|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/10/3: اصلاح سازي فرهنگ سازمان با تعديل نيرو
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4504 3/10/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


اصلاح سازي فرهنگ سازمان با تعديل نيرو
اخراج كاركنان سمي: راه حلي قطعي يا درمان موقتي؟(بخش نخست)

نويسنده: Fransesca Gino
مترجم: مريم مرادخاني

مطالعه موردي: مهماندار مجبور شد دوباره از او سوال كند: «نوشيدني ميل داريد خانم؟»

«اوه، ببخشيد. آب، لطفا بدون يخ باشه.» اين پاسخ «نوئل فريمن» بود، مدير ارشد مالي شركت «فرانكلين». او سخت در فكر بود، در حالي كه داشت از پنجره هواپيما به ابرها نگاه مي كرد. در حال بازگشت به خانه بود. از يك سفر دو روزه برمي گشت. رفته بود تا از بزرگ ترين كارخانه شركت در آركانزاس بازديد كند. كار شركت فرانكلين، طراحي، مهندسي و توليد سيستم هاي كنترل دما براي ماشين هاي معمولي و شاسي بلند بود. اين شركت، زيرمجموعه شركت «FB Holdings»، يك شركت توليدي در آرورا (شهري در ايالت ايلينوي) بود و از بخت بد، طي 10 سال گذشته در مقايسه با ساير زيرمجموعه ها بدترين عملكرد را داشت.

نوئل به عنوان مدير ارشد مالي، بيش از هر چيزي نگران اعداد و ارقام بود. اما طي مدت اقامتش در شهر «ليتل راك» (مركز ايالت آركانزاس) حس كرد كه يك مشكل بزرگ تر وجود دارد. او به آركانزاس رفته بود تا به همراه تيم مستقر در كارخانه، طرح هاي عملياتي و پيش بيني هاي مالي تا پايان سال را بررسي كند. شركت FB توانسته بود بدون هيچ گونه خسارت مالي از بحران اقتصادي سال 2008 جان سالم به در ببرد اما زيرمجموعه هايش، آنقدرها هم موفق نبودند.

شركت فرانكلين بالاخره توانسته بود به سودآوري برسد اما نوئل و «كامرون كورن»، مدير ارشد اجرايي شركت، هنوز هم در تلاش بودند تا كسب وكارشان را سرپا نگه دارند (كامرون پنج سال پيش به عنوان مدير ارشد انتخاب شده بود تا اوضاع را سر و سامان دهد). نوئل مي دانست كه كارخانه مستقر در آركانزاس، سال ها با مشكلات مالي و گردش نيرو مواجه بوده. پس انتظار يك استقبال گرم و صميمانه را نداشت اما انرژي منفي اي كه از كاركنان گرفت، خيلي بيشتر از حد انتظارش بود. و يك كلمه دائم در ذهنش تكرار مي شد: «سمي.»

«داگ لي»، مدير منابع انساني شركت قبلا درباره «روحيه بد» كاركنان كارخانه به نوئل و كامرون هشدار داده بود. او بارها خيلي رك و پوست كنده گفته بود كه گرچه شركت به ثبات مالي رسيده اما هنوز يك مشكل وجود دارد كه عملكرد را تضعيف مي كند: روحيه به شدت پايين و بي انگيزگي كاركنان براي مشاركت در كارها، به خصوص در كارخانه.

البته اين كاملا شايع است. طبق گزارش موسسه گالوپ در سال 2017، 67 درصد كاركنان دل به كار نمي دهند. يعني كار مي كنند اما فقط به خاطر پول. آنها به موقع مي آيند. به موقع مي روند. اما براي هيچ پروژه اي داوطلب نمي شوند. آنها بيشتر از وظيفه شان، كاري انجام نمي دهند. نه خلاقيتي دارند و نه اشتياقي. 18 درصد كاركنان هم كلا از كارشان بيزارند و از ابراز آن، ترسي ندارند. آنها مي توانند به شدت به روحيه و عملكرد سازمان لطمه بزنند.

نوئل به ابراز نگراني هاي او گوش كرده بود اما چون با اعداد و ارقام سر و كار داشت، تصور مي كرد كه اگر شركت از حالت بحراني خارج شود، روحيه كاركنان نيز بهتر خواهد شد. وقتي هواپيما در آرورا فرود مي آمد، نوئل با خودش فكر مي كرد كه نكند اشتباه كرده باشد. با خودش گفت: «اين مشكلي است كه با صورتحساب هاي مالي حل نمي شود.»

دو روز قبل

اين سومين جلسه بررسي امور مالي كارخانه بود و درست مثل دو جلسه قبل، نوئل زودتر از بقيه رسيده بود.

در اتاق باز شد و يكي از سرپرست هاي كارخانه، سرش را از لاي در به داخل آورد تا ببيند چه خبر است. نوئل گفت: «نمي آييد داخل؟» او با بي تفاوتي گفت: «فكر كنم چرا» و روي يكي از صندلي ها در آن سوي ميز نشست. نوئل به سمت او چرخيد تا نشان دهد كه دوست دارد با او گفت وگو كند. سرپرست خودش را عقب كشيد و گفت: «من اصلا نمي دانم الان بايد اينجا باشم يا نه. يك دعوت نامه دريافت كردم ولي از طرف يك نفر ديگر براي من ارسال شده بود.»

نوئل در تمام طول روز، جمله هاي مشابهي را از زبان بقيه شنيده بود. كاملا مشخص بود كه كاركنان واحدهاي مختلف با هم ارتباط نداشتند و حتي كساني كه در يك واحد يا يك تيم كار مي كردند، هيچ تعاملي با هم نداشتند. ظاهرا هيچ كس دوست نداشت در جريان امور مالي قرار بگيرد. افرادي هم كه در جلسات قبل حضور داشتند اصلا رفتار دوستانه اي نداشتند. آن روز وقتي نوئل وارد ساختمان شد، سكوت مطلق همه جا را فراگرفته بود. همه كاركنان در طبقه همكف، سرشان توي لاك خودشان بود. وقتي از كنارشان رد مي شد، حتي به او نگاه هم نمي كردند. نه تكاپويي بود، نه نشانه اي از دوستي بين كاركنان.

نوئل در اتاق جلسه، سكوت را شكست و پرسيد: «مي شود يك خواهشي از شما بكنم مارشال؟ اسمتان مارشال است ديگر؟»

او سرش را به نشانه تاييد تكان داد.

نوئل به ساعتش نگاه كرد. ساعت 11:20 بود. سپس گفت: «ظاهرا كسي قرار نيست بيايد. فقط من و شماييم. مي شود به من بگوييد اينجا چه خبر است؟.»

مارشال براي يك دقيقه كاملا ساكت بود. سپس با بي اعتنايي شانه اش را بالا انداخت و گفت: «در حال حاضر فكر مي كنم هيچ چيزي براي از دست دادن ندارم. اينجا ديگر جاي خوبي براي كار كردن نيست. هر روز شاهد كاركناني هستم كه يا استعفا مي دهند يا تهديد مي كنند كه استعفا خواهند داد. هيچ يك از آنها دوست ندارد بيايد سر كار. فقط ساعت ورود و خروج مي زنند. 18 سال است كه اينجا كار مي كنم. قبلا اينجا اين طور نبود. به همه خوش مي گذشت. حتي بعد از كار با هم بيرون مي رفتيم. اما حالا تنها چيزي كه از آنها مي شنوم اين است «فقط مي خواهم زودتر كارم را تمام كنم و بزنم بيرون.» هيچ روحيه جمعي اي ميان كاركنان وجود ندارد.»

طبق تحقيقات، تعديل نيرو تا يك درصد باعث مي شود كه سال بعد، گردش نيروي داوطلبانه تا 31 درصد افزايش پيدا كند. اين يعني اگر در سال جاري، عذر بعضي از كاركنان خود را بخواهيد، سال آينده، تعداد استعفاها 31 درصد بيشتر خواهد شد.

نوئل با اينكه جواب سوالش را مي دانست، پرسيد: «به خاطر كاهش بودجه؟»

مارشال گفت: «بله دقيقا. همه مي دانند كه شركت از پس روزهاي سخت بر آمده. اما اين به اصطلاح كاهش هزينه ها، دارد به كاركنان صدمه مي زند. مزايايي كه سابقا همه را دور هم جمع مي كرد، مثل شام و ناهار در كارخانه و پاداش ها، حتي كوچك ترين آنها، براي كاركنان خيلي اهميت داشت. حالا هيچ چيزي براي ارائه به آنها نداريم و درآمد ساعتي 15 دلار هم واقعا چنگي به دل نمي زند.»

نوئل گفت: «ممنون كه با من روراست بوديد. مي دانم كه برايتان آسان نيست.»

مارشال در پاسخ گفت: «همان طور كه گفتم، چيزي براي از دست دادن ندارم. اما اين غم انگيز است. يادم هست كه آن قديم ها مديران به من توجه مي كردند. حتي هواي من را داشتند. اما حالا فضا طوري شده كه انگار هيچ كس به ديگري اعتماد ندارد.»

نوئل پرسيد: «آيا راهي هست كه بتوانيم دوباره وفاداري شما را به دست آوريم؟»

مارشال گفت: «راستش را بخواهيد، مطمئن نيستم. حس مي كنم در آرورا (شركت مادر) بيشتر از هر چيزي به سود و زيان اهميت مي دهند. هر كاري كه طي سال هاي اخير انجام داده اند، در راستاي پول در آوردن بوده، نه براي آدم ها. انگار دارند غيرمستقيم مي گويند همين كه شغل داري، بايد كلاهت را بيندازي هوا. و من هيچ نشانه اي از بهبود شرايط نمي بينم، لااقل نه به اين زودي ها.»

صبح روز بعد در آرورا

يك روز پس از آنكه نوئل از ليتل راك برگشت، با كامرون و داگ جلسه داشت. اين بار هم زودتر از بقيه به جلسه رسيد و در اتاق كنفرانس تنها بود. چند دقيقه بعد، سر و كله داگ و كامرون پيدا شد. كامرون پرسيد: «سفرت چطور بود؟» نوئل گفت: «نااميدكننده.» گفت وگويش با مارشال را برايشان تعريف كرد. كامرون سرش را بي صبرانه تكان داد و گفت: «اين روزها براي همه سخت بوده. همه كارخانه هايمان كمابيش اين سختي را چشيده اند اما هيچ كدام به اندازه كارخانه ليتل راك متحمل سختي نبوده.» اندكي مكث كرد و گفت: «مي داني! ما هنوز هم زير ذره بين FB هستيم. شايد بهترين گزينه ما براي اصلاح شرايط، تعديل نيرو باشد.»

نگاه كوتاهي بين نوئل و داگ رد و بدل شد. نوئل مي دانست كه داگ شديدا با تعديل نيرو مخالف است، به خصوص حالا كه شرايط مالي مساعد شده.

كامرون ادامه داد: «متوجهم كه اخراج كاركنان از بعد مالي، ضروري نيست. اما از نظر فرهنگي، وقت آن رسيده كه يك پاكسازي انجام دهيم. ما به آدم هايي مثل مارشال، نياز نداريم كه راه بروند و در سراسر كارخانه، بذر ياس و نا اميدي بكارند. ما به آدم هايي نياز داريم كه نسبت به آينده سازمان خوش بين باشند، نه اينكه به گذشته بچسبند.»

داگ گفت: «احترامتان واجب است ولي با شما مخالفم.»

 داگ از آن آدم هايي نبود كه ملاحظه رئيس را بكند و فقط حرف هايي بزند كه باب ميل اوست. او ادامه داد: «اين كاركنان در بدترين شرايط در كنار ما بوده اند. با اقدامات درست مي توانيم كمك كنيم تا روحيه خود را دوباره به دست بياورند. تعديل نيروي بيشتر، به خصوص حالا كه به اندازه كافي پول داريم، فقط اوضاع را بدتر مي كند. اين براي وجهه مان هم بد است. چه كسي حاضر است با شركتي همكاري كند كه به كاركنانش رحم نمي كند؟ فرض كنيد اخراجشان كرديم. چطور مي توانيم افرادي را جايگزين كنيم كه به همان اندازه باتجربه باشند؟ طبق تحقيقات، شركت هايي كه تعداد زيادي از كاركنان را اخراج مي كنند، احتمال آنكه با خطر ورشكستگي روبه رو شوند، دو برابر بيشتر از ساير شركت هاست.»

تحقيقات نشان مي دهد وقتي كارفرما براي كاركنان ارزش قائل است و كاركنان اين را حس مي كنند، احساس تعهد و رضايتمندي بيشتري نسبت به شغلشان دارند و كمتر دچار استرس و فرسودگي مي شوند.

كامرون در جواب گفت: «اما نظرسنجي هاي تو درباره مشاركت كاركنان و داستان هايي كه نوئل تعريف كرده، نشان مي دهد كه اوضاع دارد بدتر مي شود. به همين خاطر، من دارم سعي مي كنم راهي پيدا كنم كه شرايط را درست كنم. ما هنوز از نظر عملياتي و مالي، آنجايي نيستيم كه بايد باشيم و شايد دليلش اين باشد كه خيلي از كاركنان، مانع از پيشرفت ما هستند. ما مثل جراح هايي هستيم كه بيمارشان روي ميز جراحي دارد از شدت خونريزي مي ميرد. آيا در چنين شرايطي دست به دست هم مي دهيم و آواز مي خوانيم يا تيغ جراحي مان را در مي آوريم و دست به كار مي شويم؟»

داگ هنوز بر سر حرفش بود: «فكر مي كنم كه جلوي خونريزي را گرفته ايم. حالا وضعيت شركت مثل بيماري در آي سي يو است كه براي بهتر شدن به كمك ما نياز دارد.»

سپس نگاهي به نوئل انداخت. منتظر واكنشش بود. نوئل بالاخره به حرف آمد: «درست مي گويي. ما الان به شرايط پايداري رسيده ايم. اما با توجه به چيزي كه من در كارخانه آركانزاس ديدم، مطمئنم كه اين بيمار، هنوز در معرض خطر است.»

دكمه ريست

روز شنبه بعد، نوئل با دوستش «جاس» كنار درياچه اي در نزديكي خانه اش ديدار كرد. آنها سال ها پيش با هم به مدرسه كسب وكار رفته بودند و سرنوشت، هر دوي آنها را به شهر آرورا كشانده بود. براي همين، اغلب اوقات از يكديگر مشاوره شغلي مي گرفتند. جاس كه به عنوان مدير ارشد عملياتي توانسته بود شرايط مالي شركت خودشان را بهبود بخشد، به نوئل نيز كمك هاي بسياري كرده بود.

نوئل شروع كرد به تعريف كردن شرايط كارخانه ليتل راك و صحبت هاي كامرون و داگ. او گفت: «كلي درباره حذف بذرهاي ناسالم صحبت كرديم و همان طور كه مي داني، همين حالا هم كلي از كارمندان را اخراج كرده ايم. اما مشكل اينجاست كه حتي وقتي بدترين كاركنان را اخراج كرديم، روحيه بقيه هيچ تغييري نكرد.»

جاس گفت: «آدم ها مسموم نيستند. فرهنگ مسموم است. پس با اينكه مشكل است اما بايد در وهله اول، فرهنگ را اصلاح كنيد. اسم چند مشاور را قبلا به تو داده بودم، نه؟»

نوئل گفت: «بله. من و داگ با آنها تماس گرفتيم. اما هر بار كه موضوع همكاري با آنها را با كامرون مطرح مي كنيم، مخالفت مي كند. مي گويد فعلا از پس هزينه هايش بر نمي آييم. البته تا حدي حق دارد. پول خرج كردن براي حل مشكل چه تاثيري بر سودآوري دارد؟ به نظر او، اين هزينه اضافي است و اگر اين هزينه ها را كاهش دهيم، صورت سود و زيان درخشان تري خواهيم داشت.» جاس گفت: «پولي كه ما در شركتمان، خرج حل اين مشكل كرديم، كاملا ارزشش را داشت. سخت است، قبول دارم. زمانبر است. قبول دارم. اما حالا روحيه كاركنان خيلي بهتر شده و همين تقويت روحيه، روي اعداد و ارقام هم تاثير گذاشته.»

نوئل گفت: «البته من خودم در واحد مالي، كلي كار روي سرم ريخته و نمي دانم اصلا چرا خودم را درگير اين موضوع كردم. دوست ندارم تيم اجرايي، كاركنان را اخراج كند و با اعداد و ارقام من، اين اخراج ها را توجيه كند.»

جاس گفت: «به هر حال، ارتقاي عملكرد سازمان، نيازمند همكاري صدها كارمند است. كامرون نمي تواند به تنهايي و با اتكا به چند كارمند كه به طرز معجزه آسايي هنوز در كارها مشاركت دارند، به رويه قبلي خود ادامه دهد و دوباره نيروها را تعديل كند.»

نوئل گفت: «اي كاش يك دكمه ريست وجود داشت.» جاس گفت: «متاسفانه، وقتي صحبت از فرهنگ به ميان مي آيد، هيچ دكمه ريستي وجود ندارد.»

شما چه فكر مي كنيد؟ آيا به نظر شما اخراج افراد سمي، فرهنگ سازمان را اصلاح مي كند؟ آيا نوئل بايد از تعديل نيرو حمايت كند؟ آيا به عنوان مدير ارشد مالي حق يا اجازه دارد در اين مسائل دخالت كند؟

در بخش دوم اين مقاله ديدگاه كارشناسان را در رابطه با اين سوالات جويا خواهيم شد.

اصلاح سازي فرهنگ سازمان با تعديل نيرو


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4504 به تاريخ 3/10/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 28 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه مطالعات برنامه درسي
متن مطالب شماره 52، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است