ها را برگردانيم. دقت کنيد، ظرفيت دانشگاهها و هيات علمي هاي ما به شکلي است که در سه يا چهار سال آينده، هيچ جاي خالي براي اعضاي هيات علمي نخواهيم داشت که اين افراد بتوانند جذب دانشگاه شوند و در نتيجه به کشور برگردند. چرا؟ چون پست هايي براي نخبگان تعريف نشده است. شما از بازگشت نخبگان مي گوييد، خب اين برنامه ها خيلي خوب است، اما عملاً همين برنامه هاي شما، ظرف چند سال آينده بايد تغيير کند. حالا فرض کنيد در شرايط فعلي، اين افراد برمي گردند و وارد دانشگاه مي شوند، همين دانشگاهي که خودتان مي گوييد اصلاً به روز نيست. خود من از دانشگاه ايتاليا آمدم و از يک رشته بين رشته اي، فارغ التحصيل شدم، اما هنوز هيات علمي ما، فرق فردي که از يک دانشگاه خوب در رشته بين رشته اي فارغ التحصيل شده است را با يک فرد ديگر نمي داند. مشکل بعدي نخبگاني که به کشور برمي گردند، سرفصل قديمي دانشکده هاست، در حالي که اين افراد در موضوع بسيار خاص تحقيق کرده و آموزش ديده اند. مساله مهم ديگر، فرآيند بسيار طولاني جذب اين افراد است. فرآيند جذب من شخصاً 18 ماه طول کشيد يعني از زماني که به کشور برگشتم و درخواست تدريس در دانشگاه دادم، تا زماني که پذيرفته شدم 18 ماه زمان برد.
    
    «ايران»: مگر چه فرآيندي بايد طي شود؟ آيا سيستم امنيتي اين فرآيند را براي بررسي افراد طولاني مي کند يا مساله چيز ديگري است؟
    صلواتي: خب مدرک بايد ارزشيابي شود.
    بيرنگ: اين وضعيت بررسي مربوط به وزارت علوم است و ربطي به ما ندارد.
    صلواتي: گزينش و مصاحبه هاي مختلفي داريم، اما در دنيا فرآيند جذب نخبگان حداکثر يک ماه است. شما دقت کنيد، بچه هايي که برمي گردند براي امرار معاش شان مشکل دارند. خيلي زود هم جذب سيستم آموزشي و پژوهشي نمي شوند و کار ديگري را هم بلد نيستند. مثلاً به عنوان پژوهشگر پسا دکترا وارد محيط دانشگاهي مي شوم، چون دانشکده يا دانشگاه اين احساس نياز را در خود نديده است، پس نمي تواند با من تعامل کند. يعني ظرفيت جذب به اندازه کافي شکل نگرفته است.همان طور که صنعت ما نياز دارد که دانش بنيان شود، دانشگاهها هم نيازمند جذب محققان بسياري هستند. الآن دانشگاه به بنده مي گويد، چه رشته اي خوانده ايد؟ من مي گويم يک رشته ميان رشته اي در اقتصاد. بعد دانشکده مي گويد، شما سه واحد روش تحقيق آموزش دهيد يا در کتابخانه بنشينيد و کتاب بخوانيد تا بتوانيم جايي براي شما خالي کنيم. ببينيد در دنيا کسي نمي رود دکترا بخواند و بعد يک کار ديگر انجام دهد. وقتي شما دکترا مي گيريد که بخواهيد جذب سيستم آموزشي دنيا شويد. متاسفانه يکي از کارهايي که در چند سال اخير انجام داده ايم، تربيت دانشجوي دکترا بدون داشتن زيرساخت ها بوده است، خب دانشگاهها هم قدرت جذب اعضاي هيات علمي ندارند و بازار کاري هم برايشان فراهم نيست، بنابراين راحت ترين کار براي بچه هاي تحصيلات تکميلي، خروج از کشور است.
    
    «ايران»: يعني بدون برنامه مي خواهيم نخبه هايمان را در کشور نگه داريم؟
    بيرنگ: اجازه بدهيد توضيحي بدهم که ما در معاونت چه مي کنيم. سال 92 دولت تغيير کرد و دکتر ستاري معاونت علمي رئيس جمهور شد، دکتر در گفت و گوهايشان با من تاکيد کردند از سال 85 (بنياد علمي نخبگان تاسيس شد) تمرکز اصلي روي نخبه هاي داخل کشور بوده و توجهي به بچه هاي خارج از کشور نشده است. بنابراين خواستند تا برنامه اي بريزم و به نخبه هاي خارجي هم توجهي بشود. خب از همان زمان، کار من در بنياد شروع شد. ابتدا روي 4 هزار و 500 دانشجوي صنعتي شريف که در امريکا تحصيل مي کردند، يک نظرسنجي انجام داديم که کشورهاي ديگر چطور از ظرفيت متخصصان شان استفاده مي کنند چراکه چين، هند، کره و تايوان هم فارغ التحصيلان زيادي در امريکا دارند و توانستند با برنامه ريزي بخشي از نيروهاي متخصص خودشان را برگردانند. اين کشورها چندين برابر ما دانشجو در امريکا دارند ولي 2 درصد نرخ ماندگاري آنها نسبت به دانشجويان ايراني کمتر است. مثلاً دولت چين برنامه مي ريزد به دانشجوياني که به چين برمي گردند، خانه مي دهد و چند هزار دلار براي کارآفريني به آنها مي پردازد. اگر اين کار را ما در ايران انجام دهيم، مي گويند عدالت را زير سوال برده ايم، جالب اينکه با همه اين اوصاف دانشجويان چيني در امريکا ماندگار مي شوند. علاوه بر اين ما برنامه کشورهاي مختلف را بررسي کرديم خلاصه آن اين بود که مسير رفتن از ايران هموار است، خيلي ها دوست دارند براي ادامه تحصيل از کشور خارج شوند. بعد از چند سال هم که درس فرد تمام مي شود، تازه تصميم مي گيرد بماند يا برگردد. البته پيشنهادهايي که به افراد مي شود بسيار وسوسه کننده و شفاف است. خب اين فرد وقتي مسير پشت سرش را نگاه مي کند و مي بيند بازگشتش چقدر مبهم است، (معمولاً وقتي ايران هم نيستيد خبرهاي منفي را بيشتر مي شنويد و نمي دانيد در حوزه تخصصي خودتان در ايران چه خبر است) در نتيجه تصميم مي گيرد که يک يا دو سال ديگر بماند. اما هر يک سالي که افراد در کشور ديگر بمانند، احتمال برگشتشان کمتر و کمتر مي شود، براساس آمارها اگر فرد 5 سال بعد از فارغ التحصيلي در همان کشور بماند، به احتمال بسيار زياد 10 سال بعد از فارغ التحصيلي هم در همان کشور خواهد ماند. بررسي هاي ما اين بود که اگر اين نخبه ها با همه مشکلاتي که وجود دارد، به کشور برگردند، ابهامات بسياري در ايران خواهند داشت، مثلاً موضوع سربازي شان بايد بررسي شود، جذب آنها در دانشگاه و تاييد مدرکشان بايد سريع تر انجام شود. همين تاييد مدرک زمان بر و بسيار سخت است. در بررسي ها به ما گفتند که اين افراد از يک محيط بسيار پويا با استانداردهاي بالاي علمي به ايران آمده اند. برخي هايشان يک سال در ايران ماندند و منبع درآمدي نداشتند. براي امرار و معاش از خانواده هايشان پول مي گرفتند. خب ببينيد تا يک جايي اين فرد مي تواند تحمل مي کند و خانواده مي گويد پسرم هاروارد درس خوانده و حالا بيکار است. اين موارد واقعاً وجود داشته و به ما هم گفتند يک جايي اين نخبه ها کم مي آورند و برمي گردند. وقتي برمي گردد، دهها نفر را پشيمان مي کند که به ايران بازنگرديد. درحالي که اگر ما اين بچه ها را يکسال اول بعد از بازگشت، حمايت کنيم، مي توانيم آنها را در داخل کشور نگه داريم و اتفاقاً تعداد بيشتري هم برمي گردند. در راستاي همين موضوع، سربازي نخبه ها را حل کرديم، برهمين اساس به افرادي که به ايران برگردند، يکسال فرصت مي دهيم تا شرکت خودشان را ثبت کنند و ايده هايشان را اجرايي کنند. ما مي دانيم کارهاي اداري در ايران بسيار زمان بر است و يک فرصت يکسانه را مي دهيم تا علاوه بر کارهاي تحقيقاتي، مسائل اداري شان هم حل شود. خيلي از اين نخبگاني که به ايران برگشتند، هنوز يک سالشان تمام نشده، پيشنهادهاي بسياري از موسسات بزرگ ايران مي گيرند و کارهاي تخصصي خودشان را هم انجام مي دهند. سال اولي که اين برنامه را شروع کرديم، ورودي ما به ايران از بين 400 دانشگاه برتر دنيا بود (اين را هم بگويم که هيچ دانشگاهي از ايران جزو دانشگاه اول دنيا نيست) يعني ما نخبگاني را به کشور بازمي گردانيم که از دانشگاه هايي فارغ التحصيل شده اند که از شريف و تهران هم بهتر است. سال اول 126 نفر به ايران برگشتند. سال دوم 450 نفر برگشتند، اين عدد در سال دو، چهار برابر شد. خب ما بودجه هاي لازم را پيش بيني نکرده بوديم و از بودجه ستادها و برنامه هاي مختلف براي اين کار هزينه مي کرديم، بر همين اساس در سال 95 چيزي حدود 15 درصد بودجه معاونت علمي را به اين کار اختصاص داديم. اما به خاطر مشکلات بودجه اي در سال 96 اعلام کرديم، فقط فارغ التحصيلان 100 دانشگاه برتر دنيا مي توانند در اين برنامه شرکت کنند. بالطبع سخت گيري هاي ما بيشتر شد، اما هيچ منطقي نداشتيم، تنها دليل ما نداشتن پول بود. بر همين اساس در سال 96 حدود 380 نخبه از 100 دانشگاه برتر دنيا به کشور بازگشتند تا امروز که حدود 40 ماه از اجراي اين برنامه مي گذرد، هزار و 32 نفر به ايران برگشته اند. از اين تعداد 132 نفرشان فارغ التحصيل 20 دانشگاه برتر دنيا هستند. يعني فارغ التحصيلان هاروارد، استنفورد، ام آي تي، آکسفورد، کمبريج و دانشگاه کاليفرنيا، اکثر اين نخبه ها برترين هاي کنکور و المپيادها هستند، يعني بهترين هايي که رفته بودند و حالا در ايران هستند. اما برخي اين جمله اشتباه را تکرار مي کنند و مدام مي گويند که از المپيادي هاي کشور همه رفته اند و هيچ کدامشان در ايران نيستند! اين افراد از کجا اين حرف ها را مي آورند؟! ببينيد زماني فردي در المپياد قبول شده است و ليسانسش را هم گرفته، براي تحصيلات تکميلي به خارج از کشور رفته است. شما بايد بررسي کنيد که اين فرد آيا 10 سال بعد به ايران آمده يا خير؟ مشخص است کساني که در المپياد مقام آورده اند، براي ادامه تحصيل علاقه دارند به بهترين دانشگاه هاي امريکا بروند. اما شما بايد بررسي کنيد چه تعداد از آنها به ايران برگشته اند. الان ما اين برنامه را براي بازگشت نخبگان اجرايي کرديم، نفرات برتر کنکور به کشور برگشتند، اما يکبار هم رسانه ها نيامدند تا گزارشي بنويسند که نفرات برتر المپياد و کنکور برگشته اند!.
    
    «ايران»: شما به ما آمار دهيد که چند نفر از المپيادي ها و نفرات برتر کنکور برگشتند؟
    بيرنگ: بايد دقيق بررسي کنم. اما 132 نفر از فارغ التحصيلان برتر 20 دانشگاه دنيا برگشته اند که هر کدامشان المپيادي و نفرات برتر کنکور بوده اند. شما بايد بدانيد که دانشگاه هاي خارج از کشور روي هر کدام از اين نخبگان چند ميليون دلار، سرمايه گذاري کرده اند، بنابراين اين برگشت براي ما بسيار با ارزش است. 70 استارتاپ و شرکت نوپا فقط از طريق اين نخبه ها تاسيس شده است. اين شرکت ها درحوزه سلول هاي بنيادين، انرژي و موضوعات ديگر فعاليت مي کنند و براساس آمارهاي ما، 100 نفر از فارغ التحصيلان دانشگاهي، در همين دو سال اخير، در اين شرکت ها مشغول به کار شده اند. شما دقت کنيد ما يک نفر را با حداقل امکانات برگردانديم و منشا اثر شده است. اين را هم بگويم دولت در دو سال پيش مصوبه اي داشته است که سالي 100 نفر از بهترين نخبه هايي که به ايران برمي گردند را جذب دانشگاه ها کند. هم اکنون حدود 300 نفر از اين نخبه ها جذب هيات علمي دانشگاه ها شده اند.
    
    «ايران»: آماري داريد که اين نخبه ها به ايران برگشته باشند، اما شرايط را مساعد نبينند و برگردند؟
    بيرنگ: بله اما خيلي کم بوده است. فکر مي کنم کمتر از 10 نفر بودند. اين رفت و آمد هم طبيعي است. نمي توانم بگويم با برگشت اين افراد، طرح شکست خورده است. ما در اين طرح سعي مي کنيم به نخبه هايمان بفهمانيم که چقدر براي ما با ارزش هستند. بنده قبول دارم در کشور مشکلات زيادي داريم، اما ما به آنها مي گوييم که شما نخبگان براي ما بسيار ارزشمنديد و مي خواهيم فضا را براي رشد شما مهيا کنيم و بايد براي آبادي کشور تلاش کنيد. واقعاً هم اين اتفاق مي افتد و اين بچه ها با انگيزه بسيار بالايي فعاليت مي کنند.
    صلواتي: دکتر بيرنگ اگر فضا مساعد باشد همه برمي گردند. براساس تحقيقي که انجام داده ام، متوجه شدم که 70 درصد از پاسخ دهندگان، معتقد بودند که اگر فضا براي کار مهيا باشد، برمي گردند. اما آقاي بيرنگ چقدر جامعه ما آماده برگشت اين نخبگان است؟ از زماني که من برگشتم، بيشترين سوالي که از من مي شود اين است:«چرا برگشتي؟» تقريباً هر روز من اين سوال را مي شنوم. اين يک پيامي براي من دارد که جامعه ما بيشتر از اين که يک جامعه برگشت پذير باشد، جامعه مهاجر فرست بوده و اقتصاد مهاجر فرست دارد. دانشگاه هاي ما هم دانشگاه هاي مهاجر فرست هستند. مثلاً اگر داخل دانشگاه، مشکلي براي من پيش بيايد، همه به من مي گويند که مشکل خودت است که به ايران برگشتي. مي خواهم بگويم ما در اين باره هم بسيار مشکل داريم. دانشگاه هاي ما به روز نيستند و وزارت علوم ما هم به روز نيست و دافعي عمل مي کند. شما از 20 دانشگاه اول دنيا نخبه را به کشور برمي گردانيد، اما دانشگاه ها برخورد خوبي با آنها ندارند. نگاه کنيد فردي در يک دانشگاه با استاندارد کار کرده و آزمايشگاه هايي داشته که بهترين تجهيزات را داشته است، حالا که به ايران برگشته، دانشگاه مي گويد که بايد روش تحقيق درس بدهد. يک قانون نانوشته اين است که وارد گروه دانشگاه که مي شويد همه استادان بايد درس هايشان را انتخاب کنند و اگر درسي ماند به استاد جديد مي دهند. اين يعني هنوز دانشگاه هاي ما آماده برگشت نخبگان نيستند. البته منظورم اين نيست که برايمان فرش قرمز در دانشگاه پهن کنند، اما بي توجهي هم درست نيست. البته مي دانيم هيچ چيز در کشور براي فعاليت هاي پژوهشي و علمي آماده نيست و ما دربرابر باد و طوفان هستيم، در حقيقت ما در بازگشت به ايران، خودمان را به يک چالش دعوت کرده ايم، اما برگشتيم و مي خواهيم کار کنيم. اين را هم اضافه کنم که جامعه ما از نظر فرهنگي و فکري آماده بازگشت نخبگان نيست. اين هم بدان علت است که هنوز ظرفيت برقراري ارتباط دانشگاهيان ايران با دانشگاهيان خارج از کشور برقرار نشده است. هم اکنون يک بحث در جامعه ما شکل گرفته است که چرا اين همه دانشجو به خارج از کشور مي روند. خب افراد اگر بخواهند از کشور خارج شوند، فقط دو راه دارند، اول اين که پذيرش تحصيلي بگيرند و در مرحله بعدي پناهندگي است. متاسفانه تعاملاتمان هم با دنيا پايين است، در اين موضوع بايد وزارت امور خارجه و معاونت علمي رياست جمهوري توضيح دهند که چرا جريان تعاملات بين المللي علمي را بخوبي فعال نکرده ايم؟ چرا از تفاهمنامه امضا شده ميان دانشگاه ايران و خارج استفاده نمي کنيم؟ واقعاً دانشگاه هاي ما مي توانند به راحتي اعلام کنند که مي خواهند هزار دانشجو را براي يک دوره کوتاه به خارج از کشوربفرستند بدون آن که مشکلي براي رفتن دانشجويان پيش نيايد؟ دانشگاه ها اين کار را براي دانشجو نمي کنند، درنتيجه کساني که مي خواهند به خارج از کشور بروند، خودشان بايد مدارک زبانشان را ارائه دهند و در نهايت پذيرش تحصيلي بگيرند. برخي افراد هنگامي که از دانشگاهي پذيرش تحصيلي مي گيرند، اصلاً نمي دانند که اين دانشگاه معتبر است يا خير؟ بنابراين بعد از پايان تحصيلي و بازگشتشان به کشور بسيار متضرر مي شوند، اين همه را گفتم که بگويم ما فقط مي توانيم به چند کشور محدود در دنيا که ويزا از ايرانيان نمي خواهند، سفر کنيم. اين کشورها هم کشورهايي نيستند که بتوانند ميل به تجربه و ميل به تحصيلات آکادميک دانشجويان ايراني را برطرف کنند. هم اکنون تفاهمنامه علمي با آلمان امضا کرده ايم، اما برنامه هاي مشترکي با دانشگاه هاي آن کشور نداريم و نخبه هاي ما به راحتي نمي توانند به اين کشورسفر کنند. اگر يکي از کشورهاي صنعتي را براي نخبگانمان فعال کنيم، حداقل نرخ خروج از کشور را مي توانيم کاهش دهيم. مشکل بعدي اين است که ايران هيچ گونه تفاهمنامه نيروي کاري با کشورهاي صنعتي ندارد، همين موجب شده که افراد کار و زندگي خودشان را رها کنند و از طريق تحصيلي، پذيرش بگيرند و به کشورهاي ديگر بروند، براي همين فکر مي کنيم که فقط نخبه هايمان از کشور خارج مي شوند، درحالي که برخي از مهاجران ما اصلاً نخبه نيستند و ما بايد در برنامه ريزي هاي کلان اجتماعي به اين موضوعات توجه کنيم. ما در کشور نيروي انساني متخصص و بسيار ارزاني داريم که به کارگيري اين افراد براي دنيا به صرفه است. خيلي از کشورها دوست دارند که از نيروي انساني ايراني استفاده کنند براي اين که نيروهاي ما تحصيلکرده و متخصص هستند. اينجاست که معتقدم آقاي بيرنگ بايد فعالانه تر با اين موضوعات برخورد کنيم، ما خيلي منفعل عمل مي کنيم. نخبه هايمان از کشور خارج مي شوند، بعد از مدتي بايد هزينه زيادي بپردازيم تا آنها را دوباره برگردانيم. خب چرا از همان ابتدا براي آنها فکري نمي کنيم؟ اين که برايشان موقعيت شغلي پيدا کنيم. هم اکنون چه بخواهيم و نخواهيم، اين نيروي تحصيلکرده سر از خارج از کشور درمي آورد! توجه شما را به اين آمار جلب مي کنم در دو سال گذشته آلماني ها دو ميليون پناهنده را پناه داده اند، جالب اينجاست که آلماني ها هر چه پناهجوي تحصيلکرده بوده را جذب کردند و مابقي را کنار گذاشتند. اين هم بدان علت است که آلماني ها تا سال 2050 به چيزي در حدود 25 ميليون نيروي تحصيلکرده نياز دارند تا رشد صنعتي خودشان را حفظ کنند. پس مي خواهم بگويم دنيا بشدت هدفمند و هوشيارانه به دنبال نيروي متخصص است که بتواند صنعتش را جلو ببرد. بنابراين شما هم اگر بخواهيد در کشوري پذيرش تحصيلي بگيريد بسرعت قبولتان مي کنند. آنها اگر بخواهند براي نيروي انساني، سرمايه گذاري کنند، بايد ميليون ها دلار پول بدهند، براي همين از نيروهاي جوان ما استفاده مي کنند. نکته بعدي اين است که يک عضو هيات علمي، ماهانه به طور ميانگين 5 ميليون تومان حقوق دريافت مي کند. بسياري از افراد هم از اين موضوع رضايت ندارند و اگر فکري براي اين موضوع نشود، بسياري از آنها از کشور خارج مي شوند. متاسفانه استاندارد حقوق و دستمزد افراد تحصيلکرده و نيروي ماهر در کشور بسيار پايين است. ما نيروي تکنيسين تربيت مي کنيم و آنها بعد از فارغ التحصيلي براي دانشگاهي پذيرش مي گيرند و رزومه ارائه مي دهند و کشور مقصد هم براي نيروهاي ما، ويزاي کاري با اقامت تضمين شده مي فرستد. خب بايد اين موضوع را حل کنيم تا نيروهاي ماهرمان را ازدست ندهيم. مگر تا چند سال ديگر، نيروي جوان آماده به تحصيل و آماده به کار خواهيم داشت. بر اساس تحقيق ما، ميل به مهاجرت بالا رفته است و از 100 درصد افراد، زير 20 درصد مي خواهند که مهاجرت کنند اگر ما برنامه منسجمي براي اين موضوعات نداشته باشيم، اين عدد به بالاي 20 درصد در آينده خواهد رسيد.
    بيرنگ: جامعه براي بازگشت نخبه ها آماده نيست، من هم اين حرف را قبول دارم. ببينيد در کشور چين چرخش نخبگان بسيار بالا است و با توجه به سياست هاي تشويقي خوبي که براي بازگشت نخبگانش گذاشته است، شايد برخي ها برنگردند. شما در پارک هاي فناوري چين که مي رويد يک ديوار را به نخبگاني که به کشورشان برمي گردند، اختصاص داده اند. هيچ کس هم اعتراض نمي کند، چرا اسم مني که در کشور مانده ام را نگذاشته ايد و عکس اين فردي که براي تحصيل به خارج رفته است را گذاشته ايد. در اين کشور جامعه براي بازگشت نخبگانش آماده است. البته اين را بگويم بسياري از افراد در دانشگاه هاي بي کيفيت تحصيل مي کنند و آنها هم يک معضل محسوب مي شوند. بنابراين وقتي وزارت علوم، آمار ارز دانشجويي را اعلام مي کند، رقم بالايي مي شود که همه فکر مي کنند اين افراد، جزو نخبگان هستند. من زماني رايزن فرهنگي ايران در هند بودم، هند دانشگاهي دارد که از صنعتي شريف هم بهتر است، اما آيا دانشجويان ما اين دانشگاه ها را مي شناسند؟ متاسفانه در آن زمان، بسياري از دانشجويان در دانشگاه هاي بي کيفيت هند درس مي خواندند، در آن سال ها ما 7 هزار دانشجو در هند داشتيم که کمتر از يک درصدشان در دانشگاه هاي خوب هند تحصيل مي کردند. به عبارتي بايد گفت همه دانشجويان در دانشگاه هاي خوب امريکا، انگليس و فرانسه درس نمي خوانند، براي همين ما در سياست هاي بازگشت نخبگان، دست روي بهترين دانشگاه ها گذاشتيم. خيلي ها مي گويند خارج رفتن کاري ندارد، اين حرف شايد درست باشد، اما پذيرش دانشجويي بسيار سخت است. هر کس نمي تواند در 100 دانشگاه برتر دنيا درس بخواند. جامعه و خيلي از نهادها به ما مي گويند هر وقت توانستيد اجازه ندهيد کسي به خارج برود آن وقت موفق هستيد. اين نگاه اصلاً درست نيست.در جلسات رسمي به من مي گويند هر وقت توانستيد همه اين افراد را برگردانيد، مي توانيد حرف از موفقيت بزنيد. خب اين چه حرفي است؟ چرا ما را تحت فشار مي گذاريد؟ ما فقط دست روي بهترين دانشگاه ها گذاشته ايم. قبول دارم وقتي اين افراد به خاطر شرايط جامعه مهاجرت مي کنند، وقتي برمي گردند هم جامعه نگاه خوبي به آنها ندارد. بارها در جلسات گفتند: «شما داريد آدرس غلط مي دهيد».
    شما کاري مي کنيد که نخبه ها بروند و وقتي برمي گردند، اين خدمات را از شما بگيرند. 12 سال است که بنياد نخبگان به نخبگان ايراني خدمت مي کند، پس تکليف اين افرادي که رفته اند، چه مي شود؟ نمي گويم هر کسي خارج رفته، قوي است و هر کسي در ايران مانده، ضعيف است. من اين را نمي گويم. اما بايد توجه کنيم که اين افراد هم بچه هاي ايران هستند. البته همچنان هم مي گويم مهاجرت نخبگان زياد نيست، اما مطبوعات و صدا وسيما به اين وضعيت دامن مي زنند مثلاً يک برنامه اي در صدا و سيما پخش مي شود که مجري مي گويد همه نخبگان رياضي شريف مهاجرت کرده اند. اين دروغ محض است، البته ما تکذيبيه هم داديم، اما اين تکذيبيه ديده نشد.
    
    
    

    
    

    
    آيا مهاجرت نخبگان افزايش يافته است؟ / «ايران» در ميزگردي ادعاي روند صعودي خروج نخبگان از كشور را بررسي مي كند
    


 روزنامه ايران، شماره 6874 به تاريخ 21/6/97، صفحه 12 (ايران اجتماعي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 13 بار
    



آثار ديگري از "هدي هاشمي"

  كرمانشاهي ها در انتظار بازگشت «اميد» / گزارش «ايران» از وضعيت روحي رواني مردم مناطق زلزله زده
هدي هاشمي*، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  حق تحصيل براي همه / هيات وزيران لايحه الحاق يك تبصره به قانون سنجش و پذيرش دانشجو را تصويب كرد
هدي هاشمي، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  الزامي شدن احداث مراكز پيش دبستاني در استان هاي محروم / معاون ابتدايي وزير آموزش و پرورش خبر داد
هدي هاشمي، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
  معاون وزير علوم: پيگير محروميت از تحصيل دانشجويان هستيم
هدي هاشمي، ايران 15/6/97
مشاهده متن    
  بازگشايي مدارس زير سايه استيضاح ! / گفت و گوي «ايران» با موافقان و مخالفان استيضاح وزير آموزش و پرورش
هدي هاشمي، ايران 11/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله ساختمان
متن مطالب شماره 88، مرداد 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است