|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/7/15: شيخ صفويه
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6999
شنبه 27 بهمن 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6893 15/7/97 > صفحه 10 (تاريخ) > متن
 
      


شيخ صفويه
از جيحون تا مرزهاي مصر و از هرمز تا باب الابواب

نويسنده: مجتبي شهرآبادي

بي ترديد مهم ترين طريقت صوفيانه كه اثري بسيار عظيم بر تاريخ ايران نهاد و مسير آن را تغيير داد، طريقت صفويه بود كه پس از دو قرن تدارك و تمهيد صبورانه، مستمر و هدفمند، تبديل به نهضت سياسي مذهبي فراگيري شد كه ايران را پس از چند قرن دوباره واجد هويتي مستقل و منحصر به فرد و حاكميتي يگانه كرد و از ايران هرج و مرج زده و نامنسجم، قدرت شكوهمند و بزرگ ساخت. اين طريقه در سال هاي آغازين سده هشتم هجري قمري توسط شيخ صفي الدين اردبيلي بنيان نهاده شد.

از شيخ نجيب الدين تا شيخ زاهد

صفي الدين در 650 هجري قمري در كلخوران پا به دنيا گذاشت. كلخوران، روستايي بود در حومه اردبيل كه پدر او امين الدين جبرائيل، در آنجا قطعه زميني داشت و از راه كشاورزي زندگي مي كرد. صفي الدين، كودكي شش ساله بود كه پدر را از دست داد. تحصيلات رسمي خود را در اردبيل پشت سرگذاشت. قرآن آموخت و مقدماتي از فقه؛ اما شيوه زندگي و حالات روحي او چندان با محيط مدرسه جور نبود. مدرسه را ترك كرد و به مسير تصوف افتاد و معاشرت با زاهدان اردبيل را آغاز كرد.

بيست ساله بود كه به توصيه يكي از همين زاهدان، بار سفر بست تا به شيراز برود و به خدمت شيخ نجيب الدين بزغوش شيرازي، از صوفيان بزرگ آن دوران برسد. با اسباب و وسايل آن زمان، سفر از اردبيل به شيراز، دشوار و طولاني بود. اندكي بيش از دو ماه بعد به شيراز رسيد. اما از بد حادثه، صفي الدين زماني به شيراز رسيده بود كه نجيب الدين درگذشته بود. چند سالي را در شيراز و شهرهاي اطراف آن به ديدار مشايخ صوفي رفت تا شايد شيخي لايق بيعت بيابد. گويا در همين سال ها بود كه در شيراز با سعدي نيز ديدار كرد. شاعر پير، صوفي جوان را با آغوش باز پذيرفت و حتي نسخه اي از ديوان خود را نيز به او اهدا كرد؛ ديداري كه البته منجر به ارادتي نشد.سفر شيراز، اما به كلي بي حاصل هم نبود. صفي الدين، در شيراز، نام و آوازه شيخ تاج الدين ابراهيم گيلاني مشهور به شيخ زاهد را شنيد. سفر دراز ديگري را اين بار از جنوب به شمال، از فارس به گيلان در پيش گرفت. در سفري طولاني كه براي صفي الدين همراه با سختي و بيماري بود، عاقبت پس از جست و جوي بسيار، شيخ زاهد را در دهكده اي در ساحل درياي خزر يافت. هنگامي كه صفي الدين در 675 هجري قمري به گيلان رسيد، بيست و پنج ساله بود و شيخ زاهد، اندكي بيش از شصت سال داشت. از اين زمان تا بيست و پنج سال بعد، صفي الدين، مريد و مقيم خانقاه شيخ زاهد بود. ترقي صفي الدين در دستگاه شيخ زاهد، بسيار سريع بود. شيخ زاهد با بالا رفتن سن، بيش از پيش به صفي الدين وابسته مي شد. در سال هاي آخر عمر و با از دست دادن بينايي، عملا صفي الدين بود كه امور خانقاه را اداره مي كرد و از سوي شيخ زاهد با مريدان و بازديدكنندگان ديدار مي كرد.

رهبر طريقت زاهديه

روابط اين دو در اين سال ها با دو ازدواج متقابل مستحكم تر نيز شد. صفي الدين با فاطمه، دختر شيخ زاهد ازدواج كرد و دختر خود (از همسر اولش) را به ازدواج شمس الدين، فرزند شيخ زاهد درآورد. چندي بعد شيخ زاهد، صفي الدين را به جانشيني خود برگزيد و خطوطي از آينده برايش ترسيم كرد: «براي من كناره جويي و عبادت ممكن بود اما براي تو نه. خداوند تو را براي امري بزرگ در نظر گرفته است. بايد كه تربيت مريدان را جدي تر از هر زمان برعهده گيري و بر تعداد آنها بيفزايي.»

شيخ زاهد گيلاني در سال 600 هجري قمري درگذشت. صفي الدين، اينك رهبر طريقت زاهديه و وارث تمام ميراث مادي و معنوي شيخ زاهد بود و شيخ صفي خوانده مي شد. شيخ زاهد گيلاني، ميراثي عظيم در اختيار شيخ صفي نهاد. رهبري طريقتي صوفيانه با تعداد انبوهي مريد، ثروتي هنگفت كه از محل موقوفات و نذورات و هدايا حاصل شده بود و از همه مهم تر روابطي نزديك با كارگزاران حكومت ايلخانان مغول. شايد بشود گفت كه ايلخانان مغول در ميان مظاهر گوناگون فرهنگ ايران، بيشتر از هر چيز به تصوف ايراني علاقه داشتند و مشايخ صوفي را بسيار ارج مي نهادند. اين علاقه نه فقط در ميان ايلخانان كه در بين دولتمردان ايشان نيز رواج داشت.

شيخ زاهد بدرستي دريافته بود كه كسي جز شيخ صفي، صلاحيت در اختيار گرفتن و مديريت اين ميراث عظيم را ندارد. شيخ صفي چندين سال بود كه عملا نيز از طرف شيخ زاهد با مريدان و نمايندگان او در شهرهاي مختلف در ارتباط بود، بنابراين رهبري او بر طريقت، از سوي مريدان، مورد معارضه اي جدي واقع نشد. اگرچه پسر ارشد شيخ زاهد، جمال الدين، از اين انتخاب خشنود نبود و در سال هاي اوليه رهبري شيخ صفي عليه او تحريكاتي نيز كرد اما در مجموع شخصيت و قدرت شيخ صفي آن اندازه بود كه اساس رهبري اش تزلزلي نيابد.

بازگشت به زادگاه

چندي بعد و با استحكام موقعيت، شيخ صفي، پس از سال ها دوري در 601هجري قمري به زادگاه خود بازگشت. اردبيل، همانند زماني كه آنجا را ترك كرده بود، هنوز شهري كوچك و دور افتاده از مسيرهاي اصلي بود. از اين زمان، اردبيل، جاي گيلان را در طريقت زاهديه گرفت و مركز طريقت به آنجا منتقل شد.

اگرچه شيخ صفي نسبت به شهر اجدادي كه دوران كودكي و نوجواني اش را در آن گذرانده بود دلبستگي داشت اما بازگشت به اردبيل، در حقيقت اهداف بسيار بزرگتري را دنبال مي كرد. اردبيل، شهري كوچك بود كه حساسيت كسي را برنمي انگيخت، از آن گذشته دسترسي به آن نيز آسان نبود. اردبيل با كوه ها، جنگل ها و باتلاق هاي غيرقابل نفوذي محاصره شده بود كه همچون يك دژ محافظ براي شهر عمل مي كردند. شيخ صفي شهرخود را براي پايه گذاري جنبشي انتخاب كرده بود كه قرار بود صبورانه به پيش رود و مسير تاريخ ايران را تغيير دهد.

طريقت صفويه

گام بعدي شيخ صفي، از گام اول نيز مهم تر بود. چند سالي بعد، شيخ صفي، فرزند خود صدرالدين موسي را به عنوان جانشين و رهبر پس از خود انتخاب كرد. انتخابي نامعمول در طريقت كه ملاك تعيين رهبر را به انتقال رهبري از پدر به پسر ارشد تغيير مي داد. بدين ترتيب شيخ صفي، رهبري طريقت را در خاندان خود موروثي كرد. از اين زمان بود كه طريقت زاهديه، به نام شيخ صفي «طريقت صفويه» ناميده شد.

شيخ صفي در آغاز بازگشت به اردبيل، تنها مزرعه اي كوچك داشت كه ميراث پدرش بود، اما ميراث شيخ زاهد، شيخ صفي را در موقعيت مساعدي براي گسترش طريقت خود و افزودن بر گستره نفوذ خود قرار داد. اندك اندك، با افزايش شمار پيروان، املاك فراواني نيز وقف خانقاه او شد، تا آنجا كه در زمان وفات در 735 هجري قمري، املاك او به بيش از بيست روستا مي رسيد. در كنار همه اينها، صوفي دوستي ايلخانان مغول و كارگزاران آنها، پشتيباني عناصري در حاكميت را نيز برايش به ارمغان آورد. ميزان نفوذ او بر دولتمردان و پادشاهان آن اندازه بود كه ابوسعيد بهادرخان، ايلخان مغول، بارها براي عرض ارادت به ديدار او رفت.

 شيخ صفي درآمدهاي سرشار و روزافزون خود را در دستگيري و رفع نياز فقرا، صوفيان و پيروان و البته گسترش شبكه هاي تبليغي طريقت صفويه در گوشه و كنار ايران ايلخاني، هزينه مي كرد. در كنار اين، شيخ صفي سخت به عمران و آباداني و بالابردن سطح رفاه عمومي علاقه مند بود. ساخت بناهاي عام المنفعه همچون مسجد، حمام و امثال آن نشاني روشن بر اين علاقه بود. مهم ترين نتيجه چنين رويكردي افزايش شمار پيروان و دوستداران خاندان صفوي بود. تعداد اين مريدان و دوستداران در اواخر حيات شيخ صفي الدين، آن اندازه بود كه شيخ در گفت و گويي با امير چوپان، اميرالامراي ايلخاني، به صراحت گفته بود كه شمار مريدان من از شمار لشكريان مغول بيشتر است و امير چوپان در تاييد اين سخن اشاره كرده بود كه من از جيحون تا مرزهاي مصر و از هرمز تا باب الابواب سفر كرده ام و انبوه مريدان شيخ را همه جا ديده ام!

شيخ صفي در طول دوران رهبري خويش بر طريقت صفويه، در حقيقت پايه هاي مادي و معنوي يك جنبش عميق اجتماعي و سياسي را براي فرزندان خويش آماده كرد.شيخ صفي الدين اردبيلي، عاقبت در محرم 735 هجري قمري چشم از جهان فروبست و در زاويه عبادت خانقاه خود، به خاك سپرده شد. كارنامه زندگي شيخ صفي الدين اردبيلي، با نگاهي از دريچه امروز به ديروز تاريخ ايران، بسيار پربارتر و عظيم تر از آن است كه شايد در زمان خود او ديده مي شد. شيخ صفي بنيانگذار طريقتي بود كه با تداركات و تمهيدات آرام و صبورانه و در عين حال هدفمند، كمتر از دو قرن بعد، مسير تاريخ ايران را تا به امروز تغيير داد و ايراني مستقل با هويت ملي و مذهبي تازه ساخت.

منابع:

1- ايران عصر صفوي: راجر سيوري، ترجمه كامبيز عزيزي، نشر مركز، تهران

2- تاريخ تحولات سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ايران در دوره صفويه: عباسقلي غفاري فرد و عبدالحسين نوايي، سمت، تهران

3- صفوه الصفا: درويش توكلي بن اسمعيل بزاز (ابن بزاز اردبيلي)، تصحيح غلامرضا طباطبايي مجد، مصحح، تبريز


*دانشجوي دكتراي تاريخشيخ صفويه


 روزنامه ايران، شماره 6893 به تاريخ 15/7/97، صفحه 10 (تاريخ)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 62 بار
    



آثار ديگري از " مجتبي شهرآبادي"

  سروقامتان بر دوش تاريخ / نگاهي به آيين نخل برداري در مراسم عزاداري حضرت سيدالشهدا (ع)
مجتبي شهرآبادي*، ايران 25/6/97
مشاهده متن    
  فرزند شمشير يا ناپلئونِ شرق / مروري بر حمله نادرشاه به هند
مجتبي شهرآبادي*، ايران 14/5/97
مشاهده متن    
  تاريخچه سفال آبي- سفيد / پيوند هنر، تجارت و قدرت ايران عصرصفوي
مجتبي شهرآبادي*، ايران 31/3/97
مشاهده متن    
  حكومت صفويه چگونه تشكيل شد / برخاستن ققنوس ايران از خاكستر تفرقه
مجتبي شهرآبادي*، ايران 8/3/97
مشاهده متن    
  ملي گرايي باستان گرا و جنبش سره نويسي / به تاريخچه واژه گزيني به انگيزه سالگرد تاسيس فرهنگستان اول زبان
مجتبي شهرآبادي*، ايران 27/2/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه چاپ و نشر
متن مطالب شماره 168، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است