|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه ايران97/12/11: چرا در ايران «تاريخ فرهنگي» نوشته نمي شود؟
magiran.com  > روزنامه ايران >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 7040
دو شنبه 2 ارديبهشت 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2825
magiran.com > روزنامه ايران > شماره 7011 11/12/97 > صفحه 10 (انديشه) > متن
 
      


چرا در ايران «تاريخ فرهنگي» نوشته نمي شود؟
تاملي در باب تطور مفهوم «تاريخ فرهنگي»

نويسنده: دكتر مصطفي مهرآيين

تاريخ نگاري حداقل تا دو دهه پيش عمدتا همان تاريخ كلاسيك و سنتي بود و هنوز هم يكي از ضعيف ترين رشته هاي علوم انساني در ايران، رشته «تاريخ» است؛ چون آنچنان كه بايد دانش آموخته هاي اين رشته، مطالعه نظري ندارند و به لحاظ معرفت شناختي و روش شناختي كماكان در همان پارادايم هاي سنتي تاريخ نگاري كلاسيك به سر مي برند.

از دهه هفتاد به بعد در ايران در حوزه كتاب، ترجمه و تاليف اتفاقاتي افتاد و از آن جمله ترجمه «نظريه فرهنگ» بود كه متعاقب آن اصطلاحي تحت عنوان «تاريخ فرهنگي» مد شد و بسياري در خصوص امكان و امتناع آن در ايران به اظهار نظر پرداختند. اما واقعيت اين است كه هيچ يك از اين مناقشه ها واقعي نيست و تنها حاصل يك تحول معرفتي و ترجمه اي است.

منظور از «تاريخ فرهنگي» موضوع شدن «فرهنگ» در تاريخ يا داشتن رويكردي فرهنگ گرا به تاريخ است. در قرن هجدهم «تاريخ فرهنگي» به دستاوردهاي هنري و فرهنگي اطلاق مي شد و وقتي از تاريخ فرهنگي سخن به ميان مي آمد، مقصود تاريخ نقاشي نقاشان بزرگ، تاريخ موسيقي، تاريخ پزشكي و... بود.

اما در قرن نوزدهم ياكوب بوركهارت، تاريخ نگار سوئيسي فرهنگ و هنر، تعريف ديگري از فرهنگ ارائه كرد و از اين پس، فرهنگ به جاي اينكه بر محصولات و دستاوردهاي هنري تمركز كند در معناي ارزش ها، شعائر و باورهاي يك جامعه به كار رفت. البته آن چيزي كه بوركهارت انجام مي دهد هنوز در چارچوب تاريخ سياسي است. دليل آن هم اين است كه چارچوب تحليلي بوركهارت مربوط به دولت-ملت است. او ريشه تمام مدرنيته را در وضعيت سياسي دنياي غرب جست وجو مي كرد.

قرن بيستم و در بين دو جنگ، تاريخ نگاري هنوز «تاريخ نگاري سياسي» است چون هنوز دولت-ملت ها مهم هستند. در اين دوره تاريخ ديپلماسي، تاريخ نظامي، تاريخ مردان بزرگ يا رويدادهاي بزرگ مثل انقلاب ها برجسته مي شود. همچنين در بين دو جنگ به دنبال تاثيراتي كه ماركسيسم گذاشته بود، بحران هاي اقتصادي دهه 20، انقلاب 1917 و... باعث شد تا«تاريخ اقتصادي» نيز رواج پيدا كند. واقعيت اين است كه در اوضاعي كه مشكلات اقتصادي وجود دارد، تاريخ اقتصادي برجسته مي شود و شايد دليل اينكه تاريخ فرهنگي در كشور ما نوشته نمي شود، اين است كه ما هنوز گرفتار «پارادايم اقتصاد» هستيم.اما در نيمه دوم قرن بيستم و بعد از 1945 با توجه به استقلال بسياري از كشورها، جنبش هاي متعدد مثل جنبش فمينيستي، اتحاديه هاي كارگري، جنبش هاي دانشجويي، حقوق مدني، جنبش سياهان، مهاجران، كارگران و امثال آن اتفاق افتاد و به يكباره «تاريخ اقتصادي» به سمت «تاريخ اجتماعي» شيفت پيدا كرد. اينجا بود كه بحث هاي اميل دوركيم، كارل ماركس و ماكس وبر برجسته شد.

در سال هاي 1960 تا 1970 تاريخ نگاري به سمت ساختارهاي باورمند رفت؛ ساختارهاي ذهن، تاريخ زندگي روزمره و اعتقاداتي كه در زندگي روزمره مي افتاد و پس از آن، مطالعات فرهنگي در انگلستان كليد خورد. اين شيوه از مطالعات، در قرائت شان از دنياي غرب، نگاه فرهنگي داشتند و مطالعات فرهنگي وظيفه خود را احياي صداي بي صداها مي دانست. به همين دليل به سمت احيا كردن «گفت وگوهاي فرهنگي» مربوط به اين گروه هاي اجتماعي رفت. چون معتقد بودند كه آن چيزي كه اينها را به حاشيه رانده است، همان دنياي گفتماني غرب است.

اما فارغ از سيري كه تاريخ فرهنگي از سر گذرانده بايد گفت كه امروز تاريخ فرهنگي از مساله «معنا» گذر كرده است. تاريخ فرهنگي جديد نه ريشه در اومانيسم دارد و نه فرديت و اتفاقا برعكس، خود فرد هم يك محصول گفتماني است و بهتر است به جاي چرخش فرهنگي بگوييم «چرخش زبان شناختي» رخ داده است.

ما در جامعه شناسي فرهنگ سه مكتب بيشتر نداريم؛ دو مكتب گرفتار مساله «معنا» است و يك مكتب از مساله معنا گذر كرده است. مكتب اول، مكتب دوركيم، ماركس و وبر است كه به آن «مكتب كلاسيك ها» مي گوييم. مكتب دوم كه «مكتب نئوكلاسيك ها» است، افرادي همچون پيتر برگر و تامس لاكمن آن را نمايندگي مي كنند و مكتب سوم رويكرد پساساخت گرا است.

مساله دوركيم و ماركس و وبر، شكاف بين عين و ذهن بود. به زعم آنان، جامعه محصول انسان است. اما در دنياي امروز، همين جامعه در برابر انسان ايستاده است و پرسش آنان اين بود كه چطور مي توان اين جهان را به انسان برگرداند؟ راه حل ماركس، دوركيم و وبر اين است كه جامعه بايد خود را تبديل به چيزي از جنس ذهن، متن و مفهوم كند. اينها بايد تبديل به دنياي زبان شوند تا بتوان آنها را مجددا به درون انسان ها برد.

اما برگر و لاكمن معتقد بودند كه جامعه يك امر از پيش داده شده نيست. جامعه دائما در كنش ما، زبان ما و در تعاملات ما خلق مي شود و ما اصولا در درون نظام هاي معنايي هستيم و دائما با زندگي كردن در درون نظام هاي معنايي و با استفاده از توان زباني مان جامعه را مي سازيم. مساله اصلي ما از نگاه برگر و لاكمن، شكاف جزء و كل است. به زعم آنان، هر جزء زندگي فاقد معنا است. برگر و لاكمن مي خواهند نشان دهند كه در واقع ما چگونه مي توانيم جامعه را معنادار كنيم.

هر دو نظريه اخير، درگير مساله «معنا» است. اما رويكرد پساساختارگرايي از مساله معنا گذر كرده است و اصولا معنا مساله نظريه فرهنگي نيست؛ به تعبيري، ديگر مساله بر سر «محتوا» نيست بلكه مساله «فرم» است. اينجا كساني مثل فوكو و هابرماس معتقدند  مساله ما اين نيست كه چه چيزي را بايد منتقل كنيم بلكه چگونگي اين انتقال است كه اهميت دارد. مساله نظريه فرهنگ نه شكاف عين و ذهن است نه شكاف جزء و كل بلكه مساله «ارتباط» است.

در تاريخ فرهنگي جديد، بحث بر سر حدود تفكر در جامعه است؛ اينكه حدود تفكرها تا كجاها ممكن است و اينجا است كه بايد از خود بپرسيم كه چقدر اين ساختارها ما را در زندان مي اندازند؟ به نظر مي رسد كه اين ساختارها زندان هاي واقعي ما در جهان امروز هستند. امروزه همه ما در حبس هستيم؛ چون حدود فرهنگي حصر مي سازد. اين حدود فرهنگي اجازه فكر كردن، شاد بودن، متفكر شدن و انسان شدن نمي دهد و در اين فضا است كه ما انسان ها به موجوداتي زائد بدل مي شويم.


*عضو هيات علمي مركز سياستگذاري علمي كشورچرا در ايران «تاريخ فرهنگي» نوشته نمي شود؟


 روزنامه ايران، شماره 7011 به تاريخ 11/12/97، صفحه 10 (انديشه)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 33 بار
    



آثار ديگري از "دكتر مصطفي مهرآيين"

  قدرتي كه «گفت و گو» مي آفريند / چه وقت مردم احساس مي كنند كه «ديده» و «شنيده» مي شوند؟
دكتر مصطفي مهرآيين، ايران 31/1/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات قلب و عروق و قفسه سينه
شماره 1 (پياپي 1101)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است