|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم97/6/26: 56 سال «حُر» بودن
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5436
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5204 26/6/97 > صفحه 16 (ايران) > متن
 
 


56 سال «حُر» بودن
گفت و گو با عباس جواهري، استاد پيشكسوت تعزيه خواني اصفهان

نويسنده: فاطمه مرادزاده

حر به ميدان مي آيد؛ زردپوش و با کلاهخودي بر سر که بالايش دو پر بزرگ چون دو پرچم نيمه برافراشته، در اهتزازند. در يک دستش شمشيري و در دست ديگرش بلندگويي که رجزخواني رسايش را تا ده ها متر دورتر از ميدان معرکه مي برد. آوازخواني مرد با مارش و موسيقي غمگنانه عزا درهم مي آميزد و شوروحالي غريب به ميدان رزم مي دهد. تعدد و تنوع شعرهاي تعزيه اي که از حفظ دارد و صداي زيبا و پرطنين و هنر موسيقايي و آوازخواني اش، آنچنان شوروحالي به تعزيه داده، که صدها جفت چشم را ميخکوب و خيره به ميدان کرده و نفس ها را در سينه حبس، نگاه ها اما دودو مي زند، ميان جمعيت سبزپوشان و سرخ پوشان ميدان، نگاه ها چرخ مي زند و چرخ و مي ايستد روي حر؛ حري که مردد است ميان انتخاب حسين(ع) و يزيد، بين انتخاب بهشت و جهنم.... قصه حر، آب بستنش به روي ياران حسين (ع) و پشيماني اش در آخرين لحظه و پيوستنش به جمع بهشتيان کربلا، حکايت جديدي نيست، براي بيش از هزار سال نقل منبرها و روضه ها و تعزيه ها بوده، با اين همه جمعيت گردآمده در حسينيه باغملک اصفهان خيره به دهان حر شده اند و منتظر که چه خواهد کرد و چه خواهد گفت؛ گويا که ميدان کربلاست و اولين بار که حر به ميدان مي رود و تاريخ عاشورا رقم مي خورد... .
    استاد عباس جواهري، حر ميدان است؛ لباس زردرنگي برتن کرده، کلاهخود پردارش را روي سر مي گذارد و آماده رفتن به باغملک مي شود. از خانه او در محله خوان اصفهان تا جاده مبارکه باغملک؛ جايي که چهارشب از دهه محرم آنجا تعزيه خواني دارد، حدود 70 کيلومتر راه است. ساعت 8شب است و همراه پسرش که او هم، دستي در تعزيه خواني دارد، رهسپار باغملک مي شوند. امشب چهارمين و آخرين شب تعزيه خواني اش است. سه شب پيش تعزيه شاهچراغ شيراز، حضرت حمزه(ع) و حضرت مسلم بن عقيل(ع) را اجرا کرده و امشب نوبت اجراي تعزيه حُر است. به باغملک که برسند، ساعت از 9 شب گذشته و تا پاسي از شب توي ميدان خواهند بود، به همراه گروهي هفت هشت نفره که قرار است يکي از بهترين تعزيه هاي اصيل و پرقدرت اصفهان را برگزار کنند. حر لباس هايش را به تن کرده، اما هنوز راهي جاده نشده، فرصتي کوتاه دارد تا گپ و گفتي با هم داشته باشيم. اولين اشاره اش به رنگ لباس «حُر» است: «رنگ هر لباس معنايي دارد و رنگ زرد لباس حر به معناي ترديد و احتياط است، زيرا حر هنوز مردد است؛ مردد ميان انتخاب بد و خوب، بهشت و جهنم... پس لباسش زرد است.»
    او در سه شب پيش تعزيه مسلم و حمزه و شاهچراغ را خوانده است. مي پرسيم که چرا اينها و تعزيه عباس و علي اکبر و قاسم نه و در جواب مي گويد که دهه محرم تعزيه هاي رُندي دارد که همان تعزيه عباس، مسلم، علي اکبر، حر و طفلان است و اينها مناسبت دارد، اما چهارشب از اين دهه مي ماند، بدون نام و نشان و تعزيه، پس بايد از تعزيه هاي جايگزين مثل حمزه و دره الصدف و... استفاده کنند. خواندن اين تعزيه ها هم سخت است و کار هر کسي نيست. اين کار معمولا به اساتيد بزرگ و پيشکسوت سپرده مي شود.
    عباس جواهري، 56 سال سابقه تعزيه خواني دارد و از تعزيه خوان هاي برجسته و پيشکسوت کشور و استان اصفهان است؛ يک جورهايي نامش با تعزيه اصيل اين سرزمين گره خورده است.
    62 سال دارد و از شش سالگي و همراه پدرش تعزيه خواني را شروع مي کند. درواقع پدر و پدربزرگ و اجدادش تعزيه خوان بوده اند و هنر تعزيه خواني موروثي در خانواده شان جاري شده و به او و برادر بزرگش رسيده است. مي گويد: الزاما همه پسران و همه نسل هاي بعدي يک خانواده تعزيه خوان نمي شوند و غير از صداي خوب و داشتن جوهره هنر تعزيه خواني، بايد عشق و ارادت و اعتقاد به سيدالشهدا(ع) و خاندان اهل بيت(ع) باشد تا انگيزه ورود به دنياي تعزيه با همه سختي هايش را در وجود آدمي ايجاد کند؛ همان چيزي که امروز ديگر کمياب است و کيمياست. جواهري به ما مي گويد: «امروز و با ورود انواع و اقسام دستگاه هاي موسيقي و سبک هاي خوانش و... مي توان ادعا کرد که تعزيه خواني نسبت به نيم قرن پيش با تنوع و کيفيت بيشتري اجرا مي شود، اما بردل نمي نشيند، چراکه جوهره اصلي تعزيه يعني عشق و اعتقاد، همان که در گذشته پررنگ بود، امروز کمرنگ شده و تعزيه ها بيشتر از آن که يک کار دلي باشند، ارائه يک جور برنامه سرگرمي و نمايشي شده اند. در گذشته مردم نذر مي کردند که تعزيه حضرت ابوالفضل(ع) بخوانند، اما امروز هوس مي کنند،يعني مي گويند هوس کرده ايم که دور هم جمع شويم و برايمان تعزيه بخوانيد. در گذشته سنجاق و پارچه اي بود که به وسايل و لباس تعزيه خوان ها بسته مي شد و انگيزه همه اش عشق و اعتقاد بود، چيزي که امروز ديگر نيست.
    البته نبود وسايل صوتي و تصويري و انواع و اقسام مداحي و نوحه خواني و تعزيه در گذشته شايد عامل ديگري بود که بازار تعزيه را داغ تر مي کرد حال آن که امروز با ظهور و بروز دستگاه هاي موسيقي و تعزيه خواني با دانش جديد و دستگاه هاي موسيقايي متنوع و همچنين نوحه خواني جديد و ريتميک، توجه به تعزيه اصيل کمتر شده، گرچه تعزيه اصيل هنوز مشتري خودش را دارد.
    پدرش، حاج غلامحسين جواهري، امام قتلگاه تعزيه بوده و موافق خوان، شايد همين هم باعث شده که او هم موافق خوان شود و طي 50سال گذشته نقش هاي مثبت بگيرد و موافق خواني کند. اولين بار که به ميدان مي رود، تعزيه شاهزاده عبدا...؛ پسر امام حسن مجتبي(ع) را مي خواند، در محله فخرآباد لنجان؛ محل کسب و کار و مسگري پدر؛ همان جا که هم پدر تعزيه مي خواند و هم او هنرنمايي و بچه خواني اش را آغاز کرد، با شعرهايي که در کنار پدر پيش از اين فراگرفته بود.
    تا حدود ده سال يعني سنين 15 تا 16 سالگي در محضر پدر و حاج مظفر خاکساري، ( هر دو از اساتيد قديمي اصفهان که موافق خوان بودند و محلي مي خواندند) شاگردي مي کند و رشد مي کند.
    تعزيه خوان هاي تهران اما از بهترين هاي تعزيه در دهه هاي گذشته بودند، سالي يکبار يکي از اين تعزيه خوان هاي بزرگ و بنام کشور، به نام حاج مرتضي سليماني وارد اصفهان شده و تعزيه خواني داشتند. عباس نوجوان پاي تعزيه خواني استاد تعزيه خوان تهران مي نشيند و مجذوب صداي زيبا و سبک اصيل و گيراي خوانش وي مي شود، آنقدر که سبک و سياق تعزيه خواني او را در پيش مي گيرد و مي گويد آنقدر شبيه او خواند و تمرين و تکرار کرد که در 20سالگي صدا و سياق تعزيه خواني اش درست شبيه استاد سليماني شده بود.
    تعزيه خواني شايد اندک درآمدي داشته باشد، اما محل و منبع کسب درآمد تعزيه خوان هاي قديمي نيست، براي همين در کنار تعزيه خواني شغل و حرفه اي براي خود دست و پامي کردند. همين شد که استاد جواهري هم در کنار پدر به کار مسگري مشغول شد، بزرگتر که شد مشاغل ديگري مثل کشاورزي و کارهاي ساختماني را تجربه کرد و در همين حرفه هم به مرحله بازنشستگي رسيد. نکته تلخ اما اين که او هم هنوز مثل بسياري از هنرمندان پيشکسوت و بنام کشورمان بيمه ندارد و پيگيري اش دراينباره به نتيجه نرسيده است. جواهري به جام جم مي گويد که البته برخي تعزيه خوان ها بيمه شده اند، آنها که نه مثل او باسابقه و پيشکسوت هستند و نه خاک اين صحنه را خورده اند و خدا مي داند که چطور آنها بيمه شده اند و او و بسياري از پيشکسوتان مثل او هنوز بيمه ندارند، با اين که عظمت کار و هنرش باعث شد شهرداري اصفهان برايش مراسم تجليلي هم برگزار کند.
    استاد جواهري از وزارت ارشاد هم کم گله ندارد؛ چراکه حمايتشان از تعزيه خوان هاي سنتي اصيل صفر است و ميدان دادنشان به نوحه خوان ها و تعزيه خوان هاي با سبک و سياق جديد و پرسروصدا و پرغلط حتي کفرگو بسيار. او مي گويد تا شورايي و اتحاديه اي از تعزيه خوان هاي اصيل و قديمي براي سامان دادن به اوضاع تعزيه تشکيل نشود، نمي توان به آينده اين هنر اميدي داشت و بايد از همين حالا پايان عمر آن را اعلام کرد.
    56 سال «حُر» بودن / گفت و گو با عباس جواهري، استاد پيشکسوت تعزيه خواني اصفهان
    


 روزنامه جام جم، شماره 5204 به تاريخ 26/6/97، صفحه 16 (ايران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 82 بار



آثار ديگري از "فاطمه مرادزاده"

  گهواره اي كه تاريخ را تكان داد / گزارش جام جم از آيين هاي گراميداشت حضرت علي اصغر(ع) در نقاط مختلف كشور
فاطمه مرادزاده، جام جم 24/6/97
مشاهده متن    
  حس خوب آرامش / گزارش جام جم از مسجد جامع اروميه؛ كهن ترين بناي اين شهر
فاطمه مرادزاده، جام جم 13/6/97
مشاهده متن    
  جنگ با رنگ در اصفهك / همه چيز درباره ماجراي بازي پينت بال در يك اثر تاريخي كه واكنش هاي زيادي در پي داشت
فاطمه مرادزاده، جام جم 30/5/97
مشاهده متن    
  مرثيه اي براي هامون بي آب / وزش توفان گردوغبار از هفته گذشته صدها نفر را روانه مراكز درماني كرده است
فاطمه مرادزاده، جام جم 20/5/97
مشاهده متن    
  از خانه داري تا كارآفريني / گزارشي از يك بانوي شهركردي كه يكي از بزرگترين توليد كنندگان محصولات نمدي چهارمحال و بختياري است
فاطمه مرادزاده، جام جم 15/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه علوم پيراپزشكي و توانبخشي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 802)، تابستان 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است