|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/11/3: تحليل يا قواعد سرانگشتي؟
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4657
چهار شنبه 26 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4530 3/11/97 > صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان) > متن
 
 


تحليل يا قواعد سرانگشتي؟


نويسنده: دكتر زهرا موسوي

 در زندگي همه ما موقعيت هايي پيش مي آيد كه لازم است تصميمات سختي بگيريم كه لزوما از پيامدهاي آن نمي توانيم مطمئن باشيم. به اين شرايط، تصميم گيري در حالت عدم اطمينان يا قطعيت مي گويند. گرفتن مدرك دكتراي فلسفه ممكن است به پيدا كردن يك شغل با جايگاه اجتماعي خوب كمك كند، اما از طرف ديگر ممكن است با اين مدرك نتوانيم در ايران هيچ شغلي پيدا كنيم و در نهايت مجبور شويم شغلي بي ارتباط با آنچه براي آن سال هاي سال تلاش و هزينه كرده ايم، انتخاب كنيم. معاينه پزشكي براي بيماري هاي خاصي چون سرطان سينه ممكن است به تشخيص زودهنگام و درمان بيماري كمك كند، اما ممكن است هيچ مشكلي نداشته باشيم و پول ما هدر رفته باشد. به همين ترتيب، خريد خودرويي كه از قيمت و زمان تحويل آن هيچ اطلاعي نداريم، مي تواند يك سرمايه گذاري مناسب براي حفظ ارزش پول باشد، اما از سوي ديگر نيز مي تواند تنها حبابي باشد كه در كوتاه مدت ما را متحمل هزينه هاي جدي كند. «تئوري مطلوبيت انتظاري» داستاني از اين موضوع است كه ما چگونه بايد تصميم عقلاني بگيريم، زماني كه از پيامدهاي يك عمل مطمئن نيستيم. در اين حالت گفته مي شود عملي را انتخاب كنيد كه بيشترين مطلوبيت مورد انتظار را براي شما دارد.

مطلوبيت انتظاري از ميانگين وزني مطلوبيت هر كدام از پيامدهاي محتمل به دست مي آيد و مطلوبيت هر پيامد نيز از ميزاني كه يك گزينه بر ديگر گزينه ها ترجيح داده مي شود. با اين حال، موقعيت هاي بسياري وجود دارد كه در آن اين به حداكثر رساندن مطلوبيت ممكن نيست. فرض كنيد كه تصميم گرفته ايد آخر هفته به پيك نيك برويد و لازم است كه براي رفتن به پيك نيك برنامه ريزي كنيد، اما واقعيت آن است كه شما نمي توانيد برنامه ريزي دقيقي داشته باشيد، چرا كه هيچ فردي نمي تواند از پيش همه پيامدهايي كه ممكن است اتفاق بيفتد را بداند و به همين دليل نمي توانيد مطلوبيت انتظاري تان را به حداكثر برسانيد.

برخلاف برنامه ريزي براي پيك نيك، شطرنج يك بازي كاملا معلوم (در مقابل مبهم بودن وضعيت پيك نيك) است كه يك توالي از حركات بهينه در آن وجود دارد، بنابراين يك شطرنج باز نمي بازد، اگر بتواند توالي را دنبال كند. با اين حال، مشكل اينجاست كه شطرنج تقريبا 10120 توالي حركتي منحصربه فرد متفاوت دارد و هيچ انسان يا ماشيني نمي تواند توالي بهينه را پيدا كند. در اين حالت است كه ما به روش هاي غيربهينه ساز متوسل مي شويم. روش هايي كه در ايران با معادل «قواعد اكتشافي » يا معادل بهتر آن يعني «قواعد سرانگشتي» شناخته مي شوند.

در مثال هاي بالا، آنچه موجب سختي تصميم گيري مي شود، ابهام و عدم قطعيت موقعيت پيش روست كه آن را از ماهيت ريسكي جدا مي كند. در اينجا لازم است كه تفاوت ميان وضعيت ريسكي و عدم اطمينان را توضيح دهيم. ريسك شرايطي است كه تصميم گيري در آن ريسكي است، اما به هر حال امري است ممكن. در شرايط ريسك ما تعدادي متغير غيرقابل كنترل داريم كه اطلاعاتي از گذشته آنها در دسترس است. با توجه به اين اطلاعات مي توانيم روند احتمالي كه اين متغيرها ممكن است در آينده طي كنند را به دست بياوريم. در اين حالت، به ميزاني كه محاسبات ما درست از آب دربيايد و همه احتمالات را در نظر گرفته باشيم، اقدام ما صحيح و تصميم ما عاقلانه بوده است. اين درحالي است كه انتخاب هاي نامطمئن زماني رخ مي دهد كه يا 1- مجموعه اي از گزينه ها شناخته شده نيستند، يا 2- مجموعه اي از پيامدها شناخته شده نيستند، يا 3- احتمال اين پيامدها شناخته شده نباشد، يا 4- تركيبي از موارد پيش گفته با هم وجود داشته باشد.بنابراين، يك سوال مهم آن است كه با توجه به مشخصه هاي وضعيت نامطمئني همچون خريد خودرو در چند ماه گذشته، بهترين ابزار چه خواهد بود؟ كينز مي گويد: «مردم بايد از روح حيواني خود براي مبارزه با عدم اطمينان استفاده كنند، آرزوي ذاتي آنها به فعاليت، خوش بيني، اميد خودانگيخته و همه اينها باعث مي شود تا چرخ گردون بچرخد.» با اين حال خواننده را در يك ابهام از اينكه دقيقا اين روح حيواني چيست و چگونه مي توان آن را مدل سازي كرد، باقي مي گذارد.

يكي ديگر از جواب هايي كه به اين سوال داده شده است، همان جوابي ا ست كه در بالا به آن اشاره كوچكي شد و توسط اقتصاددان رفتاري، دانيل كانمن، ارائه شده است: قواعد سرانگشتي. «اين قواعد ميانبرهاي ذهني هستند كه تصميم گيري را ساده تر مي كنند. آنها رويه هاي تصميم گيري را نشان مي دهند كه يك تصميم سخت را با يك تصميم ساده جايگزين مي كنند.» اگرچه كانمن از جمله اقتصاددانان رفتاري است كه معتقد است استفاده از قواعد سرانگشتي مي تواند به خطاهاي شناختي (يا خطاي در تفكر) منجر شود و ليستي طولاني و بزرگ از سوگيري ها و قواعد سرانگشتي ارائه مي دهد كه از ديد او، براي بهبود تصميم و قضاوت نياز به اصلاح دارند. در مقابل، عده ديگري به رهبري گرد گيگرنزر، بر اين باور هستند كه اتفاقا قواعد سرانگشتي با توجه به حجم كم اطلاعاتي موردنياز و سرعت بالاي آنها، به تصميم هاي كم و بيش خوب و قابل اتكا مي رسند.

آنها معتقدند مردم روزانه تصميمات مهم و غيرمستقيمي تحت شرايط عدم اطمينان مي گيرند، تصميماتي كه اغلب تحت فشار زمان و همراه با اطلاعات و منابع شناختي محدود گرفته مي شود. از نظر آنها پديده شگفت انگيز اين است كه «در اكثر اوقات، اكثريت مردم به طرز حيرت انگيزي در اين موقعيت ها خوب عمل مي كنند، اگرچه كه تمام الزامات بهينه سازي را ندارند، چه دروني (مانند توانايي محاسبه) و چه بيروني (مانند دسترسي به اطلاعات). آنها اين كار را با استفاده از قواعد سرانگشتي انجام مي دهند، قواعدي كه نيازي به جست وجوي دقيق اطلاعات يا محاسبات جامع ندارند.»

ادبيات پژوهشي بزرگي وجود دارد كه به اين سوال مهم مي پردازد كه افراد در چه موقعيت هايي از اين قواعد استفاده مي كنند. در اين ادبيات پژوهشي مي توان به تمام قواعد سرانگشتي به عنوان يك جعبه ابزار نگاه كرد كه قواعد غيراكتشافي همچون بهينه سازي را نيز در برمي گيرد. درحالي كه «بهينه سازي به معناي حس مطلق عقلانيت مطابق با مجموعه اي از اصول موضوعه مفروض گرفته شده است، تصميم گيري مبتني بر قوانين سرانگشتي مطابق با بوم و محيطي است كه در آن تصميم گيري صورت مي گيرد و سطوح مختلفي از عقلانيت بوم شناختي و محيطي در آن قابل دستيابي است.»

«به اين ترتيب استفاده از اين قوانين نه خوب است و نه بد و ارتباط مستقيم با محيطي دارد كه در آن استفاده شده است. بنابراين ارزيابي استفاده از اين قوانين نيز صرفا با توجه به محيطي كه در آن استفاده شده، امكان پذير است. هر چقدر تطبيق ميان قوانين سرانگشتي و محيط كارآمدتر بوده باشد، درجه عقلانيت محيطي بيشتري در استفاده از قوانين سرانگشتي وجود داشته است، به عبارت ديگر مي توان گفت كارآمدي اين تطبيق در ميزان موفقيت آنهاست.»با توجه به آنچه توضيح داده شد، پاسخ من به اين سوال كه آيا خريد خودرو يك عمل عقلاني بوده يا صرفا تصميمي غيرعقلاني است كه تحت شرايط متشنج و نامطمئن اقتصادي كشور گرفته شده، اين است كه نتيجه خريد خودرو تعيين كننده است و از قيمت گذاري جديد خودرو اين برداشت مي شود كه تصميم گيري افراد در چنين حالتي عقلاني و صحيح بوده است، حتي اگر ابزارهاي استفاده از رسيدن به چنين تصميمي در اقتصاد نئوكلاسيك جايي نداشته باشد.


*پژوهشگر اقتصاد رفتاريتحليل يا قواعد سرانگشتي؟


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4530 به تاريخ 3/11/97، صفحه 29 (باشگاه اقتصاددانان)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 15 بار



آثار ديگري از "دكتر زهرا موسوي"

  چگونه افراد را متعهد كنيم؟
دكتر زهرا موسوي، دنياي اقتصاد 12/3/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه هيدروژئومورفولوژي
متن مطالب شماره 18، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است