|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد98/1/31: توهم نقدينگي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4632
دو شنبه 27 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4587 31/1/98 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


سرمقاله 
توهم نقدينگي


نويسنده: دكتر علي فرحبخش

 سيل اخير كه بسياري از مناطق كشور را درنورديده است، پيام ديگري داشت حاكي از آنكه اگر به علل و عوامل طبيعي توجه درخوري نشود و به باد فراموشي سپرده شوند، اين نظام علت و معلولي، ما را فراموش نخواهد كرد و در يك لحظه همه چيز را با خود مي برد و به صغير و كبير رحم نمي كند تا بلكه درس عبرتي فراموش نشدني به ما بدهد كه ممكن است ما را فراموش كنيد؛ ولي ما هيچ گاه شما را فراموش نخواهيم كرد.

سيل نقدينگي نيز بارها چنين درسي را به ما آموخته است كه اگرچه مي توان در مدت كوتاهي با ورود بي سابقه كالاهاي وارداتي، تثبيت نرخ ارز، افزايش نرخ واقعي سود بانكي و بهبود انتظارات، آثار آن را براي مدت كوتاهي به تعويق انداخت، ولي هنگامي كه اين غول از چراغ جادو خارج شود، هيچ كس را ياراي مقاومت در برابر آن نيست و همچنان كه تجربه ميانه دهه 50 و ابتداي دهه هاي 70 و 90 نشان مي دهد، سيل نقدينگي آن چنان قيمت ها را بالا مي برد كه دولت ها سراسيمه به مصداق جمله معروف «الغريق يتشبث بكل حشيش» به هر شاخه خشكيده اي چنگ مي زنند تا خود را از شر اين سيل خروشان نجات دهند و در اين ميان حتي از تنبيه آحاد اقتصادي نيز كه خود درماندگان اين سيل خانمان برافكن هستند، فروگذاري نمي كنند.

رفتار دولت ها پس از سيل نيز مشابه رفتار آنان پس از بحران هاي اقتصادي است كه در مدت كوتاهي كميته هاي حقيقت ياب تشكيل مي شود و كارشناسان جلسات مختلفي تشكيل مي دهند و پروژه هاي ميلياردي تعريف مي شوند؛ ولي پس از مدتي نتايج حاصله به بايگاني راكد سپرده مي شود و باز آش همان آش است و كاسه همان كاسه.

براي آنكه بتوان اين سيكل معيوب را توصيف كرد، مايلم استفاده دولت ها از ابزار نقدينگي را به استعمال مواد مخدر يا داروهاي توهم زا تشبيه كنم. قياسي كه اگرچه ممكن است مع الفارق به نظر برسد، ولي به دلايلي كه تشريح خواهم كرد، كاملا پذيرفتني است.

1- هر دو به كاربران خود شور و شعفي وصف ناشدني در هنگام استفاده مي دهند، مواد مخدر به فرد لذت نشئگي مي دهد كه تمام مشكلات خود را فراموش شده مي بيند و به آنها احساس «دم غنيمت است» دست مي دهد. سياستمداراني نيز كه مي توانند به مدد افزايش نقدينگي بسياري از پروژه هاي كلان را افتتاح كنند، با يارانه هاي عمومي و خاص محبوبيت كسب كنند و وعده هاي غير ممكن انتخاباتي را محقق سازند، با همين احساس «دم غنيمت است» روبه رو هستند.

2- همان گونه كه استعمال مكرر و طولاني مواد مخدر متابوليسم هاي حياتي فرد را نابود مي كند، رشد نقدينگي نيز با تورم افسارگسيخته، سطح دستمزد ها، تراز سيستم بانكي، دخل وخرج دولت و... را به ساختار معيوب و در حال احتضاري مبدل مي سازد كه دولت ها به سختي راه نجاتي براي آن مي يابند.

3- سومين و جالب ترين شباهت مطابق ضرب المثل معروف ما ايرانيان است كه «ترك عادت موجب مرض است.» بسياري از معتادان ترك اعتياد را آن چنان دشوار مي بينند كه گاه خودكشي را بر آن ترجيح مي دهند و پزشكان در دوران بازپروري دست و پاي آنان را به تخت مي بندند و به گريه ها و نعره هاي آنان توجه نمي كنند تا بتوانند اين دوران سخت را پشت سر بگذارند. پس از ترك نيز بسياري از معتادان فراق يار را تحمل نمي كنند و دوباره به مواد آلوده مي شوند.

براي دولت هايي نيز كه سال ها به رشد نقدينگي براي تحقق آمال و آرزوهاي دست نيافتني خود خو گرفته اند، رهايي از اين ابزار سياست گذاري بسيار دشوار است و به قول يكي از وزراي اقتصاد در ايران، سياست هاي انقباضي در نطفه خفه مي شوند. چنين است كه براي رهايي از اين سياست توهم زا از يكسو با اصرار كارشناسان و از سوي ديگر با انكار سياست گذاران روبه رو هستيم. چنين است كه حتي دولت هايي كه مدتي توانسته اند راه امساك را در پيش گيرند، دوباره همچون معتادان وسوسه مي شوند و سياست هاي پولي پيشين را در دستور كار قرار مي دهند.

اكنون كه به سه مورد اشتراك اشاره كرديم، لازم است به ذكر يك مورد مهم افتراق نيز بپردازيم. درخصوص مضرات استعمال مواد مخدر اجماع قابل قبولي هم در سطح افكار عمومي و هم در سطح كارشناسي به وجود آمده است كه فرآيند درماني و قانوني مبارزه با آن را هموار كرده است؛ ولي درخصوص رشد نقدينگي چنين تقاربي از آرا به چشم نمي خورد. براي آنكه قادر باشم اين تمايز را بيشتر توضيح دهم، مثالي ملموس ارائه مي كنم:

ابتدا يك فرزند خردسال سرطاني را تصور كنيد كه تصاوير وي با سرتراشيده به طور مرتب از فضاي مجازي منتشر مي شود و از مردم درخواست مي شود براي معالجه وي كه ناتوان از پرداخت هزينه گزاف شيمي درماني است، اعانات خود را به حساب خاصي واريز كنند. در سوي ديگر، بيمارستان خيريه اي را تصور كنيد كه براي اتمام كار ساختماني يا خريد تجهيزات به كمك هاي مردم نيازمند است و هيات امناي آن از طريق انتشار اطلاعيه اي خواستار جذب كمك هاي مردمي مي شوند. سوال آن است كه كداميك از اين دو اطلاعيه بيشتر با اقبال عمومي روبه رو مي شوند و چرا ؟

بدون آنكه نيازمند تخصص يا نظرسنجي ويژه اي باشيم با احتمال قريب به يقين مي توان گفت كه درخواست كمك براي درمان طفل خردسال با استقبال بيشتري مواجه خواهد شد. دليل آن نيز به لحاظ روانشناختي بسيار واضح و آشكار است. مورد اول يك مصداق معلوم، شناخته شده و قابل ارزيابي است؛ در حالي كه مورد دوم يك جمع مجهول، ناشناخته و دشوار براي ارزيابي است. در پزشكي و مهندسي هم روال به همين ترتيب است. هنگامي كه پزشك براي يك بيمار نسخه مي نويسد، يك فرد مشخص، شناخته شده و قابل ارزيابي وجود دارد. وقتي مهندسي نقشه ساخت يك پل را طراحي و اجرا مي كند، بازهم در مورد يك شيء معلوم، شناخته شده و قابل ارزيابي صحبت مي كنيم. ولي هنگامي كه در مورد علوم انساني همچون جامعه شناسي، اقتصاد كلان، فلسفه، مديريت و... صحبت مي كنيم، در مورد جامعه اي داد سخن مي دهيم كه از افراد بسياري تشكيل شده و ارزيابي صحت و سقم آنچه نقل مي شود، حداقل براي شنوندگان عامي بسيار دشوار است. وقتي كه در مورد تحولات فرهنگي جامعه، رشد درآمد سرانه، انسان شناسي و انگيزه هاي فردي در سازمان صحبت مي كنيم، همه مصاديقي هستند كه براي يك كل اجتماعي تعريف مي شوند، بدون آنكه بتوان با يك مصداق مشخص حرف خود را به كرسي نشاند. به همين دليل هنگامي كه از تئوري هاي علوم انساني چه براي عامه مردم و چه براي سياست گذاران يا مقامات كشور سخن گفته مي شود، آنان با شك و ترديد بسياري به گوينده نظر مي كنند.

در سال جديد سه موتور محرك مي توانند دوباره به سيل نقدينگي جديد دامن بزنند. از يكسو طرح ادغام 5 بانك نظامي كه بر چارچوب پايه پولي استوار است، مي تواند همچون موسسات پولي غير مجاز در سال گذشته زنگ هاي خطر را به صدا درآورد. تامين 2 ميليارد دلار از صندوق توسعه ملي براي كمك به سيل زدگان نيز با افزودن به دارايي هاي خارجي بانك مركزي، بردار دوم تحريك پايه پولي در سال جديد خواهد بود. ضمن آنكه اگر بانك مركزي برنامه كاهش نرخ سود بانكي را در پيش بگيرد، كاهش سهم سپرده هاي ميان مدت بانكي، مي تواند به شدت اين لنگر ضد تورمي را تضعيف كند. به هر حال براي همه ما كه نقشي در مسووليت اجرايي كشور نداشته و نداريم و فقط براي خود مسووليت اجتماعي تعريف كرده ايم، راهي جز تاثيرگذاري بر اذهان مردم و سياست گذاران كشور براي تغيير مسير فعلي وجود ندارد. همان توصيه اي كه ميلتون فريدمن در آخرين پاراگراف، آخرين مصاحبه قبل از مرگش در پاسخ به سوالي درخصوص بهترين توصيه شما براي كشورهاي در حال توسعه اي كه مي خواهند به سوي اقتصاد آزاد حركت كنند، ارائه مي دهد.

توهم نقدينگي


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4587 به تاريخ 31/1/98، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 49 بار



آثار ديگري از "دكتر علي فرحبخش"

  شهرت سياست گذار
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 19/3/98
مشاهده متن    
  پيش شرط هاي عمليات بازار باز
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 1/3/98
مشاهده متن    
  اقتصاد كوپني
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 23/2/98
مشاهده متن    
  جعبه سياه نظام تصميم گيري
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 26/12/97
مشاهده متن    
  نقش «هملت» در سياست گذاري
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 19/12/97
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
پژوهش نامه علوم حديث تطبيقي
متن مطالب شماره 9، پاييز و زمستان 1397را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است