|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/10/9: تاوان نگاه ضدكارشناسي در بازارها
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4661
دو شنبه 31 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4509 9/10/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


گفت و گو 
تاوان نگاه ضدكارشناسي در بازارها
در اتاق فكر «دنياي بورس» بررسي شد

نويسنده: روزنامه دنياي اقتصاد

افت و خيز سنگين بازارهاي 97 نشانه هاي جدي از رفتار هيجاني فعالان را به همراه داشت؛ شرايطي كه نوعي بي توجهي به نگاه كارشناسي را تاييد مي كند. علي ابراهيم نژاد، استاد دانشگاه از ريشه هاي اين معضل در اقتصاد ايران مي گويد. ضعف در تحليل هاي كارشناسي، زمان بر بودن مشاهده نتيجه پيش بيني ها و كلي گويي درباره مسائل مالي از جمله ريشه هاي ناديده گرفته شدن متخصصان اين حوزه ازسوي عموم است. همچنين تعدد عوامل تصادفي و سوگيري هاي سياسي سياست گذار منجر به تشديد به حاشيه رانده شدن كارشناسان اقتصادي مي شود.

بازارهاي سرمايه گذاري در سال جاري شاهد تلاطم هاي بسيار زيادي بودند. در حالي روند صعودي و جهش بي وقفه تمامي بازارهاي مالي از جمله دلار، سكه و بورس تا مهر ادامه داشت كه رشد بي سابقه اي در كارنامه آنها ثبت شد؛ عبور نرخ دلار از 18هزار تومان و بازدهي 273درصدي اين بازار در كنار صعود 236درصدي نرخ سكه از ابتداي سال تا 4مهرماه از جمله اين جهش ها بود. در همين راستا بازار سهام نيز از ابتداي سال تا هفته نخست مهرماه توانست قله هاي جديد را فتح كند و به سود بيش از 100درصدي دست يابد. اما روند مزبور با همان شدتي كه صعود كرد، با نزول مواجه شد. به طوري كه تعديل بيش از 40درصدي نرخ دلار و رسيدن به محدوده 10هزار تومان در اين دوماه شكل گرفت. نرخ سكه نيز در اين مدت از اوج 5ميليون و 450هزار توماني فاصله گرفت و با تعديل بيش از 30درصدي مواجه شد. بورس تهران نيز در اين روند 33درصد از بازدهي خود را از دست داد و توانست به سود 67درصدي از ابتداي سال تا روز گذشته اكتفا كند.

اين تلاطم ها و نوسانات نامتعارف مهم ترين نكته اي را كه يادآور مي شود، نبود رفتار عقلايي و طبيعي سرمايه گذاران است. رفتارهاي هيجاني و به دور از منطقي كه صرفا ريشه در هيجان دارد و چه در زمان هاي صعود و چه در نزول بازار، نقش مهمي ايفا مي كند. به عبارت دقيق تر اين رفتارها بيانگر آن است كه عوامل ذهني و نگاه غيركارشناسانه تا چه ميزان در معاملات و خريد و فروش هاي سرمايه گذاران غالب بوده است. در واقع اين موضوع يكي از مهم ترين مواردي است كه چرا در اقتصاد كشور ما توجه به توصيه هاي كارشناسي و نظرات فعالان و متخصصان بازارها كمرنگ است؟ در حالي توجه به نظرات كارشناسان و خبرگان يكي از مهم ترين و تاثيرگذارترين موارد در ترسيم يك بازار مالي توسعه يافته و پويا به شمار مي آيد و مي تواند زمينه ساز دستيابي به اقتصادي موفق را نويد دهد كه اين موضوع در بازارهاي مالي ما قابل مشاهده نيست.

اما همان طور كه عنوان شد متاسفانه در حال حاضر يكي از مهم ترين دغدغه ها به خصوص در بازارهاي مالي، كم توجهي به نظرات كارشناسان و خبرگان بازار است. بر خلاف جامعه پزشكي كه مردم اعتماد كامل به توصيه هاي پزشكان دارند، جامعه مالي و اقتصاد كشور به صحبت هاي كارشناسان توجه زيادي ندارد. به طوري كه سرمايه گذاران بيشتر به شم اقتصادي خود اهميت مي دهند تا نگاه كارشناسي. امري كه مي تواند تلاطم هاي بسيار بالا در بازارها يا حتي زيان هاي زيادي را براي اين گروه از مردم به همراه داشته باشد.

در اين راستا «دنياي اقتصاد» در گفت وگوي خود با علي ابراهيم نژاد، عضو هيات علمي دانشگاه صنعتي شريف به بررسي جايگاه نگاه كارشناسي در بازار هاي مالي به خصوص بازار سرمايه پرداخته است. مواردي از جمله بررسي جايگاه كارشناسي و نظرات فعالان در معاملات، ميزان توجه و اهميت قائل شده از سوي سرمايه گذاران به اين نظرات در خريد و فروش ها از جمله مهم ترين محورهاي اين گفت وگو است. در واقع فعالان و معامله گران بازارها، تا چه ميزان به نظرات و تحليل هاي ارائه شده از سوي كارشناسان توجه و اهميت نشان مي دهند؟ اطمينان معامله گران به صحبت هاي ارائه شده توسط كارشناسان به چه ميزان است؟ به عبارت دقيق تر ريشه يابي جايگاه نگاه كارشناسي به طور كلي در اقتصاد كشور و به طور خاص در بازارهاي مالي و بورس چگونه است و چه اقداماتي مي توان براي بهبود و ارتقاي اين موضوع انجام داد.

دنياي اقتصاد: در بازارهاي مالي و كليت اقتصاد، كم توجهي به نظرات كارشناسان و خبرگان يكي از معضلات مهم است. بر خلاف موارد ديگر مانند جامعه پزشكان، افراد به توصيه هاي كارشناسي توجه زيادي ندارند. به نظر شما ريشه اين بي توجهي يا به عبارتي اهميت دادن سرمايه گذاران به شم اقتصادي خود در چيست؟

علي ابراهيم نژاد: براي پاسخگويي به اين موضوع بايد از دو جنبه مساله را مورد بررسي قرار دهيم؛ از يكسو از سمت عرضه و از سوي ديگر سمت تقاضا.

در سمت عرضه، متاسفانه حرف درست و كارشناسي و به اصطلاح، حرف حساب كم زده مي شود. به اين ترتيب چون عرضه محصول باكيفيت كم است، مردم نيز طبيعتا تمايل چنداني به استفاده از نظرات در اين زمينه ندارند. در واقع چون حرف ها و نظرات چندان دقيقي از سوي كارشناسان ارائه نمي شود، مردم نيز تمايلي به پرداخت هزينه براي اطلاع از اين صحبت ها ندارند.

به عبارت دقيق تر نخستين شرط براي پذيرش و متقاعدشدن به صحبت هاي كارشناسان اقتصادي اين است كه صحت صحبت ها و نظرات اين گروه از خبرگان مشخص شود. واقعيت اين است كه در زمينه كارشناسي و برخورداري از افراد خبره در زمينه مالي و اقتصادي، با ضعف جدي مواجه هستيم. دليل ديگر براي كم واكنشي به نظرات كارشناسان، نبود بازخورد (فيدبك) مناسب و سريع از صحبت هاي اين گروه از خبرگان است. به طور مثال در حوزه پزشكي مراجعه به دكتر و مشاهده سريع نتيجه درمان، سبب مي شود كه اين دكتر را به ديگر بيماران توصيه كنيم يا خير. يا براي درمان يك بيماري با جست وجو مي توان بهترين متخصص در اين زمينه را پيدا كرد. به اين ترتيب فيدبك متخصصان حوزه پزشكي بسيار ملموس است.

به عنوان يك مثال ديگر، يك مهندس به ساختن دستگاهي مي پردازد كه خروجي آن كار كردن مناسب يا كار نكردن دستگاه است. بر اين اساس مي توان نتيجه كار را به طور واضح و خيلي سريع مشاهده كرد. اما هرچه به حوزه هاي علوم اجتماعي و اقتصادي نزديك تر مي شويم، مشاهده چنين نتايجي سخت تر خواهد بود. به طوري كه در حوزه مالي وضعيت به اين ميزان آشكار و قابل ارزيابي نيست و تاييد خروجي نظرات كارشناسي ارائه شده در اين حوزه ها بسيار سخت خواهد بود.

به همين دليل، در شرايط كنوني اقتصاد كشور شاهد اظهاراتي از سوي دو طيف مختلف اقتصادي هستيم كه هر كدام از آنها ادعا مي كنند وضعيت موجود به وضوح نشانگر اشتباه بودن نظرات طيف مقابل و صحت نظرات خود است. بر اين اساس امروزه با واژگاني بر مدار «ديدي گفتم»، بر درستي صحبت هاي خود پافشاري مي كنند. به اين ترتيب، تشخيص اينكه كدام طيف فكري درست مي گويد به خصوص براي عامه مردم كار ساده اي نيست. همان طور كه گفتم، اين مشكل در رشته هاي مهندسي و پزشكي بسيار كمتر است و به هر حال، ادعاي متخصصان در آزمايشگاه قابل آزمودن و صحت سنجي است.

البته در مقايسه با حوزه اقتصاد و به خصوص اقتصاد كلان، اين موضوع در حوزه هاي مالي تا حدي كمتر است، چون در نهايت سود و زيان آتي نمايانگر صحت صحبت هاي مطرح شده از سوي كارشناسان مالي خواهد بود. البته اين به معناي نبود مشكل در حوزه مالي نيست، زيرا از يكسو اينكه كدام كارشناس چه صحبتي براي روند آتي بازارهاي مالي كرده بود، معمولا در خاطر افراد باقي نمي ماند، اما از سوي ديگر، افرادي كه ارائه نظر كارشناسي كرده بودند و پيش بيني آنها درست از آب درآمده، مدام به صحبت هاي قبلي خود اشاره مي كنند كه چه نظرات دقيقي از روند آتي بازار داشته اند. در مقابل، نظرات كارشناساني كه پيش بيني غلطي از بازار داشته اند به سادگي به فراموشي سپرده مي شود و كسي آنها را به خاطر پيش بيني اشتباه تخطئه نمي كند.

نكته پاياني اينكه در فضاي كارشناسي در حوزه اقتصاد و تا حدي مالي، امكان كلي گويي و دادن نظرات غير دقيق و غير قابل رد و تاييد وجود دارد. حرف هايي از اين جنس كه «اقتصاد بايد توسط مردم اداره شود»، و «فضاي كسب و كار بهبود يابد» و «از بازار سرمايه بايد حمايت شود» گزاره هايي كلي هستند كه همواره و در هر شرايطي مي توان به صورت كلي بيان كرد و هيچ كس هم با آنها مخالفت نخواهد كرد، اما ارزش محتوايي و عملياتي ندارند. بازهم در مقام مقايسه با علوم مهندسي و پزشكي، امكان كلي گويي بسيار كمتر است و به عنوان مثال، پزشك ناچار است تشخيص خود بر اينكه بيمار نياز به عمل جراحي دارد يا نه، را صريحا بيان كند. اگر پزشكي به جاي بيان تشخيص خود از علت بيماري و تجويز درمان و داروي مشخص، به بيمار صرفا توصيه كند كه «مراقب سلامتي خود باش»، قطعا با اعتراض بيمار روبه رو خواهد شد، اما در فضاي اقتصاد و مالي به سادگي مي شود كلي گويي كرد و مورد اعتراض واقع نشد.

در جمع بندي مي توان عنوان كرد كه پايين بودن كيفيت عرضه، قدرت تشخيص بسيار سخت بين كارشناس خوب و بد، احساس صاحب نظر بودن طيف گسترده اي از مردم در حوزه هاي اقتصاد با تكيه بر شهود در عين غلط بودن آن شهود و پررنگ بودن تضاد بين نظرات كارشناسان از جمله عواملي است كه سبب شده تا پيش بيني هاي خبرگان در اين زمينه كمتر مورد توجه قرار گيرد.

دنياي اقتصاد: به نظر مي رسد يك مكانيزم تشديدكننده از لحاظ سياست گذاري ها در اين زمينه اثرگذار است. به طور مثال پيش بيني ها نشان از رشد بازار سرمايه و افزايش سود آوري داشته، اما بنا به يكسري دلايل بازار ارز و سكه با رشد ناگهاني مواجه شده است. اين امر همان صحبت هاي سنتي را كه هيچ سرمايه گذاري به اندازه ورود به بازار طلا و دلار مطمئن و سودآور نيست تاييد كرده است. اين موارد را چگونه ارزيابي مي كنيد؟

ابراهيم نژاد: اين صحبت كاملا درست است. از آنجا كه در برخي مواقع محيط به صورت ذاتي قابل پيش بيني نيست و عوامل تصادفي مثلا تصميمات غيركارشناسي يا منافع سياسي سياست گذار در آن زياد است، بالطبع نمي توان برآورد دقيق و مشخصي از روند آتي بازارها داشت. البته بروز عوامل تصادفي به اين معنا نيست كه علت و معلولي براي آن وجود ندارد، بلكه چون عوامل متعددي در آن دخيل و تاثيرگذار است و نمي توان تمامي اين عوامل را درنظر گرفت و به آنها توجه كرد و مدل سازي انجام داد، بنابراين تنها چند عامل در اين پروسه درنظر گرفته مي شود. به اين ترتيب قدرت يادگيري و پيش بيني دقيق به شدت كاهش مي يابد.

به عبارت دقيق تر در محيط هايي مثل بازارهاي مالي كه قدرت پيش بيني بسيار پايين است و فيدبك (بازخورد) با تاخير و نويز بالا به افراد منتقل مي شود، يادگيري ضعيف خواهد بود. در واقع در چنين شرايطي نمي توان به راحتي آموزش ديد و ياد گرفت. اين موضوع هم قدرت يادگيري براي كارشناس و هم براي افراد عادي را به شدت كاهش مي دهد. به طور مثال در پزشكي يك دارو تجويز مي شود و با ديدن نتيجه كار (خوب شدن يا عدم بهبود بيماري) تجربه كسب شده و يادگيري صورت مي گيرد. اما در علم اقتصاد چنين وضعيتي برقرار نيست. ممكن است تجويزي براي يك برهه زماني براي درمان بيماري اقتصاد صورت گيرد كه جوابگو باشد، اما همان تجويز در برهه ديگر كارآيي نداشته باشد.

دنياي اقتصاد: حال با توجه به شناسايي موارد تاثيرگذار بر روند مزبور، چه راهكاري براي بهبود اين شرايط مي توان درنظر گرفت؟ چه كار مي توان انجام داد تا بهبود نسبي در به كارگيري نظرات كارشناسان ايجاد شود؟

ابراهيم نژاد: همان طور كه عنوان شد بخشي از اين مساله را به دليل ماهيت بازار و اقتصاد نمي توان اصلاح كرد. اما تقويت توان كارشناسي از مهم ترين اقدامات در راستاي بهبود اين امر خواهد بود. همچنين آموزش دادن حداقلي از دانش اقتصادي و مالي به عموم مردم به آنها كمك مي كند درك كنند كه اين حوزه ها هم مانند حوزه هاي فني و چه بسا بيش از آنها از پيچيدگي برخوردار است و نيازمند علم است. به زبان ساده تر، لازم است جامعه بداند كه نمي داند و آموزش عمومي اين حوزه ها كمك مي كند جهل مركب ميان عموم جامعه تا حدي از بين برود.

به طور مثال اگر افراد يك درس اقتصادي در طول دوره تحصيل بگذرانند، طبعا متخصص اين حوزه نخواهند شد اما مي توانند برداشت صحيح تري از اين حوزه داشته باشند و تا حدي پيچيدگي هاي مسائل اقتصادي و نياز به كارشناسان را درك كنند.

در اين راستا يك نكته ديگر كه به طور خاص براي ايران و اقتصاد كشور وجود دارد اين است كه محيط زندگي ما چندان محيط مناسبي براي پويايي و فعال شدن ذهن اقتصادي افراد نيست. به عبارت دقيق تر محيطي نيست كه ديد اقتصادي افراد را پرورش دهد. به طور مثال زندگي در كشورهاي توسعه يافته مانند آمريكا به گونه اي است كه شما با انواع پيچيدگي هاي اقتصادي به طور ناخودآگاه آشنا مي شويد؛ فرم هاي مالياتي، خريد خانه و خودرو با شرايط گوناگون از قبيل وام، ليزينگ و...، داشتن كارت اعتباري و لزوم توجه به محاسبه سود آن و... از جمله مواردي است كه افراد در زندگي روزمره خود با آن آشنا شده و به اين ترتيب درگير مفاهيم اقتصادي مي شوند. با بررسي موارد مختلف از ريسك ها و فرصت هاي نهفته در هر كدام از آنها اطلاعات كسب مي كنند و به صورت خودكار بخش اقتصادي ذهن فعال مي شود. اما متاسفانه چنين شرايطي در ايران نداريم و افراد كمتر در معرض اين تصميمات قرار مي گيرند. در زندگي ايراني، همواره وام گرفتن از بانك به عنوان تنها گزينه جذاب مطرح بوده و انواع و اقسام تصميمات پيچيده اقتصادي از زندگي ما غايب است. به عبارت ديگر، اينكه من با مفاهيم اقتصادي آشنا باشم تاثير كمتري بر هزينه هاي زندگي در ايران دارد، در حالي كه آشنايي يك فرد آمريكايي با مفاهيم مالي و اقتصادي تاثير قابل توجهي بر هزينه هاي زندگي وي دارد و بنابراين همواره با اين مسائل در زندگي روزمره درگير است.

دنياي اقتصاد: به نظر مي رسد با توجه به موارد مطرح شده، يكسري موارد همچنان با ابهام همراه است. مشكل اصلي ريشه در چه موضوعي دارد؟

ابراهيم نژاد: دقيقا چون در اين حوزه ها امكان آزمايش معمولا مهيا نيست، به تبع قدرت تشخيص و يادگيري نيز كاهش مي يابد. به اين ترتيب تنها امكان دسترسي به مشاهدات و در نهايت نتيجه گيري را داريم. اين مشاهدات نيز در بسياري از موارد از جنس همبستگي و همزماني است، نه علت و معلولي. در واقع رخ دادن يك رابطه به وقوع رابطه اي ديگر ارتباط پيدا مي كند. همان طور كه عنوان شد چون ابزاري براي آزمايش نداريم در نتيجه بدون توسل به علم و مدل سازي علمي و انجام كارهاي آماري گسترده نمي توان گفت كه اين همبستگي ناشي از وجود رابطه علت و معلولي بوده يا نه. به عبارت دقيق تر كشف رابطه علت و معلولي در اين حوزه ها بسيار سخت است و بخش عمده انرژي پژوهشگران تراز اول دنيا در اين حوزه ها صرف همين موضوع مي شود.

دنياي اقتصاد: در يكي دو سال اخير كه شاهد ظهور تلگرام در بورس هستيم، بعضا به فعاليت و تحليل هايي از افرادي برمي خوريم كه ضعف عرضه را به خوبي نمايان مي كنند. در واقع هيچ نوع ديد كارشناسي ندارند، اما خود را كارشناس و حرفه اي در اين زمينه مي پندارند. حال با توجه به اين شرايط چه كار مي توان انجام داد كه تاثير صداي اين گروه از كارشناسان نماها كمتر شود؟ يا بالعكس صداي كارشناسان واقعي را بلندتر كنيم؟

ابراهيم نژاد: در اين راستا چند نكته اساسي وجود دارد؛ اولا بايد بدانيم كه پيش بيني روند كوتاه مدت بازار اگر نگوييم ناممكن، كاري بسيار سخت و دشوار است. به طور مثال در حال حاضر بازار سهام نسبت به يكسري از عوامل بنيادي زير ارزش ذاتي است. اما اينكه چه زماني اين رشد آغاز خواهد شد و بازار به مسير صعودي دست مي يابد، به سادگي قابل پيش بيني نيست. به عبارت دقيق تر پيش بيني روند آتي بازار در كوتاه مدت مانند قمار (Gambling) است. اما در بلندمدت، از آنجا كه احتمال همگرا شدن قيمت و ارزش ذاتي بيشتر است، امكان پيش بيني بيشتر است.

درخصوص كانال هاي تلگرامي و تاثير اين موضوع بر معامله گران نيز به نظر من اين مساله بخشي از پديده اي بزرگ تر در ايران است. به آن معنا كه شركت ها و نهادها مفهوم و معناي دقيق و كارآيي خاص خود را منتقل نمي كنند. به عبارت دقيق تر در بازارهاي مالي موسساتي از قبيل مورگان استنلي يا گلدمن ساكس از جايگاه ويژه اي برخوردار هستند و افراد، كارشناسان يا تحليلگراني كه با اين نهادها فعاليت دارند نيز با توجه به جايگاه ويژ ه اين سازمان ها، به عنوان افراد خبره و معروفي مشهور هستند.

اين موضوع نشان دهنده اين است كه افراد فعال در اين موسسات از يك حداقل استاندارد كيفيتي برخوردار هستند. در نتيجه زماني كه يك تحليل از اين موسسات منتشر مي شود، به طور قطع عدم اطمينان تا حد زيادي مرتفع مي شود.

اين موضوع درخصوص دانشگاه هاي مطرح در سطح بين المللي نيز حاكم است، يعني وقتي گفته مي شود فلان استاد دانشگاه MIT چنين نظري داده، استاندارد علمي مشخصي به ذهن متبادر مي شود و بسيار بعيد است كه چنين فردي، حرفي متناقض با چارچوب و اصول اوليه حوزه تخصصي خود بزند. اما متاسفانه چنين موضوعي در ايران نداريم. چون شركت و نهادهاي مالي فعال در اين زمينه عموما ضعيف و نحيف هستند و استانداردهاي محكمي نيز براي افراد فعال در آنها وجود ندارد، بالطبع اتكا به صحبت ها و تحليل هاي ارائه شده از سوي آنها نيز چندان بالا نخواهد بود. به عنوان مثال، كارشناساني از بهترين نهادهاي مالي يا دانشگاه هاي ايران ممكن است حرف هايي بزنند كه از لحاظ علمي كاملا مردود است و با چارچوب كلي آن حوزه هم سازگاري ندارد. به عبارت ديگر، اينكه من استاد فلان دانشگاه هستم يا كارشناس فلان شركت مشاوره مالي هستم، در كشور ما تقريبا معناي خاصي ندارد و استاندارد كيفي و علمي خاصي را متبادر نمي كند. در چنين فضايي، طبعا بازار تحليل هاي تلگرامي و كارشناسان بدون سابقه و پيشينه قبلي هم داغ است و هر حرف قشنگ و جذابي مي تواند مورد استقبال قرار گيرد. اتفاقا هرچه حرف شما راديكال تر باشد و با چارچوب هاي فكري و علمي پذيرفته شده ناهمخوان تر باشد، پرطرفدارتر خواهد بود. بنابراين، شما به سادگي مي توانيد ادعا كنيد كه قيمت دلار به فلان عدد عجيب خواهد رسيد يا راه درمان تمامي مشكلات اقتصادي كشور را در يك پست تلگرامي خلاصه كرده ايد و در فضاي مجازي هم موردتوجه بيشتر قرار خواهيد گرفت.

به اين ترتيب، چنانچه نهادهاي مالي فعال در بازار سرمايه از جمله تامين سرمايه، مشاور سرمايه گذاري و... و همين طور دانشگاه ها عميق تر، پرمحتواتر و صاحب برند و استاندارد كيفي بالا شوند، تا حد زيادي فضا براي تحليل هاي پرزرق و برق و عامه پسند تلگرامي تنگ خواهد شد.

تاوان نگاه ضدكارشناسي در بازارها


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4509 به تاريخ 9/10/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 18 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آريا آترواسكلروز
شماره 3 (پياپي 71)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است