|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/12/8: شاعرانگي يك فيلسوف
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7040
دو شنبه 2 ارديبهشت 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 7009 8/12/97 > صفحه 10 (انديشه) > متن
 
      


شاعرانگي يك فيلسوف
نسبت شعر و فلسفه در جهان انديشگي داريوش شايگان

نويسنده: محمدمنصور هاشمي

كتاب «از كران تا كران از دريا به دريا» برگردان مجموعه اشعار داريوش شايگان از فرانسه به فارسي است كه به تازگي با ترجمه گلنار گلناريان و به همت نشر شهاب ثاقب روانه بازار نشر شده است. پنجم اسفند ماه به همت مجله بخارا جلسه رونمايي اين كتاب در خانه انديشمندان علوم انساني برگزار شد. محمدمنصورهاشمي ازجمله سخنرانان اين جلسه بود كه با الهام از مقدمه اي كه هانري كربن بر مجموعه اشعار شايگان به زبان فرانسه نگاشته است به «نسبت شعر و فلسفه و جمع اين دو در جهان انديشگي شايگان» پرداخت. آنچه در ادامه مي آيد، متن ويرايش و تلخيص شده «ايران» از سخنراني هاشمي است كه مي خوانيد:

داريوش شايگان از يك طرف «فيلسوف» بود و از طرف ديگر «شاعر» و اين دو جنبه در وجود او نه تنها با هم تعارض نداشت بلكه همديگر را تكميل مي كردند. هانري كربن در مقدمه جالبي كه بر كتاب «از كران تا كران، از دريا تا دريا؛ مجموعه شعرهاي شايگان» نوشته به سنت فيلسوف شاعران ايراني پرداخته است.

همسايگي شاعران و فيلسوفان در ايران

در سنت ما با اينكه گاهي با خود فلسفه مخالفت شده است اما هيچ گاه بين شعر و فلسفه دشمني وجود نداشته است و هيچ گاه اهل فلسفه نسبت به شعر موضعي نداشته اند؛ مثلا ابن سينا قصيده هاي بسيار سروده يا سهروردي كه شايد بيش از آنكه فلسفه اش جالب باشد، داستان هاي شاعرانه اش جلب توجه مي كند. اما ملاصدرا به دليل حركت جوهري چندان شاعر خوبي نيست ولي با اين حال او نيز شعر گفته است. به نظر مي رسد در سنت فلسفي ما، فيلسوف ها نه تنها با شعر مخالفتي نكردند بلكه خود نيز به شعر پرداخته اند.

از طرف ديگر شاعران ما نيز خود فيلسوفان بزرگي هستند؛ به عنوان نمونه بر اين باورم كه فردوسي «حكيم» به تمام معنا است؛ چراكه هم به «معناي زندگي» و هم به «معناي مرگ» فكر كرده است، خيام، حافظ و... هم ديگر نمونه هاي بارز اين ادعا هستند.

شان «تخيل» در فلسفه

 اما واقعيت اين است كه در سنت غرب ماجراي كشمكش فلسفه و شعر، ماجراي پيچيده تر و دراز دامن تري است، بويژه در دوره مدرن. ماجراي شعر و فلسفه در واقع از همان روزي شروع مي شود كه فلسفه شروع مي شود. افلاطون خيلي محترمانه شاعران را از آرمانشهر خود بيرون مي كند؛ چراكه به زعم او، كاركرد منفي شاعران بيشتر از كاركرد مثبت شان در جامعه است. اما نكته جالب در مورد افلاطون اين است كه نه تنها خودش در جواني شاعر بوده بلكه تا آخر عمر شاعر باقي مي ماند.

در اين بحث مراد ما از شعر همان «خلاقيت ادبي» است معنايي كه يوناني ها از شعر به كار مي بردند. به اين معني، افلاطون با اينكه شعرا را از آرمانشهر خود بيرون مي كرد اما خود شاعر بود.

با اينكه كشمكش فلسفه و شعر از همان آغاز در سطح نظر شروع مي شود اما از همان آغاز در سطح عمل تعامل و تاثيرگذاري شان نيز شروع مي شود. ماجراي توجه فلاسفه به شعر با رساله «فن شعر» (بوطيقا) ارسطو كه در آن نگاه مهربانانه تري به شعر دارد، طبيعتا ادامه پيدا مي كند. اما در دوره تجدد فلسفه با اين تصور شكل مي گيرد كه بايد هرچه بيشتر از شاعرانگي دور شود، تخيل را نفي كند و به يك عالم رياضي فروكاسته شود. نمونه برجسته اين تلقي هم دكارت است.

دكارت هيچ جايي براي تخيل در فلسفه اش نمي گذارد و مي كوشد تا فلسفه را به چيزي مثل هندسه بدل كند. اين در حالي است كه دكارت يكي از مشهورترين جملات فلسفي اش را بر اساس تخيلش گفته است: «اگر يك شيطاني در اين عالم باشد و در حال فريب دادن من باشد من چه نقطه اتكايي دارم كه بتوانم از آن فريب فرار كنم.» و بعد آن جمله مشهورش «من مي انديشم؛ پس هستم» را مطرح مي كند. در واقع دكارت بر اين باور بود كه توانسته است «تخيل» را از فلسفه اش كنار بگذارد. اما اساسا به لطف تخيل قوي اش است كه همه فلسفه اش را بنيان گذاشته است.

فرانسيس بيكن، از ديگر فلاسفه مدرني است كه او هم سوداي اين را داشت كه فلسفه را به علم طبيعي و علم تجربي بدل كند. او خود اديب برجسته اي است به قدري كه اين شايعه مشهور درباره اش وجود دارد كه او نويسنده نمايشنامه شكسپير است! البته تنها شايعه است و هيچ سندي براي اثبات آن موجود نيست.

واقعيت اين است كه ماجراي تلاش فلاسفه براي كنار گذاشتن شعر در دوره جديد، ماجراي جالب و تامل برانگيزي است. اين تلاش ادامه پيدا مي كند و در فلسفه كانت، به يك تعارض مي انجامد. او در مقدمه كتاب «نقد عقل محض» جايگاه ويژه اي براي تخيل قائل مي شود و عنوان مي كند كه تخيل به شاكله سازي كمك مي كند. اما در ويرايش دوم، اين بخش ها را حذف مي كند. مارتين هايدگر، فيلسوف شهير آلماني در قرن بيستم، بر وجهه شاعرانگي كانت تاكيد مي كند و معتقد است كه بايد فلسفه كانت را از اين رهگذر خوانش و فهم كرد.

هايدگر؛ فيلسوفي كه «شعر» را بر «فلسفه» ترجيح داد

هرقدر فلاسفه در دوره مدرن تلاش مي كنند كه تخيل و شاعرانگي ذهن بشر را كنار بگذارند باز اين شاعرانگي سر و كله اش از جاي ديگري پيدا مي شود. آخرين تلاش بزرگ فيلسوفان براي حذف تخيل در قرن بيستم را پوزيتيويست هاي منطقي رقم مي زنند. آنان تلاش مي كنند كه زبان معمول را كنار گذاشته و زبان منطق جديد را جانشينش كنند. در واقع زبان منطقي بياورند كه اشكالات زبان روزمره را نداشته باشد. چون از نظر آنان، فلسفه ناشي از اين اشكالات روزمره است و چون زبان كفايت نمي كرد، ما نمي توانستيم مسائل فلسفي را حل كنيم. نتيجه تلاش آنان اين شد كه در همان قرن بيستم فيلسوفي مثل مارتين هايدگر پيدا شود و «شعر» را بر «فلسفه» ترجيح دهد.

هايدگر معتقد است كه ما آدم ها «وجود» را فراموش كرده ايم. به زعم او، فلسفه قرار بود راجع به وجود بحث كند اما امروزه ما تنها راجع به «موجودات» صحبت مي كنيم. به باورهايدگر، مادامي مي توان با عالم همدلي پيدا كرد كه بتوانيم صداي سخن «وجود» را بشنويم و شنيدن اين صدا تنها از رهگذر عالم شاعرانه فلاسفه پيش از سقراط ميسر است.

معادله جالب «خلاقيت» و «تخيل»

غير از فلسفه، ابزارهاي ديگري هم براي شناخت بشر وجود دارد؛ يكي از آن ابزارها «روانشناسي» است. در روانشناسي جديد مي دانيم كه براي شكل گيري ذهن كودكان و دانشمند، فيلسوف يا نويسنده شدن آنان بايد جنبه خلاق ذهن كودكان را پرورش داد.

واقعيت اين است كه «خلاقيت» با «تخيل» نسبتي مستقيم دارد، خلاقيت نتيجه پرورش تخيل است. امروز همه فيلسوفان علم قبول دارند كه ما در حوزه كار علم تجربي نيز از «تخيل» استفاده جدي مي كنيم. وقتي يك فيزيكدان، مدلي فيزيكي ترسيم مي كند، از تخيلش استفاده مي كند. همه مدل سازي هايي كه در حوزه علم انجام مي دهيم، همه نتيجه و برآيند پرورش تخيل است؛ به اين معني اساسا مرز روشني از يك طرف ميان علم تجربي و فلسفه و از طرف ديگر ميان فلسفه و ادبيات و هنر وجود ندارد.

«شعر» و «فلسفه» دو دستگاه متفاوت بيان هستند اما دو دستگاهي نيستند كه يكي از آنها بتواند جانشين ديگري شود و مهم تر اينكه اين دو دستگاه همديگر را كامل مي كنند. اين دو دستگاه كمك مي كنند كه ما دنيا را بهتر و كامل تر فهم كنيم. از همه اينها مهم تر براي پرورش يافتن يك ذهن موفق در واقع رشد همه اين جنبه ها را نياز داريم.

خلاقيت ذهني شايگان از كجا نشات مي گرفت؟

 من در 11-10 سالي كه اين افتخار را داشتم با دكتر شايگان حشر و نشر داشته باشم از خلال خواندن آثارش، دريافتم كه ذهن او به لحاظ فطري و ذاتي يك ذهن شهودي است؛ يعني از «ذهني شاعرانه» برخوردار است كه به لطف تحصيل در انگلستان، استدلال كردن را هم خوب آموخته بود.

اگر قرار است آدم هاي موفق داشته باشيم، اگر قرار است داريوش شايگان ها در فرهنگ خود داشته باشيم لازم است كه از خود بپرسيم يك ذهن زيبا و خلاق مثل ذهن داريوش شايگان چگونه شكل مي گيرد؟ اين ذهن در واقع حاصل تعادل قواي مختلفي است كه ذهن هركدام از ما دارد، رشد متناسب آنها و تعامل آنها با يكديگر. ذهن شايگان «جنبه شهودي» بالايي داشت بنابراين او به عنوان فيلسوف بيشتر «جستارنويس» است.

«خلق مفاهيم» كاري است كه فيلسوفان و شاعران انجام مي دهند و به تعبيري هر دو از زبان استفاده خلاقانه مي كنند. جاي تاسف دارد كه نظام آموزشي مبتني بر محفوظات ما هنوز هم كه هنوزاست هوش را فقط به كساني كه رياضي خوبي دارند، نسبت مي دهد و بقيه را كم هوش تلقي مي كنند! نتيجه اين تلقي و رويكرد حافظه محوري، اين شده است كه افراد زيادي تحصيلات عاليه دارند، مدرك مي گيرند، استاد دانشگاه مي شوند اما در نهايت آنكه بايد بشوند، نمي شوند. در واقع چيزي از خود باقي نمي گذارند كه براي بيش از بايگاني دانشگاه به كار آيد و در حقيقت چيزي به دنيا اضافه نمي كنند. چيزي به دنيا اضافه كردن، مستلزم «خلاقيت» است و نظام آموزشي ما خلاقيت كش است.

شايگان در دوره اي شعر گفت اما در تمام طول زندگي اش با شعر سروكار داشت هرچند شعر هاي زيادي هم حفظ نبود و اين براي من بسيار جالب بود و دقيقا تفاوت نحوه تكوين يك ذهن خلاق با نظام آموزشي حافظه محور را نشان مي دهد.

بايد روزي اين نظام آموزشي محفوظات محور جايش را به نظامي دهد كه در آن نظام، آدم ها از منظر خود به دنيا بنگرند و آن نگاه خلاقانه منحصر به فرد خود را رشد دهند. به اين اعتبار، معتقدم ويژگي خاص داريوش شايگان اين بود كه نگاه خود را به دنيا داشت و از نگاه خودش دنيا را تفسير مي كرد. اين جنبه شاعرانه تفكر شايگان و جنبه فكري شايگان شاعر، داد و ستدش، تاثير و تاثرش بر همديگر نتيجه اش شده بود يك ذهن زيبا و خلاق كه مي توانست چيزي را به دنيا اضافه كند. اميدوار هستم كه ما در نظام آموزشي مان اين را در نظر بگيريم كه بهتر است آدم هاي خلاق پرورش دهيم و به نگاه بچه ها احترام بگذاريم و نگاه هريك از آنان را رشد دهيم.


*پژوهشگر فلسفه و عضو هيات علمي بنياد دايره المعارف اسلاميشاعرانگي يك فيلسوف


 روزنامه ايران، شماره 7009 به تاريخ 8/12/97، صفحه 10 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 31 بار
    



آثار ديگري از " محمدمنصور هاشمي"

  تك نگاري فيلسوف
محمدمنصور هاشمي، شرق 13/10/96
مشاهده متن    
  پروست و زمان
محمدمنصور هاشمي*، اعتماد 13/10/96
مشاهده متن    
  قصه ها و انديشه ها
محمدمنصور هاشمي، شرق 25/7/90
مشاهده متن    
  هويت انديشان و ميراث فكري احمد فرديد
محمدمنصور هاشمي، ايران 12/10/86
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه مكانيك كاربردي و محاسباتي
شماره 2 (پياپي 502)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است