|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/7/16: اولين زن رهبر اركستر در ايران هستم
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6946
چهار شنبه 21 آذر 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6894 16/7/97 > صفحه 15 (موسيقي) > متن
 
      


اولين زن رهبر اركستر در ايران هستم
سوسن اصلاني آهنگساز و نوازنده سنتور در گفت و گو با «ايران» از خود و زندگي مشترك اش با حسين دهلوي مي گويد

نويسنده: ندا سيجاني

 

در طول تاريخ موسيقي ايران كم نبوده اند هنرمندان يا زوج هاي هنري كه دوشادوش يكديگر به اشاعه فرهنگ وهنر ايران زمين پرداخته اند.استاد حسين دهلوي و استاد سوسن اصلاني نيز ازجمله همين بزرگان موسيقي هستند. حسين دهلوي، موسيقيد ان وآهنگساز پيشكسوت موسيقي، رهبراركستر ايراني و رئيس هنرستان موسيقي ملي ايران است و سوسن اصلاني آهنگساز و نوازنده پيشكسوت ساز سنتور. حسين دهلوي تنها به يك نام خلاصه نمي شود اوهنرمند فاخرعرصه موسيقي ايران است كه درمحضرش بزرگاني چون حسين عليزاده، علي رهبري و هومن دهلوي فرزندش مشق كرده و به موسيقي ايران راه يافته اند. حسين عليزاده، آهنگساز و نوازنده موسيقي ايران در توصيف استادش مي گويد: «زماني كه استاد دهلوي رئيس هنرستان موسيقي بود، باعث مي شد كساني در هنرستان باقي بمانند كه قابليت بالايي در موسيقي دارند، براي او اخلاق نيز اهميت زيادي داشت و ثمره آن روزها هنرمنداني است كه به موسيقي تعهد دارند.» دهلوي به مانند استادانش ابوالحسن خان صبا و روح الله خالقي و بهتر است بگوييم شاگردان كلنل علينقي وزيري كه مبدع نوآوري در موسيقي سنتي بودند هيچ گاه تقليد را سرلوحه فعاليت خود درعرصه موسيقي قرار نداد. او با خلق اپراي «خسرو و شيرين»، «باله بيژن و منيژه» و آخرين كارش اپراي «ماني و مانا» هنر خود را به گونه اي ديگر به دنيا معرفي كرد. علاوه براين، دهلوي ازجمله هنرمندان بزرگي بود كه تاكيد بسياري برجايگاه كلام در موسيقي داشته تا آنجا كه تجربه 50 سال خود را با كتاب «پيوند شعر و موسيقي آوازي» به منصه ظهور رسانيد و اين كتاب عنوان جايزه كتاب سال را از آن خود كرد. كتابي كه بي ترديد نقطه عطفي براي علاقه مندان موسيقي جدي خواهد بود؛ اما سوسن اصلاني بانوي موفق و همسر استاد حسين دهلوي. هنرمندي كه توانست جايگاه يك همسر، مادر و هنرمند را بدرستي ايفا كند و با حمايت هاي دلسوزانه اش به عنوان بزرگ ترين حامي دهلوي در كنار او سال هاي بسياري را سپري كرد. اصلاني از خيلي سال ها پيش به تدريس موسيقي مشغول است و علاوه بر اين توانست به عنوان اولين رهبر زن به اركسترموسيقي ايران راه يابد، حركت بزرگي كه بي ترديد در روزگار ناملايمتي هاي موسيقي بانوان كمتر به چشم مي خورد. اما دراين سال ها برخي اتفاقات ناخوشايند مسير زندگي اين دو زوج هنرمند را تغيير داد. استاد حسين دهلوي چند سالي است به بيماري آلزايمر يا فراموشي مبتلا و خانه نشين شده است و حتي سازهاي خود را نمي شناسد. تولد او بهانه اي شد تا به منزل او برويم؛ هنرمندي كه متولد هفتم مهرماه سال 1306 است. تنديس ها و لوح هاي ماندگار در كنار عكس هايي كه از گذشته به يادگار مانده است، هنوز هم حال و هواي همان روزهاي گذشته را براي همسرش تداعي مي كند و به مانند همان روزهاي آشنايي شاگردي و استادي از حسين دهلوي، استاد و بزرگ ترين راهنماي زندگي اش سخن مي گويد. افسوس كه به دليل بيماري، استاد ديگر امكان گفت و گو با هيچ رسانه اي را ندارد و اين گفت و گو طبعا مي بايست با بانو سوسن اصلاني انجام مي گرفت.

در ابتدا بفرماييد چه شد كه عرصه موسيقي را انتخاب كرديد؟

من در خانواده اي اهل علم وادب و هنر متولد شدم و رشد كردم. پدرم سرهنگ نيروي هوايي بود و دستي هم بر شعر و موسيقي داشت و تار مي نواخت. برادرم نيز علاوه بر علاقه مندي به موسيقي شعرهم مي سرود. مادرم هم نوازنده تنبك بود. بعد از گذراندن دوره دبستان چون با موسيقي آشنايي داشتم تصميم گرفتم دريك دبيرستان معمولي ادامه تحصيل ندهم و به صورت تخصصي موسيقي را دنبال كنم، بنابراين وارد هنرستان موسيقي ملي شدم و ساز سنتور را به عنوان ساز تخصصي ام انتخاب كردم. خوشبختانه اولين مضراب را از استاد عزيزم فرامرز پايور دريافت كردم و نزد ايشان نواختن سازسنتور را آموختم. بعد از سفر استاد پايور به خارج از كشور، ادامه آموزش را با هنرمنداني چون ارفع اطرايي و محمد حيدري دنبال كردم. علاوه برآن افتخار اين را داشتم كه از محضر ديگر استادان بزرگ موسيقي ازجمله محمود كريمي و حسين دهلوي نيز بهره مند شوم. استاد دهلوي رهبر اركستر هنرستان موسيقي بودند و آهنگسازي و هارموني را به من آموزش دادند، درعين حال كه نزد استاد كريمي نيز همراهي ساز و آواز را آموختم.

مي توان حدس زد كه درهمان دوران هنرستان بوده كه با استاد دهلوي آشنا شده ايد و اين آشنايي به ازدواج منجر شده؟

من سال 41 به هنرستان عالي موسيقي رفتم. ابتدا آقاي مهدي مفتاح رياست هنرستان موسيقي را برعهده داشتند و بعد استاد دهلوي عهده دار اين سمت شدند. آن زمان كه آقاي دهلوي برسركار آمدند تغييرات بسيارخوبي در هنرستان ايجاد شد. دهلوي به مدت 10 سال در هنرستان فعاليت مي كرد و در دوره ايشان هنرمندان بسيار خوبي فارغ التحصيل شده بودند. آقاي دهلوي توسط آقاي ميرنقيبي كه ناظم هنرستان بودند ازمن خواستگاري كردند. به ياد دارم سال پنجم هنرستان بودم ومشغول تحصيل و اصلا در انديشه ازدواج نبودم. روزي كه آقاي ميرنقيبي به منزل ما آمدند من درهنرستان بودم و زماني كه به خانه بازگشتم اطلاعي ازحضور ايشان نداشتم و مادرم به من گفت كه آقاي ميرنقيبي آمده بودند و من را براي استاد خواستگاري كرده اند. باورم نمي شد و تا چند هفته حتي نمي توانستم اين موضوع را قبول كنم. ايشان هنرمندي بزرگ و استادي جدي و باجذبه بودند و اكثريت هنرجويان ازايشان حساب مي بردند اما بالاخره اين ازدواج صورت گرفت؛ ازدواجي كه همه را متعجب كرده بود. يك سال بعد از ازدواج اولين دخترمان به دنيا آمد و ديگر نتوانستم به تحصيل ادامه بدهم اما بعد ديپلم به كلاس شبانه رفتم وسنتور را نزد استاد حيدري ادامه دادم و بعد هم دوفرزند دوقلويم به دنيا آمدند كه به خاطر تربيت فرزندانم تا 8 سال حتي نتوانستم ساز بنوازم. اما دراين فاصله دهلوي كارهاي هنري بسياري خلق كرد ازجمله اپراي «خسرو و شيرين» و بعد آن براي گذراندن دوره هاي موسيقي نزد استاد توماس كريستين داويد به اتريش و آلمان رفتيم و درآنجا زندگي مي كرديم.كريستين داويد مدتي هم در ايران زندگي مي كرد. زماني كه به كشورمان بازگشتيم فرزندانم به كودكستان مي رفتند. آقاي دهلوي به من گفتند بهتراست به تحصيل خود ادامه بدهيد. البته شرط ازدواج من هم همين بود. آن زمان آقاي علي رهبري رئيس هنرستان وهنركده موسيقي بودند و من بعد از امتحان ورودي به دوره عالي هنرستان موسيقي راه پيدا كردم. اتفاقا آن زمان در فرهنگ و هنر يك آزمون استخدامي برگزار شد و من به عنوان هنرآموز موسيقي به استخدام درآمدم. در واقع هم درس خود را شروع كردم و هم شاغل شدم. سال 57 تدريس سنتور را درهنرستان موسيقي آغازكردم و بعدها يعني سال 62 به مدت 20 سال درانجمن زرتشتي ها به آموزش موسيقي مشغول بودم. اوايل انقلاب محدوديت هايي در موسيقي وجود داشت اما خوشبختانه توانستم مدرك ليسانسم را دريافت كنم ودركلاس هاي آزاد استاد پايورشركت كردم. آن زمان با تشويق هاي دهلوي در محضراستاد كريمي رديف آوازي را آموختم كه يكي از بهترين تصميم هاي من بود اما متاسفانه ايشان خيلي زود فوت كردند و اولين ضربه زندگي من بود. آقاي دهلوي هم آهنگسازي را به من آموختند وتوانستم به عنوان يك زن در روي گوشه ها و دستگاه هاي موسيقي آهنگسازي كنم و همه اينها را مديون استادم هستم.

همچراغي با هنرمند بزرگي چون حسين دهلوي شرايط خاصي را رقم مي زند؟ در فراز و نشيب هاي زندگي مشترك چقدر با شما همراه بودند! آيا مانع ازفعاليت هاي شما هم مي شدند؟

البته آقاي دهلوي همسرسرسختي بوده و هستند. من هم به ايشان كمك هاي بسياري كرده ام. آن زمان دستگاه كپي وجود نداشت و براي هر تعداد سازهايي كه دراركستربود نت هاي نوازنده ها را مي نوشتم. ناگفته نماند تجربه بسياري هم به دست آوردم. دهلوي حساسيت خاصي بركارهايش داشت. زماني كه باله «بيژن و منيژه» را شروع كرد بايد محيطي را فراهم مي كرديم كه ايشان بتواند كارخود را انجام بدهد و من براي همراهي با ايشان فرزندانمان را به سفر مي بردم تا ايشان در خلوت منزل محيطي آرام براي آهنگسازي داشته باشد.

آيا دربخش آهنگسازي ازتجربه هاي استاد دهلوي استفاده كرده ايد؟

بله. درهنرستان موسيقي ملي پيش ايشان آهنگسازي را آموزش ديدم و بعد آن در دوره عالي هنرستان آهنگسازي را به صورت جدي ادامه دادم و البته كارهايي كه مي ساختم با نظر و مشورت ايشان بود و اگر به لحاظ پيوند شعر و موسيقي مورد تاييد ايشان قرار مي گرفت اين كارها را اجرا يا منتشر مي كردند. ما دركنار يكديگركارهاي مشترك بسياري اجرا كرده ايم كه يكي ازاين كارها دونوازي دردستگاه نوا بود كه ساخت ملودي آن را من انجام دادم وازدهلوي كمك خواستم تا اين كار را به اتمام برساند و بعد آن دراركستر مضرابي با 12 سنتور اجرا شد.

در جامعه ايراني فعاليت بانوان بخصوص در بخش موسيقي با محدوديت هاي بسياري مواجه است، شما به عنوان يك همسر، مادر و البته يك هنرمند با تمام مصائب و مشكلاتي كه اوايل انقلاب درعرصه موسيقي بانوان وجود داشت چگونه توانستيد فعاليت كنيد؟

شايد كلمه خوبي نباشد اما به صورت زيرزميني كارمي كردم. سال 63 استاد كريمي فوت كردند و من با خانم افسانه رثايي كه از شاگردان خوب ايشان بودند كارم را دنبال كردم وقرارشد به مناسبت سالگرد فوت استاد كريمي درانجمن زرتشتي ها برنامه اي را برگزار كنيم كه استاد محمد اسماعيلي هم حضور داشتند. بعد آن يعني ازسال 64 هرسال با خانم رثايي سالگرد استاد را برگزار مي كرديم كه بيشتربه صورت خصوصي انجام مي شد وتا 21 سال براي استادم بزرگداشت برگزار كرديم و به مرورزمان تعداد اعضاي گروه هم بيشتر شد تا آنكه به اين فكر رسيدم يك گروه موسيقي تشكيل بدهم و نام آن را «خجسته» گذاشتم و اولين گروه موسيقي بانوان بعد انقلاب بود كه به صورت رسمي روي صحنه رفت. به ياد دارم دريكي ازهمين اجراها كه در دهمين سال فوت استاد درتالاررودكي برگزار شد 5خانم والبته بدون حضور خواننده با لباس پوشيده روي صحنه رفتيم اما متاسفانه اواسط كار برنامه را قطع كردند و نگذاشتند ادامه پيدا كند.اما خوشحال ازاين هستم كه توانستيم اجراي بانوان را پايه گذاري كنيم. از آن زمان گروه«خجسته» شكل گرفت و به كارخود ادامه داد. اين گروه دركنارتدريس و آهنگسازي هاي من بزرگ ترشد و هنرمندان آقا هم در اين گروه حضور يافتند و حتي اعضاي گروه به 12 نفر هم رسيد كه توانستيم در ايران و خارج از ايران اجراي كنسرت داشته باشيم.

حضور بانوان درعرصه موسيقي در رشد و ارتقاي هنر چقدر مي تواند مؤثر باشد؟

من مخالف تفكيك جنسيتي هستم ومعتقدم نبايد اين نگاه درهنر وجود داشته باشد.دربخش خوانندگي بانوان محدوديت هايي دارند اما در بخش نوازندگي كم و بيش اجراها روي صحنه مي رود. نكته ديگر اينكه متاسفانه چندان اركسترموسيقي به سرپرستي خانم ها برپا نيست و افتخار مي كنم كه دراين عرصه فعال هستم و تلاشم اين است كه بانوان درعرصه هنر و موسيقي جايگاه والايي داشته باشند. جاي تاسف است كه امكانات ناچيزي به لحاظ تبليغات، سالن كنسرت و... در اختيار بانوان مي گذارند. البته اين كم لطفي ها شامل ناشران موسيقي هم مي شود و به همين سبب تا به امروز نتوانستم بيش از دوكتاب به چاپ برسانم. متاسفانه هيچ تبليغي براي كار ما صورت نمي گيرد همين امرباعث شده نتوانم تعدادي ازقطعاتم را منتشر كنم.

با توجه به اينكه همپاي استاد دهلوي به تدريس موسيقي مشغول بوديد، آيا شده نگاه تبعيض آلودي كه نسبت به زن ها وجود دارد آزرده خاطرتان كرده باشد؟ تجربه تلخي در اين زمينه داشته ايد؟

از زمان آغاز فعاليتم دراركستر، اغلب اجراهايم با گروه خودم يا گروه دهلوي (اركستر مضرابي) بود.البته پيش از آن اركستر رودكي بود كه آخرين برنامه آن با رهبري دهلوي درتالاروحدت برگزارشد كه آقاي تورج كيارس و مهرداد كاظمي خواننده اركستر بودند و بعد آن متاسفانه موسيقي تعطيل شد. همچنين به مدت 33 سال درهنرستان موسيقي به تدريس موسيقي مشغول بودم. علاوه بر اين 10 سال هم رهبري اركستر هنرستان را برعهده داشتم (از سال 70 تا 80) و اولين رهبر زن ايران هستم. من دوره رهبري اركستر نديده ام و نمي گويم يك رهبر اركستر باتجربه هستم اما بر اساس شناختي كه از علم موسيقي به دست آوردم سعي كردم كارم را بدرستي انجام بدهم وكنسرت هاي بسياري با آثار استادان حسين دهلوي، ابوالحسن صبا و روح الله خالقي درفرهنگسراي نياوران و فرهنگسراي بهمن اجرا كرده ام. اتفاقا آن زمان ها يكي از معلمان هنرستان موسيقي پسران اعتراض داشت وگفت اين خانم چه كسي است كه پا در كفش آقايان كرده و رهبري اركستر مي كند! چندي پيش هم شنيدم خانم نزهت اميري اعلام كردند اولين رهبر زن هستند در صورتي كه اين موضوع اشتباه است و اولين رهبرزن من بودم و بعد آن خانم گلنوش خالقي كه آثار پدرشان را در صدا و سيما ضبط و رهبري كردند و بعد خانم آذرهاشمي هستند كه سرپرستي گروه موسيقي بانوان را در صداوسيما برعهده داشتند. بهتراست واقعيت را درتاريخ بنويسيم.

در سال هاي اخير در كنار تمامي مشكلاتي كه براي موسيقي بانوان وجود دارد يك ايراد هم برآن وارد است، اينكه هيچ اتفاق تازه اي در اغلب كنسرت هاي بانوان رخ نمي دهد و بيشتر بازخواني آثارهنرمندان قديمي است. با توجه به تجربه آهنگسازي شما چه كارهايي بايد در اين باره صورت بگيرد؟

اينكه آثارهنرمندان قديمي اجرا شود چندان هم بد نيست اما به شرط آنكه ارائه اين آثاربه تكرارنيفتد.حتي به من هم پيشنهاد داده بودند قطعات قديمي را اجرا كنم اما مخالف چندين بارشنيده شدن اين كارها هستم. وقتي اين همه ساعت زمان مي گذارم يك قطعه موسيقي مي سازم و كارهاي متنوع توليد مي كنم چرا بايد آثار تكراري را روي صحنه اجرا كنم!

در اجراي آثارتان آيا مهم است با چه خواننده اي همكاري داشته باشيد!

اكثريت كارهايي كه منتشركرده ام با حضور خواننده بوده است. ما بايد كمك كنيم خواننده هاي جوان مطرح شوند. من با خواننده هاي معروف بسياري ازجمله علي رستميان، بهرام سارنگ، داوود فياضي، سالارعقيلي، عليرضا گلبانگ، محسن فتحي، محمود باقري و بهرام تاج آبادي همكاري داشته و آثارمتعددي منتشر و اجراكرده ايم. متاسفانه در انتشار كارهايي كه با جوانان توليد شده مشكلاتي هم وجود دارد. بيشتر توجه ناشران به آثار خوانندگان مطرح است در صورتي كه من براين نظر هستم كه بايد به خواننده هاي خوش صدا بها داده شود و حمايت شوند اما متاسفانه دراين باره ناشران موسيقي هيچ گونه همكاري ندارند.

يكي ازكارهاي مهم استاد دهلوي در عرصه موسيقي نوآوري است كه با توجه به شرايط موجود جامعه انجام گرفته است آيا شما هم برمبناي سليقه امروز جامعه نوآوري هايي داشته ايد؟

بله. صد درصد، اگرابتكار و نوآوري نباشد يكنواختي به وجود مي آيد. كارهايي كه در قالب آلبوم، كنسرت يا كتاب ارائه داده ام هميشه تازگي داشته است. نمونه آن آلبوم «نگاه گمشده» است كه معرفي هفت دستگاه موسيقي بوده كه تا به امروز مشابه آن وجود نداشته است. اين آلبوم يك مجموعه آموزشي مفيد بوده و هفت دستگاه موسيقي با هفت تصنيف معرفي مي شود كه براي هنرجويان موسيقي بسيارقابل استفاده است اما كسي كه اين كاررا منتشر كرده است كوچك ترين حمايتي ازما نداشته است.

هومن دهلوي فرزند استاد به پيروي از خانواده درعرصه آهنگسازي فعاليت مي كند.به نظرشما آيا تا به امروز ايشان توانسته در مسيري هنري شان مانند پدر و مادرش موفق عمل كند؟

هومن فوق ليسانس موسيقي از دانشگاه هنردارد و در واقع شاگرد اول دانشگاه بود. ساز تخصصي او پيانو است و در زمينه آهنگسازي فعاليت مي كند. علاوه بر اين رهبر اركستر است و پارتيتور مي نويسد. تمامي كارهاي او تم موسيقي ايراني دارد و ان شاءالله بزودي منتشر خواهد شد. هومن تصميم دارد به ايران بيايد و با اركستر ملي آثار من و پدرش و همچنين آثاري كه خودش ساخته است را اجرا كند.

اجرا نشدن اپراي «ماني و مانا» در ايران آن هم به دليل وجود صداي زن از جمله اتفاقاتي بود كه دربيماري افسردگي استاد دهلوي تاثيرگذاشت. ايشان چهره شناخته شده اي درعرصه بين الملل هستند با اين حساب چرا اصرار بر اين داشتند كه اين كار در ايران اجرا شود؟ سرنوشت اين اپرا چه خواهد شد؟

اين كار به سفارش يونسكو و براي كودكان ساخته شده است كه دو سال هم به طول انجاميد. شعرمتن اپرا را آقاي كهنمويي دايي دهلوي سروده اند. دهلوي تصميم داشت بعد ساخت اين اثر آن را اجرا كند اما چون كاربسيارعظيمي است، هزينه بربوده و متاسفانه هيچ حمايتي نشد وامكاناتي دراختيارش نگذاشتند. خوشبختانه موسيقي اين كار توسط آقاي علي رهبري دراسلواكي ضبط شده است. اما اينكه خارج از ايران اجرا شود بايد بگويم اتفاقا شعرهاي اين كار به زبان آلماني هم ترجمه شده است اما به هرحال اجراي اين اپرا در خارج از ايران هزينه زيادي را در بر مي گيرد. البته مسائل ديگري هم برافسردگي دهلوي اثرداشت. قرار براين بود يك اركستر ملي راه اندازي شود و از استاد دهلوي هم دعوت كرده بودند رهبري اين اركستر را برعهده بگيرند، اما روزي كه قرار بود حكم ايشان ابلاغ شود متوجه شدند رهبري اركستر را به شخص ديگري واگذار كرده اند و اين اتفاق ضربه شديدي براي او بود و از آن زمان به بعد افسرده و دل شكسته شدند و هرگز سراغ آهنگسازي و موسيقي نرفتند. در حال حاضر هم سرنوشت اين اپرا نامشخص است. گاهي صحبت ازآن است كه اين كار را روي صحنه ببرند و به جاي صداي خانم از صداي آقا استفاده كنند اما هنوز به يك نتيجه گيري درست نرسيده اند و نيازمند يك اسپانسر هستند.

سرنوشت اركسترمضرابي كه استاد دهلوي راه اندازي كرده بودند چه شد؟

اركستر مضرابي سال 70 پايه گذاري شد و تا سال 72 اجراهاي بسياري درتالار وحدت و فرهنگسراي بهمن برگزار كرد كه بسيار هم مورد استقبال قرار گرفت. نوازنده هاي اركستر با جان و دل سازمي نواختند بدون آنكه حقوقي دريافت كنند اما به دليل حمايت نكردن مالي اين اركسترمنحل شد.

استاد دهلوي تجربه 50 سال خود را دركتاب ارزشمندي به نام «پيوند شعر وموسيقي آوازي» به چاپ رساندند كه بسيار مورد استفاده است. تاكيد ايشان دراين كتاب بر قرارگيري شعر و موسيقي است چيزي كه امروزه كمتر ديده مي شود. نظر شما دراين باره چيست؟

متاسفانه بسياري ازقطعاتي كه امروزه به گوش ما مي رسد به لحاظ تلفيق شعرو موسيقي داراي ايرادتي است و متاسفانه برخي از هنرمندان نمي دانند چگونه كلام را درجايگاه خودش استفاده كنند كه قطعا اگراين كار رعايت شود كارهاي بهتري خواهيم شنيد بخصوص كساني كه در رشته موسيقي فعال هستند.من عاشق شعر هستم و به دليل گرايش خانواده ام به شعر از خردسالي با شعر آشنا بودم. البته در هنرستان موسيقي هم شعر شناسي خوانده ام و در تمام قطعاتي كه ساخته ام روي شعرهايم حساسيت خاصي داشتم و سعي كردم به لحاظ ملودي كلام مناسبي به كار رود. تا جايي كه اگر ببينم شعر به ملودي لطمه مي زند ملودي را تغيير مي دهم تا كلام بدرستي بيان شود.

سرنوشت آكادمي استاد دهلوي چه شد؟

هدفم اين بود كه به اسم استاد دهلوي آكادمي راه اندازي كنم و مجوز آن را هم گرفتم و دوسال اين آكادمي برپا بود اما متاسفانه به دليل برخي مشكلات ادامه پيدا نكرد.

 زنده ياد علي حاتمي كارگردان بزرگ سينما پسر خاله شما هستند و آثار فاخري از ايشان درعرصه سينما بر جاي مانده است آيا هيچ گاه شما و استاد دهلوي اين تصميم را نداشتيد كه دربخش موسيقي فيلم با ايشان همكاري داشته باشيد؟

درنوجواني منزل ما نزديك يكديگر بود و زنده ياد علي حاتمي من و خواهرانم را به تئاتر مي بردند و حتي در منزل با همان عوالم بچگانه تئاتربازي مي كردم. علي حاتمي علاقه مند بود كه دهلوي موزيك فيلم هايش را بسازد. ايشان دهلوي را هم خيلي دوست داشتند و از او دعوت كردند موزيك فيلم «مادر» يا «دلشدگان» را بسازد اما نمي دانم چرا دهلوي قبول نكرد و براين نظر بودكه فيلمنامه ايشان با سبك موسيقي من متفاوت است.

شرايط امروز آموزش موسيقي را چگونه مي بينيد؟

با وجود اينكه تعداد بسياري آموزشگاه هاي موسيقي وجود دارد اما آثار بسياري توليد و شنيده نمي شود درواقع آن طور كه بايد موسيقي مطرح و عرضه نشده است اما خوشبختانه خانواده ها به اين موضوع اهميت بسياري مي دهند.

چشم انداز شما از موسيقي ايران چيست؟

بايد به موسيقي ايران اهميت داده شود و جايگاه آن را حفظ كنند. وقتي ساز را در تلويزيون نشان نمي دهند قطعا من را هم كه سال ها در اين عرصه كار كرده ام نمي شناسند براي اينكه هيچ گاه من را نديده اند. ما هر چه هنرمند باشيم اما متاسفانه كسي ما را نمي شناسد.

اولين زن رهبر اركستر در ايران هستم


 روزنامه ايران، شماره 6894 به تاريخ 16/7/97، صفحه 15 (موسيقي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 29 بار
    



آثار ديگري از " ندا سيجاني"

  خاطره اجراهاي حشمت فراموش شدني نيست / كتاب «افق بيكران» در صدمين سالگرد تولد حشمت سنجري منتشرشد
ندا سيجاني، ايران 27/6/97
مشاهده متن    
  مرثيه اي براي نغمه ها و نوحه هاي فاخر عاشورايي / اهالي موسيقي با «ايران» در ميان گذاشتند
ندا سيجاني، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  موسيقي آييني راوي امين معرفت شنيداري / گفت و گو با حميدرضا اردلان آهنگساز و پژوهشگر موسيقي
ندا سيجاني، ايران 26/6/97
مشاهده متن    
  حسين عليزاده: تريبون در اختيار موسيقي كوچه بازار است / دوازدهمين جشنواره ملي موسيقي جوان به كار خود پايان داد
ندا سيجاني، ايران 20/6/97
مشاهده متن    
  اكبر گلپايگاني خواننده اصيل موسيقي ايراني در گفت و گو با «ايران»: زورشان به موسيقي آوازي نرسيد...
ندا سيجاني، ايران 19/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات مديريت راهبردي
متن مطالب شماره 34، تابستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است