|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/7/21: جاي خالي «تينك تنك»ها در ديپلماسي ايراني
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6927
دو شنبه 28 آبان 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

خدمات سايت




 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6898 21/7/97 > صفحه 12 (ايران سياسي) > متن
 
      


جاي خالي «تينك تنك»ها در ديپلماسي ايراني
رحمان قهرمانپور، استاد دانشگاه در گفت و گو با «ايران» ماهيت و ضرورت ديپلماسي غير رسمي را تشريح كرد

نويسنده: مريم سالاري

نظام هنوز براي استفاده از ظرفيت مؤسسات فكري در تصميم سازي به نتيجه نرسيده است

ديپلماسي غيررسمي فرآيندي است كه صاحبنظران و اساتيد دانشگاهي و چهره هاي شناخته شده بر پايه آن با هدف كاهش تنش و ايجاد فهم مشترك از سياست هاي رسمي كشور در فرآيند تصميم سازي و همچنين تبيين و توضيح اين تصميمات در محافل سياسي بين الملل به طور جدي مشاركت مي كنند. افراد فعال در اين عرصه از جمله نخبگان، روشنفكران، استادان و محققان و سازمان هاي غيردولتي فارغ از جناح بندي هاي سياسي نگاهي كلان و راهبردي به طراحي سازوكارهاي تامين منافع ملي كشور دارند و حضور مؤثر آنها مي تواند به فرآيند تصميم سازي مؤثر، روشن شدن مواضع كشور، علت ها و راه حل هاي احتمالي اجراي آنها كمك كند. با وجود اين به نظر مي رسد كه سازوكارهاي پيگيري چنين سطحي از ديپلماسي در ايران نهادينه نشده است و به رغم ضرورتي كه بويژه در شرايط كنوني تحولات بين المللي و بويژه بعد از حل موضوع هسته اي براي تعميق بخشيدن به مناسبات ايران با ساير اعضاي جامعه بين الملل ديده مي شود، مؤسسات و نهادهاي فكري در كشورمان چنان كه بايد حضور تاثيرگذاري در فرآيند تصميم سازي حاكميت ايران نداشته اند. با رحمان قهرمانپور، يكي از اساتيد دانشگاه و چهره فعال در عرصه پژوهشي كشور درباره اين موضوع گفت و گو كرديم. او معتقد است فقدان تصميم گيري نظام براي بهره گيري از ظرفيت هاي فكري در فرآيند تصميم سازي و اجرا از يك سو و ضعف حمايتي نهادها از سوي ديگر به تضعيف جايگاه نهادهاي انديشه اي در كشور انجاميده است... مشروح گفت و گو از نظر مي گذرد:

در كنار ديپلماسي رسمي كه فرآيندي بر پايه قدرت است و از سوي مقام هاي رسمي كشور و در چارچوبي تعريف شده، پيگيري مي شود، شكل ديگري از ديپلماسي هم موسوم به ديپلماسي «خط دو» وجود دارد كه در تحولات كنوني بين الملل نقش بسزايي در تصميم سازي هاي كشور در عرصه سياست خارجي دارد چه عواملي بستر پيگيري اين نوع ديپلماسي را فراهم مي كند؟

بعد از تحولاتي كه در نظام بين الملل در دهه 1990 و سال هاي بعد اتفاق افتاد و نظام بين الملل و متغيرهاي آن به مراتب پيچيده تر از گذشته شد، نقش تينك تنك ها، انديشكده ها و مؤسسه هاي تحقيقاتي و حتي گروه هاي لابي در سياست خارجي كشورهاي مختلف افزايش يافت. البته ميزان اين افزايش تابعي از متغيرهايي مانند فرهنگ سياسي آن جامعه، ميزان گذار به دموكراسي و درجه دموكراتيزاسيون و قدرت جامعه مدني، رسانه ها و غيره بود يعني اين متغيرها تعيين مي كردند در هر جامعه اي ميزان نفوذ بازيگران خارج از دولت در سياست خارجي چقدر باشد. البته در كنار اين از گذشته گروه هايي وجود داشته كه در سياست خارجي تاثيرگذار بودند؛ گروه هايي مانند بازرگانان، نهادهاي اطلاعاتي و امنيتي و نظامي و غيره كه ما اينها را در نظريه نئوليبرال سياست خارجي به عنوان تاثيرگذاري نهادها بر سياست خارجي مطالعه مي كنيم. اما آنچه به عنوان ديپلماسي جديد مطرح شده چيزي فراتر از اثرگذاري اين نهادهاي متعارف و سنتي بر سياست خارجي است و در اين مسير است كه راه براي اثرگذاري «ان جي اوها»، مؤسسات فكري و حتي افراد با نفوذ در سياست خارجي هموار مي شود و چنانكه اشاره كردم ميزان اثرگذاري اينها بستگي به متغيرهايي دارد كه در هر جامعه مي تواند متفاوت باشد.

اين متغيرها چه تاثيري در شكل گيري فرآيند ديپلماسي غيررسمي در جمهوري اسلامي داشته است؟

در ايران در اوايل دهه 1380 و بعد از آغاز دور دوم دولت اصلاحات، حركت هاي خوب و تاثيرگذاري در اين راستا شروع شد. مجلات زيادي منتشر، مؤسسات تحقيقاتي زيادي تاسيس و تقويت و بودجه نسبتا خوبي به آنها اختصاص داده شد. در واقع مي توان گفت ديپلماسي خط دو يا ديپلماسي غيررسمي فعال تر از گذشته شد. به دلايل متعددي مي شود گفت اين روند در اواخر دهه 1380 رو به افول رفت وهنوز هم در حال افول است.

دلايل اين افول چه بود؟

 شايد اولين دليلش اين بود كه با پيروزي آقاي احمدي نژاد نوع نگرش به سياست خارجي و اثرگذاري مؤسسات تحقيقاتي و «ان جي اوها» بر سياست خارجي تغيير كرد. نگاه امنيتي كه در آن دوره نسبت به مؤسسات تحقيقاتي وجود داشت و تبليغاتي كه عليه آنها انجام مي گرفت، طبعا ميزان اثرگذاري آنها را كاهش داد و باعث شد هم خود اين مؤسسات محافظه كار تر شوند و هم پژوهشگراني كه در آن كار مي كردند، جانب احتياط پيشه كنند.

مساله دوم اين بود كه برخي ها در بوروكراسي وزارت خارجه به اين جمع بندي رسيدند كه اين مؤسسات بيشتر از آن كه به سياست خارجي مشورت دهند در كار آنها دخالت مي كنند و لذا به طور طبيعي مقاومت هاي اداري و بوروكراتيك در برابر اين مؤسسات در وزارت خارجه و ساير وزارتخانه ها بيشتر شد. در دوره آقاي احمدي نژاد و در دوره پس از آن، اين نگاه غلبه پيدا كرد يعني بخشي از بوروكراسي بر اساس همان نظريه هاي بوروكراتيك تصميم گيري، احساس كرد پول و خدماتي را كه بابت اين كارها مي گيرد، دارد از دست مي دهد لذا شروع به مقاومت در برابر پذيرش اين پيشنهادها كرد و در اين مسير مي توان مانع تراشي كرد.

مساله بعدي كه اتفاق افتاد كاهش سطح كيفي فارغ التحصيلان دانشگاه ها و كساني بود كه در مؤسسات تحقيقاتي مشغول بودند؛ گسترش كمي دانشگاه ها افزايش انبوه تعداد فارغ التحصيلاني كه بعضا از توانايي هاي پايه اي مطالعاتي هم برخوردار نبودند، باعث شد سطح كيفي اين مشورت ها كاهش پيدا كند و خود اين مساله هم انگيزه استفاده كنندگان از اين گزارش ها را كاهش داد.

كار اين مجلات بعضا به جايي رسيد كه صرفا در خدمت ارتقاي صوري علمي اساتيد قرار گرفتند آنهم بدون توجه به اين كه اين مقالات، كيفيت، استاندارد و نتيجه بخشي لازم را داشته باشند. يعني اگر بخواهم بگويم از هر دو طرف مشكل ايجاد شد هم از طرف مصرف كنندگان كه وزارت خارجه و ساير دستگاه ها بودند و هم از طرف توليدكنندگان كه فارغ التحصيلان دانشگاهي و مؤسسات تحقيقاتي بودند. در هر دو طرف موانعي شكل گرفت كه در مجموع باعث كاهش ميزان اثرگذاري مؤسسات تحقيقاتي و ان جي او ها بر سياستگذاري خارجي شد كه كمابيش ادامه دارد و با وجود تغيير دولت آقاي احمدي نژاد اتفاق خاصي در اين زمينه نيفتاده و هنوز مؤسسات تحقيقاتي به دوران پر رونق خود برنگشته اند.

اما به نظر مي رسد يكي از تحولات مهمي كه در اين زمينه و در دوره آقاي روحاني اتفاق افتاد، كم رنگ شدن نگاه امنيتي به رويدادها و گزاره هاي سياست خارجي بود. نمونه آن هم خروج پرونده هسته اي از شوراي عالي امنيت ملي به وزارت خارجه بود كه باعث رونق گرفتن بحث هاي كارشناسي در خصوص اين مساله مهم ملي شد...

تا اندازه اي مفيد بود ولي واقعيتش اين است در حد مطلوب نبود. در تركيب تيم مذاكره كنندگان هسته اي حضور پژوهشگران مؤسسات تحقيقاتي، چهره هاي دانشگاهي و نهادهاي مدني بسيار كم رنگ بود و اساسا حضوري نداشته اند. حالا اين كه دليلش چه بود حتما كساني كه آنجا حضور داشته اند، دلايل خود را داشته اند اما وقتي از زاويه بيروني نگاه مي كنيم اولين جلسه تيم مذاكره كننده با تحليلگران و اساتيد دانشگاهها هم كه برگزار شد، درست بعد از دستيابي به توافق هسته اي و پايان مذاكرات بود. به بيان ديگر تيم مذاكره كننده همزمان سه كار تحليل، پيگيري ديپلماسي و اجراي سياست هاي تعيين شده را انجام مي دادند در حالي كه بهره گيري از ظرفيت نخبگان خارج از وزارت خارجه و تبادل آرا مي توانست به تعيين و اجراي سياست هاي اين حوزه كمك مؤثري كند.

يكي از دلايل اصلي اين مساله به همان موضوعي كه اشاره داشتيد يعني كاهش سطح كيفي آموزشي و علمي جامعه باز نمي گردد؟ به هر حال تا جايي كه اطلاع دارم شماري از اساتيد صاحبنام در خلال مذاكرات هسته اي و پس از آن به طور مستمر با تيم ديپلماتيك جلسات تبادل آرا داشته اند.

بله؛ اما دو طرفه است موضوع حتما يك طرفه نيست اما خب شما وقتي به نيروهاي جديد ميدان و امكان اثرگذاري ندهيد نمي توانيد انتظار داشته باشيد نيروهاي كيفي خوب آموزش ببينند و رشد كنند. به هر حال اين افراد در سطوح مختلف بايد بيايند و تحت تجربه هاي مختلف رشد كنند. اين كه شما انتظار داشته باشيد درعرض يك سال صد نفر در سطوح خيلي عالي بتوانند به تيم هسته اي مشورت دهند، خب اين انتظار واقع بينانه اي نيست ضمن اين كه ما منكر ضعف توانايي كارشناسان نيستيم ولي واقعيت اين است كه در اين حد هم كمبود كارشناس و متخصص و تحليلگر نداريم كه بي نياز از مشورت باشيم.

سواي اين دلايلي كه اشاره داشتيد به نظر مي رسد در ايران هنوز كاركردهاي اين نوع ديپلماسي به اندازه كافي روشن نشده است و نسبت به كارايي آن همچنان ابهاماتي وجود دارد. حتي در موردهايي نيز به كاركرد اين نوع ديپلماسي با سوءظن و ديده ترديد نگريسته مي شود و از همين رو كاربرد آن چندان مرسوم نيست... يعني با وجود اينكه پيگيري اين نوع ديپلماسي در كنار ديپلماسي رسمي ضروري به شمار مي آيد اما پذيرش آن از سوي برخي جريان ها و گروه هاي داخلي به دشواري صورت مي گيرد و حتي منجر به زيان هايي براي ديپلماسي رسمي كشور هم مي شود.

درك نگراني هاي برخي دوستان وزارت خارجه خيلي مشكل نيست ما شاهد بوديم در اين سالها چه اتفاقاتي براي برخي افراد افتاده است. درست است و در اين ترديدي نيست و باعث شده افرادي كه خطر بكنند و وارد اين حوزه شوند كمتر شوند ولي در عين حال واقعيت اين است كه شما در بوروكراسي بايد مقداري جسارت و ريسك لازم را داشته باشيد چون اگر اين را نداشته باشيد مجبور مي شويد سياست خارجي را به موضوعات مشخص محدود كنيد. در سالهاي گذشته موضوع هسته اي كه از اصلي ترين مسائل و مشكلات سياست خارجي كشور بود، باعث شد انرژي، زمان و تمركز زيادي از سوي دستگاه ديپلماسي صرف آن شود، طبيعي بود كه اين امر مي توانست از كاهش تمركز بر ساير حوزه ها از جمله مسائل منطقه بكاهد. اما نكته مهم اين است كه در پيش بيني مي گويند شما وقتي كه بتوانيد از طريق منابع مختلف و متفاوت اطلاعات به دست بياوريد امكان دقت در پيش بيني تان بالا مي رود يعني اساسا شنيدن نظرات مخالف جداي از اينكه نشانه تحمل، صبر و سعه صدر است خودش يك منفعتي دارد و آن اين است كه ميزان خطاي شما را كاهش مي دهد اين يك اصل پذيرفته شده در همه جاي دنياست. هر چه نظراتي كه به يك تيم تصميم گيري داده مي شود، متفاوت باشد و از زواياي مختلف به موضوع نگاه كند امكان گرفتن تصميم هاي بهتر بيشتر مي شود.

جدا از اينكه بهره گيري از ظرفيت هاي فكري و آكادميك در تصميم سازي و اجراي سياست خارجي ضروري به نظر مي رسد و فارغ از نقش نهادهاي رسمي، مؤسسات پژوهشي و فكري براي تقويت كنش گري خود در عرصه تصميم سازي و اجرايي چه كرده اند؟ به هر حال اينك ما چهره هاي كم شماري داريم كه با وجود پيامدهايي كه مي تواند حضور آنها در محافل بين المللي و ارتباط شان با چهره هاي خارج از ايران در دفاع از منافع ملي كشور داشته باشد، همچنان حضور فعالي در اين عرصه دارند اما اين در حالي است كه اغلب چهره هاي دانشگاهي ما حاضر به مشاركت مؤثر براي ارائه ديدگاه ها و طرح نظريات خودشان نيستند. خود جنابعالي در مساله هسته اي صاحبنظر هستيد و پژوهش هاي گسترده اي هم در اين رابطه داشته ايد مشخصا براي رساندن صدا و ديدگاه هاي خود در عرصه سياست خارجي به نهادهاي حاكميتي چه تلاشي كرده ايد؟

اگر بخواهم مقداري منصفانه تر قضاوت كنم واقعيت اين است كه اين موضوعي كه اشاره كرديد يعني نحوه فعاليت افراد صاحبنظر متخصص در جامعه مدني و اثرگذاري آنها بر تصميم گيري در خصوص مسائل اساسي كشور از جمله موضوعاتي است كه به نظرم نظام هنوز درباره آن تصميم استراتژيك نگرفته است يعني جزو موضوعات لاينحل ماست. از يك سو يك نگاه امنيتي به چنين فعاليت هايي وجود دارد و معتقدند ممكن است، كارشناسان در معرض نفوذ باشند. اين در حالي است كه استدلال هاي خودشان را هم دارند و براساس آن هم عمل مي كنند. در جاهايي هم دست بالا را دارند و خب ديگران هم حساب مي برند. از طرف ديگر هم چنان كه اشاره شد، تضعيف رويكرد بهره گيري از ظرفيت هاي كارشناسي خارج از مجموعه هاي رسمي كشور از جمله وزارت امور خارجه باعث شده كه نتوان به شكل مؤثري از ظرفيت هاي فكري بهره برد.

در سيستم جمهوري اسلامي جداي از اينكه اساسا مساله نظريه پردازي چقدر جايگاه دارد، چه بخواهيد چه نخواهيد افراد نقش مهمي در سياستگذاري، تامين بودجه و اجراي سياست هاي تعيين شده دارند و بعضا تمركز بودجه و امكانات در دست يك فرد باعث مي شود تا تعيين و اجراي يك تصميم منحصر به فرآيند تصميم گيري فردي شود. اما در مجموع اين چيزي است كه كليت نظام سياسي بايد درباره آن تصميم بگيرد. مواردي از جمله اينكه رابطه جامعه مدني، روشنفكران و تحليلگران با نظام تصميم گيري چگونه بايد باشد، سازوكار آن چطور باشد و از طرف ديگر نظام تصميم گيري هم بايستي در اين باره تعيين تكليف كند آيا اساسا نياز به مشورت در خود مي بيند يا نگاهش اين است اينها يك سري افرادي هستند كه چرخ پنجم هستند. اين مساله بايد حل شود، اينجاست كه معتقدم ساختارهاي تصميم گيري بايد به اين مساله توجه كنند.

سازوكار مشابه روند شكل گيري اتاق هاي فكر و مؤسسات پژوهشي در كشورهاي ديگر چيست؟ ساختاري كه نحوه بهره گيري از ظرفيت هاي فكري را هموار مي كند و در نهايت در روند تصميم سازي سياست خارجي كشور خود تاثير گذار است...

امريكا را مثال نمي زنم چون فاصله زيادي با ما دارند، به تركيه اشاره مي كنم. اين كشور از سالهاي 2000 به بعد كه حزب عدالت و توسعه بر سركار آمده چند مؤسسه تحقيقاتي بسيار قابل ملاحظه راه اندازي كرده كه مي توان گفت در سطح بين الملل بخوبي فعال هستند و به دولتشان مشورت مي دهند. همچنين كارشناسان خوبي هم در اين مسير تربيت شده اند كه دركشورهاي خارجي آموزش مي بينند و پس از بازگشت به كشورشان به تحليلگران خوبي تبديل مي شوند. اين روند باعث شده نقش نهادهاي مشورتي در عرصه سياست خارجي تركيه در سطح بسيار بالايي ارتقا پيدا كند. البته آغاز مذاكرات الحاق تركيه به اروپا هم باعث شده استانداردهاي آموزشي تركيه به نسبت چند دهه قبل تا اندازه اي بهتر شود. يعني سطح كيفي فارغ التحصيلان به دليل اجبار دانشگاه ها و رعايت برخي استانداردها بالاتر رفته و از طرف ديگر تعامل آنها با مراكز آموزشي جهان كيفيت را بالاتر برده و بوروكراسي وزارت خارجه تركيه را تشويق كرده بيشتر از نظرات مشورتي اين تحليلگران استفاده كند.

كاركردهاي مفيد ديپلماسي غير رسمي به اندازه اي است كه كشورهاي مختلف بزرگ و كوچك براي دفع خطر از خود و تامين منافع بلندمدت بدان توسل مي كنند بنابراين براي تقويت نهادهاي دانشگاهي و پژوهشي با علم به ضرورت آن براي تقويت جايگاه و تاثير گذاري بيشتر در ساختارهاي تصميم گيرنده چه بايد كرد؟

معتقدم ما با يك بحراني در كشور مواجه هستيم و شايد اسم آن را بتوان بحران در شيوه و متدولوژي آموزشي گذاشت. يعني ظهور انواع دانشگاه ها با انواع روش هاي تدريس و نحوه نگرش متفاوت اساتيد باعث شده آن دانش متمركز و بي طرفي كه لازمه مشورت دادن است به نوعي با اختلال مواجه شود. به زبان خيلي ساده تر بگويم حتي فارغ التحصيلان يك رشته معين مانند جامعه شناسي علوم سياسي در گفت و گو با يكديگر و در انتخاب واژگان با هم مشكل دارند. يعني يك نفر از دانشگاه تهران فارغ التحصيل شده و نفر ديگر از دانشگاه آزاد اسلامي در يك شهر دورافتاده و به هر حال اين دو به نوعي به هر دليلي وارد نظام تصميم گيري شده اند خب اينها زبان مشتركي ندارند، بلكه نوع متوني كه خوانده اند و نگرشي كه به عرصه سياست دارند، خيلي با يكديگر متفاوت است. از طرف ديگر واقعيت اين است كه بخش نسبتا قابل توجهي از مديران ما مخصوصا در خود وزارت خارجه كساني هستند كه ابتدا كارمند شدند و بعد رفتند تحصيلات خود را ادامه دادند. بدون اينكه بخواهم قضاوت كنم اما واقعيت اين است كه زماني كه شما اول تحصيلات تان را تمام مي كنيد و بعد وارد كار مي شويد با زماني كه اول وارد دستگاه مي شويد و بعد ادامه تحصيل مي دهيد خيلي متفاوت است. يعني خيلي از افرادي كه به هر حال در مراتب بالاي سياسي در نظام تصميم گيري هستند چه بخواهيم و چه نخواهيم كساني هستند كه به واسطه ارتباطاتي كه داشته اند بعد از انتصاب در مناصبشان تحصيلاتشان را ادامه دادند لذا وقت و انرژي و انگيزه كافي براي پيگيري مباحث علمي نداشته اند و خب طبيعتا اين كار را براي همفكري با دانشجويان و پژوهشگران دشوار مي كند تا بخواهند پيرامون يك موضوع مشترك به تفاهم برسند.

همچنين بايد اين نكته را اضافه كنيم كه بخشي از اين افراد نيز در ماموريت هاي خودشان در امريكاي لاتين، آفريقا، اروپا و جاهاي مختلف درس خوانده اند و بخشي ديگر در دانشگاه و مراكز تحقيقاتي. همه اينها باعث شده كه در نظام تصميم گيري نظام شناخت منسجمي وجود نداشته باشد. يعني دانشي با مباني مشترك وجود نداشته باشد در حالي كه وقتي شما به وزارت خارجه ژاپن يا كره جنوبي نگاه مي كنيد اكثرشان از دانشگاه هاي مشخصي فارغ التحصيل شده اند. بنابراين زبان همديگر را خيلي راحت مي فهمند، زودتر به اجماع مي رسند و تقريبا مي شود گفت توان علمي شان به هم نزديك است. خب اينها باعث مي شود كه كيفيت و كارآمدي شان بيشتر شود. اين مشكل ربطي هم به اين دولت ندارد و از قديم هم وجود داشته است اما بايد با شناخت ريشه هاي مشكلات موجود به ترميم و بهبود جايگاه نهادهاي انديشه در كشور كمك كرد.


*خبرنگار ديپلماسيجاي خالي «تينك تنك»ها در ديپلماسي ايراني


 روزنامه ايران، شماره 6898 به تاريخ 21/7/97، صفحه 12 (ايران سياسي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    



آثار ديگري از " مريم سالاري"

  ايران؛ وسط معركه انتخابات امريكا
مريم سالاري، ايران 22/6/97
مشاهده متن    
  فرصت نيويورك / دستاوردهاي روحاني از حضور در مجمع عمومي سازمان ملل چه بود؟
مريم سالاري*، ايران 21/6/97
مشاهده متن    
  ماجراي مذاكره محرمانه با امريكا / علي اكبر صالحي در گفت و گو با «ايران» روايت كرد
مريم سالاري، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
  كري، ظريف، صالحي و مونيز در موزه «لوس آلاموس»
مريم سالاري، ايران 15/6/97
مشاهده متن    
  اتحاد تحريمي ها!
مريم سالاري، ايران 25/5/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پرستاري ايران
متن مطالب شماره 113، شهريور 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است