|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/6/21: روي استاب، معلق در زمان
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6883
سه شنبه سوم مهر ماه 1397



خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6874 21/6/97 > صفحه 15 (تجسمي) > متن
 
      


نگاه 
روي استاب، معلق در زمان


نويسنده: سوزان فلويد بارنر
مترجم: نفيسه اميدقائمي

روي استاب (Roy Staab) و کارهايش انبوهي از تناقضات در حال گذار، يک دو گانگي بي پايان از متضادهاي غيرقابل تطبيق هستند که به گونه اي به يک توازن خوشايند مي رسند. چيدمان هاي حساس به زمين و مکان ويژه او از مواد و مصالحي بومي ساخته شده و در محل بنا مي شوند. وي ترجيح مي دهد تا طراحي هاي سازه اي و دقيق اش را در طبيعت جاي دهد: جنگل، مصب، درياچه ها و مراتع. اگرچه به دليل مقياس بسيار بزرگ، چيدمان هاي استاب ناپايدار و گذرا هستند، بسته به آب و هوا و مصالح آنها ممکن است يک روز، يک فصل و گاهي اوقات يکسال طول بکشند. او از کاغذ اشوينگ و مداد براي طراحي هاي مقدماتي استفاده کرده و سپس کار را مستقيماً روي زمين با استفاده از طناب و ستون ها، اجرا مي کند. مصالح سازه هاي وي معمولاً نهال و ني، استفاده از تنوع و محدوديت هاي انعطاف، اندازه و توان آنها هستند. طراحي هاي استاب مبتني بر شکل هندسي کاهشي، حفظ سادگي تنک يا پيچيده شده توسط تکرار هستند که اين امر بستگي به ايده هنرمند و تعامل وي با مکان دارد.
    استاب ترجيح مي دهد از کارهايش به عنوان چيدمان هاي محيطي مکان محور ياد کند، چيزي که در تعريف وسيع «بِن توفنل» مولف و کيوريتور از هنر زمين نيز مي گنجد:«هنر زمين توسط يک تعامل بلافصل و شهودي با چشم انداز، طبيعت و محيط رخ مي دهد... اين مساله به سادگي قرار گرفتن يک مجسمه در يک چشم انداز نيست، بلکه در برگيرنده يک نگرش به مکان و تجربه اي است که فراتر از شيء قرار مي گيرد، نگرشي که بر چشم اندازي که مکان در آن قرار گرفته، تاکيد دارد و اغلب آن را به عنوان يک جزء فعال به درون کار مي آورد، به جاي آنکه صرفاً يک محيط يا زمينه باشد.»
    تاثيرپذيري هاي روي استاب شامل فرهنگ معاصر، فلسفه افلاطوني، موسيقي کلاسيک، هنر زمين باستاني، سبدبافي ژاپني، خلقيات هنر محيطي، وضوح و منطق مينيماليسم و کالبدي بودن اکسپرسيونيسم انتزاعي است. وي به نحوي تزلزل ناپذير خود را از هنرمندان زميني که در دهه 1960 شناخته شدند، متمايز مي نمايد. برخلاف دخالت هاي بزرگ آنها که با بُلدوزرها و جرثقيل ها انجام مي شود، کار استاب هيچ جاي زخمي روي زمين باقي نمي گذارد. در تعريف خودش« کامل ترين اثر هنر محيطي، اثري است که شفاف و ترکيب شده با محيط باشد... مجسمه يک اثر دست ساز بشر است و طبيعت آن را گرفته و به درون گرداب خويش مي کشد.»
    در حالي که نقاشي هاي سنتي چشم انداز، طبيعت را در هنر بازنمايي مي کنند، چيدمان هاي استاب هنر را در دل طبيعت نمايش مي دهند. آنها به عنوان لنزهايي براي ديدن و تجربه کردن مکان به کار مي روند و حالتي از انديشيدن را برمي انگيزند که در آن چشم انداز توسط اشيا مشهود مي گردد. روي استاب غالباً شاخه هايي را درون زمين يا کف درياچه قرار مي دهد و يک آرماتور ايجاد مي کند تا فرم هاي افقي ساخته شده از علف ها يا نهال هاي گردآوري شده، درون آن معلق گردند. اين شکل ها با فضاي اطراف، زمين يا آب احاطه کننده آن تعامل دارند. سايه ها يا انعکاس هاي چندگانه و پيچيده خطوط شناور او، با ابرهاي در حال گذر و زاويه خورشيد تغيير مي کنند. متداول ترين آثار وي، چيدمان هايي ساده از سنگ ها يا صدف هايي هستند که درون شيارهايي خطي و کم عمق قرار گرفته اند، يا نقش مايه ها و الگوهايي هستند که بواسطه حرکت و راه رفتن در گل و لاي يا برف ايجاد شده اند. مکان ويژه بودن اصلي ترين ويژگي آثار روي استاب هستند. «اگر سعي کنيد تا در يک ضرب آهنگ با زمين باشيد، زمين به شما مي گويد که هنر بايد کجا قرار گيرد». کار در طبيعت، رقص در يک فضاي خاص و يک اجراي لذت بخش از نشانه هاي زودگذر است.
    به مانند بيشتر هنرمنداني که آثار زودگذر و بي دوام خلق مي کنند، استاب از چيدمان هاي کامل شده اش براي مستندسازي و نمايشگاه هاي بعدي، عکسبرداري مي کند. تصاوير او همچنان يک لحظه معلق در زمان و تعادل ميان هندسه و درهم ريختگي مجسمه و تنظيمات آن را به تصوير مي کشند. کارهاي او توسط آسمان لاجوردي، گياهان سبز شاداب يا شاخه هاي زمستاني تک رنگ، که از مه غليظ يا درخشش طلايي در هنگام غروب ظاهر مي شوند، قاب گرفته مي شوند و سايه ها يا انعکاس ها در زير مي رقصند. با وجود زيبايي عکس و ويدئوهاي اين مجسمه هاي مکان ويژه، اين عکس ها سايه هاي دوبعدي از تجربه اي هستند که مي توان در مکان داشت. در حالي که چيدمان چارچوب و تمرکز خود را از زمين، آب و آسمان اطراف خود مي گيرند اما تصاوير اين آثار تنها ساختار فرمال کار را درون يک فريم عکس ثبت مي کنند. اين عکس ها نمي توانند رايحه زمين مرطوب، گرما و سرماي خورشيد و عبور ابرها، صداي پرندگان و حرکت آنها، گذر زمان، تغيير نور، تعامل فيزيکي يا تغيير چشم اندازهاي در حال حرکت را انتقال دهند.
    در حالي که ديگر هنرمند محيطي اندي گلدزورثي بيشتر زوال کارش را ثبت مي کند، استاب از آنتروپي به عنوان بخشي از فرآيند خلاقانه اش استفاده نمي کند. وي توضيح مي دهد: «از هم پاشيدگي بخشي از محيط است اما بخشي از کار نيست. کار يک هنرمند بايد کامل باشد. هنگامي که يک کار از هم مي پاشد، هنرمند ديگر کنترلي بر آن ندارد و اين طبيعت است که آن را کنترل مي کند.» وي چيدمان هايش را بلافاصله پس از تکميل شدن عکسبرداري مي کند و ممکن است پيش از اينکه آنها تجزيه شوند براي ثبت خاطرات در نورهاي متفاوت، گاهي اوقات در فصل هاي مختلف بازگردد.
    يکي از تناقضات فراوان استاب، اين است که با وجود عشق رمانتيکش به طبيعت، معماي کارهاي وي، منطق، ساختار و الگو هستند. او دراين باره اينچنين توضيح مي دهد «سعي مي کنم تا کنترل کاملي از آنچه که مي سازم داشته باشم، آنچه که چرايي استفاده من از رياضيات در کار هنري است» و اضافه مي کند «سعي مي کنم تا جايي که امکان دارد به طبيعت نزديک باشم. من در پي يک خلوص هستم.» در مصاحبه اي در سال 2009 وي کارش را با گفت و گو و ساختار يک بازي مقايسه کرد: «گفت و گو بخش فيگوراتيو کار است اما ساختار گفت و گو شبيه آن چيزي است که کار هنري من درباره آن است. کار من تماماً درباره ساختار و فرم مي باشد.» با ترکيب رياضي و کار دست استاب به دنبال اتحاد و به هم پيوستگي والا از هنر و فرهنگ است. کاري که در مصالح و روح، شيء و فعل، لنز و ظرف يکي است. در 74 سالگي، استاب هيچ علائمي از کند شدن کارش را نشان نمي دهد. اخيراً از هند و لهستان بازگشته است و در حال ترسيم پلان محل هاي اقامت تابستاني است و در حالي که مکان يابي ني ها را براي پروژه جديدش انجام مي دهد، درباره کار بعدي مذاکره مي کند. آخرين چيدمان هاي استاب در ميلواکي يکي از پربارترين آنها در دهه گذشته هستند. نمايشگاه طبيعت در سه بخش در ويلاتريس، که در تابستان 2016 به تصوير کشيده شد، دوستان همشهري استاب، هنرمندان و همسايگانش را قادر مي سازد تا کارش را ببينند.
    
    نگاه: روي استاب، معلق در زمان
    


 روزنامه ايران، شماره 6874 به تاريخ 21/6/97، صفحه 15 (تجسمي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 4 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آبياري و زهكشي ايران
متن مطالب شماره 2 (پياپي 1202)، خرداد و تیر 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است