|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/12/8: عقلانيت اعتماد
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7040
دو شنبه 2 ارديبهشت 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 7009 8/12/97 > صفحه 10 (انديشه) > متن
 
      


عقلانيت اعتماد
گفتاري از استاد مصطفي ملكيان

نويسنده: دكتر مصطفي ملكيان

چرا جامعه ما از بي اعتمادي رنج مي برد؟

 در كشور ما، اعتماد همچون بسياري از امور اجتماعي ديگر، محل توجه قرار نمي گيرد و چون محل توجه نيست راه براي گفت وگو هم بسته شده است. يك فيلسوف آلماني تبار امريكايي كه در اواخر قرن نوزدهم و اوايل قرن بيستم زندگي مي كرد، ادعايي كرده كه بيراه نيست. به زعم او «عميق ترين خاستگاه فلسفه هر انساني، خاستگاهي كه كل فلسفه آن انسان را شكل مي دهد و تغذيه مي كند اين است كه تا چقدر به انسان ها اعتماد دارد» فلسفه ها را مي توان از اين جهت كه چقدر به نوع بشر اعتماد دارند، تقسيم بندي كرد.

 نخستين نكته اي كه در بحث اعتماد بايد به آن توجه كرد خلط نكردن «اعتماد» و «قابليت اعتماد» است. هر انساني به لحاظ اخلاقي وظيفه دارد چنان زندگي كند كه قابل اعتماد باشد اما آيا هر انساني به لحاظ اخلاقي وظيفه دارد كه به ديگري اعتماد كند؟ ظاهرا چنين چيزي نيست. آنچنان كه قابليت اعتماد وظيفه اخلاقي ما است و هر كدام از ما بايد چنان زندگي كنيم كه ديگران بتوانند به ما اعتماد كنند اما آنقدر محرز نيست كه وظيفه اخلاقي ما اين باشد كه به ديگران اعتماد كنيم.

«اعتماد كردن من به ديگري» يك بحث و «اعتماد ديگري به من» بحث ديگري است. هر كدام از ما وظيفه داريم كه چنان زندگي كنيم كه ديگران بتوانند به ما اعتماد كنند. بنابراين، «اعتماد» غير از «اعتمادپذيري» است.

 اما از نظر اخلاقي در چه موارد بايد اعتماد و در چه مواردي نبايد اعتماد كنيم؟ درباره اعتماد، بحث ديگري هم قابل طرح است و آن «اعتماد به خود» و «اعتماد به ديگري» است. ما گاهي به لحاظ اخلاقي نياز داريم كه به خودمان اعتماد كنيم اما گاهي متعلق اعتماد خود ما نيستيم بلكه ديگري است. اينجا ديگري به سه قسم تقسيم مي شود؛ گاهي ديگري كه من به او اعتماد مي كنم، شخص است و گاه شيء است. (به عنوان مثال من بايد به استحكام صندلي كه روي آن مي نشينم اعتماد داشته باشم). گاهي نه به شخص اعتماد مي كنيم و نه به شيء؛ بلكه به «نهاد» اعتماد مي كنيم (مثلا به نهاد آموزش و پرورش يا حكومت در كشورمان اعتماد مي كنيم.)

بنابراين، يك بحث «متعلق اعتماد» است و بحث ديگر اين است كه من در چه چيزي و در چه زمينه اي اعتماد مي كنم؟ در اين مقوله، بحث حدود اعتماد مطرح مي شود، ممكن است من در يك زمينه اي خاص به فردي اعتماد داشته باشم اما در زمينه ديگري به همان شخص اعتماد نداشته باشم.

اما اعتماد چه فوايدي بر اعتمادكننده خواهد داشت؟ چرا ما نياز به اعتماد داريم؟ آيا اين فوايد همه جا يكسان هستند؟ آيا اين فوايد بيشتر مضرات هستند؟ اگر بنا بر اين است كه من بايد اعتماد كنم، بايد اعتماد را يكطرفه بدانم يا نه من نيازي ندارم كه از ديگري توقع اعتماد داشته باشم. آيا اعتماد به گفته روشنفكران يك پديده ديالكتيكي است؟

واقعيت اين است كه اعتماد سه مولفه دارد؛ نخست، شخص اعتمادكننده، دوم كسي كه به او اعتماد مي شود و سوم حدي كه اعتمادكننده نسبت به اعتمادشونده دارد.

كساني هستند كه به لحاظ روانشناختي چنان به دنيا آمده اند يا چنان تربيت شده اند كه به همه اعتماد مي كنند؛ به تعبيري «اعتماد عام» دارند كه به لحاظ روانشناسي اجتماعي بسيار مي تواند زيان بار باشد. دو عامل باعث چنين تربيتي مي شود؛ نخست، عامل ژنتيك و دوم عامل تربيت. گويي داشتن اعتماد استثناناپذير، يك «فضيلت» است؛ اين در حالي است كه «اعتماد عام» بسيار مي تواند مضر باشد و بايد در اعتماد «عقلانيت» حاكم شود. اما عقلانيت از كجا پديد مي آيد؟ در 5 مورد، اعتماد كردن از عقلانيت برخوردار است؛

نخست، اگر اثبات شود ديگري دوست يا عاشق ما است منفعت ما، منفعت او نيز خواهد بود. بنابراين مي توان به او اعتماد كرد.

 دوم، وقتي كه اثبات شود منافع ما با ديگري هم سرنوشت است.

سوم، وقتي كه براي ما احراز شود كه ديگري فردي اخلاقي است؛ و به تعبير ديگري از حداقل اخلاقيت برخوردار است.

چهارم، وقتي كه بدانيم رفتار ديگري در مقام يك متخصص تحت نظارت و مانيتورينگ است.

پنجم، وقتي كه ديگري تا به امروز به ما خيانت نكرده باشد.

گفتني است كه موارد چهارم و پنجم در مقايسه با سه مورد نخست از قطعيت كمتري برخوردار هستند.

 اگر «عقلانيت اعتماد» در اين 5 مورد باشد و اگر بپذيريم كه اخلاقيت ما نبايد از عقلانيت ما دور باشد، آنگاه مي توان اينگونه نتيجه گيري كرد كه هر جا اعتماد ما عقلاني بود، اخلاقي هم هست. عقلانيت و اخلاقيت بايد با هم همسو باشند، به جز اين 5 مورد، نه فقط اعتماد، عقلاني نيست كه اخلاقي هم نيست. «قابل اعتماد بودن» وظيفه اخلاقي ما است اما «اعتماد كردن ديگري به ما» فقط در اين پنج مورد عقلاني و اخلاقي است.

كساني كه استعداد اعتمادشان بيشتر از اين 5 مرحله مي شود، آنان به لحاظ دروني و انفسي زندگي بهتري دارند اما قطعا از لحاظ بيروني، آفاقي و ظاهري، با وضعيت بدتري در زندگي مواجه خواهند شد. براي مثال در دوره اي از جريانات سياسي معاصر، مصدق و كاشاني پديد آمدند در اين دوره، گروهي به مصدق اعتماد صددرصدي داشتند و گروهي به كاشاني. اينها به لحاظ رواني وضعيت خوبي داشتند چون بر اين باور بودند كه هر چه مصدق يا كاشاني گفت، عمل مي كنيم. اما سوال اينجا است كه آيا به لحاظ objective هم وضعيت شان بهتر خواهد شد؟

غرض از اين مثال اين است كه وقتي اعتماد از حد عقلانيت و اخلاقيت فراتر مي رود، شايد از نظر دروني به ما آرامش دهد اما قطعا از نظر بيروني به ما آسيب خواهد زد و به همين خاطر است كه افراد با وجود اينكه دليل متقني براي اعتماد ندارند به ديگري اعتماد مي كنند چون مي خواهند از درون آرامش داشته باشند و به همين خاطر مي گويند ما خود را به فلان رجل سياسي يا متفكر سپرده ايم و به او اعتماد مي كنيم.

فقط سفيهان به همه كس اعتماد مي كنند اين در حالي است كه اعتماد حدود دارد. نمي توان به افراد در همه چيز اعتماد كرد ممكن است ما به «خيرخواهي» ديگري اعتماد داشته باشيم اما به «آگاهي» او اعتمادي نداريم. بنايران نمي توان بنا بر اعتمادي كه در زمينه خيرخواهي كسي داريم به آگاهي او هم اعتماد كنيم. سوم اينكه نبايد از گذشته كسي درباره آينده او استنتاج كرد، ممكن است كه تا به امروز من مال كسي را نخورده باشم اما از صبح فردا به اين كار اقدام كنم.

بزرگترين لطمه اي كه جامعه ما در چهل سال اخير خورده، از دست رفتن اعتماد در جامعه است. اين بي اعتمادي، بزرگترين خسارت را به جامعه ما زده است. وظيفه اخلاقي ما است كه اعتماد كنيم به كساني كه قابليت اعتماد دارند.

*مكتوب حاضر متن ويرايش و تلخيص شده «ايران» از سخنراني استاد مصطفي ملكيان است كه 4 اسفند ماه در هفتمين گردهمايي سالانه كانون گفت وگوي امام موسي صدر در محل ايوان شمس ارائه شد.

عقلانيت اعتماد


 روزنامه ايران، شماره 7009 به تاريخ 8/12/97، صفحه 10 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 33 بار
    



آثار ديگري از "دكتر مصطفي ملكيان"

  «سلوك با خود» مقدمه اي براي صلح / ارتباط صلح درون با صلح بيرون در نظر مولانا
دكتر مصطفي ملكيان، ايران 12/10/97
مشاهده متن    
  حق جويي در دو عرصه ي واقعيت و ارزش
دكتر مصطفي ملكيان، ايران 27/9/97
مشاهده متن    
  نام جاودانه / 4 ويژگي كه مي تواند هر متفكري را در تاريخ ماندگار كند
دكتر مصطفي ملكيان، ايران 30/7/97
مشاهده متن    
  مسائلش با شبه مسائلش خلط نمي شود / ٤ ويژگي از نمايش «من...»
دكتر مصطفي ملكيان، شرق 4/10/96
مشاهده متن    
  دو نگاه انتقادي به آراي طباطبايي
دكتر مصطفي ملكيان *، دنياي اقتصاد 28/1/96
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه دانش حقوق مدني
متن مطالب شماره 2 (پياپي 702)، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است