|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه جام جم98/2/18: مجاهد در تبعيد
magiran.com  > روزنامه جام جم >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 5434
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2835
magiran.com > روزنامه جام جم > شماره 5378 18/2/98 > صفحه 12 (فرهنگ: نسبتا تاريخي) > متن
 
      


مجاهد در تبعيد
فرزند آيت الله سيدعزالدين زنجاني از زندگي سياسي و انقلابي پدرش مي گويد

نويسنده: مصاحبه: محمدرضا كائيني

در تاريخ انقلاب اسلامي، مردان زيادي بوده اند كه در شكل گيري اين نهضت نقش اساسي داشته اند.با اين وجود برخي چهره ها كمتر ديده شده اند يكي از اين افراد آيت الله سيدعزالدين حسيني زنجاني است كه در گفت و گو با فرزندش سيد محمد باقر از ويژ گي هاي اخلاقي و زندگي سياسي اش پرسيده ايم.

 فضاي تربيتي و خانوادگي شما از چند نسل پيش، همواره فضايي سياسي بوده، لذا مرحوم آيت ا... سيدعزالدين زنجاني از آغاز كودكي و نوجواني با مسائل سياسي و مبارزاتي در تماس و آشنا بودند. از اين پيش زمينه ها برايمان بگوييد.

بله، همان طور كه اشاره كرديد مرحوم والد در خانواده اي به دنيا آمدند و رشد و نمو يافتند كه مسائل مبارزاتي و سياسي به شكلي جدي در آن مطرح بود و سابقه مبارزه با رژيم وقت، از ديرباز در اين خانواده وجود داشت. جد بزرگ ما به شدت با رضاخان و سلطنت او و تصميم مجلس موسسان در جهت تثبيت پادشاهي او مخالف بودند و عقيده خود را آشكار بيان مي كردند.

 فعاليت هاي مبارزاتي پدر عملا از كجا آغاز شد؟

از سال 1341 و همزمان با اوجگيري نهضت امام و ساير مراجع وقت تقليد،فعاليت هاي ايشان هم به شكل جدي پا گرفت. پدر ايشان سال 1335 از دنيا رفته بودند و ايشان از قم به زنجان برگشتند و به دنبال مبارزات پدر در جهت آگاهي بخشي به مردم، با سخنراني هاي تند و انتقادآميز خود عليه شاه، علنا مبارزه را شروع كردند. مجموعه اين سخنراني ها كه در اسناد ساواك موجود است نشان مي دهد كه ايشان از چه تعابير تندي عليه رژيم ستمشاهي و مخصوصا شخص شاه استفاده مي كردند. نهايتا اعتراضات و سخنراني هاي ايشان سبب گرديد كه بازداشت شوند و ايشان را به زندان قزلحصار تهران -كه زنداني هاي سياسي در آنجا بودند- فرستادند. ايشان در آن زندان با شهيد آيت ا... مطهري، مرحوم آقاي فلسفي، آيت ا... مكارم شيرازي و عده اي ديگر هم بند بودند و از آن دوران خاطرات شيريني را نقل مي كردند.

 در زندان آزار واذيت شان هم مي كردند؟

در بين زنداني ها خبرچين هايي بودند كه به ساواك گزارش مي دادند و مرحوم والد مي فرمودند: هر چند وقت يكبار يكي از ما را مي بردند و تهديد مي كردند كه اعدام تان خواهيم كرد! تا به اين ترتيب در دل ما وحشت ايجاد كنند. مدتي كه مي گذشت خبري نمي شد و معلوم بود كه فقط ارعاب بوده است.

 اشاره كرديد كه شهيد مطهري هم در جمع زنداني ها بودند. از رفتار ايشان خاطره اي نقل كردند؟

مرحوم والد مي گفتند ايشان مخفيانه مثنوي مولوي را با خود به زندان آورده بودند و در آنجا بحث هاي جالبي را درباره اين كتاب به راه انداختند. مرحوم والد از همان جواني با مثنوي مانوس و بسياري از اشعار آن را حفظ بودند. مي فرمودند وقتي تفسير خود را از اين اشعار بيان مي كردم، شهيد مطهري با اين كه از من بزرگ تر و در رفتن به قم بر من مقدم بودند، بسيار از تطبيق اشعار با آيات قرآن و اخبار و احاديث لذت مي بردند و آنها را يادداشت مي كردند. اين طور به نظر مي رسد كه برداشت هاي مرحوم والد از مثنوي براي شهيد مطهري بديع و درخور ضبط بوده است.

 پدر شما پس از اين كه از قم به زنجان آمدند، در واقع پس از مدتي به مشهد تبعيد شدند. بعد هم كه در مشهد مستقر شدند. علت چه بود و پس از آن ارتباطشان را با زنجان به چه شكل حفظ كردند؟

بله، ايشان وقتي در سال 44 همراه ديگران از زندان آزاد شدند، پس از مدتي از قم به زنجان برگشتند و همچنان به مبارزات و سخنراني هاي روشنگرانه خود ادامه دادند تا سرانجام رژيم ايشان را در سال 51،نفي بلد و به مشهد تبعيد كرد. علت اين بود كه ايشان به رغم هشدارهاي مكرر ساواك، دست از سخنراني هاي تند خود برنمي داشتند. من متن اين سخنراني ها را بارها خوانده و ديده ام كه چطور مستقيم و صريح به شخص شاه هشدار مي دادند. گاهي هم با گوشه و كنايه حرف هايي مي زدند كه اغلب حتي از شنيدن آنها هم دچار وحشت مي شدند، چه رسد به بيان آنها! ايشان بعد از اين كه از زندان آزاد شدند و به زنجان رفتند، همچنان به مبارزات سياسي خود ادامه دادند و مرجعيت امام را ترويج كردند تا مردم متوجه بشوند كه امام يك روحاني عادي نيستند، بلكه يك رجل مبارز سياسي و از همه بالاتر يك مرجع بزرگ تقليد هستند. تمام اين فعاليت ها در شرايطي انجام مي شدند كه حتي بردن نام امام هم جرم محسوب مي شد. مرحوم والد مي گفتند: من در زمره نخستين كساني بودم كه از حضرت امام رساله ايشان را خواستم و جزو اولين مروجين مرجعيت ايشان بودم.

ساواك كه مي بيند مرحوم والد دست از مبارزاتشان برنمي دارند، ايشان را به مشهد تبعيد و ملاقات ايشان با علما و معاريف شهرهاي ديگر را ممنوع مي كند! مرحوم والد از سال 51 تا 57 در مشهد سكونت مي كنند و در همين فاصله اولين رساله علميه خود را به نام «خلاصه الاحكام» و در دوران حيات مرحوم آيت ا... ميلاني منتشر مي كنند.

 در دوران تبعيد، ارتباط  ايشان با حضرت امام چگونه تداوم پيدا مي كند؟

حضرت امام قبل از اين كه به ايران تشريف بياورند،از ماجراي تبعيد مرحوم والد به مشهد باخبر و بسيار ناراحت مي شوند. پس از پيروزي انقلاب، حضرت امام نامه اي به مرحوم والد مي نويسند. اين نامه در منابع مختلفي چاپ شده است. امام در آن نامه مي فرمايند: بنا به درخواست اهالي محترم زنجان،از جنابعالي مي خواهم به زنجان بازگرديد و در آنجا مشغول تبليغ بشويد. لذا مرحوم والد به زنجان برگشتند و تا سال 60 امام جمعه زنجان بودند.

 مرحوم آيت ا... زنجاني بي آن كه به انقلابي بودن تظاهر كنند يا در اين زمينه ادعايي داشته باشند، همواره در ميدان مبارزه و دفاع از انقلاب حضور داشتند و در سال هاي آخر عمرشان حتي با وجود كهولت سن در راهپيمايي ها شركت مي كردند. از نگاه ايشان به نظام و حفظ آن برايمان بگوبيد؟

از نظر مرحوم والد، حفظ نظام مهم ترين اصل بود و در تمام بيانات و سخنراني هايشان روي اين نكته تاكيد زيادي داشتند. در باره راهپيمايي ها و انتخابات هم مي فرمودند:«اين كار هم واجب شرعي است، هم واجب عقلي. ما بايد وحدت خود را حفظ كنيم تا دشمن نتواند از طريق ايجاد اختلاف و تفرقه بين ما نفوذ كند». ايشان هميشه نعمت هايي را كه انقلاب با خود به ارمغان آورده بود، گوشزد مي كردند و مي فرمودند:« شما رژيم شاه را درك نكرده ايد تا بدانيد عمق و گستره فساد تا چه حد بود؟ طوري كه مرد با مرد ازدواج مي كرد و به اين عمل افتخار هم مي كردند و عكس خود را در نشريات هم مي انداختند! از دست كسي هم كاري برنمي آمد تا زماني كه حضرت امام نهضت خود را آغاز كردند». ايشان چون دوره رضاخاني و بعد از آن محمدرضاشاه را ديده و اعمال خلاف عفت و شئونات اسلامي پهلوي ها را با گوشت و پوست خود درك كرده و از سكوت علما در برابر اعمال خلاف شرع رنج زيادي برده بودند، قلب و دلشان از اين مظالم آتش گرفته بود و از سر سوز دل سخن مي گفتند و مي فرمودند: «امام اين همه زحمت كشيده و به حول و قوه الهي اين انقلاب را ايجاد كرده اند كه به قول خودشان اگر خواست خدا نبود، يك شليك توپ از پادگان لويزان كافي بود تا كل شهر قم از بين برود. حالا كه چنين انقلاب باعظمتي اتفاق افتاده و حكومت اسلامي مستقر شده، وظيفه ماست كه اين انقلاب را حفظ كنيم. خدا مي داند اگر اين انقلاب اتفاق نمي افتاد ما هيچ سرنوشتي جز اين نداشتيم كه يكي از مستعمره هاي آمريكا يا انگليس باشيم، لذا بايد در حفظ اين انقلاب كوشا باشيم و سنگين ترين و مهم ترين وظيفه هم به دوش علماست، چون مردم به آنها نگاه مي كنند. از آنها بالاتر مراجع هستند كه همواره در ميدان مبارزه عليه رژيم هاي سفاك حاضر بوده اند و ضرورت دارد مردم همواره از آنان پير وي كنند.»

صميميت با رهبري

پدر بزرگوار مقام معظم رهبري مرحوم آيت الله حاج سيدجواد خامنه اي، رابطه بسيار صميمانه اي با مرحوم جد ما داشتند و همواره درباره موضوعات مختلف با هم صحبت ومشورت مي كردند. از اين رو رابطه مرحوم والد با حضرت آقا، بسيار پرقدمت و صميمانه بود و اغلب درباره تاريخ مشروطه -كه حضرت آقا تسلط بسيار خوبي بر آن دارند با هم صحبت مي كردند. بيشتر صحبت هايشان درباره مسائل تاريخي و موضوعات روز بود. حضرت آقا به مرحوم والد بسيار علاقه داشتند و از صميم دل به ايشان ارادت مي ورزيد و بسيار ايشان را تكريم و احترام مي كردند. مرحوم والد نيز متقابلا همين حس را نسبت به ايشان داشتند و همواره از ايشان و تدبير و درايتشان به نيكي ياد مي كردند.

 
روايتي از روزهاي زندان

آن گونه كه من از سخنان ايشان برداشت كردم، اين بود كه به رغم جايگاه شاخص ايشان و شان والاي اجداد و خانواده شان، ماموران هيچ احترامي را براي ايشان قائل نشدند. ايشان را سوار جيپ كردند و با سرعت راه افتادند. مثل اين كه جيپ ارتشي با سقف برزنتي بوده و چنان با سرعت مي رفته كه سر پدرم به سقف مي خورده! موقع ظهر هم كه شهر خلوت بود و كمتر كسي متوجه مي شد، براي دستگيري ايشان آمده بودند.

مرحوم والد مي گفتند: غروب بود كه به زندان قزلحصار رسيديم و من همين كه قدم به بند گذاشتم، چشمم به جمال عده زيادي از علما و فضلا روشن شد و تمام ناراحتي و كدورت ناشي از دستگيري و رفتار بد ماموران از خاطرم رفت! مخصوصا با ديدن مرحوم آقاي فلسفي كه چندين بار براي سخنراني به زنجان دعوت شده بودند و كلا خاندان زنجاني را خوب مي شناختند. ايشان بلافاصله از جا بلند مي شوند و به استقبال مرحوم والد مي آيند و ايشان را احترام و تكريم مي كنند. بعد قرار مي شود نماز جماعت برگزار شود و با آن كه از مرحوم والد مسن تر هم در آنجا جمع بودند، اما همگي اجماع كردند كه ايشان امام جماعت بشوند. بعد هم كه جلسات مباحثات علمي بين آقايان برگزار مي شود كه بسيار ارزشمند بوده و مرحوم والد هميشه از آن ايام و مجالست ها به نيكي ياد مي كردند.

مجاهد در تبعيد


 روزنامه جام جم، شماره 5378 به تاريخ 18/2/98، صفحه 12 (فرهنگ: نسبتا تاريخي)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 14 بار
    



آثار ديگري از "مصاحبه: محمدرضا كائيني"

  وعده شكلات در سفر آمريكا / رويداد خلع يد از شركت نفت ايران و انگليس در گفت و شنود با امير مكي، برادر زاده حسين مكي
مصاحبه: محمدرضا كائيني، جام جم 29/3/98
مشاهده متن    
  مي گفتند شما سرتان بوي قورمه سبزي مي دهد / به مناسبت سالروز شهادت محمدصادق اماني سراغ تنها پسرش رفته ايم
مصاحبه: محمدرضا كائيني، جام جم 22/3/98
مشاهده متن    
  براي امام فقط يك اشاره كافي بود / آيت الله رسولي محلاتي از اعضاي قديمي دفتر امام است كه پس از رحلت ايشان، در دفتر مقام معظم رهبري نيز حضور دارد
مصاحبه: محمدرضا كائيني، جام جم 13/3/98
مشاهده متن    
  تا لحظه سقوط به آمريكا خوشبين بود / «خصلت شناسي سياسي و اجتماعي دكتر محمد مصدق» در گفت و شنود با مرحوم حسين شاه حسيني
مصاحبه: محمدرضا كائيني، جام جم 1/3/98
مشاهده متن    
  هنوز هم پيامشان را به ما مي رسانند / گفت وگو با فرزند آيت ا... محمد تقي بهجت در روزهايي كه يادآور رحلت ايشان است
مصاحبه: محمدرضا كائيني، جام جم 25/2/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله بين المللي باروري و ناباروري
شماره 3 (پياپي 51)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است