|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/7/11: چالش هاي ادامه تحصيل براي نسل جوان
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4657
چهار شنبه 26 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4438 11/7/97 > صفحه 6 (خبر) > متن
 
 


نگاه 
چالش هاي ادامه تحصيل براي نسل جوان


نويسنده: علي شيرين آبادي، عزيز مارامايي

در گذشته ها داشتن تحصيلات و به خصوص تحصيلات تكميلي در ميان عموم مردم داراي وجهه و اهميت زيادي بوده است و تصور عموم بر اين بوده، شخصي كه برخوردار از تحصيلات دانشگاهي باشد هم داراي شغل مناسب و هم داراي آبرو و احترام در ميان مردم خواهد شد. اما طبق شواهد و قرائن پس از دهه 1380 اين وضعيت دگرگون شد و پديده ناگوار و اسفباري به نام بيكاري تحصيل كردگان دانشگاهي در فضاي عمومي جامعه حاكم شد.

اگر در گذشته ها كه تشويق از سوي خانواده ها و بزرگ ترها براي علم آموزي و تحصيل و نيز ترغيب نوجوانان و جوانان براي رفتن به دانشگاه ها فراوان بود تا اينكه مشاغل مناسب و درخور توجه و احترام در ميان مردم به دست آورند، اما هم اكنون اين طرز تفكر و ديدگاه دگرگون شده است. آمار سالانه صدها هزار ورودي به دانشگاه ها و در سوي ديگر ركود وضعيت اقتصادي و نامساعد بودنبازار كار و نيز كوچك سازي دولت و آمار پايين استخدام هاي دولتي كه با مشقات زيادي همراه است سبب شده است كه پديده ناخوشايند بيكاري فارغ التحصيلان دانشگاهي تا ساليان متمادي در ميان جوانان و خانواده هاي آنان ريشه بدواند و سبب افسردگي، نااميدي و سلب انگيزه و اعتماد به نفس براي جوانان شود. در گذشته ها تب و تاب كنكور و ورود به دانشگاه ها يك دغدغه اضطراب آور براي داوطلبان و اعضاي خانواده آنها بود اما هم اكنون اشتغال و بيكار نماندن جاي آن را گرفته است. جواناني كه با هزار اميد و آرزو در فضا و وضعيت كنوني به فكر ادامه تحصيل در دانشگاه ها هستند آيا از فرداي خود آگاهي دارند؟ پاسخ اين پرسش كاملا منفي است. اگر در گذشته ها شخصي كه داراي تحصيلات عالي بود قابل انتظار بود كه در مدت زمان نه چندان كوتاهي مشغول به فعاليت شود، اما هم اكنون شخصي كه دانشگاه رفته ممكن است تا سال هاي سال خانه نشين شود و چشم اميدش به اخبار و اطلاعيه هاي جذب و استخدام باشد. وضعيت هنگامي اسفبارتر است كه صدها هزار جوان داراي مدارك تحصيلي كارشناسي، كارشناسي ارشد و دكترا در كشور هستند و چشم به آينده اي دوخته اند كه اندك اميدي مي توان به آن داشت. هم اكنون كسي ديگر دغدغه و نگراني از اين ندارد كه آيا مي تواند به دانشگاه راه پيدا كند يا نه، بلكه به لطف همت مسوولان ذي ربط و توسعه بي حساب و كتاب انواع مختلف دانشگاه ها، هر كسي كه اراده دانشگاه رفتن را داشته باشد تنها با يك ثبت نام اين امر محقق مي شود.

به گونه اي كه طبق صحبت هاي رئيس سازمان سنجش آموزش كشور، در سال 1397 از مجموع يك ميليون و 11 هزار داوطلب متقاضي كنكور سراسري ورود به دانشگاه ها، حدود 75 درصد اين افراد شانس قبولي در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالي را دارند و با احتساب پذيرفته شدگان كنكور دانشگاه آزاد، تمام داوطلبان مي توانند وارد دانشگاه ها شوند. ولي آيا پيدا كردن شغل براي نقش آفريني هم مانند دانشگاه رفتن آسان است؟ خير، اين گونه نيست. آنجا كه افراد با يك ثبت نام اينترنتي و شركت در كنكور و پذيرش در دانشگاه هاي پولي به آساني وارد دانشگاه شده و پس از چند سال مدارك در ظاهر ارزشمند دانشگاهي مي گيرند، اما عكس قضيه در يافتن شغل حاكم است. شغل پيدا كردن آن هم شغل مناسب كاري بسيار مشقت آور و طولاني مدت و نگران كننده است. زيرا تا وقتي كه هر كس بخواهد شغل در خور شان و مناسب تحصيلاتش پيدا كند بايد هفت خوان رستم را بگذراند كه كاري بسيار مشقت بارتر از دانشگاه رفتن است. با اين وضعيت آيا مي توان بهايي براي ادامه تحصيلات پرداخت كرد. قطعا پاسخ منفي است. البته جز معدودي رشته هاي دانشگاهي كه وضعيت مناسبي در بازار كار دارند غالب مدارك رشته هاي دانشگاهي بايد در قفسه ها و كمدهاي منازل نگهداري شود. در طول ساليان گذشته كه مانورها، هياهوها، برنامه ها و اقدامات زيادي در رشد كميآموزش عالي توسط مسوولان انجام شده است، ثمره اي جز بيكاري، خانه نشيني و افسردگي براي جوانان تحصيلكرده نداشته است و حال بايد بگوييم ادامه تحصيل به چه قيمتي تمام مي شود. آيا جز از دست دادن فرصت گرانبهاي جواني و نشاط و شادابي اين دوران نتيجه بهتري از تحصيلات عاليه مي توان تصور و پيش بيني كرد.

به نظر مي رسد هم اكنون وقت آن رسيده است كه افكار و نگاه ها را از دانشگاه و دانشجو برداريم و بگذاريم خود اين حوزه شرايط بغرنج خود را سامان دهد. زيرا مداخله بيش از حد در اين حوزه نه تنها هيچ پيامد مطلوبي ندارد بلكه آثار مخربي همچون بيكاري فزاينده اي به بار آورده است. اگر نگاهي گذرا به وضعيت پذيرش دانشجو و آموزش عالي در كشورهاي توسعه يافته بيندازيم متوجه مي شويم كه همواره با توجه و مطابق با نيازهاي كشورشان آموزش عالي را تنظيم كرده اند و اگر رشد بي حساب و كتاب دانشگاه ها، عملكرد بسيار مطلوبي تلقي مي شد، قطعا چنين كشورهايي از دهه هاي گذشته چنين سياستي را اجرا مي كردند. اگر دانش آموزان را به عنوان آينده سازان اين مرز و بوم تلقي كنيم كه آينده كشور به دستان آنان ساخته خواهد شد، خواهيم ديد كه ديگر انگيزه و انرژيمضاعف براي ادامه تحصيل در دانشگاه ها به جز چند رشته معدود كه در گروه هاي پزشكي و بهداشت هستند، در ميان آنان وجود ندارد. حال وقتي چنين دانش آموزاني همنوعان بزرگ تر از خود را مشاهده مي كنند كه با وجود چندين سال تلاش در كسب مدرك دانشگاهي افسرده و نااميد هستند آيا مي توان اين دانش آموزان را تشويق و ترغيب به ادامه تحصيل كرد؟ آيا نمي شد هزينه هاي كلاني را كه از بودجه عمومي صرف رشد دانشگاه ها و مخارج بي شمار آنها در طول سال هاي تحصيلي شده است، صرف توسعه اشتغال و حرفه آموزي كرد تا هم سن ورود به بازار كار كاهش يابد و هم جوانان از بيكاري در رنج نباشند و هم قدري به اقتصاد در ركود كشور كمك كرد؟ گرچه بالا بردن سواد و تحصيلات عموم مردم يك كشور امري مطلوب و موثر تلقي مي شود، اما صرف هدايت به سوي دانشگاه ها به منظور بالا بردن سطح سواد امري مذموم است. سواد و تحصيلات غير از تحصيلات دانشگاهي است. تحصيلات دانشگاهي تنها در صورتي قابل قبول و مطلوب است كه در حوزه مختص خود به كار گرفته شود و اگر چنين نباشد قطعا عملكرد نامطلوب و زيان آوري است كه هم به بهاي از دست رفتن جواني جوانان و هم به بهاي اتلاف هزينه هاي بسيار براي آموزش و مخارج كلان دانشگاه ها، تمام مي شود.

از بحث مطرح شده مي توان چنين نتيجه گيري كرد كه شرايط و وضعيت آموزش عالي كشور در حالت بغرنجي به سر مي برد و هر گونه مداخله بيشتر  منجر به آثار ناگوار ديگري مي شود. همان گونه كه بحث شد در وضعيت كنوني ادامه تحصيل بيشتر اتلاف عمر براي نوجوانان و جوانان  به نظر مي رسد. حال كه كشور با مازاد فراوان نيروي تحصيلكرده روبه رو است، آيا ضروري نيست رويكسب و كار و اشتغال همت و تلاش مضاعف كرد؟


*كارشناس ارشد برنامه ريزي رفاه اجتماعي، **كارشناس ارشد برنامه ريزي رفاه اجتماعيچالش هاي ادامه تحصيل براي نسل جوان


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4438 به تاريخ 11/7/97، صفحه 6 (خبر)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 10 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه علوم دانشگاه تهران
شماره 2 (پياپي 116)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است