|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/11/14: اختراع را بايد از نو اختراع كرد!
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4660
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4539 14/11/97 > صفحه 28 (مديران) > متن
 
 


نكات مديريتي 
اختراع را بايد از نو اختراع كرد!


نويسنده: جعفر شمسي (jafarshamsi@gmail.com)

 پروفسور بالتازار، در دنياي كارتون ها، مخترع بزرگي بود كه هر وقت به مشكلي بر مي خورد شروع مي كرد به قدم زدن، ريختن چند قطره از محلولي ناشناخته داخل آزمايشگاهي پر پيچ و خم و بعد از چند ثانيه راه حل مشكلش، به يكباره ظاهر مي شد.

هر وقت واژه اختراع به گوشمان مي خورد ناخودآگاه ياد چيزي شبيه آزمايشگاه عجيب و غريب پروفسور بالتازار مي افتيم. براي بيشتر ما، حتي آنهايي كه تخصص هاي عالي دارند اختراع چيزي مثل آپولو هوا كردن است. اما واقعيت چيز ديگري است. مثل خيلي چيزهاي ديگر، برداشت و رويكرد غلط يا ناقصي از واژگان پتنت و اختراع در فضاي علمي و اجتماعي امروز كشور ما وجود دارد.

اختراع و پتنت واقعا چيست و مكانيزم ثبت اختراع دقيقا چه معنايي دارد؟ واژه پرطمطراق پتنت در حقيقت معادل واژه گواهي اختراع است كه در ازاي ثبت يك اختراع (معادل واژه invention) از سوي اداره ثبت اختراع هر كشور (به نمايندگي از حاكميت آن كشور) به مالك اختراع داده مي شود. اين سند در حكم قراردادي است كه بين مخترع و حاكميت امضا مي شود و به استناد آن حاكميت، انحصار استفاده تجاري از اختراع را (صرفا در همان كشور) براي يك مدت محدود براي مخترع تضمين مي كند، در عوض مخترع مي پذيرد اختراع خود را تمام و كمال براي مردم افشا كند. هدف اوليه از ابداع چنين مكانيزمي اين بود كه جامعه بتواند در يك معامله دو سر برد از ايده هاي نوآورانه ديگران بهره بگيرد. نوآوران هم بدون واهمه از به سرقت رفتن ايده هايي كه دارند آنها را براي عموم افشا كنند تا مردم اصطلاحا مجبور نباشند از اول چرخ را اختراع كنند. معامله اي كه در نهايت مي تواند چرخ نوآوري را به حركت درآورد.

اما افرادي كه مي خواهند از مزيت استفاده از حق انحصار تجاري سود ببرند ضرورت دارد چيزي كه ادعا مي كنند اختراع كرده اند الزاماتي داشته باشد. اين الزامات در ذات خود چيز پيچيده و عجيبي نيستند. از جمله اينكه فرد مخترع بايد ثابت كند محصولي كه خلق كرده جديد است، نوآورانه و كاربردي و مفيد است. در صورت تحقق اين شروط، حاكميت موظف است تضمين كند استفاده تجاري از آن، صرفا متعلق به مخترع خواهد بود. اين تقريبا تمام داستان اختراع است.

در هيچ كجاي دنيا بزرگ بودن، پيچيده بودن و بسياري از اينها تاثيري در صدور گواهي اختراع ندارد. هيچ كس اختراع شما را براي بررسي فني به دانشگاه ها نمي فرستد؟ فرض اين است اگر داريد مبلغ قابل توجهي براي ثبت اختراع مي پردازيد حتما به كار خودتان اعتماد داريد. در كشورهاي توسعه يافته و آنهايي كه سابقه بيشتري در موضوع ثبت اختراع دارند، بازار را بهترين داور براي اختراع مي دانند. اگر فكر مي كني ايده ات واقعا چيز به دردبخوري است قبل از هر كاري حتما آن را ثبت كن، از اينجا به بعد است كه ماجرا آغاز مي شود: تجاري سازي. بازار به عنوان بهترين داور، كار شما را بدون تعصب به قضاوت مي نشيند. هيچ مقام و مسوولي از مخترعان صرفا به خاطر داشتن گواهي ثبت اختراع قدرداني نمي كند. در هيچ تلويزيوني با آنها به عنوان افراد نابغه مصاحبه نمي شود. گواهي ثبت اختراع فقط به معناي اين است كه شما ايده جديد خود را افشا كرده ايد (كه لزوما ممكن است ايده درخشاني هم نباشد) و در ازاي اين كار، حق انحصاري تجاري كردن آن را دريافت مي كنيد؛ همين. تنها مخترعاني قابل قدرداني هستند كه اختراع آنها بفروشد. براي يك ورقه اختراع نه به كسي وام مي دهند، نه كسي را به عنوان نخبه و نابغه معرفي مي كنند.

اما متاسفانه در كشور ما واقعيت ديگري جاري است. برداشت عمومي اشتباه يا ناقص درباره اختراع. اگر اين برداشت غلط ترميم شود مي تواند گامي براي پيشبرد نظام مالكيت فكري و قدم مهم تري براي اصلاح چرخه نوآوري باشد. اما اگر كاري براي اصلاح آن، چه از بعد فرهنگي و از چه منظر قانون گذاري نشود نظام مالكيت فكري موجود جز هزينه، هيچ دردي را دوا نخواهد كرد.

به جز قانون اصلي ثبت اختراع كه تقريبا نمونه ترجمه شده قوانين معتبر ثبت اختراع در دنياست، ساير مقررات موجود در اين حوزه، فضا را چنان هدايت مي كند كه به جاي زمينه سازي براي شكوفايي نوآوري، ورقه ثبت اختراع بيشتر از هر چيز اهميت پيدا مي كند.

به جاي اينكه فرآيند ثبت اختراع به درستي تبيين شود و معناي دقيق اختراع و گواهي ثبت اختراع و آثار ناشي از هر كدام توضيح داده شود، چنان تصوير شده كه گويي كار مخترع با ثبت اختراع پايان مي يابد و او مي تواند با داشتن يك گواهي، از اين به بعد از مزايايي كه قانون گذار پيش بيني كرده نفع ببرد.

متاسفانه جداي از زمينه هاي فرهنگي غلطي كه موجب اين برداشت اشتباه از اختراع شده، برخي فعالان اين حوزه هم در دامن زدن به اين بازي غلط بي تاثير نيستند. توجه صرف به منافع شخصي از سوي اين فعالان و حتي بعضا متوليان كانون هاي رسمي ثبت اختراع، موجب پايمال شدن منافع عمومي شده است. گاهي اوقات اين متوليان و شركت هاي مشاوره با هدف كسب درآمدهاي بعضا كلان مشاوره هاي ثبت اختراع خارجي، به برداشت غلط «اصالت گواهي ثبت اختراع» بر خود اختراع دامن مي زنند.

هر روز شاهديم سر و كله شركت هاي مختلفي به نام مشاوره ثبت اختراع پيدا مي شود. اين شركت ها بعضا حتي مبالغ قابل توجهي را به نام ثبت PCT از افراد دانشگاهي و شركت هاي بزرگ دولتي دريافت مي كنند (در حالي كه PCT به خودي خود هيچ ارزش و اعتباري ندارد و حتي گواهي و سندي براي آن صادر نمي شود)، بدون اينكه معنا و كاركرد واقعي ثبت اختراع را براي مشتريان خود توضيح دهند. در اين بين حتي حمايت ها و بودجه هايي از دولت صرف حمايت از افراد و شركت هايي مي شود كه تحت عنوان دانش بنيان، مبادرت به ثبت اختراع در كشوري مثل آمريكا مي كنند، اختراع هايي كه عمدتا به جز كمك به مخترعان آنها براي مهاجرت، به كار ديگري نمي آيد.

هر چه هست به نظر مي رسد بايد در قوانين مربوط به ثبت اختراع يك بازنگري جدي به وجود آيد. بايد بر تمام مزايايي كه صرفا به خاطر داشتن يك ورقه اختراع براي افراد ايجاد مي شود خط كشيد و به تمام حمايت هاي دولتي از محل صندوق هاي مختلف براي ثبت پتنت در داخل و خارج كشور پايان داد. لازم است باورهاي فرهنگي موجود درخصوص اختراع را با آموزش اصلاح كرد، الزامات حقوقي ثبت اختراع و فرآيند آن را در جامعه دانشگاهي ترويج داد، فرآيند فعلي ثبت اختراع را از يك نظام سختگيرانه به نظام اعلامي تغيير داد و در نهايت باز هم يادآوري مي كنيم بايد كاري كرد كه داور اصلي اختراع و اهميت ورقه هاي اختراع، بازارهايي باشند كه از همه عادل تر هستند و توجه كمتري به روابط دارند.

به نظر مي رسد بايد اختراع را از نو اختراع كرد.

اختراع را بايد از نو اختراع كرد!


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4539 به تاريخ 14/11/97، صفحه 28 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان
نظر بدهيد

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه پرستاري داخلي - جراحي
شماره 2 (پياپي 802)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است