|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد97/11/23: پول هاي كثيف در سياست آمريكا
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4656
سه شنبه 25 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4544 23/11/97 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


پول هاي كثيف در سياست آمريكا
مجله آتلانتيك فاش كرد

نويسنده: محمدحسين باقي

دنياي اقتصاد : مجله آتلانتيك در گزارشي تفصيلي از انتقال ميلياردها دلار سرمايه از روسيه به آمريكا در اوايل دهه 1990 ميلادي پرده برداشت. به نوشته اين مجله، اين پول ها با پشتيباني سازمان اطلاعات روسيه، طبقه اي از دزدسالاران بخش بانكداران و املاك آمريكا به وجود آورد. آتلانتيك مي نويسد اين عادت غارت سالارانه جايگاه نخبگان اقتصادي روس را در پستوهاي سياست واشنگتن تثبيت كرده است. به همين دليل نيز پوتين سوار بر موج همين غارت سالاران در پي تاثيرگذاري و به دست گرفتن عنان حكومت در آمريكا برآمد.

اوايل دهه 90 «ريچارد پالمر» به مدت 2 سال رئيس پايگاه سيا در سفارت آمريكا در روسيه بود. حوادثي كه در پيرامون او رخ مي داد- انحلال شوروي و ظهور روسيه- آن قدر هرج ومرج گونه، آن قدر آسيب زا و آن قدر هيجان انگيز بود كه آنها نمي توانستند تجزيه و تحليل درستي از وقايع داشته باشند. اما پالمر به مدد تمام گزارش هاي اطلاعاتي كه روي ميزش تلنبار شده بود دركي شفاف تر از تحولات عميق آن زمان يافته بود. بيشتر بخش هاي جهان مي خواستند از مسير و سير تحول حوادث فرياد شادماني سر دهند و از اينكه مي ديدند چگونه مسير تاريخ در جهت بازار آزاد و ليبرال دموكراسي پيش مي رود شادمان بودند. اما روايت پالمر از حوادث آن زمان در روسيه واقعا آزاردهنده بود. در پاييز سال 1999، او در برابر يكي از كميته هاي كنگره ايستاد تا اعضاي كنگره را از خوش بيني به در آورد و به آنها در مورد آنچه در راه است هشدار دهد. پالمر معتقد بود كه مقام هاي آمريكايي قضاوت نادرستي در مورد روسيه دارند. واشنگتن به نخبگان رژيم جديد ايمان داشت؛ وقتي اين نخبگان تعهد خود به سرمايه داري دموكراتيك را اعلام و ابراز مي كردند، واشنگتن نشينان به سخنان آنها اعتماد مي كردند و غريو پيروزي سر مي دادند. پالمر از نزديك مي ديد كه چه مي گذرد. طي جنگ سرد، «كي جي بي» (KGB) درك كارشناسي و حرفه اي از كوره راه هاي بانكداري غرب يافته بود و «خبره جاسوسان» اين سازمان هم در تحويل پول نقد به عوامل خود در خارج از مرزها انعطاف پذير شده و با شرايط خود را منطبق ساخته بودند. اين مهارت جمع آوري و تجميع ثروت ها و فرصت هاي جديد را تسهيل كرد. در روزهاي پاياني عمر اتحاد جماهير شوروي، پالمر شاهد بود كه چگونه رقباي قديمي اش در سازمان اطلاعاتي شوروي، ميلياردها دلار پول را از خزانه دولت به حساب هاي خصوصي در اروپا و آمريكا انتقال مي دادند. اين يكي از بزرگ ترين سرقت هاي تاريخ بود.

«فرانكلين فوئر»، نويسنده مجله آتلانتيك در گزارشي در شماره مارس 2019 اين مجله در مورد «غارت سالاري» در روزهاي آغازين فروپاشي شوروي مي نويسد، واشنگتن با داستان هاي آرامش بخش به خود دلداري مي داد و اهميت شيوع اين «غارت سالاري» را دست كم مي گرفت. برداشت هايي از اين دست موجب خشم پالمر مي شد. اما حقيقت اين بود كه اينها لايه هاي جنايتكار و ذي نفعان سركشي بودند كه به دنبال بهره برداري از ضعف دولت جديد بودند. پالمر مي خواست كنگره را با اين هدف تكان دهد و كنگره را وادار به درك اين مساله كند كه اين دزدان همان نخبگاني هستند كه بر تمام «سوراخ سنبه هاي» سيستم ريشه دوانده اند و بر آن مسلط شده اند. او در كميته مجلس نمايندگان چنين توضيح مي داد و چنين شبيه سازي مي كرد: «براي اينكه آمريكا شبيه روسيه امروز شود، لازم است كه فساد گسترده اي از سوي اكثريت اعضاي كنگره و نيز وزارتخانه هاي دادگستري و خزانه داري و نمايندگان FBI، CIA، IRS و سيستم گشت مرزي، دولت، افسران محلي پليس، فدرال رزرو، دادگاه عالي و... وجود داشته باشد.» او در شهادت خود حتي به نخست وزير جديد و كمتر شناخته شده روسيه (كه او به اشتباه نامش را «بوريس پوتين» مي ناميد و شايد هم عمدي در كارش بود) اشاره كرده و او را به «كمك به غارت روسيه» متهم مي كرد.

پالمر به روشني گفت كه ايالات متحده به خود اجازه داده در اين غارت همدست شود. ارزيابي او بي رحمانه بود. غرب مي توانست اين پول ربوده شده را نپذيرد. در عوض، بانك هاي غربي اين پول هاي غارت شده را به غارهاي خود منتقل كردند. خشم پالمر هدفش اين بود كه غرب را به تامل وادارد و نشان دهد كه اين غارت سالاري نوظهور چه تبعاتي مي تواند براي خود اين قاره داشته باشد. در نهايت، روس ها علاقه زيادي به حفاظت از دارايي هاي منتقل شده خود پيدا كردند. روس ها مي خواستند اين ثروت را از دست سياستمداران اخلاق گراي آمريكايي محافظت كنند؛ سياستمداراني كه براي تسخير اين دارايي ها با يكديگر مسابقه گذاشته بودند. 18 سال پيش از اينكه «رابرت مولر»، بازرس ويژه، تحقيقات خود را در مورد مداخله خارجي در انتخابات آمريكا آغاز كند، پالمر به كنگره در مورد «هداياي خاص روس ها به سياستمداران و احزاب سياسي آمريكا براي كسب نفوذ» هشدار داده بود. آنچه در معرض خطر بود مي توانست به يك بيماري مخرب، مسري و سيستماتيك تبديل شود: ارزش هاي روسي مي توانست تاثير خود را بگذارد و سپس نظام دفاع اخلاقي سياست و اقتصاد آمريكا را فاسد و ضايع گرداند. اين «شبح نابهنگام» [منظور ريچارد پالمر است] پيام آوري بود كه در لحظه اي خاص از تاريخ از فساد جهاني سخن مي گفت. آمريكا نمي توانست خود را فريب دهد و فرض كند كه به منزله الگوي «فضيلت جهاني» مطرح است. با اين حال، زماني كه «ايگور گايدر»، نخست وزير اصلاح طلب روس در روزهاي اوليه پساكمونيستي، از آمريكا خواستار كمك براي شكار و دستگيري ميلياردرهايي شد كه «كي جي بي» فراري شان داده بود، كاخ سفيد اين درخواست را رد كرد. يكي از مقام هاي سابق CIA منطق آمريكا براي تماشاچي بودن صرف را چنين خلاصه كرد: «فرار سرمايه، فرار سرمايه است ديگر.» اما اين فرار سرمايه اي در مقياس عظيم و بي سابقه بود و مقدمه اي بود بر عصري از سرقت هاي فراوان. وقتي «گابريل زوكمان»، اقتصاددان بركلي، اين مساله را در سال 2015 مورد مطالعه قرار داد، دريافت كه 52 درصد از ثروت روسيه در خارج از اين كشور استقرار يافته است.

فروپاشي كمونيسم در ديگر كشورهاي پساشوروي - در كنار چرخش چين به سوي كاپيتاليسم- فقط بر سرمايه و البته فرصت غارت سالاراني افزود كه براي حفاظت از اسرار به خارج مي گريختند. مقام ها در گوشه و كنار جهان همواره خزانه كشورهايشان را غارت و مبادرت به جمع كردن رشوه كرده اند. اما جهاني شدن بانكداري هم صادر كردن پول هاي كثيف را آسان تر از قبل كرده و اين البته الهام بخش دزدي هاي بيشتر بوده است. براساس برخي برآوردها، بيش از يك تريليون دلار در سال اكنون در كشورهاي درحال توسعه وجود دارد آن هم در قالب پولشويي و فرار مالياتي. همچون مورد روسيه، بيشتر اين ثروت غارت شده راه به سوي آمريكا مي برد. نيويورك، لس آنجلس و ميامي در تبديل شدن به مطلوب ترين مقصد براي پولشويي در جهان به لندن پيوسته اند. اين رونق پول، موجب ثروتمند شدن نخبگان آمريكايي شده؛ همان نخبگاني كه به چنين رونقي كه برخاسته از پولشويي است دامن زدند. اين امر موجب نابودي منافع سياسي و اجتماعي كشور شده است. اگر روزگاري همگان در آرزوي يك دنياي نوظهور جهاني شده اي بودند كه ارزش هاي آمريكايي در آن مسلط بود اما پالمر نيم نگاهي به خطري جدي داشت كه بر خلاف نگاه مذكور بود: اينكه ارزش هاي غارت سالاران به ارزش هاي آمريكا تبديل شده است. اين نگاه ترسناك درحال به ثمر نشستن است.  اين بيماري واگيردار به سرعت پخش شده است و اين نيست مگر به واسطه كشوري كه از بدو تاسيس خود در فرداي فروپاشي با خطر فساد دست به گريبان بوده است. اين مساله در كتاب «اوليور بالو» با عنوان «ماني لند: چگونه دزدان و جنايتكاران بر جهان حكومت مي كنند و چگونه توانسته اند جهان را در دست بگيرند» تصوير شده است. مقالات روزنامه ها در پاييز 1999 نشان مي داد كه چگونه ميلياردها روبل روسي- كه برخي از اين پول ها به روساي جنايتكار گره خورده بود- در بانك نيويورك فرود آمده است. اين مبالغ موجب تعجب دولت بيل كلينتون شد. به همين دليل، دولت او لايحه جديد و سختگيرانه ضدپولشويي را آماده كرد كه هدفش تضعيف اختيارات بانك ها بود. اما دولت در سال آخر فعاليت خود بود و تصويب هر قانون جديدي نيازمند لابي هاي گسترده بود. بنابراين، طرح ها متوقف ماند. اگر اسامه بن لادن حمله نكرده بود، پيشنهادهاي دوران كلينتون در آرشيو دست نخورده باقي مي ماند. اما در روزهاي پس از فروريختن برج هاي دوقلو، دولت بوش قانون 342 صفحه اي تحت عنوان «قانون پاتريوت» را تصويب كرد. حس وحشت ملي لحظه اي كوتاه براي بوروكرات ها خلق كرد تا به برنامه هاي از قبل قفل شده شان جامه عمل بپوشانند. عنوان سوم قانون پاتريوت - قانون مبارزه با پولشويي بين المللي و تامين مالي ضدتروريستي- اندكي پس از 11 سپتامبر به قانون تبديل شد. اين بخش از قانون يك دستاورد قانوني اساسي بود. نمايندگان بانك هاي بزرگ در بحبوحه بحران كوشيدند تا اين اقدامات را بي اثر سازند. مقام هاي سيتي بانك بارها با مقام هاي كنگره در راهروها درگير شده و فرياد سر مي دادند. اين خشم بازتاب قدرت قانون پاتريوت بود. اگر بانكي به پول هاي مشكوكي دست مي يافت كه از خارج به داخل كشور منتقل شده، ملزم بود كه انتقال پول را به دولت گزارش دهد. اگر بانكي در برابر جريان پول هاي كثيف اقدامات لازم را انجام نمي داد با اتهامات كيفري مواجه مي شد. به همين دليل، بانك ها بايد ضمانت كافي مي دادند كه اگر قوانين را رعايت نكنند جريمه هاي سنگين بپردازند.

بيشتر آنچه روزگاري پالمر به آن اصرار شد به قانون اين كشور [آمريكا] تبديل شد. قانون پاتريوت تاثير ديگري هم داشت. بسياري از لابي گرها در نواحي مختلف دفاتر املاك و مستغلات داشتند و لابي گران صنعت املاك مي كوشيدند كه خود را از تركش هاي اين قانون دور نگه دارند تا نظارت بر معاملات و تراكنش هاي خارجي شامل آنها نشود. لابي گران بخش املاك دست به كار شدند. آنها زنان و مادران را به كوچه و بازار ريختند تا پلاكاردهايي در دست بگيرند كه عبارت «فروشي» روي آن نوشته شده بود تا نشان دهند كه بخش املاك چقدر دچار فلاكت شده است. به اين ترتيب، صاحبان املاك براي دور ماندن از تاثيرات قانون پاتريوت خود را به بدبختي زدند تا نمايندگان كنگره را متقاعد سازند كه معافيتي را براي در امان ماندن از تاثيرات اين قانون به آنها بدهند. اين معافيت يك راه گريزي به دست صاحبان املاك داد و موجب رشد خارق العاده املاك و مستغلات شد. با وجود تمام موشكافي هاي نظام مالي جديد اما خارجي ها هنوز مي توانستند «پنت هاوس» يا آپارتمان هايي به سهولت و به طور نامحدود خريداري كنند آن هم با پنهان شدن در پس شركت هاي اسمي كه در ايالت هايي مانند نوادا و دلور تاسيس مي كردند. اين دو ايالت و چند ايالت ديگر ثبت اين شركت ها را به اوج رساندند و به راحتي ميسر بود كه جبهه اي صوري به نمايندگي از يك ديكتاتور، دلال مواد مخدر يا يك اوليگارش در آمريكا شكل گيرد. به گفته « Global Witness»، يك سازمان غيردولتي ضدفساد در لندن كه در سال 1993 تاسيس شد، تهيه يك كارت كتابخانه در بسياري از ايالت ها دشوارتر از تاسيس يك شركت صوري بود.

بخش عمده اي از پولي كه قبل از تصويب قانون پاتريوت وارد بانك ها مي شد براي خريد املاك استفاده مي شد. نيويورك تايمز در مجموعه مقالاتي كه در سال 2015 نوشت اين پديده را با عنوان «برج هاي محرمانه» توصيف كرد. گزارشگران دريافتند كه بسياري از خانه هاي مجلل خريداري شده در «Time Warner Center» در ميدان كلمبوس در منهتن متعلق به مجموعه اي از «غارت سالاران» بود. يكي از اين خانه ها به خانواده يك سناتور سابق روس تعلق داشت كه روابط مشكوك او با جرائم سازمان يافته باعث شده كه ورود او به كانادا براي چند سالي ممنوع شود. خانه اي ديگر به يك تاجر يوناني تعلق داشت كه به تازگي در يك عمليات فساد ضددولتي دستگير شده بود. خانواده فرماندار سابق كلمبيا واحدي داشتند كه نمي توانستند از آن بازديد كنند. اين فرماندار زماني كه در قدرت بود چند صباحي زنداني شده بود. بسياري از اين افراد كه منكر خلافكاري هايشان بودند به شيوه هاي رايجي دست به خريدهاي كلان مي زدند. «تايمز» دريافت كه در سراسر كشور، قيمت هركدام از اين خانه ها به طور تقريبي 5 ميليون دلار بود. اين خريدها هم عمدتا به واسطه شركت هاي صوري انجام مي گرفت. اين نسبت در لس آنجلس و منهتن حتي بيشتر مي شد (جايي كه بيش از 80 درصد فروش Time Warner Center با چنين توصيفاتي جور در مي آمد). همان طور كه وزارت خزانه داري در سال 2017 اعلام كرد، تقريبا يكي از هر سه خانه گران قيمت و مجللي كه مورد نظارت قرار داده بود به يك فرد تعلق داشت؛ فردي كه دولت او را با عنوان «مظنون» رصد مي كرد. حضور بسياري از اين «خريداران در سايه» موجب مشكلاتي در صنعت املاك يا براي سياستمداران نشد. در سال 2013، مايكل بلومبرگ، شهردار وقت نيويورك سيتي چنين گفت: «آيا بهتر نيست همه ميلياردرهاي روسي را به اينجا بياوريم؟».

اين استقبال گرم باعث ايجاد يك اختلاف نظر عجيب در سياست آمريكا شد. براي مثال، مورد غول آلومينيوم «اولگ دريپاسكا» را در نظر بگيريد؛ شخصيتي كه در ماجراي دخالت روسيه در انتخابات 2016 آمريكا نامش مطرح شده است. اولگ دريپاسكا يكي از اوليگارش هاي روس است كه در دوران ولاديمير پوتين به ثروت سرشاري رسيد و به شيوه اي در خارج از روسيه سرمايه گذاري مي كند كه در راستاي منافع كاخ كرملين است. اسناد ديپلماتيك آمريكا در سال 2006 او را به عنوان يكي از انگشت شمار اوليگارش هايي توصيف مي كند كه «پوتين همواره به آنها رجوع مي كند و در سفرهاي خارجي او را همراهي مي كنند». نام او در فهرست افراد تحت تحريم آمريكا هم ديده مي شود. اولگ دريپاسكا- تاجر با نفوذ آلومينيوم- در بيش از 100 شركت بزرگ سرمايه گذاري كرده است و ارزش دارايي هاي وي به 3/ 5 ميليارد دلار مي رسد. وي يكي از افرادي است كه متهم به دخالت در انتخابات رياست جمهوري آمريكا و داشتن روابط تجاري با پاول مانافورت- مدير كمپين هاي انتخاباتي ترامپ- است. هر چند كه در بيانيه وزارت خزانه داري آمريكا به اين مساله اشاره نشده است اما دريپاسكا متهم به اقدامات غيرقانوني ديگري نظير پولشويي، رشوه به مقامات دولتي، صدور دستور قتل بازرگانان ديگر و ارتباط با تشكيلات سازمان دهي شده مجرمانه در روسيه شده است. وزارت خارجه آمريكا- كه نگران ارتباطات دريپاسكا با جرائم سازمان يافته روسي است- چند سالي است مانع ورود او به آمريكا شده است. اما اينها باعث نشده كه وي نتواند ملكي در آمريكا بخرد. او هم اكنون صاحب املاكي 5/ 42 ميليون دلاري در Upper East Side منهتن و املاكي ديگر در ديگر مناطق آمريكاست.

با گذشت زمان، شكاف ميان اهداف قانون پاتريوت و واقعيت كثيف بازار املاك آنقدر گسترده شد كه نمي شد آن را ناديده گرفت. در سال 2016 دولت باراك اوباما به دنبال آزمودن برنامه اي برآمد تا صنعت املاك را همراستا با بانك ها قرار دهد و كارگزاران اين صنعت را وادارد تا خريداران خارجي را گزارش دهند. اين برنامه قرار بود در ميامي و منهتن به اجرا در آيد اما عمر دولت او كفاف نداد. سپس دولتي روي كار آمد كه رئيسش يك زمين دار و فعال در صنعت املاك بود. جانشين اوباما تمايل بسياري داشت كه خانه ها را به خريداران خارجي گمنام بفروشد و البته به پول آنها هم اتكاي زيادي پيدا كرد. در سال 2017، رويترز املاك «سازمان ترامپ» را در فلوريدا بررسي كرد. اين بررسي نشان داد كه 77 واحد از 2044 واحد در اين سازمان متعلق به روسهاست. اما اين يك تصوير ناقص بود. بيش از يك سوم اين واحدها به شركت هايي فروخته شده بود كه در زمينه حمل ونقل و خودرو فعال بودند كه اين هم مي توانست هويت مالك واقعي را پنهان سازد. برخي مي گويند مالك اين املاك ولاديمير پوتين است. در زماني كه ترامپ در كاخ سفيد استقرار يافت، معافيت «موقت» قانون پاتريوت براي املاك وارد پانزدهمين سال خود شده بود. در سال 2011، دولت اوباما به دنبال جمع آوري اطلاعات بيشتري درباره حساب هاي خارجي بود و مي خواست آن را با كشورهاي مربوطه به اشتراك بگذارد. اما بانك ها - در كنار لابيگرهاي خود- سخت كوشيدند تا مانع اين كار شوند. برخي بانكداران آن را «امپرياليسم مالي» ناميدند و به مخالفت برخاستند و در كنگره هم به جايي راه نبرد. اين فساد نه تنها در ساختار رخنه كرد، بلكه رفتار نخبگان آمريكايي را هم تغيير داد. آنها خدمات خود را به غارت سالاران مي فروختند چراكه مي ديدند پول آنها در دسترس تر است. مدت ها پيش از اينكه پاي ترامپ وسط كشيده شود، بخش زيادي از نخبگان آمريكايي- قانون گذاران، لابي گرها، مشاوران املاك، سياستمداران و...-

وفاداري خود را به پلوتوكرات هاي جهاني به نمايش گذاشتند. ريچارد پالمر درست مي گفت. عادات غارت سالارانه چنان وسيع و همه جاگير شد كه نخبگان غارتگر روس به راحتي در پستوها جاخوش كردند. آمريكايي ها روي دست آنها زدند. يكي از رسوايي هاي روسيه اين است كه ولاديمير پوتين كوشيد بر تحولات كشور ما اعمال نفوذ كند. او نيز سوار بر موج همين غارت سالاران در پي تاثيرگذاري و به دست گرفتن عنان سياست در آمريكا برآمد.

پول هاي كثيف در سياست آمريكا


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4544 به تاريخ 23/11/97، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار



آثار ديگري از " محمدحسين باقي"

  بازگشت روسيه به افغانستان / ديپلمات هاي طالبان تا پيش از پايان تابستان به مسكو مي روند
محمدحسين باقي، دنياي اقتصاد 23/5/97
مشاهده متن    
  زلزله سياسي جمعه سياه / «تنش ۱۰۰درصدي» جانشين سياست «تنش صفر» شد
محمدحسين باقي، دنياي اقتصاد 21/5/97
مشاهده متن    
  توافق قرن در ۳۸ دقيقه / ترامپ و اون سند تاريخي را در چهار بند امضا كردند
محمدحسين باقي، دنياي اقتصاد 23/3/97
مشاهده متن    
  باخت ترامپ در قمار «اون»؟ / آمريكا كارت هاي بازي عليه كره شمالي را سوزاند
محمدحسين باقي، دنياي اقتصاد 5/3/97
مشاهده متن    
  انقلاب سوم در آمريكا / زلزله اجتماعي - اقتصادي در ايالات متحده جهان را تغيير مي دهد
محمدحسين باقي، دنياي اقتصاد 31/2/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
فصلنامه شعر پژوهي (بوستان ادب)
متن مطالب شماره 1 (پياپي 93)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است