|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/9/7: گوشه اي از حيات ابتهاج
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4482 7/9/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


گوشه اي از حيات ابتهاج
نگاهي به زندگي رئيس سازمان برنامه در دوران پهلوي


ابوالحسن ابتهاج 8 آذرماه 1278 ه.ش در رشت به دنيا آمد. او تحصيلات ابتدايي خود را تا سن دوازده سالگي در اين شهر و سپس در مدرسه تربيت تهران ادامه داد. در سال 1291ش به اتفاق برادرش براي ادامه تحصيلات به پاريس رفتند و پس از دو سال اقامت در اين شهر بنا به تصميم پدرش به بيروت انتقال يافته و در كالج پروتستان سوريه تحصيلات خود را پي گرفتند. در سال 1293ش براي گذراندن تعطيلات به ايران سفر كردند كه مقارن با جنگ جهاني اول بود و او و برادرش ديگر نتوانستند به لبنان بازگردند. آنها تا سال 1295ش در مدرسه آمريكايي رشت تحصيل كردند. در اين سال او براي تكميل تحصيلات خود به تهران آمد. ديدار وي از رشت پس از پايان تحصيلات مصادف با استقرار نيروهاي انگليسي در شمال كشور براي مقابله با تهديدات نيروهاي بلشويكي كه تازه در اتحاد جماهير شوروي به قدرت رسيده بودند، شد.

ابوالحسن ابتهاج ،هويدا و...

ابتهاج در رشت پيشنهاد فرمانده انگليسي ها را براي مترجمي پذيرفت. در جريان تشكيل حكومت انقلابي ميرزا كوچك خان در رشت ابتهاج و برادرش به دليل مخالفت با ميرزا دستگير و مدتي زنداني شدند، سپس پدر آن دو را گرفتند و اعدام كردند. از همان زمان خانواده ابتهاج به تهران گريختند. او پس از استقرار در تهران به استخدام بانك شاهي درآمد و پس از 16 سال كار در اين بانك در سال 1315ش دولت او را استخدام كرد و به عنوان بازرس دولت در بانك فلاحتي شروع به كار كرد. در بهمن سال 1316ش او به معاونت بانك ملي رسيد و در سال 1319 رئيس بانك رهني شد. در تاريخ 5 دي ماه سال 1321ش به دستور قوام نخست وزير وقت به جاي حسين علا رياست بانك ملي به ابتهاج رسيد و تا سال 1329 كه در زمان رزم آرا عزل شد، در اين سمت باقي بود. ماموريت او در اين سمت در حدود 7 سال به طول انجاميد.

در كتاب شرح حال رجال سياسي و نظامي معاصر ايران، در باب توانايي و لياقت او در اين سمت چنين گفته شده است: «ابتهاج با وجود بحران هاي شديد مالي و پولي به امور اقتصادي سر و سامان داد و با تلاش و كوشش فراوان به توسعه شعب بانك ملي پرداخت و سرمايه بانك را چند برابر افزايش داد و در مقام رياست بانك ملي با دكتر ميلسپو، رئيس كل دارايي اختلاف نظر پيدا كرد و ميلسپو با استفاده از اختيارات خود او را عزل كرد. گرچه پس از چندي مشخص شد حكم عزل ابتهاج خارج از حدود اختيارات او است. يكي از اقدامات جالب ابتهاج در سمت رياست بانك ملي، پايان دادن به دوره قرارداد بانك شاهي برحسب تاريخ قمري بود زيرا به موجب آن قرارداد، بانك شاهي تا دو سال ديگر، امتياز بانكداري در ايران داشت. ابتهاج به اتكاي عبدالحسين هژير مي گفت: چون قرارداد در ايران بر حسب سال و ماه قمري منعقد شده است، پس سال ها را 355 روز محاسبه كرد و بر اين اساس، اين بانك بايد 600 روز زودتر بساطش را جمع كند و سرانجام اين چنين شد.» در نهايت رزم آرا در تيرماه سال 1329ش او را از رياست بانك ملي عزل كرد. ابتهاج در مرداد سال 1331ه.ش به سمت مشاور مديرعامل صندوق بين المللي پول منصوب شد.

بعد از كودتاي 28 مرداد 1332ش مجددا از او خواستند تا به خدمت دولت در آيد بنابراين در شهريور سال 1333ش تصدي سازمان برنامه را عهده دار شد. در بهمن سال 1337ش پس از اينكه از اين سمت عزل شد، اقدام به تاسيس بانك ايرانيان كرد. ابتهاج در كتاب خاطرات خود به نقش همسرش در كمك به او براي تاسيس بانك ايرانيان و اينكه او اولين زن سهامدار ايراني در آن بانك بوده است، اشاره مي كند. «آذر صنيع» (بعدها ابتهاج) همسر دوم ابتهاج و دندانپزشك بود. ابتهاج در خاطرات خود مكررا از او صحبت مي كند و از او در مقام كسي كه در دشوارترين شرايط زندگي نيز همواره ياور او بوده است، نام مي برد.

«آذر زني به تمام معنا برازنده بود، به طوري كه هرجا پا مي گذاشت همه متوجه او مي شدند و در نتيجه محسود ديگران واقع مي شد. پدر آذر دكتر حسين صنيع اهل شيراز و خواهرزاده فرصت الدوله شيرازي بود. فرصت از دانشمندان عصر خود به شمار مي آمد و تاليفات متعددي من جمله «آثار العجم» و «ديوان فرصت» را از خود برجاي گذاشت. پدربزرگ فرصت طبيب مخصوص كريم خان زند بود. فرصت هيچ گاه ازدواج نكرد و علاقه زيادي به خواهرزاده خود يعني پدر آذر داشت و شخصا تعليم و تربيت او را عهده دار شد و او را براي تكميل تحصيلات به روسيه تزاري فرستاد. پدر آذر با آنكه تحت تاثير تعليمات دايي خود علاقه زيادي به ادبيات و موسيقي داشت و تار را خوب مي نواخت، مع ذلك رشته دندانپزشكي را انتخاب كرد و پس از پايان تحصيلات شركت تومانيانس كه در شمال ايران فعاليت هاي مختلف بازرگاني داشت، او را به عنوان پزشك استخدام و به بابلسر فرستاد. آذر نيز به تاسي از پدرش رشته دندانپزشكي را انتخاب كرد و تحصيلات خود را در دانشگاه تهران به پايان رساند.

او به اخذ درجه دكترا نائل شد و از همان تاريخ در دانشكده دندانپزشكي مشغول به كار شد و پس از ازدواج نيز به كار خود ادامه داد. از ديگر فعاليت هاي علمي او مي توان به سردبيري و چاپ مجله دندانپزشكي به هزينه خود او اشاره كرد.» ابتهاج در آبان سال 1340 ش بازداشت شد و هشت ماه در زندان ماند. در كتاب «صد سال صد چهره» دليل اين بازداشت را كه در زمان نخست وزيري اميني اتفاق افتاد، تلاش او براي مبارزه با فساد ذكر كرده اند. غير از ابتهاج (رئيس اسبق سازمان برنامه) سپهبد علوي مقدم، وزير سابق كشور و سرلشكر علي اكبر ضرغام، وزير سابق دارايي نيز دستگير شدند اما آنها را بعدا بدون محاكمه آزاد كردند. اميني در كتاب خاطرات خود به اين امر كه خيلي سعي كرده كه تحريكات عليه او مسكوت بماند، اشاره كرده است. اين قضيه بالاخره اتفاق افتاد و در زمان دولت او (اميني) ابتهاج بازداشت شد. اميني در اين قضيه نصيري را مقصر مي داند و توضيح مي دهد كه «تمام پرونده هاي سازمان برنامه را آوردند و اين اعلام جرم عليه ابتهاج از زمان شريف امامي و رئيس سازمان برنامه او (احمد آرامش) انجام شده بود و اين بازداشت دنباله آن بود.

به نظر مي رسد اين گفته صحت دارد و ساير منابع نيز مشابه آن را آورده اند. در شرح حال رجال سياسي و نظامي اين چنين آمده است: «اواخر سال 1339 ه.ش در ترميم كابينه مهندس جعفر شريف امامي قائم مقام نخست وزير در سازمان برنامه به احمد آرامش (شوهر خواهر شريف امامي) رسيد. او كه قبلا عضو هيات بازرسان سازمان برنامه بود، اطلاع از طرز كار و اعمال ابتهاج داشت. بنابراين با استفاده از آن اطلاعات در مجلس شوراي ملي و مطبوعات به افشاگري پرداخت و او را متهم به سوءاستفاده كرد و از پول هاي كلاني كه به مقاطعه كاران داده بود، پرده برداشت. ابتهاج اين ادعا را رد كرد تا اينكه در دوره اميني به نام مبارزه با فساد ديوان كيفري او را احضار و بازداشت كرد. او هشت ماه در حبس بود تا اينكه سرانجام با قرار وثيقه معادل 720 ميليون ريال آزاد شد. ناگفته نماند كه پرونده او پس از سقوط دولت اميني مختومه اعلام شد. نصيري معتقد بوده ابتهاج متخلف و دزد است؛ اما آن طور كه اميني توضيح مي دهد، او اين مساله را نپذيرفته و بالاخره اين طور شد كه او را با يك ضمانت سنگين بعد از هشت ماه آزاد كردند.

ابتهاج پس از آزادي 25درصد سهام بانك ايرانيان را به سيتي بانك آمريكا فروخت و پس از سال 1356ه.ش كليه سهام خود را به هژبر يزداني واگذار كرد و براي هميشه به پاريس نقل مكان كرد. در كتاب خاطرات محمد يگانه به اين مطلب اشاره شده و توضيح داده شده كه چطور هژبر يزداني توانست با تطميع ابتهاج و پيشنهاد خريد سهام بانك ايرانيان به چند برابر قيمت واقعي آن مالك كل سهام آن بشود. البته ابتهاج در كتاب خاطراتش توضيح داده است كه هژبر يزداني به تحريك شاه نزد او آمد تا سهام بانك ايرانيان را بخرد، حال آنكه اين بانك مزيت منفعت زايي داشته و هزينه هايش با توجه به تعدد شعبي كه داشته اندك بوده است. علاوه بر آن محمد يگانه در خاطراتش گفته است كه چون در مورد اداره بانك بين ابتهاج و همسرش آذر اختلاف ايجاد شده بود، از بانك مركزي فردي به نام نادر كرمي براي اداره بانك ايرانيان فرستاده شد. ابتهاج سال ها پس از مهاجرت در سن 99 سالگي در سال 1377 در پاريس درگذشت.

ارزيابي سازمان برنامه در زمان رياست ابتهاج

ابوالحسن ابتهاج نزد همكارانش معروف بود به اينكه به نيروهاي خارجي و خصوصا آمريكايي ها بيش از كارشناسان داخلي بها مي دهد. حتي گفته اند در دوره او به آن صورت كار برنامه ريزي صورت نگرفت و فقط سعي بر اجراي چند طرح صنعتي شد. بايد گفت آن طور كه از منابع برمي آيد و نيز همان طور كه در كتاب خاطرات خود به آن اشاره كرده، ابتهاج در دو سال اول رياست سازمان برنامه عملا فقط به مطالعه گزارش ها و اسناد فعاليت اين سازمان در دوره شش ساله قبل پرداخت و اين مطلب نشان مي دهد كه اقدامات سازمان برنامه در زمان او زياد هم بي برنامه نبوده است. در يكي از گزارش هاي حزب ايران با عنوان «ابتهاج و اعضاي موثر حزب ايران» به اين مورد اشاره شده كه؛ ابتهاج در راس سازمان برنامه قرار دارد، سازماني كه بودجه و اعتبار آن در سال متجاوز از 2 هزار ميليون است.

با وجودي كه انتظار مي رفته پس از پايان چهار سال سمت رياستش در مقام سفارت كبري به ايتاليا برود؛ اما همچنان در اين مقام (رياست سازمان برنامه) ابقا شده است. نكته مهمي كه در اين گزارش به چشم مي خورد، اين است كه در زمان انحلال حزب ايران او بدون توجه به زد و بند سياسي و حزبي برخي از اعضاي اين حزب را به كار گرفت و با صدور چند حكم، ادامه خدمت چند نفر از اعضاي موثر حزب ايران را تمديد كرد. به خصوص اينكه به مهندس زنجاني (عضو فعال حزب ايران) شغل مهمي محول كرد. ابتهاج استدلالش اين بوده كه عضويت در حزبي كه دكترين آيزنهاور را قبول دارد، جرم نيست و نبايد اين چنين افرادي را محكوم و منفصل از حقوق اجتماعي كرد.

علاوه بر اين ابتهاج در آغاز امر سعي بر استفاده از كارشناسان ايراني تحصيل كرده غرب كرد. به نظر مي رسد تعمدي بر سر استخدام نيروي كارشناس خارجي نبوده است. صرف استفاده از كارشناسان خارجي نماد بيگانه دوستي و بي اعتنايي به ايران نيست، كما اينكه ما در ادوار قبلي نيز در سطح دولتي و در مقايسه گسترده تري اقدام به استخدام مستشاران خارجي كرده ايم. علاوه بر اين، او با استخدام منوچهر گودرزي، خداداد فرمانفرمائيان و عبدالمجيد مجيدي كه همگي ايراني و تحصيل كرده خارج از كشور بودند، ثابت كرد كه تمايل به استفاده از نيروهاي متخصص بومي موجود دارد. يكي از همكاران او در سازمان برنامه در اين مورد گفته است: «كار ابتهاج در استفاده از خارجيان در اجراي طرح هاي عمراني به نظر من صحيح بود، چون راه حل ديگري نداشت.»

منبع: پروانه نادرنژاد، «درآمدي بر فعاليت هاي سازمان برنامه در زمان رياست ابوالحسن ابتهاج»، پيام بهارستان، 1391.
 
گوشه اي از حيات ابتهاج


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4482 به تاريخ 7/9/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 40 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه متن پژوهي ادبي
متن مطالب شماره 79، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است