|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/6/21: زيستن به رسم يك هنرمند
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6949
يك شنبه 25 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6874 21/6/97 > صفحه 15 (تجسمي) > متن
 
      


زيستن به رسم يك هنرمند
گفت و گو با روي استاب، از پيشگامان هنر محيطي

نويسنده: محمود مكتبي*


    
    نخستين بار با روي استاب در سال 1394 در هندوستان ملاقات کردم، هرچند که آثار او را از سال هاي بسيار پيش تر از آن مي شناختم اما شخصيت اين هنرمند بسيار متفاوت از آن چيزي بود که مي توان از دور تصور کرد. روي استاب يک پيرمرد 74 ساله بود اما انرژي و سرخوشي و شادابي يک جوان بيست ساله را داشت. او پيش از هر هنرمند ديگري بيدار مي شد و حتماً طلوع آفتاب را مي ديد، در کارش بسيار حرفه اي و دقيق است و هنر در طبيعت را به عنوان يک دستگرمي يا کار تفنني دنبال نمي کند. زندگي هنري او دقيقاً در زمان تغيير و تحول هاي پس از جنگ جهاني دوم رخ داده است و اگر از نقاشي هاي او شروع کنيم، آثار او آيينه تمام نمايي از چگونگي روند تغيير هنر در دوره معاصر است. او کارش را با نقاشي هاي انتزاعي آغاز مي کند و رفته رفته نقاشي هايش را به درون شهر و محيط اطراف مي کشاند و در ابعادي بزرگ تر به نمايش مي گذارد. ارتباط با محيط کم کم او را به طبيعت مي کشاند اما برخلاف هنرمندان آن زمان امريکا، به جاي کار با بولدوزر و انجام لندآرت هاي بزرگ و عظيم همان نگاه هندسه محوري را که در نقاشي هايش داشت روي زمين، آب يا در هوا به اجرا مي گذارد. هنرمند شوخ طبع امريکايي، در طول بيش از پنجاه سال کار هنري هيچگاه متوقف نشده و بي وقفه کار کرده است. او در اوايل دهه 60 ميلادي به فرانسه و آلمان مهاجرت مي کند و سپس به امريکا و نيويورک و در نهايت به ميلواکي و محلي که در آنجا به دنيا آمده بازمي گردد. روي در آستانه هشتاد سالگي همچنان يکي از پرکارترين هنرمندان حيطه هنر محيطي است و در سال دست کم سه يا چهار پروژه بين المللي در کشورهاي مختلف دنيا دارد. او با هنرمندان بزرگي مانند سالوادور دالي، رابرت اسميتسون، جکسون پولاک و بسياري ديگر ملاقات داشته و حاصل زيست هنري او نگاه دقيق و پرعمقي است که در کمتر هنرمندي مي توان يافت. تحليل هاي او از آثار هنري کمتر از خود آثارش نيستند و شايد يکي از تفاوت هاي اصلي او با بسياري از هنرمندان ديگري که به سبک و سياق او کار مي کنند اين باشد که او دانسته و با انتخاب به سوي کار در طبيعت و چيدمان آمده است و تعريف درستي از مکان و محيط را مي توان در آثارش جست و جو کرد. اين گفت و گو در تاريخ 19 شهريور ماه 1397 و از طريق اسکايپ انجام شده است.
    
    

    
    روي استاب کيست؟ مي خواهم از زبان خودت بشنويم، اگر بخواهي خودت و زندگي ات را براي ما تعريف کني چه چيزي مي گويي.
    روي استاب در ايالت ويسکانسين در غرب-ميانه امريکا و اطراف ميلواکي بزرگ شده است. والدينش وقتي که او 9 ساله بود از هم جدا شدند و او با مادر و خواهرش زندگي کرد. پدرش يک هنرمند بازاري بود اما اين مساله کمکي به رشد و توسعه او نکرد. روي، کوچک و متفاوت از بيشتر مردم بود. او با کم ترين آموزش هاي هنر از دست رفت، او مي خواست تفاوت فرهنگ ها و ظرافت هاي زندگي را بداند و اينکه هنر چيست. بهترين اتفاق اين بود که او مستقل بود و درباره اقتدار و هنر زمانه خودش مي پرسيد. او گوش مي داد و قضاوت خودش را داشت. او مي توانست واقع گرايانه و رئاليستي طراحي و نقاشي کند اما با پيشنهادات باهاوسي (ايده هايي مربوط به مدرسه باهاوس آلمان که براي متريال کارکردي ويژه قائل است) که «اجازه بده متريال» براي تو کار کنه چيزهاي قوي در ذهن براي گفتن داشت، هشت سال آموزش هنري در سطحي بالاتر در مدرسه هنر و دانشگاه ذهن او را باز کرد اما به هيچ تجربه شغلي که از آن پول دربياورد منجر نشد. اما گاهي در مدرسه او در يک شرکت محلي و بومي در آنجا اپرا مي خواند و پولي مي گرفت. چرا موسيقي اضافه شد؟ به اين دليل که موسيقي بسيار ذهني، آبستره و داراي فکري رياضي و الگووار است. او همچنان پس از دانشگاه با مدرک دانشگاهي اش به جست و جوي شغل است اما در نهايت او به اروپا مي رود تا آنچه را که در کتاب ها خوانده ببيند و تجربه اي از يک فرهنگ ديگر داشته باشد، موزه ها و گالري ها را ديده و با مردم آنجا آشنا شود. او پيش از آنکه به نيويورک بازگردد حدود 10 سال در فرانسه و اروپا زندگي کرد و در جست و جوي هنرمند شدن بود. اما او با روش خودش اين کار را انجام داد. وقتي که سيستم گالري ها فقط بر اساس فروش کار و بازاري بود، او از هنر مي پرسيد و در پي يک تجربه هنري و طراحي و ديزاين با مواد و مصالح طبيعي بود. بالاخره يک چيزي اتفاق افتاد، با يک رويکرد علمي که حاصل تجربه کردن، مشاهده کردن و بررسي هاي بسيار بود.
    
    

    
    
    چرا ديگر نقاشي نمي کني و به کار در محيط باز روي آوردي؟ تعريف شما از هنر در طبيعت چيست؟
    من مي دانم که چگونه نقاشي کنم و همچنان به آنها نگاه مي کنم اما خيلي علاقه اي به نقاشي ندارم يا شايد هم با رفتن به طبيعت و کار فيزيکي در طبيعت، در آب و زير نور گرم خورشيد و ساختن چيزهايي با مواد و مصالح طبيعي راضي تر هستم، در واقع اين هم نوعي هيجان است. مثل رقصيدن و آواز خواندن با صداي بلند در طبيعت. هنر در طبيعت براي من کار با علف هاي هرز است که مي تواند تبديل به يک چيز جادويي شود در حالي که هنوز چيزي نيست.
    تعريف هنر در طبيعت از نظر من: کار در طبيعت و اجازه دادن به طبيعت براي مشارکت است و اينکه مواد و مصالح کار بايد بومي بوده و به مکاني که هنرمند در آن مشغول به کار است مرتبط باشد. آن مکان و فضا است که به هنرمند استيتمنت و معناي يک حضور در طبيعت را مي بخشد. من دوست دارم که بخشي از طبيعت باشم و سپس در يک تضادي آن را بفهمم يا بخوانم.
    بيشتر آثار شما مکان ويژه هستند، چرا مکان تا اين اندازه در آثار تو مهم است، البته در توضيح هنر در طبيعت تا اندازه اي اشاره کرديد اما دوست دارم بيشتر بدانيم.
    مکان ويژه بودن برابر با دليل حضور يک اثر در آنجاست، دليلي که يک اثر در يک مکان قرار مي گيرد. در واقع ايده اي است براي طراحي، شکل و فرم دادن کار که مي تواند ساده باشد يا آنکه بسيار سخت و پيچيده شود. ببينيد من گاهي ايده هايم را از فرهنگ يا يک سنت يا از تناسبات هندسي يا زمين يا حتي منبع مواد و مصالحي که براي کارم انتخاب کردم، مي گيرم.
    
    

    
    امکان دارد که از هنرمندان مورد علاقه ات بپرسم؟
    هنرمندان مورد علاقه؟ کمي سخت است، شايد به نوعي درباره احترام و امضاء و تاثير هنري بشود صحبت کرد. پرسش خيلي باز و گسترده اي است. من ياد گرفتم که هميشه نسبت به هنر آگاه باشم، شايد زماني که نخستين چيدمان هايم را انجام مي دادم علاقه داشتم که با هنرمندان مشهور و ثبت شده در نيويورک و پاريس ملاقات کنم. هنرمند مورد علاقه ندارم اما هنرمنداني هستند که دوستشان دارم اما لزوماً از آن دست هنرمندان مشهور نيستند.
    
    تو تجربه عميقي از هنر در دوره هاي مختلف از حدود 50 تا 60 سال پيش داري، به نظر خودت چه چيزي در طول اين زمان در هنر تغيير کرده است؟ اصلاً تغييري را حس مي کني؟
    من از سال هاي 1950 ميلادي کارهاي بسيار قوي را به خاطر دارم، اما خب خيلي جوان بودم و در مدرسه هنري نقاشي مي خواندم، آن زمان اکسپرسيونيسم انتزاعي روش نقاشي ما بود. من مي خواستم که اين اکسپرسيونيسم انتزاعي را با واقع گرايي ترکيب کنم و در قالب يک کار ديزاين و طراحي دربياورم. خيلي پيش از «چيدمان»، چيزهايي در هنر وجود داشت. فضا در ذهن هنرمندان تغيير کرد و يک قدرت نامحدود و تماماً آزاد با موفقيت در هنر نمايان شد که روي شانه هاي يک سيستم هنري استوار بود. سيستم هنري که هدفش دوري از هنر تجاري و سيستم کالاشدگي اثر هنري بود اما زماني که من به اين سيستم و کار در طبيعت روي آوردم اين مسائل ديگر حاشيه اي بود.
    
     هنوز پرسش هاي زيادي دارم اما مطالب ديگري هم درباره تو داريم و شايد بيش از اين بحث را طولاني نکنم. چيز ديگري هست که بخواهي براي ما بگويي؟ ما مشتاق شنيدن و خواندن آن هستيم.
    من براي زماني طولاني کار کرده ام، جست و جوهاي بسياري براي طراحي و فرم ها انجام دادم، پي چيزهايي گشتم که انجام نشده بود و تلاش کردم که بفهمم که چه هستند؟ و بدانم که چه چيزي در هنر من را به وجد مي آورد. خيلي چيزها با شانس اتفاق مي افتند و پس از آن طبيعت مي تواند از بين برود و طبيعت مشاهده من را به شيوه اي طبيعي يا روش قوي تر بسپارد يا اين ممکن است نشان دهد که بايد وجود داشته باشد.
    
    

    
    راستي؛ تولدت مبارک!
    خيلي خنده دار است وقتي که پير باشي، تولد فقط يک روز ديگه است اما همچنان لازم هست که به آينده نگاه کني و براي آن برنامه داشته باشي. حتي اگر شما هزاران فکر و ايده براي نقاشي و طراحي و عکاسي و کار داشته باشيد. يک روز ديگر و يک سال ديگر زمان هايي هستند براي فکر کردن، پرسيدن و کار کردن و براي من روند کار اينگونه است که فکر مي کنم و راهي براي اجرايش پيدا مي کنم.
    
    
    
    *روزنامه نگار و منتقد هنريزيستن به رسم يک هنرمند / گفت و گو با روي استاب، از پيشگامان هنر محيطي
    


 روزنامه ايران، شماره 6874 به تاريخ 21/6/97، صفحه 15 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 16 بار
    



آثار ديگري از "محمود مكتبي"

  پاول كله؛ شاعر رنگ ها / اثري سمبليك در هنر مدرن جهان
محمود مكتبي*، ايران 22/6/97
مشاهده متن    
  ادعاي گران هنرمند بودن! / نگاهي به نمايشگاه نقاشي هاي تهمينه ميلاني در گالري ايوان
محمود مكتبي*، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
  جكسون پولاك، روايتگر بي داستان / اثري ويران كننده با قيمتي نجومي
محمود مكتبي*، ايران 15/6/97
مشاهده متن    
  مي خواهم تصويرگر زندگي واقعي باشم / گفت و گو با «رِكا سابو» هنرمند مجار درباره نمايشگاه «فراتر از درون» در گالري ژاله
محمود مكتبي، ايران 7/6/97
مشاهده متن    
  واكنش هنرمندانه به بحران آب و محيط زيست / گفت و گو با جلال الدين مشمولي درباره نمايشگاه «آب» كه اين روزها در گالري لاله برپاست
محمود مكتبي، ايران 3/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه نخبگان علوم و مهندسي
متن مطالب شماره 5 (پياپي 305)، آذر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است