|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم98/2/4: سرقت مي كردم تا پدرم زنده بماند!
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5408
دو شنبه 27 خرداد 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5366 4/2/98 > صفحه 19 (حوادث) > متن
 
      


سرقت مي كردم تا پدرم زنده بماند!
ادعاي عجيب متهم به قتل مرد دلارفروش در دادگاه


مرد مامورنما كه در جريان سرقت مسلحانه از يك دلار فروش او را كشته بود، ديروز پاي ميز محاكمه ايستاد و گفت سختي هايي كه در كودكي تجربه كرده از او يك قاتل ساخته است.

به گزارش خبرنگار جام جم، ظهر ششم فروردين 96 به ماموران كلانتري 129 جامي خبر رسيد راننده يك دستگاه پرايد پس از تصادف با چند خودروي پارك شده در خيابان خارك قصد فرار داشته كه از سوي شاهدان و ماموران پليس راهور متوقف شده است اما وي با تهديد سلاح توانسته از محل بگريزد و شاهدان مرد مجروحي را كه داخل ماشين وي قرار داشته به بيمارستان منتقل كرده اند. 

ماموران پليس با اطلاع از اين ماجرا راهي بيمارستان امام خميني شده و عليرضا 54ساله را كه از ناحيه شكم و سينه مورد اصابت پنج گلوله قرار گرفته بود قبل از انتقال به اتاق عمل تحت بازجويي قرار دادند. او به ماموران گفت: در خيابان فردوسي و استانبول دلار فروشي مي كردم تا اين كه مرد پرايد سوار مقابل پايم ايستاد و خودش را مامور پليس معرفي كرد. او بي سيم و دستبند داشت و از من خواست تا به سرعت سوار ماشينش شوم. او در بين راه از من خواست تا دلار هايم را براي بررسي به او بدهم. 

من كه به رفتار او مشكوك شده بودم از او كارت شناسايي خواستم، اما به رويم سلاح كشيد و با هم درگير شديم و يك تير به شكمم خورد. خودم را روي سلاحش انداختم كه سلاح به زيرصندلي افتاد، اما او همان لحظه دومين سلاح را بيرون آورد و چند تير ديگر به من شليك كرد .من فقط توانستم در يك لحظه فرمان ماشين را بچرخانم .خودرو در آن لحظه منحرف و پس از برخورد با چند ماشين پارك شده در حاشيه خيابان متوقف شد .

عليرضا پس از اين اظهارات به اتاق عمل رفت اما به رغم تلاش پزشكان به خاطر شدت خونريزي جان سپرد.

به اين ترتيب پرونده جنايت به پليس آگاهي سپرده شد. پليس به استعلام پلاك خودروي پرايد موردنظر پرداخت و دريافت اين پلاك متعلق به يك خودروي دزدي است. در حالي كه تحقيقات ادامه داشت، ماموران دريافتند اواخر سال 95 دو سرقت تحت پوشش مامور رقم خورده و راننده پس از تهديد سلاح از دو دلار فروش و سرقت پول و دلارهاي آنها گريخته است. دو ماه تلاش براي به دست آمدن ردي از عامل اين جنايت ادامه داشت تا اين كه پليس، سارقي به نام حميد را شناسايي كرد و دو دلارفروشي را كه مورد سرقت قرار گرفته بودند پس از مشاهده تصوير اين مرد، وي را شناختند. پليس رد او را در كرج يافت و وقتي مقابل خانه وي رفت، فهميد متواري شده است. تا اين كه 27 خرداد وي را طي عملياتي ويژه در محمديه قزوين محاصره و بازداشت كرد. از مخفيگاه اين متهم سلاح، شوكر، گاز اشك آور و تعدادي پلاك خودرو كشف و ضبط شد و وي به سرقت مسلحانه از دو دلار فروش و قتل عليرضا در جريان سرقت اعتراف كرد .

اين متهم ديروز در شعبه دوم دادگاه كيفري يك استان تهران به رياست قاضي زالي و با حضور يك قاضي مستشار پاي ميز محاكمه ايستاد.

در ابتداي اين جلسه اولياي دم براي وي حكم قصاص خواستند. دلارفروشان نيز در دادگاه حضور داشتند كه شكايتشان را مطرح كردند .

سپس حميد به تشريح جنايت پرداخت و گفت:قتل مرد دلار فروش را قبول دارم، اما خصومتي با وي نداشتم. من فقط مي خواستم پول و دلارهايش را بگيرم، اما او مقاومت كرد و من ناچار به تيراندازي شدم. او فرمان ماشين را چرخاند و باعث شد با خودروهاي پارك شده در حاشيه خيابان تصادف كنم. من كه ترسيده بودم عليرضا را از ماشين پياده كردم و با تهديد سلاح توانستم فرار كنم. من در شرايطي قرار گرفته بودم كه ناچار به اين كار شدم .

وي به قضات دادگاه گفت: شايد برايتان سوال باشد كه سلاح را چرا تهيه كرده ام، بايد بگويم آن را خريده بودم تا از چند نفر انتقام بگيرم. وقتي بچه بودم يك روز مادر و خواهر هفت ساله ام از خانه مان بيرون رفتند و ديگر برنگشتند. من از پنجره لحظه رفتن آنها را نگاه مي كردم و اين صحنه هرگز از ذهنم پاك نمي شود. دو سال از آنها هيچ خبري نداشتم تا اين كه فهميدم آنها براي زندگي به اوكراين رفته اند. من مي دانستم چه كساني باعث اين ماجرا هستند. 

به همين خاطر سلاح خريده بودم تا از آنها انتقام سختي هاي دوران كودكي ام را بگيرم ولي هيچ نشاني از عاملان اين ماجرا نداشتم. بعد از اين كه مادر  و خواهرم، من و پدرم را ترك كردند، پدرم شكست مالي خورد و شب ها بيدار مي شد و فرياد مي كشيد .آن لحظه ها را هرگز فراموش نمي كنم. من كودكي سختي داشتم. حتي مدت دو سال در مترو دستفروشي مي كردم تا زندگي مان را بگذرانيم. پدرم به بيماري مبتلا شده و قرار بود به زودي پايش را قطع كنند و من هزينه درمان او را نداشتم. به همين علت به فكر سرقت افتادم. من خودم را مامور جا مي زدم تا با سرقت پول بتوانم پدرم را براي چند سال ديگر زنده نگه دارم .

اين متهم به عنوان آخرين دفاع گفت: من در دو سالي كه در زندان هستم هيچ ملاقاتي نداشته ام. حالا هم براي مرگ آماده ام. بعد از بيماري پدرم ديگر چيزي براي از دست دادن نداشتم. به همين دليل تصميم به سرقت هاي مسلحانه گرفتم .

در پايان جلسه هيات قضايي وارد شور شد تا راي صادر كند. 

سرقت مي كردم تا پدرم زنده بماند!


 روزنامه جام جم، شماره 5366 به تاريخ 4/2/98، صفحه 19 (حوادث)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 12 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
نشريه پژوهش هاي نوين در تصميم گيري
متن مطالب شماره 1 (پياپي 401)، بهار 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است