|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد98/1/31: آينده شركت ها در دنياي هوش مصنوعي
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4639
سه شنبه 4 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4587 31/1/98 > صفحه 24 (مديران) > متن
 
 


آينده شركت ها در دنياي هوش مصنوعي
شركت شما براي بقا در شرايط جديد، چگونه بايد رشد كند؟

نويسنده: Julian Birkinshaw، مريم رضايي
برگرفته از: London Business School

 هر فكري كه در مورد كامپيوترها داشته باشيم، همه در مورد يك چيز توافق داريم: اينكه كامپيوتر اختراعي درخشان است كه مي تواند حجم انبوهي از داده را با سرعتي خيره كننده پردازش كند. كامپيوترها روز به روز هوشمندتر مي شوند. چند سال از موقعي كه كامپيوتر محاسبات متداول رياضي مثل پيدا كردن ريشه سوم اعداد را انجام مي داد، گذشته است. الان با كمك كامپيوتر مي توان سريع ترين و خلوت ترين مسير از نقطه A به نقطه B را پيدا كرد و ترافيك را دور زد و تخمين زد چقدر طول مي كشد تا به مقصد برسيم. كامپيوترها مي توانند تقريبا به طور دقيقي پيش بيني كنند كه يك فروشگاه ظرف دو روز چند بطري شير را مي تواند بفروشد. همچنين براي تشخيص چهره مي توان تا حد زيادي روي آنها حساب كرد.

اين رشد در قدرت كامپيوتر هيچ وقت متوقف نخواهد شد. روبات ها هر روز در انجام وظايفي كه در حال حاضر آنها را در انحصار انسان مي دانيم، بهتر مي شوند. مهارت آنها در بررسي الگوهاي رفتاري افراد و سازمان ها افزايش مي يابد و سپس روش هاي بهتري براي انجام كارها پيشنهاد مي دهند. هوش مصنوعي (AI) بيش از آنچه امروز مي بينيم ما را احاطه خواهد كرد. متخصصان تكنولوژي مي گويند كه ظرف دو دهه آينده، هوش مصنوعي مي تواند هر كاري را كه انسان قادر به انجام آن است، تكرار كند. كامپيوتر به زودي مي تواند يك مكالمه را شبيه سازي كند. مي تواند يك ماجراي كمدي بامزه را طراحي كند. مي تواند ست لباس مناسب براي روزي كه پيش رو داريم را انتخاب كند و بر مسائل شخصي زندگي شما اثر بگذارد. همه اينها درست است، اما اگر بخواهيم در مورد آنچه هوش مصنوعي مي تواند يا نمي تواند انجام دهد شفاف باشيم، بايد بگوييم «هوش» در واقع يعني توانايي پردازش و واكنش به آنچه قبلا اتفاق افتاده است. به طور حتم، كامپيوترها براي «يادگيري عميق» - يعني تشخيص الگوها، تفسير آنها و مطرح كردن ايده هاي جديد - ظرفيت كافي دارند. اين را مي توان خلاقيتي تعريف كرد كه محدود به استنباط هايي است كه از تجربيات گذشته به دست آمده است.

حالا همه اينها چگونه به آينده كار، آينده سازمان ها و آينده شيوه مديريت اين سازمان ها ربط پيدا مي كند؟ اين ايده خيلي متداول شده كه مي توان همه چيز را با كوچك ترين دخالت انساني آماده كرد. هوش مصنوعي اصول اوليه را انجام مي دهد. مثلا هوش مصنوعي مي تواند هزاران سند را پردازش كند تا فرآيندهاي مرتبط را در رسيدگي به يك پرونده قضايي بيابد. هوش مصنوعي به زودي از عهده انجام اين كار و ده ها وظيفه بي شمار ديگر، برخواهد آمد. آن دسته از افرادي كه شغل شان چندان مكانيكي نيست و بيشتر كارهاي خلاقانه انجام مي دهند و آنها را در صدر طيف اشتغال مي دانيم، در امان هستند. همچنين براي مهارت افرادي كه از بيماران يا سالخوردگان نگهداري مي كنند و كلا شغل هاي خدماتي دارند (در انتهاي طيف اشتغال)، همچنان تقاضا وجود خواهد داشت. بنابراين، همان طور كه بارها گفته شده، افزايش استفاده از هوش مصنوعي در مشاغلي كه وسط طيف اشتغال قرار دارند شكاف ايجاد خواهد كرد و مشاغل بالا يا پايين اين طيف اگر هم تغييراتي در نقش هايشان ايجاد شود، دوام خواهند داشت.

افزايش استفاده از هوش مصنوعي براي شركت ها به چه معني است؟

به طور حتم، هر شركتي كه بخواهد دوام داشته باشد، گزينه اي ندارد جز اينكه از تكنولوژي هايي كه تعداد نيروي كار و هزينه ها را كاهش مي دهند، استفاده كند. اين شركت ها بايد خودشان را با كارآيي عملياتي رقبا كه از اين تكنولوژي ها استفاده كرده اند، تطبيق دهند. شركت ها براي بقاي خود و پيروزي در ميدان رقابت، بايد تصميم بگيرند كدام مشتريان را هدف قرار دهند و چه محصولات يا خدماتي طراحي كنند تا آنها را جذب كنند. در اينجا محدوديت هاي هوش مصنوعي ظهور مي كند. چنين تصميم گيري هايي به شهود، تصويرسازي و مهم تر از همه كنار هم قرار دادن آيتم هاي اطلاعاتي از منابع مختلف نياز دارد. قدرت پردازش كامپيوتر هرقدر هم گسترده باشد، تفكر جانبي فراتر از اين قدرت را مي طلبد. هيچ كامپيوتري نمي تواند يك برند جديد و جالب طراحي كند. به عنوان مثال، دو شركت بزرگ جان لويس بريتانيا و آمازون آمريكا را مقايسه كنيد. هر دو خرده فروش هستند. جان لويس از قدرت پردازش كامپيوتري براي كارهاي معمولي و روتين مثل صدور فاكتور و كنترل موجودي استفاده مي كند. اين شركت سعي مي كند از اين طريق به كارآيي عملياتي دست پيدا كند. اما با توجه به منابع گسترده اي كه آمازون دارد، جان لويس هيچ گاه نمي تواند از نظر ارسال يك محصول مشخص با كمترين هزينه، به پاي آمازون برسد. در واقع كارآيي محض اين شركت، از عهده رقابت با آمازون برنخواهد آمد.

پس، چه كار بايد كرد؟ نكته مهم اين است كه جان لويس و آمازون آينه اي رو به روي هم نيستند. آمازون محصولات را بعد از سفارش اينترنتي مشتري در منزل او مي فرستد؛ كل اين فرآيند در واقع بدون دخالت انساني انجام مي شود. (اگر ارسال كالا از طريق پهپاد به طور كلي امكان پذير شود، حتي نيروي انساني براي حمل كالا به در منزل مشتري حذف خواهد شد). اما جان لويس عمدتا روي نيروي انساني مي چرخد. اين شركت محصولات را به مشتري توصيه مي كند و امكان بررسي، امتحان كردن و مقايسه آن را قبل از خريد به او مي هد. اين ويژگي ها جان لويس را متمايز و منحصربه فرد مي كند. و اگر اين شركت مي خواهد بقا داشته باشد و به شكوفايي برسد، بايد اين جنبه هاي متمايز را مورد توجه قرار دهد. به همين دليل، تلاش براي تقليد از آمازون براي اين شركت بي فايده خواهد بود. جان لويس در عوض بايد همه ويژگي هاي منحصر به فرد خود را شناسايي كند؛ ويژگي هايي كه ارتباطات انساني را دربرمي گيرند و بر توسعه آنها متمركزند. مساله اين است كه يك شركت براي بقاي خود بايد بر چيزهايي متمركز شود كه در آنها به شكل منحصر به فردي خوب عمل مي كند و به همان اندازه مهم است كه به دنبال چيزهاي جديدي باشد كه با مهارت هاي منحصر به فرد خود مي تواند نسبت به ديگران مزيت رقابتي ايجاد كند. اين چيزها به قضاوت انساني نياز دارند و هيچ كامپيوتري هنوز نتوانسته از پس آن برآيد. به نظر مي رسد در آينده هم هيچ گاه نخواهد توانست.

مهم ترين تصميم هايي كه يك شركت اتخاذ مي كند، مربوط به اين است كه منابع خود را كجا اختصاص دهد. و در حالي كه هوش مصنوعي مي تواند حجم انبوهي از داده را در مورد اتفاقات گذشته در اختيار بگذارد، قدرت پيش بيني كردن آن فعلا محدود است و از پس تصميم گيري هاي استراتژيك برنمي آيد. شاهد اين ادعا چيست؟ فيس بوك را در نظر بگيريد. الگوريتم هاي اين شركت همچنان براي بيش از دو ميليارد كاربر محاسباتي انجام مي دهند تا آنها را درگير نگه دارند و در نتيجه، آگهي دهندگاني كه به دنبال گروه هاي بخش بندي شده اي از افراد هستند، طيف مخاطب هاي زيادي داشته باشند. هوش مصنوعي عملكرد درخشاني در اين زمينه داشته است. اما در تشخيص صحت اخبار يا جعلي بودن و واقعي بودن حساب هاي كاربري شكست خورده است. هوش مصنوعي نتوانسته بود پيش بيني كند كه فيس بوك در نهايت مجبور است با اين واقعيت روبه رو شود كه به عنوان واسطه اي براي انتشار اطلاعات نادرست و اخبار جعلي مورد استفاده قرار گرفته و مجبور است هزينه بالايي براي كنترل آن متحمل شود.

سيستم هاي هوش مصنوعي فيس بوك نتوانستند اين تهديدها را پيش بيني كنند. منظور اين نيست كه هوش مصنوعي نتوانسته فيل داخل اتاق را تشخيص دهد، بلكه كلا در يك اتاق ديگري بوده است. اين تهديدها به اندازه كافي واقعي بودند، اما باعث شدند مقامات ارشد سازمان - هر چند دير - دريابند كه بالاخره بايد با اين مسائل مقابله كنند. عاقبت اين تشخيص ديرهنگام چه بود؟ ارزش بازار سهام فيس بوك در يك روز 120 ميليارد دلار سقوط كرد. حالا اين شركت مجبور شده نيروهاي انساني بيشتري استخدام كند تا اخبار و حساب هاي كاربري جعلي را شناسايي كنند.

درسي كه مي توان گرفت روشن است: تصميم فيس بوك براي مقابله با اين مسائل حياتي و در واقع شكست آن در تشخيص يك مشكل و واكنش زودهنگام، يك تصميم استراتژيك بود كه هوش مصنوعي نمي توانست نقش مفيدي در آن داشته باشد. هوش مصنوعي نقشي كليدي در عمليات فيس بوك داشته و دارد، اما مهم ترين تصميم هاي استراتژيك در يك سازمان بايد توسط عوامل انساني اتخاذ شوند.

اين موضوع ما را به يك نكته كليدي برمي گرداند: تصميم گيري در مورد اينكه انرژي و منابع را كجا صرف كنيم، به تفكر جانبي، درك شهودي و خلاقيت نياز دارد؛ حوزه هايي كه انسان در آن نسبت به ماشين برتري دارد.

به اين ترتيب، مي توانيم به اين سوال پاسخ دهيم كه «چگونه افراد را براي مديريت و كار كردن درون شركت هايي كه مي خواهند بقا داشته باشند و به شكوفايي برسند، تجهيز كنيم؟» هر چقدر كاركرد هوش مصنوعي درون سازمان ها بيشتر و بيشتر مي شود، مديران كسب وكار بايد زمان و انرژي بيشتري اختصاص دهند تا خلاقيت و فراست كاركنان را كشف كنند. به طور خلاصه، آنها بايد روي چيزهايي متمركز شوند كه هوش مصنوعي نمي تواند انجام دهد. مهم تر از اينها، براي آنها ضروري است كه بدانند هوش مصنوعي قادر به انجام چه كارهايي است و محدوديت هاي آن چيست. البته منظور اين نيست كه يك مدير خوب بايد يك برنامه نويس باشد. بلكه حداقل بايد شناخت كافي از همه سيستم هاي هوش مصنوعي داشته باشد تا بتواند اطلاعاتي را كه از آن به دست مي آيد ارزيابي كند. اگر بخواهيم يك مثال پيش پا افتاده بزنيم، بايد بگوييم مثلا اگر سيستم مسيريابي ماهواره اي ما بگويد از يك مسير خاص براي سفري كه در پيش داريم استفاده كنيم، مي خواهيم بدانيم آيا ترافيك و خرابي هاي جاده را در نظر گرفته يا نه. به طور مشابه، اگر يك برنامه كامپيوتري به ما بگويد كه سهام يك شركت خاص كمتر از ميزان واقعي ارزش گذاري شده و بايد آن را خريد، مي خواهيم بدانيم بر چه اساسي اين نتيجه گيري را كرده است. همچنين به اين موضوع توجه كنيد كه اگر من مدير يك صندوق سرمايه گذاري باشم و نرم افزاري در اختيار داشته باشم كه مشخص مي كند يك سهم چه موقع ارزان و چه موقع گران مي شود، نمي توان تضمين كرد كه من تنها مدير صندوقي باشم كه از اين نرم افزار استفاده مي كند.

هزاران رقيب هم مي توانند اين كار را انجام دهند. اگر اين طور باشد، هر گونه سود احتمالي كه به واسطه توصيه اين نرم افزار به دست آيد، به زودي از بين خواهد رفت. در اين شرايط، تنها صندوق هايي موفق خواهند شد كه مديران آنها بتوانند روي دست هوش مصنوعي بلند شوند و تصميم هاي متفاوتي اتخاذ كنند. در دنيايي كه هوش مصنوعي هر روز گسترده تر و متنوع تر مي شود، مديران بايد مطمئن شوند كه سازمان شان در اين موارد همواره پيشرفت مي كند: توانايي ارزيابي دستاوردهاي هوش مصنوعي، خلاقيت، تصوير سازي، الهام گرفتن از منابع مختلف و ميل به چالش كشيدن چيزهاي درست. البته تلاش مديران براي تشويق افراد در جهت به دست آوردن اين استعدادهاي انساني اساسي، كمتر از اين اهميت ندارد. اين يعني بايد نوعي محيط شركتي ايجاد كرد كه در آن آزمايش كردن و تفكر انقلابي، پرورش يابد: بايد به افراد به اندازه كافي آزادي داد تا ايده هاي جديد و گاه ديوانه وار خود را مطرح كنند. برخي آزمايش ها شكست مي خورند، اما اين شكست بخشي از هزينه كشف خلاقيت است كه بايد پرداخت شود. در يك شرايط ثابت، هوش مصنوعي مي تواند دقيقا راهنمايي كند كه منابع خود را در يك دوره كوتاه مدت كجا اختصاص دهيد. دستاورد آن هم منطقي است. اما تصميم هاي واقعا مهم - در مورد اينكه چقدر بايد به تحقيق و توسعه يا آموزش اختصاص داده شود و در كدام حوزه ها - واقعا نيازمند ويژگي هاي انساني است.  

اطلاعات كمي مفيد است، اما نبايد ارزش قضاوت هاي كيفي را ناديده گرفت. و هر چقدر اطلاعات بيشتري در دسترس گروه رو به افزايشي از افراد در يك شركت قرار مي گيرد، نقش مديران پررنگ تر مي شود. سال هاي سال، مديران مجرايي بودند كه اطلاعات از طريق آنها انتشار مي يافت و موقعيت آنها به اين طريق تثبيت مي شد. اما ديگر اين طور نيست. ارزشي كه مديران مي توانند اضافه كنند، به طور فزاينده با استفاده از رويكردهاي «نرم تر» براي انگيزه بخشي به كاركنان و استفاده حداكثر از بهره وري آنها، به دست مي آيد. اين ويژگي هاي انساني همچنان نقطه قوت يك شركت خواهند بود. همان طور كه در مثال جان لويس گفته شد، اين ويژگي ها در تعامل با مشتريان و ساير ذي نفعان سازمان، اهميت بيشتري خواهد يافت. وقتي به پزشك عمومي خود مراجعه مي كنيد، او جزئياتي در مورد سوابق پزشكي شما مي پرسد. همچنين او گنجينه اي از اطلاعات را در مورد افرادي در يك رده سني يكسان، با سبك زندگي يكسان و... در اختيار دارد. با اين اطلاعات و با كمي كار با كامپيوتر، دكتر مي تواند احتمال بروز يا عدم بروز برخي بيماري ها را در شما طي 5، 10 يا 15 سال آينده حدس بزند.

اما آيا اين به آن معنا است كه پزشك عمومي يك واسطه غيرضروري است و ديگر به آن احتياج نداريم؟ هرگز. به طور حتم، دسترسي به همه اين اطلاعات به پزشك امكان مي دهد تشخيص هاي سريع تر و دقيق تري در مورد چشم انداز سلامت شما داشته باشد. همچنين باعث مي شود پزشكان در مدت زمان كمتري با بيماران خود ارتباط برقرار كنند. اهميت اين موضوع را نبايد دست كم گرفت. شواهد نشان مي دهد افرادي كه رابطه فردي طولاني مدت با يك پزشك دارند، نسبت به افرادي كه هر بار پزشك خود را عوض مي كنند، طول عمر بيشتري دارند. پيشروي هوش مصنوعي - در پزشكي، در آموزش، در امور اداري، در كارهاي خيريه و در سازمان هايي از هر نوع - متوقف نخواهد شد. اين اتفاق با تهديداتي همراه است، اما فرصت هاي بي شماري را هم به دنبال دارد. انسان و همه ويژگي هاي متمايز او، در اين مسير بيش از هر زمان ديگري براي موفقيت مهم خواهد بود. 

آينده شركت ها در دنياي هوش مصنوعي


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4587 به تاريخ 31/1/98، صفحه 24 (مديران)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
ماهنامه پيوست
متن مطالب شماره 69، تير 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است