|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد98/2/23: اقتصاد كوپني
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4661
دو شنبه 31 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4606 23/2/98 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


سرمقاله 
اقتصاد كوپني


نويسنده: دكتر علي فرحبخش

 نقل است كه در زمان اتجاد جماهير شوروي گروهي از مقامات حزب كمونيست براي ملاقات با همتايان بريتانيايي خود عازم لندن مي شوند. در هنگام مذاكرات يكي از مقامات روسي پرسشي را مطرح كرد. پرسش اين بود؛ در شهر بزرگي مانند لندن، مسووليت توزيع نان را چه سازماني برعهده دارد. در پاسخ به اين سوال مقام انگليسي جواب داد: «هيچ سازماني»، در لندن مسووليت توزيع نان برعهده سازماني نيست.

نقل است كه در زمان شوروي سابق گروهي از مقامات حزب كمونيست براي ملاقات با همتايان بريتانيايي خود عازم لندن مي شوند. در هنگام مذاكرات يكي از مقامات روسي پرسشي را مطرح كرد كه در شهر بزرگي مانند لندن، مسووليت توزيع نان را چه سازماني برعهده دارد و در پاسخ مقام انگليسي كه جواب داد: «هيچ سازماني»، به شدت شگفت زده شد و به همكار خود گفت: «انگليسي ها هميشه به راز داري معروف بوده اند و اين بار هم مايل نيستند مشت خود را باز كنند.»  با گذشت دهه ها موضوع توزيع كالاها در ايران همچنان پرسش بزرگي است كه هم سياست گذاران و هم مردم عادي در پاسخ به آن ترديد دارند. هنوز سازمان آرد و نان داريم، سازمان چاي داريم، سازمان قند و شكر داريم، شركت دخانيات داريم و به هر حال هنوز شاكريم از اينكه سازمان تربچه و طالبي نداريم.

در زماني كه قيمت نان بسيار ارزان بود و نان خشكه اي ها با صداي گوش خراش خود در هر كوچه و برزني ديده مي شدند، تهاتر نمك و نان خشك رواج بسياري داشت و خاطرم هست در يك برنامه زنده راديويي يكي از شنوندگان از مسوولان دولتي خواست كه خريد نان خشك را هم دولت برعهده بگيرد، تا از شر اين دلالان كه همه كوچه ها را به تسخير خود درآورده اند، نجات يابيم. در حالي كه سال ها بعد با واقعي شدن قيمت نان، هم حرمت نان كه در مذهب و فرهنگ ما  جايگاه والايي دارد، نگاه داشته شد و هم نسل نان خشكه اي هاي حرفه اي به بايگاني راكد تاريخ فرستاده شد. در زمان جنگ تحميلي نيز كه دوران نوجواني خود را در يكي از شهرهاي مرزي مي گذراندم، به عينه با بسياري از مشكلات توزيع كالاهاي دولتي آشنا شدم. معمولا صف نان بسيار طولاني بود و به لحاظ تعداد نيز محدوديت هايي در نظر گرفته شده بود، به قسمي كه بسياري از تكاليف مدرسه را در صف خريد نان يا نفت به انجام مي رساندم. همسايه اي داشتيم كه پس از مشرف شدن به حج تمتع برايم يك عدد موز به سوغات آورده بود كه در آن زمان ارزشي غيرقابل قيمت گذاري داشت. پس از سه سال كره پاستوريزه را در ميهماني يكي از بستگان ديدم كه به تازگي از آلمان آمده بود. صف دريافت روغن كوپني نيز از آنچنان جايگاهي برخوردار بود كه حتي شكست ديوار صوتي توسط ميگ هاي عراقي نمي توانست در نوبت هاي ايجاد شده خللي وارد كند؛ روزهايي كه آرزو و آمال دست نيافتني ام ديدن يك بازي مستقيم فوتبال بود كه لحظات حساس آن را دو روز بعد با خواندن مجله كيهان ورزشي در ذهن تجسم مي كردم. بازار كوپن هاي اعلام شده و اعلام نشده هم تقريبا در هر كوي و برزني برپا بود، جايي كه عده اي با بهره گيري از اطلاعات نهاني، روي كوپن هاي اعلام نشده، همچون بليت بخت آزمايي شرط بندي مي كردند، تا بلكه بتوانند از اين حيث درآمدي كسب كنند. مشقت هاي مردم و سوء استفاده هاي بسيار در توزيع كالاها در زمان جنگ جهاني دوم آنچنان در ذهن مردم بريتانيا نقش بسته است كه هنوز به افراد تازه به دوران رسيده و نو كيسه، لقب «بقال زمان جنگ» را مي دهند. اخيرا معاون اول محترم رئيس جمهور از كارشناسان و اصحاب رسانه درخواست كرده اند كه راهكارهاي خود را براي خروج از بحران فعلي و از جمله يكي از سناريوهاي محتمل درخصوص ارائه كالابرگ كالاهاي اساسي ارائه دهند. همان گونه كه يك پزشك حاذق براي تشخيص بيماري و ارائه نسخه پيشنهادي، ابتدا بايد شرح حال دقيقي از بيمار و سبك زندگي وي داشته باشد. در اقتصاد نيز بدون پاسخ به سوال «چه شده است؟» و «چرا اين گونه شده است؟» نمي توان پاسخ دقيقي براي پرسش «چه بايد كرد؟» تدارك ديد. جالب آنكه عده اي مغرضانه يا جاهلانه طرفداران اقتصاد بازار را متهم رديف يك مشكلات فعلي قلمداد كرده و خواستار دوربرگردان سياستي در اولين خروجي ممكن شده اند. سخناني كه بي اختيار مرا به ياد «انورخوجه » ديكتاتور آلباني مي اندازد كه علت مشكلات اقتصادي شوروي را پيروي از مشي كاپيتاليستي توسط استالين ارزيابي مي كرد. اگر مشكلات سياست خارجي كشور را مفروض (given) دانسته و سياست گذاران كشور هم قادر يا مايل به تن دادن به اصول بنيادين علم اقتصاد نباشند، مجموعه فضاي ممكن براي ارائه راهكارهاي پيشنهادي تهي است و همچون دستگاه معادلاتي كه دترمينان آن صفر است، هيچ پاسخي براي آن نمي توان يافت. مگر آنكه بخواهيم با پرداخت نقدي يارانه يا ارائه كالا برگ كالاهاي اساسي، تا مدتي سر اقتصاد ايران را در بالاي آب نگه داريم و در انتظار يك دست نامرئي براي از ميان بردن محدوديت هاي موجود باشيم. دولتي كه در خوش بينانه ترين حالت ممكن با يك خطاي محاسباتي، بخش عمده اي از ذخاير ارزي و طلاي خود را كه در دوران جنگ و تحريم مي تواند نقش چادر اكسيژن را ايفا كند، به ثمن بخس فروخته است، چگونه مي تواند خود را در مسير اقتصاد آزاد جا بزند؛ در حالي كه ترامپ با وضع تحريم هاي بي سابقه نفتي، حتي صادرات بخش هاي معدني و فلزي را نشانه رفته است، عده اي از مسوولان نيز صادرات رب گوجه فرنگي، سيب زميني، پياز و خرما را به منظور مسدود كردن راه هاي تنفس اقتصاد ايران هدف گرفته اند. سياستي كه حتي در دوران تحريم نفتي عراق، صدام نيز به آن متوسل نشد و در آن دوران يكي از منابع مهم درآمد ارزي اين كشور بود.  كالاهايي هم كه صادرات آن آزاد است، با انواع و اقسام ترافيك هاي بخشنامه اي روبه رو هستند و مجبورند ارز خود را به قيمتي بسيار پايين تر از بازار بفروشند و همين عامل باعث شده است مقدار كمي از ارز صادراتي به كشور بازگردد. آيا اين طرح ها هم ريشه در تفكرات اقتصاد ليبرال دارد؟

قيمت بنزين نيز در ايران فقط با ونزوئلا قابل قياس است، جايي كه با هزينه يك بسته آدامس مي توان يك باك بنزين را به طور كامل پر كرد. آيا زدن چوب حراج به ثروت نسل هاي فعلي و آتي و محروم كردن دولت هم از بودجه عمراني و هم از وظايف ضرورتي حاكميتي، از جمله آموزه هاي اقتصاد ليبرالي است؟ از اين حيث مثال ها مي توان به ده ها مورد اشاره كرد. متاسفانه دولت ها زماني تن به تغييرات اساسي مي دهند كه ديگر نه كارت برنده اي در اختيار دارند و نه كارد برنده اي.  استدلال سياست گذاران در شرايط فعلي همچون بيماري است كه سال ها به نسخه هاي پزشك خود بي توجهي و گاه حتي او را تمسخر كرده است و حال كه در شرايط بحراني در اتاق سي.سي.يو به سر مي برد، علم پزشكي را زير سوال مي برد و معتقد است اين علم براي بيماران بد حال پاسخ درخوري ندارد و در اين شرايط بايد يا به سراغ معجون هاي گياهي پزشكان سنتي رفت، يا به دنبال ورد و جادوهايي رفت كه در گوش خوانده مي شوند و آثار آن به سرعت در بدن نمايان مي شوند.

اقتصاد كوپني


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4606 به تاريخ 23/2/98، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 34 بار



آثار ديگري از "دكتر علي فرحبخش"

  يارانه به طلاي ديجيتال
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 18/4/98
مشاهده متن    
  فوتبال و بن بست مديريت دولتي
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 6/4/98
مشاهده متن    
  شهرت سياست گذار
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 19/3/98
مشاهده متن    
  پيش شرط هاي عمليات بازار باز
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 1/3/98
مشاهده متن    
  توهم نقدينگي
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 31/1/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله تحقيقات اقتصاد كشاورزي
متن مطالب شماره 2 (پياپي 42)، تابستان 1398را در magiran بخوانيد.

 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است