|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/11/3: اسناد تاريخي در سمساري!
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4658
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4530 3/11/97 > صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد) > متن
 
 


اسناد تاريخي در سمساري!
گفت و گو با ناصرالدين حسن زاده، مجموعه دار اسناد درباره نامه خودكشي داور

نويسنده: فرشاد قربانپور

علي اكبرخان داور در 20 بهمن 1315 خودكشي كرد. او وزير و بنيان گذار دادگستري مدرن در ايران در زمان رضا شاه بود و در پست هاي وزير ماليه در كابينه محمدعلي فروغي (1315-1312)، وزير معارف (فرهنگ) و وزير عدليه (دادگستري) انجام وظيفه كرد. ايجاد نظام قضايي در كشور، تاسيس «اداره ثبت احوال»، تدوين «قانون ثبت اسناد»، «قانون ثبت املاك»، «قانون ازدواج و طلاق» و تاسيس بيمه ايران از مهم ترين دستاوردهاي او بود.

او فردي خوشنام بود تا جايي كه هنوز خياباني در تهران به نام اوست. داور در 25سالگي دادستان تهران شد و به ميرزا علي اكبر خان مدعي العموم شهرت يافت. در پي آن براي ادامه تحصيلات، به سوئيس رفت و تا دريافت درجه دكتراي حقوق تحصيل كرد. پس از بازگشت به ايران چند گاهي وزير معارف شد و در كابينه هاي مستوفي الممالك و مخبرالسلطنه به وزارت عدليه رسيد. داور يك فرد سياسي نيز بود. با انتشار روزنامه مرد آزاد و نيز انتخاب به عنوان نماينده مجلس از بازيگران مهم سياست شد، با تيمورتاش و نصرت الدوله همبسته و هم آوا گرديد و از پايه گذاران اصلي پادشاهي رضاشاه شد. پانزده سال بازيگر سياسي و وزير مقتدر و اصلاح طلب دوره پهلوي بود. در زمان وزارت دادگستري، او به آلماني ها بسيار نزديك شده بود. اما در همين زمان لايحه اي به مجلس برد كه درباره افزايش روابط و آغاز مذاكرات با آمريكا بود.

او در 20 بهمن 1315 درگذشت. مرگ او را بسياري رمز آلود تفسير كردند. اما پذيرفته ترين ادعا اين است كه دست به خودكشي با ترياك زد. او ترياك را در الكل حل كرده و سر كشيد. علت خودكشي هم بحث با رضاشاه بود. گويا بين او و رضاشاه اختلافي پيش آمده و او زير بار حرف رضاشاه نمي رفت. داور هنگام خودكشي تنها 15 تومان پول نقد در جيب پالتو داشت كه تنها دارايي نقدي دولتمردي بود كه روزگاري در جايگاه وزير ماليه، اقتصاد كشور را زير فرمان داشت. او همچنين با نامه اي از رضاشاه خواسته بود كه به همسر و فرزندانش كمك كند تا در تنگناي مالي نباشند. به همين جهت شاه پهلوي به فرزندانش كمك كرد. او همچنين هنگام خودكشي براي همسرش نيز نامه اي نوشته بود. آنچه در ادامه مي آيد گفت وگو با ناصرالدين حسن زاده، مجموعه دار اسناد، نامه و كتاب است. نامه خودكشي علي اكبر داور هم اكنون در ميان اسناد او قرار دارد.

نامه خودكشي داور از كجا آمد؟

سال 1378 بود كه يك مجموعه نامه هاي قديمي خريداري كردم. لابه لاي آنها به اين نامه برخوردم. در آن زمان فروشنده اين نامه ها نمي دانست كه اين نامه متعلق به علي اكبر خان داور است.

و شما متوجه اصالت آن شديد؟

بله. علي اكبر داور وقتي تصميم به خودكشي مي گيرد دو نامه مي نويسد. يكي به دربار و يكي هم براي همسرش. اين نامه اي كه اينجا ارائه مي دهيم همان نامه اي است كه به همسرش نوشته. متن آن هم به اين صورت است: «عزيزم افسوس كه در زندگاني با من خوش و راحت نبودي. پرويز و همايون را ببوس و مرا ببخش. دستت را مي بوسم. اكبر.» تاريخ آن هم 20 بهمن 1315 است. اگر به نوشتن عدد 5 در تاريخ 1315 هم توجه كنيد خواهيد ديد كه كمي بد نوشته شده. به نظر من اين به علت تاثير ترياك در آخرين لحظات زندگي است. از اين رو به نظر من اين نامه پس از نامه به دربار نوشته شده است.

شما مي دانيد كسي كه اين نامه را به شما فروخت، نامه را از كجا آورده بود؟

آنها تعداد زيادي نامه را از يك سمساري در حوالي حسن آباد خريده بودند. در ميان نامه هايي كه به من فروختند تعداد زيادي نامه متعلق به داور وجود دارد كه درباره احكام مختلفي در وزارتخانه است. اين نامه هم ميان آنها بود. احكامي از وزارت عدليه و وزارت ماليه. داور در هر دو وزارتخانه، وزير بود. از سويي متني وجود داشت از زندگي حيدرخان عمواوغلي كه به گفته خود حيدرخان و نوشته داور بود. من اين متن را در كتاب «خاطرات حيدرخان عمواوغلي» همين امسال به كمك نشر نامك چاپ كردم. اين زندگي نامه را خود علي اكبر داور در زماني كه در سوئيس بود و حيدرخان هم به سوئيس رفته بود از زبان حيدرخان شنيد و نوشت.

اين نامه خطاب به كدام يك از همسران داور نوشته شده است؟

خطاب به همسر دوم به نام شمسي خانم. چون شمسي خانم مادر پرويز و همايون بود. از سويي يكي از نكاتي كه اصالت اين نامه را اثبات مي كند وجود نامه هاي ديگري از داور خطاب به شمسي خانم در ميان همان مجموعه اي است كه خريداري كرده ام. براي نمونه نامه هايي است مبني بر اينكه به همسرش خبر مي دهد ميهمان داريم. يا اينكه براي همسرش مي نويسد صبح كه مي آمدم با خودم پول نياوردم به راننده وزارتخانه فلان مقدار پول بده بياورد و...

شما اين نامه ها را كه بدون شك قيمت مادي و معنوي بسياري دارند چگونه قيمت گذاري مي كنيد؟

من اين نامه ها را در سال 78 به قيمت 70 هزار تومان خريداري كرده ام. اما اين نامه با توجه به اصالت و مقام سياسي داور چند 10ميليون تومان مي ارزد. نمي شود به راحتي روي آن قيمت گذاشت. البته چند نفر قيمت هايي داده اند كه من موافقت نكرده ام. من حاضر به فروش آن به قيمت ده، بيست ميليون تومان نمي شوم.

به نظر شما جاي اين نامه ميان مجموعه شماست؟

نه، به هيچ وجه. اين بايد در جايي باشد كه همه از آن استفاده كنند و آن را ببينند. اي كاش ما موزه قانون يا موزه دادگستري داشتيم. يا موزه قوه قضائيه. حتي كانون وكلا هم موزه اي ندارد. در آنجا هم مي شد نگهداري كرد. حقوقدان ها بايد آن را ببينند. آنها با بررسي اين نامه ها بايد به حقيقت مسائل پي ببرند و اينكه چه شد تا داور و تيمورتاش و سردار اسعد و... به چنان روزي افتادند.

آيا از پژوهشگران ايران كسي تاكنون اين نامه را ديده است؟

اين نامه را براي اولين بار شما رونمايي مي كنيد. البته من تاكنون ده ها بار در جاهاي مختلف به داشتن اين نامه اشاره كرده ام. حتي چند بار در تلويزيون گفته ام كه دستخط خودكشي داور دست من است. اما دريغ از اينكه كسي بيايد دنبالش. حتي كسي نيامد آن را ببيند. گويي كه چنين نامه هايي براي پژوهشگران ما به نديدنش مي ارزند. كسي اصلا رغبتي به ديدن اسناد نشان نمي دهد. نه اين نامه، حتي نامه ها و اسناد ديگر هم، چنين است. براي شما نمونه اي مي آورم. من بارها در تلويزيون و... گفته ام كه اسناد مربوط به اولين ترجمه هاي تئاتري ايران يعني ترجمه مزين الدوله كاشاني كه طبيب مجبوري را از فرانسه برگردانده بود در اختيار من است. اين ترجمه بعدها با عنوان طبيب اجباري هم چاپ شده است. حتي يك نفر از تئاتري ها و پژوهشگران اين حوزه نيامدند بگويند مايليم آن را ببينيم.

 منبع: مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي
 
اسناد تاريخي در سمساري!


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4530 به تاريخ 3/11/97، صفحه 30 (تاريخ و اقتصاد)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 22 بار



آثار ديگري از " فرشاد قربانپور"

  چرا شاه هميشه فرار مي كرد
فرشاد قربانپور، اعتماد 25/10/92
مشاهده متن    
  مي خواستند از ما شهيد فرقه بسازند / گفت و گو با عنايت الله رضا
فرشاد قربانپور، اعتماد 27/9/92
مشاهده متن    
  ما و قراردادهايمان
فرشاد قربانپور، اعتماد 12/9/92
مشاهده متن    
  چنين است بهشت سوسياليسم / نگاهي به كتاب <اجاق سرد همسايه>؛
فرشاد قربانپور، اعتماد ملي 12/11/87
مشاهده متن    
  تو چرا خواب مسكو و لنينگراد را نديدي؟ / گفت و گو با اتابك فتح الله زاده به بهانه انتشار <اجاق سرد همسايه>؛
فرشاد قربانپور، اعتماد ملي 9/11/87
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بازخورد
متن مطالب شماره 8، خرداد و تير 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است