|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/10/15: نگذاريم گنجينه ادبيات عامه به باد برود
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 6978
شنبه 29 دي 1397


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 6966 15/10/97 > صفحه 15 (ادبيات) > متن
 
      


نگذاريم گنجينه ادبيات عامه به باد برود
گفت و گو با حسن ذوالفقاري، رئيس مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس

نويسنده: مريم شهبازي

تصوير چندان غريبي نيست روزگاري كه بزرگان خانواده ها شب هاي سرد زمستاني در شب نشيني هايشان به شاهنامه خواني و صحبت از افسانه هاي به يادگار مانده از نياكانشان مي پرداختند. همين دور هم نشيني ها هم راهي بود براي انتقال نسل به نسل داشته هاي ادبيات شفاهي مان كه آثاري همچون داستان حسين كرد شبستري، اميرارسلان  نامدار و حتي نوشته هايي نظير افسانه هاي هزار و يك شب را مي توان از جمله آنها دانست؛ بخشي از فرهنگمان كه اين روزها فراموشي در كمين آن نشسته، آنقدر كه به قول حسن ذوالفقاري، اگر مسئولان فرهنگي-آموزشي زودتر از خواب غفلت بيدار نشوند و تلاشي براي ثبت و حفظ اين عناصر فرهنگ عامه به خرج ندهند در آينده اي نه چندان دور بايد شاهد نابودي گنجينه اي مهم از داشته هاي سرزمينمان باشيم. هرچند كه رئيس مركز تحقيقات زبان و ادبيات فارسي دانشگاه تربيت مدرس كه باني راه اندازي رشته ادبيات داستاني عامه در مقاطع كارشناسي ارشد و دكتراي اين دانشگاه است تاكيد دارد كه براي نجات ادبيات داستاني عامه فردا دير است و بايد همين امروز دست به كار شويم. اين استاد دانشگاه تا به امروز دست به تاليف آثار متعددي براي كتاب هاي دانشگاهي و حتي آثار درسي آموزش و پرورش زده، او صاحب كتاب ها و مقاله هاي متعددي در حوزه هاي مرتبط با ادبيات و فرهنگ عامه هم هست و به همين واسطه هم موفق به دريافت عنوان برگزيده و شايسته تقدير جشنواره هاي متعددي نظير جشنواره بين المللي خوارزمي، جشنواره كتاب هاي رشد و جشنواره كتاب هاي كمك آموزشي شده است. عضويت در فرهنگستان زبان و ادب فارسي، عضويت در كميته ملي المپياد ادبي، هيات علمي مجموعه آموزش زبان فارسي، شوراي گسترش زبان و ادب فارسي، كميته كار شوراي زبان فارسي و فن آوري و عضويت در هيات رئيسه انجمن استادان زبان و ادبيات فارسي بخشي از مسئوليت هاي ادبي-فرهنگي اين محقق و نويسنده طي سال هاي فعاليت او به شمار مي آيد. با او به گفت و گويي درباره ادبيات داستاني عامه، اهميت و ضرورت پرداختن به آن نشسته ايم كه مي خوانيد.

حوزه تخصصي فعاليت هاي شما ادبيات داستاني عامه است، بخشي كه تا پيش از بزرگاني همچون محمدجعفر محجوب و احمد بهمنيار چندان مورد توجه اهالي ادبيات نبوده؛ چه شد كه پژوهش و فعاليت در اين بخش را برگزيديد؟ بويژه كه به تازگي شاهد رونمايي كتابي با عنوان«ادبيات داستاني عامه» از سوي شما بوده ايم.

با وجود نگاه  تحقيرآميزي كه تا همين پنجاه سال قبل متوجه اين بخش از ادبياتمان بود نمي توان منكر جايگاه مهم ادبيات داستاني شفاهي شد. برخلاف ادبيات مكتوب كه به لطف كاتبان تا حدي برايمان باقي مانده ما طي سال ها و سده هاي متعدد شاهد خاموشي بخش هاي مهمي از ادبيات داستاني عامه مان بوده ايم. ادبيات مكتوب همانگونه كه از نام آن برمي آيد كتابت شده و مصداق آن هم وجود بيش از يك ميليون نسخه خطي فارسي موجود در ايران و ساير كتابخانه هاي بزرگ جهان است و همين ميراث گرانبها منجر به شهرت ادبيات فارسي در فراسوي مرزهاي جغرافيايي خودمان شده است.اما از آنجايي كه ادبيات شفاهي به ندرت مكتوب شده سندهاي كمي از آن در دست داريم كه بي شك اگر سمك عيار، ابومسلم نامه و داراب نامه ها نبودند و برخي كاتبان به كتابت آنها همت نمي گماردند ما شاهد از ميان رفتن همين تعداد اندك هم بوديم. ايران سرزميني برخوردار از اقوام مختلفي است كه ادبيات رنگارنگي را در خود جاي داده اند و به شكلي مداوم در حال بده بستان به زبان فارسي هستند؛ آنچنان كه گاهي از آن وام گرفته اند و گاهي هم به آن افزوده اند. از همين رو مي توان با قطعيت گفت كه در ادبيات داستاني عامه ما با گنجينه اي گرانبها روبه رو هستيم كه متاسفانه تنها بخش هايي از آن مكتوب شده است.

علت بي توجهي به اين بخش از ادبيات مان با وجود اهميتي كه براي آن قائل هستيد چيست؟

 بخش مهمي از آن ناشي از رواج ادبيات داستاني عامه ميان مردمان عادي است و همان طور كه مي دانيد مردم عادي عادت به نوشتن، ضبط و نگهداري ندارند. از همين رو به دست خواص هم نرسيده كه به تحقيق و پژوهش آنها علاقه مند شوند. هرچند كه طي نيم قرن اخير افرادي چون زنده ياد محجوب به حفظ اين بخش از ادبياتمان اهتمام ورزيده اند، البته تلاش ها در محيط دانشگاهي به اين نيم قرن محدود مي شود وگرنه خارج از فضاي آكادميك هم كارهايي انجام شده بوده منتهي آنچنان كه بايد و شايد نظام يافته و نظريه مند نبوده اند.دكتر محجوب در شرايطي به فكر نجات ادبيات استاني عامه افتاد كه كسي براي آن ارزشي قائل نبود، حالا شرايط عوض شده، آنچنان كه از سال 94 تا به امروز شاهد راه اندازي رشته اي با همين عنوان در دانشگاه تربيت مدرس براي مقاطع كارشناسي ارشد و دكتري هستيم. گمانم طي پانزده سال گذشته و بويژه پنج سال اخير با رشد قابل توجهي در خصوص تحقيقات علمي-پژوهشي مرتبط با ادبيات داستاني عامه روبه رو شده ايم و حتي خود ما هم در دانشگاه تربيت مدرس انتشار نشريه اي با عنوان «فرهنگ و ادبيات عامه» را برعهده داريم.

در مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي هم گويا با همكاري شما و ساير استادان دانشنامه اي با همين عنوان در حال انتشار است!

بله و تا به امروز پنج جلد از اين دانشنامه كه «فرهنگ مردم ايران» نام دارد روانه بازار نشر شده و كار آن تا انتشار جلد دهم هم ادامه خواهد يافت. افتخار همكاري با اين دانشنامه را هم به عنوان مدخل نگار و هم يكي از اعضاي شوراي هيات علمي آن دارم. با وجود اين اقدامات باارزش همچنان نيازمند تلاشي جدي براي گردآوري و ثبت ادبيات داستاني عامه و در شكل گسترده تر فرهنگ عامه هستيم، چرا كه طي دهه هاي اخير شاهد خاموشي يك به يك سالخوردگاني هستيم كه حاملان بخش هاي مهمي از آن هستند.متاسفانه مسئولان فرهنگي هيچ تلاشي براي حفظ اين داشته هاي مهم فرهنگي انجام نمي دهند و ادبيات داستاني عامه مان در معرض خطر جدي نابودي قرار دارد. هر چند كه از جهت تحقيقات علمي باز شرايط بهتري داريم اما مساله اينجاست كه ما قبل از انجام هر پژوهشي به ثبت و ضبط مواد اوليه آن نياز داريم كه همان داشته هاي ادبيات داستاني عامه مان است.آنقدر اوضاع در حفظ داشته هاي ادبيات داستاني عامه مان نگران كننده است كه تاكيد مي كند براي نجات اين بخش از فرهنگمان حتي فردا هم دير است و بايد از همين امروز شروع كنيم. بايد بودجه اي مناسب براي اين منظور درنظر گرفته شود و سازماني هم متولي جمع آوري مواد داستاني شفاهي شود، اگر چنين كاري انجام شود و ما خودمان فرصت تحقيق پيدا نكنيم آيندگان اين كار را انجام خواهند داد. همين حالا ممكن است گويش وران خيلي از روستاهايمان در قيد حيات نباشند و شاهد خاموشي بخشي از گويش هايمان باشيم.وقتي شاهد غلبه زندگي شهري، آن هم بدون پشتوانه فرهنگي باشيم تمام عناصر ادبيات داستاني عامه مان را از دست خواهيم داد و اين اتفاقي است كه وقوع آن چندان دور از تصور نيست. يكي ديگر از امكاناتي كه در جهت حفظ اين بخش از ادبياتمان برخورداريم، حفظ آنها نه تنها در قالب مكتوب، بلكه در شكل صوتي و با همان گويش اصلي است.در غير اين صورت فرزندان ما در يكصد سال آينده قادر به درك و مطالعه آنها نخواهند بود.

و مي توان مدعي از ميان رفتن يكي از پايه هاي فرهنگ مان شد؟

بله و متاسفانه يكي از پايه هاي مهم آن را از دست خواهيم داد. بگذاريد در همين رابطه مثالي بزنم، طي سال هاي گذشته نزديك به يكصدهزار ضرب المثل از سراسر كشور جمع آوري و در قالب كتابي منتشر كرده ام. اگر اين كار را به تنهايي انجام نداده بودم و از همراهي گروه يا سازماني برخوردار بودم شك نكنيد كه بيش از پنج برابر اين رقم را جمع آوري كرده بودم.بايد روستا به روستا و شهر به شهر بگرديم و به روش هاي صحيح علمي دست به جمع هاي عناصر فرهنگ عامه بزنيم. در اين مسير نه تنها با استفاده از نرم افزارها، بلكه با همين شبكه هاي اجتماعي و دنياي وب قادر به جمع آوري آنها خواهيم بود. نه به عنوان يك ايراني، بلكه به عنوان يك محقق و فارغ از هر تعصبي، قادر به اثبات اين هستم كه گنجينه ضرب المثل كشورمان قابل ثبت در حافظه جهاني يونسكو است. در چندين دولت، بارها به بخش ملي حافظه جهاني و روساي فعلي و قبلي سازمان ميراث فرهنگي گفته ام كه اين ميراث معنوي را تا كشورهاي ديگر دست به كار نشده اند ثبت جهاني كنيد كه البته هيچ ترتيب اثري به آن نداده اند.كافي است افغانستان يا ديگر كشورهاي  فارسي زبان براي اين كار اقدام كنند تا مسئولان ما به چه كنم، چه كنم بيفتند و متوجه ضرورت اين مساله شوند.

اين كه شنيده مي شود تعداد ضرب المثل هاي ايراني بيش از ضرب المثل هاي كل اروپا است ادعاي درستي است؟

بله و از همين جهت است كه تاكيد دارم از گنجينه اي گرانبها برخوردار هستيم.كاري كه دهخدا در اين زمينه انجام داده سي هزار مدخل را شامل مي شود. مثل هايي كه من موفق به جمع آوري شان شده ام يكصد هزار تا است كه همچنان معتقدم رقم واقعي آنها خيلي بيش از اين است. ما ايراني ها برخوردار از فرهنگي غني هستيم كه متاسفانه قدر آن را ندانسته ايم. در ارتباط با افسانه ها هم اوضاع به همين منوال است، ما در خصوص برخي افسانه هايمان گاهي ده ها روايت داريم، در ارتباط با همين«بز زنگوله پا» تنها يكصد و شصت روايت جمع آوري شده كه هر كدام از آنها با ديگري تفاوت دارد. اگر مسئولان خواهان نجات اين بخش از فرهنگمان باشند يكي از بهترين اقدامات كه اتفاقا طرح آن را به سازمان ميراث فرهنگي هم  داده ام، پيشنهادم مبني بر استفاده از همراهي فارغ التحصيلان ادبيات در دوران سربازي است. هر سال تعداد بسياري فارغ التحصيلان رشته هاي مختلف ادبيات، باستان شناسي و تاريخ وادار به طي دوران سربازي خود در زمينه هاي غيرمرتبط مي شوند، اين در حالي است كه با كمك ميراث فرهنگي مي توان بعد از برگزاري دوره هاي آموزشي از آنان براي جمع آوري و ضبط بخش هاي مختلف فرهنگي عامه كمك گرفت.

 در گذشته حتي در فضاي دانشگاهي هم شاهد چنين اقداماتي نبوديم، آنچنان كه برخي از همكاران شما نگاه تحقيرآميزي به ادبيات داستاني عامه در برابر ادبيات رسمي داشتند!

بحث همان رقابتي است كه گفتم، ما ايرانيان تا يك رقيب درميان نباشد كاري نمي كنيم. در ارتباط با مثنوي تا وقتي نيكلسون دست به كار نشده بود حتي خود ما به شكل جدي كاري نكرده بوديم. با كاري كه او انجام داد تازه ادباي ما متوجه شدند كه از چنين گنجينه اي برخوردار هستيم و دست به تصحيح آن زدند، كاري كه هنوز هم ادامه دارد كه آخرين آن هم تصحيح استاد موحد بود. در ارتباط با داستان ها و افسانه هاي عاميانه هم هفتاد-هشتاد سال قبل افرادي همچون «پراپ» دست به ريخت شناسي زده اند و مبناي نظريات خود را بر داستان هاي عاميانه گذاشته اند. حتي «هانس كريستين اندرسن» در ارتباط با داستان هاي شرقي و داستان هاي عاميانه زادگاه خودش كارهايي كرد و دست به بازنويسي برخي از آنها زد. برادران گريم هم چنين كاري كردند و بعد از پژوهش هاي آنان درباره افسانه هاي بومي بود كه جهانيان متوجه گنجينه هاي گرانبهاي آلماني شدند. ما هم به همت افرادي همچون ابوالقاسم انجوي و برنامه اي كه در راديو اجرا كرد متوجه اهميت اين كار شديم. جامعه دانشگاهي تازه متوجه شده كه بهترين نظريه هاي ادبي در ارتباط با همين قصه ها جواب مي دهد. برخلاف ما ايرانيان دنيا توجه ويژه اي به اين بخش از فرهنگ فولكلور خود دارد، آنچنان كه در كشوري نظير سوئد دست به تربيت قصه گو مي زنند تا قصه هاي شفاهي را براي خانواده ها بخوانند. اين در حالي است كه ما هم در فرهنگ عامه مان برخوردار از هنري همچون نقالي هستيم اما امروز اثر چنداني از آن باقي نمانده! چرا از وجود مدرسه اي براي آموزش آن محروم هستيم؟آن هم درشرايطي كه با نقالي مي توان بخش مهمي از فرهنگ عامه مان را حفظ كرد.انجام چنين كارهايي به برنامه ريزي سازمان يافته اصولي نياز دارد، با وجود برخورداري از منابع نفتي بالا، از كمترين بودجه ممكن در بخش پژوهش هاي دانشگاهي برخوردار هستيم كه همان بودجه ناچيز هم به انجام حتي ضروري ترين كارها نمي رسد.

در چنين شرايطي كه معتقديد مسئولان در خواب غفلت هستند و بودجه هاي دانشگاهي هم كفاف چنين پژوهش هايي را نمي دهد بايد چه كرد؟

به گمانم به شكل گيري پويشي مردمي با هدايت اهالي ادبيات و جامعه دانشگاهي نياز داريم، با وجود تاكيدي كه بر پايين بودن بودجه هاي علمي و فرهنگي دارم بايد بگويم كه در ارتباط با اين مورد خاص پول هم به تنهايي حلال مشكلات نيست و ما بيش از همه به مديريت اصولي نياز داريم. سازمان ميراث فرهنگي، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي يا حتي وزارت علوم بايد در اين رابطه مسئوليت راه اندازي و هدايت پويش مورد نظر را به عهده بگيرند. در قالب اين پويش مي توان از مردم درخواست كرد كه هر فردي پنج ضرب المثل منطقه زندگي اش را براي ما به سامانه مشخصي ارسال كند، آن وقت مي بينيد كه تك تك اين مردم چگونه در قالب يك گروه بزرگ به همراهي ما خواهند شتافت. برخلاف بسياري از دوستان كه معتقد به مخرب بودن فضاي مجازي هستند ما حتي از اين تكنولوژي ارتباطي هم مي توانيم در پيشبرد اهداف خود استفاده كنيم. البته منكر برخي آسيب هايي كه براي زبان به دنبال دارد نيستم اما همان آسيب را هم مي توان با آموزش و برنامه ريزي صحيح به حداقل رساند. به جاي فيلترينگ و محدوديتي كه متاسفانه تنها براي مردم است و براي خود محدود كنندگان مشكلي ندارد بهتر است باور كنيم كه مردم به حدي از رشد فكري رسيده اند كه بتوان با هدايت آنان حتي عملكردشان در فضاي مجازي را هم به سمتي صحيح سوق داد. شايد باورتان نشود اما من در برخي مناطق روستايي به افرادي برخورده ام ك عاشقانه ادبيات داستاني شان را جمع آوري كرده اند اما كسي نيست كه آنها را منتشر كند. ميراث فرهنگي و ديگر سازمان هاي مسئول به جاي هزاران كاري كه نبايد انجام بدهند قدري به سراغ كاري بروند كه وظيفه انجام آن را دارند. چرا دايره المعارف بزرگ اسلامي كه يكي از مراكز علمي مهم كشورمان است طي ماه هاي اخير قادر به پرداخت حقوق نويسندگانش نبوده است! چون نهادهاي مسئول يا اهميت حمايت از چنين مراكزي را نمي فهمند يا نمي خواهند كه بفهمند. چرا مركزي به اين مهمي كه كارهاي بزرگي انجام داده بايد در آستانه تعطيلي قرار بگيرد و پولي كه بايد براي حمايت از آن هزينه شود جاي ديگري خرج مي شود! مهم ترين مساله ما در اغلب بخش هاي فرهنگي فقدان مديريت است، وگرنه هنوز هم از حضور نيروهاي عاشق و متعهد بسياري برخوردار هستيم، افرادي كه با كمترين هزينه قادر به انجام بزرگ ترين كارها هستند. البته اينكه مي گويم هدفمان بايد اتكا به مردم باشد، منظورم مردم عادي كوچه و خيابان نيست، بلكه از تشكل هاي مردم نهاد و افراد فعال و متخصص در حوزه هاي مرتبط سخن مي گويم. متاسفانه وزارتخانه ها و نهادهاي علمي، فرهنگي ما به جاي سياستگذاري به مجري تبديل شده اند. اگر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي بودجه اي در اختيار دارد كه نبايد در اختيار كارمندانش قرار بگيرد تا در راهي كه معلوم نيست هزينه اش كنند. وزارتخانه ها بايد با سياستگذاري فرهنگي بودجه را به تشكل ها و بخش خصوصي تزريق كنند و خودشان تنها نقش ناظر داشته باشند وگرنه آسيبي جدي متوجه فرهنگ مان خواهد شد. درگذشته پدربزرگ ها و مادربزرگ هاي ما همه قصه گو بوده اند، در قصه هاي آنان چه مفاهيمي بوده؟ در همه قصه ها ظالمان به سزاي كارشان مي رسيدند و اخلاق بحثي جدي در همه آنها بوده است. شنيدن چنين قصه هايي تاثيري عميق بر روح و روان مخاطبان برجاي مي گذاشته است. از خودمان بپرسيم كه چرا جامعه امروزمان اينقدر خشن و بداخلاق شده؟ براي اينكه ما قصه نمي خوانيم، اهل مطالعه نيستيم، رمان و داستان نمي خوانيم! همه اينها منجر به آن شده كه موفق به يافتن الگويي براي خودمان نشويم. نسل امروز ما خالي از اين ابزارهاي تربيتي و سرگرم كننده است.

 مواردي كه گفتيد بحث اثرات اجتماعي ادبيات داستاني عامه است، در بحث هويت فرهنگي، بي توجهي به اين بخش منجر به بروز چه آسيب هايي خواهد شد؟

 وقتي اين اتصال از جايي قطع شود ديگر قادر به برقراري ارتباط ميان نسل هاي مختلف نخواهيم بود، اگر فرهنگ گذشته در نسل هاي بعد هم تداوم مي يافت، لايه هايي از آن برداشته شده و به آن اضافه مي شد آن وقت شاهد اين همه معضلات اجتماعي نبوديم. در گذشته هم شاهد حفظ بهتر ارتباطات اجتماعي بوديم و هم فرهنگ عامه فرصتي براي حيات پيدا مي كرد اما امروز مونس همه ما گوشي هاي تلفن همراهمان شده است.هرچند كه معتقدم اين فضاي مجازي هم يكي از ضروريات زندگي امروز است و بهتر است دست از دشمني با آن برداريم.

 بحث شبكه هاي اجتماعي به ميان آمد، ما در دوره هاي مختلف تاريخي شاهد شكل گيري گونه هاي مختلف ادبيات بوده ايم كه از جمله آنها مي توان به ادبيات مكتب خانه اي و... اشاره كرد. بعد از گذشت چندين سال مي توانيم شاهد شكل گيري گونه اي از ادبيات خاص فضاي مجازي باشيم؟

 حتما، نه تنها شاهد شكل گيري گونه اي از ادبيات فارسي در فضاي مجازي خواهيم بود بلكه حتي برخي از افراد و گروه ها هم هستند كه در شبكه هاي اجتماعي و فضاي مجازي با هدف انتقال و حفظ فرهنگ عامه فعاليت مي كنند. برخلاف گذشته كه انتقال فرهنگ دهان به دهان بوده حالا از طريق فضاي مجازي و شبكه هاي اجتماعي يك دهان براي انتقال به هزاران دهان است. در خلال نفوذ شبكه هاي اجتماعي به زندگي مردم مي توان از ظرفيت آن براي انتقال فرهنگ استفاده كرد. در اين بين كارگردان ها و نويسنده ها هم مي توانند اين فرهنگ را به ميان كارهايشان بياورند، درست مانند كاري كه دهخدا، جمال زاده، هدايت، چوبك و دانشور انجام دادند، فرهنگ را به درون قصه هايشان ريختند و آن را ميان مردم پخش كردند.اينها را مي توان در ديالوگ فيلم هاي كارگرداناني چون علي حاتمي ديد، فيلمنامه هايي كه مملو از كنايه ها و ضرب المثل هاي ايراني است. شايد باورتان نشود اما همان راديو و تلويزيوني كه در بدو ورود به كشورمان پديده اي نوظهور و مدرن به شمار مي آمدند امروز از مظاهر فرهنگ فولكلور به شمار مي آيند، درباره فضاي مجازي هم در آينده همين گونه خواهد بود و مي تواند از همين حالا بخشي از حوزه مطالعاتي ما باشد. ادبيات از اين قدرت برخوردار است كه تنها يك ابزار سرگرمي نباشد، بلكه قادر به كارآفريني باشد. از ادبيات مي توان حتي براي كار اقتصادي استفاده كرد. بايد فرهنگمان را با نيازهاي زمان انطباق بدهيم، نمي توانيم گوشه اي بخزيم و خودمان را تافته جدابافته از تحولات جهان بدانيم.

 در شرايطي كه حتي خود فعالان ادبيات هم معتقدند كه تحصيل در اين رشته بازده اقتصادي ندارد شما تاكيد داريد كه مي توان به آن نگاه اقتصادي هم داشت؟

بله، اگر قادر به تربيت نيروهاي متخصص در حوزه ادبيات بشويم در ارتباط با همين بخش ادبيات داستاني و فرهنگ عامه دست به درآمدزايي و فعاليت در بخش هاي مختلف اقتصادي خواهيم زد. جلسه اي با طراحان مد ولباس داشتم، به آنان گفتم اگر قصه هاي بختياري را نخوانيد، اگر قادر به درك اسطوره هايشان نشويد، اگر ميان تركمن ها زندگي نكنيد و ندانيد چه باورهايي دارند قادر به طراحي لباس براي آنان نخواهيد بود. اگر باورهاي مخاطبان خود را ندانيد طراحان موفقي نخواهيد شد، بخش مهمي از پاسخ اين سوالات در ادبيات داستاني عامه قابل دستيابي است. درارتباط با آشپزي هم همين طور است، بسياري از توريست ها به غير از اشتياق براي آشنايي با بناهاي تاريخي- فرهنگي هر شهر و كشوري، خواهان آشنا شدن با غذاهاي محلي آنها هستند. اين در حالي است كه استفاده از اين بخش فرهنگ عامه هم بدون مطالعه ادبيات ميسر نمي شود.اگر هتلداران و فعالان اين بخش از صنعت مان بدانند كه پشت تهيه هر غذايي يك داستان است، با استفاده از آن هم قادر به جذب توريست بيشتري خواهند بود و هم مخاطبان خود را با جزئيات بيشتري از فرهنگي كه با آن روبه رو مي شوند مواجه خواهند كرد. اين در حالي ست كه فعالان صنعت گردشگري ما كوچكترين توجهي به ظرفيت هاي نهفته در ادبيات داستان عامه و درابعاد كلي تر آن فرهنگ عامه ندارند. درارتباط با دنياي بازي هاي رايانه اي هم همين طور است، شما چرخي در بازار محصولات اينچنيني بزنيد. با چه درصدي از بازي هايي روبه رومي شويد كه قهرمانان آنها برخاسته از يكي افسانه هاي خودمان باشد؟ اصلا رد پايي از سمك عيار و امير ارسلان در آنها مي بينيد؟ اين در حالي است كه ادبيات داستاني شفاهي ما مملو از افسانه ها و قهرمان هايي كه در صورت قدري تلاش قادر به مطرح كردن آنها در سطح جهاني هم هستيم. ذهن فرزندان ما تنها مملو از قهرمانان وارداتي است، نمي گويم كه آنها بد هستند اما تاكيد دارم كه ادبيات شفاهي ما هم با بهره گيري از افسانه هايي همچون هزار و يك شب قادربه جذب نه تنها مخاطبان ايراني، بلكه خارجي خواهد بود.

به برادران گريم اشاره كرديد، دو محققي كه دست به گردآوري افسانه هاي فولكلور آلماني زدند كه در نهايت نتيجه آن حتي مورد توجه صنعت سينماي جهان هم قرار گرفت و هنوز هم بعد از گذشت سال ها شاهد ساخت فيلم ها و انيميشن هاي متعددي از افسانه هايي چون سفيدبرفي، راپونزل، شنل قرمزي و سيندرلا هستيم، در ادبيات ما هم چنين ظرفيتي نهفته است؟

بله و من به قاطعيت به شما مي گويم كه ردپاي برخي از افسانه هايي كه برادران گريم جمع آوري كرده اند به افسانه هاي ايراني مي رسد چرا كه ما برخوردار از يكي از قديمي ترين تمدن هاي جهان هستيم. من در مقاله اي توضيح داده ام كه كريستين اندرسن از كدام داستان هاي ايراني براي خلق مخلوقات ادبي خود بهره گرفته. اندرسن همان طور كه خودش هم بارها گفته بسياري از داستان هايش را از شرق وام گرفته، او بواسطه حرفه اش به عثماني سفر كرده و بسياري از افسانه هاي ما را هم شنيده است. همين انيميشن «سرنديپيتي» كه بچه هاي دهه هاي شصت و هفتاد ما با آن بزرگ شده اند ريشه ايراني دارد و من براحتي قادر به اثبات آن هستم، سندبادنامه و بخش عمده اي از افسانه هاي هزار و يك شب هم ايراني است. ما از قدرتي همچون هاليوود بهره مند نيستيم، بنابراين خودمان قادربه تزريق مستقيم افسانه هايمان به مخاطبان از طريق فيلم هاي سينمايي نيستيم اما مي توانيم با ثبت و بعد هم ترجمه آنها به چند زبان زنده دنيا راهي روشن پيش روي ادبيات داستاني عامه مان قرار بدهيم. البته براي موفقيت دراين مسير به بازآفريني و امروزي كردن اين داستان ها نياز داريم. كاري كه فردوسي انجام داد، فردوسي روايت هاي پيش از خود را در دستگاه مورد نظرش برد و به ماده اي فاخر تبديل كرد و شاهكاري به اسم شاهنامه خلق كرد، شاهكارهاي باقي بزرگان ادبي مان هم ريشه در فرهنگ عامه دارند.اصلا كار ادبيات همين است كه از زبان مردم وام بگيرد و در ظرف فاخري آن را به مخاطبان ارائه بدهد. با  وجود اين همه ما از كاركردهاي ادبيات داستاني عامه غافل هستيم، حتي جامعه شناسان و روانشناسان هم متوجه نيستند كه برخي از داستان هاي عامه ما همچون هزار و يك شب و سليم جواهري جنبه هاي درماني دارند. كدام پزشك ما به سراغ روان درماني مخاطبان خود با مثنوي مي رود؟ نمي روند چون مطالعه نكرده اند و اطلاعي در اين زمينه ندارند. شايد باورتان نشود اما از ادبيات داستاني عامه مي توان حتي در روانشناسي صنعتي هم بهره گرفت. ما در گذشته هاي نه چندان دور انواع شعر كار را داشته ايم، شعرهايي كه كارگران به شكل جمعي مي خوانده اند و منجر به تقويت روحيه و تشويق بيشتر آنان به كار مي شده است.متاسفانه در دوران قديم گمان مي كردند اگر به مولانا، خاقاني و... توجه كنند نشان از شوكت و بزرگي ست اما اگر به نقد و بررسي يك داستان عاميانه بپردازند نشان از ضعف دارد. همه اينها ناشي از ناآگاهي است چراكه آدمي دشمن آن چيزي است كه درباره اش نمي داند. همه اينها را گفتم كه بگويم ذوالفقاري تنها يك نفر است و تواني محدود دارد، ما براي نجات ادبيات داستاني عامه به هزاران ذوالفقاري ديگر نياز داريم. اي كاش مسئولان اين را بشوند و خواب غفلت بيدار شوند.

نگذاريم گنجينه ادبيات عامه به باد برود


 روزنامه ايران، شماره 6966 به تاريخ 15/10/97، صفحه 15 (ادبيات)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 23 بار
    



آثار ديگري از " مريم شهبازي"

  شعر زير تيغ دو دم فضاي مجازي / بايد و نبايدهاي حضور شاعران در «فضاي مجازي» و «شبكه هاي اجتماعي» در گفت و گو با اهالي شعر و ادب
مريم شهبازي، ايران 27/6/97
مشاهده متن    
  حمايت دولت فقط محدود به كاغذ نباشد / مديران عامل دو تعاوني «چاپخانه داران» و «ليتوگرافان» عنوان كردند
مريم شهبازي، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  نامي كه آبروي ادبيات معاصر است / سومين دوره جايزه ابوالحسن نجفي برگزار مي شود
مريم شهبازي، ايران 24/6/97
مشاهده متن    
  خانه «سيمين و جلال» چشم انتظار هيات امنا / خواهرزاده جلال آل احمد در سالگرد درگذشت او عنوان كرد
مريم شهبازي، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
  راهي براي ماندگاري آثار ادبي / مرادي كرماني به بهانه انتشار نسخه صوتي «قصه هاي مجيد» عنوان كرد
مريم شهبازي، ايران 18/6/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر
 جستجوی مطالب
کلمه مورد نظر خود را وارد کنيد

جستجو در:
همه مجلات عضو
مجلات علمی مصوب
آرشيو اين روزنامه
متن روزنامه های عضو
    
جستجوی پيشرفته



 

اعتماد
ايران
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله مليكا
متن مطالب شماره 145، دي 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است