|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/9/21: حكيم باشي هاي امروز ما
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4657
چهار شنبه 26 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4494 21/9/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


سرمقاله 
حكيم باشي هاي امروز ما


نويسنده: محسن ثنايي

 ديدگاه سياستمداراني كه در اين روزها از اقتصاد تجربي در مقابل اقتصاد علمي و دانشگاهي دفاع مي كنند بي شباهت با ديدگاه مردمي نيست كه چند دهه پيش از طب تجربي و آموزه هاي حكيم باشي ها در مقابل پزشكان درس خوانده در دانشگاه و برگشت از فرنگ دفاع مي كردند. حكيم باشي نسبت به دكتر برگشته از فرنگ اين مزيت را داشت كه حرفش براي همگان قابل فهم بود.

بيمار از نظر او يا سردي كرده بود كه بايد گرمي مي خورد يا گرمي كرده بود كه بايد سردي مي خورد. از اصطلاحات عجيب و غريب استفاده نمي كرد. مردم براي آنكه از نحوه طبابت او سر در بياورند لازم نبود كه اصطلاحات و تعابير پيچيده و نامفهوم ميكروب شناسي، بيولوژي، شيمي، زيست شناسي، آناتومي و پاتولوژي را بدانند. از اين رو در همان ابتداي كار برخي از مردم بودند كه طبابت حكيم باشي هاي سنتي را بر تجويز پزشكان درس خوانده در دانشگاه و تازه از فرنگ برگشته ترجيح مي دادند. اما اين مشكلات ديري نپاييد كه از ميان رفت. علت هم اين بود كه حكومت به اين درك صحيح رسيده بود كه دانش پزشكان تحصيلكرده در دانشگاه بر درك تجربي حكيم باشي هاي سنتي ارجحيت دارد و به همين دليل وزارت بهداشت را به افراد تحصيلكرده در دانشگاه سپرد نه به حكيم باشي ها.

حال كافي است يك لحظه تصور كنيم رئيس دولت تصميم مي گرفت به جاي تكيه بر دكترهاي درس خوانده در دانشگاه، حكيم باشي ها را بر صدر وزارت بهداشت بنشاند و در يك سخنراني عمومي بگويد فرمول هايي كه پزشكان در دانشگاه ها خوانده اند چندان كاربرد ندارد. آن فرمول ها شايد براي كشورهاي غربي درست باشد؛ اما در كشور ما كارآيي آنها مورد ترديد است و بايد در آنها تجديدنظر شود. يا اينكه در مراسمي در وزارت بهداشت بگويد كه بسيار پيش آمده است كه نسخه نوشته شده توسط يك پزشك افاقه نكرده است اما تجويز يك حكيم باشي كارساز و موثر بوده است. چه اتفاقي مي افتاد اگر رئيس دولت در يك سخنراني عمومي مي گفت درس هايي كه پزشكان در دانشگاه خوانده اند به جاي خودش خوب است؛ اما مهم تر و بهتر از آن تجربه آن حكيم باشي است كه سال ها درد مردم را مداوا كرده است و مهارت تجربي بر دانش علمي برتري دارد؟ آيا در چنين صورتي اميدي به ارتقاي سلامت و بهداشت عمومي در جامعه مي رفت؟

مواضع اخير رئيس جمهور محترم در انتقاد از اقتصاد علمي و دفاع از اقتصاد تجربي كه نمونه بارز آن را در سخنراني چند هفته پيش ايشان در وزارت امور اقتصادي و دارايي شاهد بوديم، بيش از هر چيز نشان دهنده رويه اي است كه از ديرباز در قالب هاي متفاوت ازسوي دولتمردان گذشته نيز ابراز شده است. اكنون نيز اين باور در بيان جديدي مطرح مي شود.

اين وضعيت باعث شده است كه برخي از طرفداران علم اقتصاد از خود بپرسند كه چرا چنين شده است و چه بايد كرد كه ديگر چنين وضعيت هايي تكرار نشود؟ اين پرسش يك پرسش بلندمدت است و جدا از اين پرسش كوتاه مدت است كه در شرايط فعلي اقتصادي كشور راه درست چيست و تصميم درست كدام است؟ به نظر مي رسد دولت براي يافتن پاسخ به پرسش كوتاه مدت نيازي به علم اقتصاد احساس نمي كند و اين يادداشت و صدها يادداشت ديگر مانند اين را كه در روزها و ماه هاي اخير نوشته شده است نخواهد خواند و براي آنها ارزش و اعتباري قائل نخواهد شد. كما اينكه در شش ماه گذشته و پس از آنكه سياست نادرست ارز 4200 توماني اتخاذ شد، صدها يادداشت و مقاله توسط اقتصاددانان در نقد آن نوشته شد؛ اما دولت به هيچ يك از آنها توجهي نكرد. بنابراين روي سخن اين نوشته با دولت نيست، بلكه با اقتصادداناني است كه دل در گرو اصلاح وضعيت نابسامان اقتصادي كشور دارند؛ فارغ از اينكه اين دولت فعلي چه مي كند و اقتصاددانان تجربي موردقبول رئيس جمهور چه نسخه هايي براي آن مي پيچند.

يك راه حل اين است كه بايد دانش عمومي مردم در رابطه با اقتصاد ارتقا يابد و اقتصاددانان بايد به زبان مردم با آنها سخن گويند و آنها را قانع كنند كه يافته هاي دانش اقتصاد مي تواند به بهبود زندگي آنها كمك كند و چيزي به نام اقتصاد تجربي كه بي نياز از مطالعه و بررسي و تحقيق دقيق و عميق باشد، وجود ندارد. آنچه تحت عنوان اقتصاد تجربي از آن ياد مي شود آزمون و خطايي بيش نيست و يك تاجر يا حجره دار بازار هر چقدر هم كه تجربيات زيادي داشته باشد، مشاهداتش محدود به بنگاه اقتصادي خود اوست و به هيچ وجه نمي تواند به اندازه يك محقق اقتصاد كه صدها و هزاران بنگاه اقتصادي و تجربيات آنها را مورد بررسي قرار مي دهد تا نظريه اي را اثبات كند، مشاهده و تجربه اقتصادي داشته باشد. بنابراين مردم نيز بايد به اين درك برسند كه اقتصاد، مانند فيزيك و شيمي و طب، يك علم است و علم، هر چقدر هم كه كاستي و نقص داشته باشد، از جهل و شبه علم بهتر و كارآمدتر است.

افزايش دانش عمومي در همه زمينه ها و از آن جمله در زمينه اقتصاد البته بسيار ستودني و پسنديده است؛ اما يگانه راه پيشرفت و توسعه اقتصادي كشور اين نيست كه عموم مردم از محتواي علم اقتصاد مطلع باشند و سياست هاي صحيح اقتصادي را از سياست هاي نادرست باز شناسند، بلكه آنچه مهم است اين است كه عموم مردم به علم بودن اقتصاد باور داشته باشند. حتي اگر عموم مردم به اقتصاد باور نداشته باشند اما نخبگان جامعه به اين علم باوري رسيده باشند، بخش زيادي از مشكل را مي توان حل كرد. آنچه باعث شد پزشكان جاي حكيم باشي ها را بگيرند فقط اين نبود كه مردم با علومي كه پزشكان آنها را خوانده بودند و در آنها تخصص داشتند آشنا شدند و فهميدند علم پزشكي مدرن بهتر از طب سنتي است، بلكه به دنبال اين، دولت نيز به ارزش و اعتبار پزشكي مدرن ارزش و اعتبار بيشتري داد و آن را به جاي طب سنتي بر صدر نشاند.

در رابطه با اقتصاد نيز همين قاعده صادق است. ضرورتي ندارد كه تمام مردم از جزئيات قوانين اقتصاد آگاه باشند تا در تصميمات اقتصادي كه در جامعه اتخاذ مي شود ملاك ها و موازين علمي مدنظر قرار گيرد، بلكه كافي است به اين نكته باور داشته باشند كه اقتصاد علم است و همانند ساير علوم راهگشاي مشكلات بشر است. بايد به اين نكته ايمان داشته باشند كه اقتصاد علمي بهتر از اقتصاد غير علمي و تجربي است. از اين رو آموزش علم اقتصاد به عموم مردم اگرچه مفيد است و راه را براي رسيدن به جامعه اي توسعه يافته تر مي گشايد اما شرط ضروري پيشرفت و توسعه اقتصادي كشور نيست، بلكه كافي است نخبگان جامعه و مديران ارشد كشور به اقتصاد و اقتصاددانان باور داشته باشند و در اتخاذ تصميمات موثر بر معيشت مردم به سخن اقتصاددانان گوش فرا دهند و از آنان راه را بپرسند نه اينكه براي مخالفت با آموزه هاي اقتصادي كه گاه دست و پاي آنان را مي بندد به ترويج مفهومي تحت عنوان اقتصاد تجربي كه معلوم نيست از كجا آمده و در كجا آزموده شده است پناه ببرند.

حكيم باشي هاي امروز ما


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4494 به تاريخ 21/9/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 41 بار



آثار ديگري از " محسن ثنايي"

  ملاحظات بلندمدت و ارائه راهكار كوتاه مدت ارزي
محسن ثنايي، دنياي اقتصاد 7/10/91
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات حفاظت گياهان
متن مطالب شماره 1 (پياپي 3301)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است