|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه كيهان98/3/2: نقش ايمان به قدر در زندگي
magiran.com  > روزنامه كيهان >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 22236
پنج شنبه 27 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID2827
magiran.com > روزنامه كيهان > شماره 22193 2/3/98 > صفحه 6 (معارف) > متن
 
      


نقش ايمان به قدر در زندگي


نويسنده: ميكاييل صفي زاده

شب قدر زمان تعيين مقدرات يك ساله است. از اين رو در برخي از روايات از شب قدر به عنوان اول سال حقيقي ياد شده است؛ زيرا سرنوشت انسان تا سالي ديگر در آن شب تعيين و مشخص مي شود. براساس آموزه هاي اسلام، شب قدر بسيار با اهميت است و انسان بايد توجهي خاص به آن داشته باشد. باور و اعتقاد به شب قدر و اصولا وجود قدر، زندگي انسان را بشدت تحت تاثير خود قرار مي دهد. نويسنده در اين مطلب بر آن است تا براساس آموزه هاي قرآني، نقش اعتقاد به قدر را در زندگي انسان تبيين كند.

***

مقدرات الهي و اختيار انساني

يكي از مهم ترين مباحث كلامي و فلسفي در اسلام، مسئله جبر و تفويض است. آموزه هاي قرآن به گونه اي است كه دو نظريه و قول متقابل در برابر هم مطرح شده است. برخي قول به جبر و برخي ديگر قول به تفويض را  برگزيده اند. در علم كلام اهل سنت، دو گروه اشعري و معتزلي در برابر هم قرار گرفته اند، به طوري كه اشعري ها قائل به جبر بوده و در برابر آن معتزلي ها به تفويض قائل هستند. فخر رازي صاحب تفسير كبير از اشاعره و زمخشري صاحب تفسير كشاف و ابن ابي الحديد از معتزله نمونه هايي از دو جريان كلامي در ميان اهل سنت هستند. اين بحث كلام، در محدوده مدارس نماند، بلكه به بحث ها و مناظره اجتماعي در قالب گفتماني رسيد تا جايي كه براي غيرزدايي، همانند تكفيري هاي امروزي، به تكفير يكديگر پرداخته و شمشير كشيدند و بي گناهان بسياري را قتل عام كردند كه در تاريخ ثبت و ضبط شده است.

گفتمان شيعي، براساس نظريه معروف «لا جبر و لا تفويض بل امر بين امرين» (بحار الانوار، باب اول و دوم از ابواب العدل، ج 5، ص 2 - 84) بر آن است تا تفسيري را ارايه دهد كه در مقابل دو نظريه پيشين است.

«جبر»؛ يعني اينكه انسان در افعال و كردار خود مجبور باشد و از خود اختياري نداشته باشد. به عبارت ديگر؛ افعال بندگان مستند به خداوند متعال باشد. (جرجاني، سيد علي بن محمد، التعريفات، تحقيق و تعليق: عميره، عبدالرحمن، ص 106، بيروت، عالم الكتب، 1407ق؛ سجادي، سيد جعفر، فرهنگ علوم عقلي، ص 189، انجمن اسلامي حكمت و فلسفه ايران، 1361ش.)

اما تفويض و واگذاري، به اين معناست: موجود زنده- مثلا انسان- خود منشا فعل و ترك است. او از روي علم و اراده و خواست خود كاري را انجام داده يا ترك مي كند و هيچ عامل ديگري حتي خداوند در فعل و ترك او تاثير ندارد. به عبارت ديگر بنده در فعل خود كاملا مستقل و يگانه موثر و علت تامه است ورابطه فعل تفويضي با خداوند متعال قطع مي باشد.

به سخن ديگر، معتزله بر اين باورند كه خداوند با اراده اي كه به انسان داده او را در وضعيت تفويض و به حال خود واگذار كرده است. البته در زبان فارسي اصطلاح اختيار به جاي تفويض به كار مي رود، در حالي كه اختيار در مقابل جبر نيست؛ زيرا اختيار به معناي توانايي بر انجام يا عدم انجام كاري از لوازم قدرت است. مولوي درباره اين مفهوم از اختيار مي فرمايد:«اينكه گويي اين كنم يا آن كنم / خود دليل اختيار است اي صنم». دلايل متقن فلسفي اختيار انسان اين معنا را اثبات مي كنند و آموزه شيعي «امر بين امرين» متكفل تبيين آن است؛ اين در حالي است كه نظريه تفويض درصدد اثبات اختيار مطلق براي انسان هاست به گونه اي كه رابطه فعل با خداوند متعال قطع مي شود. (سجادي، سيد جعفر، فرهنگ علوم عقلي، ص 37، انجمن اسلامي حكمت و فلسفه ايران، 1361ش)

انسان در فعل و ترك، اختيار و قدرت دارد، اما اين قدرت و اختيار را خداي سبحان به او داده و قدرت بشري نفي كننده قدرت الهي نيست. به عبارت ديگر؛ گروهي اراده و اختيار انسان را نفي كرده اند (جبريون) و گروهي اراده الهي را نفي كرده اند (طرفدران نظريه تفويض)، اما از نظر شيعه، اراده و قدرت و اختيار آدمي در طول اراده و قدرت الهي است.

با مثالي شايد بحث روشن تر شود؛ فرض كنيد كسي، پسر بچه اي را از كودكي تحت تربيت و حفاظت خود قرار دهد و تمام امكانات رفاهي و تحصيلي را براي او فراهم كند. وقتي او به سن ازدواج برسد، دختر خود را به عقد او درآورد و خانه و شغلي مناسب به او دهد و با او شرط كند كه تا زنده است، زندگي او را تامين كند و تحت حمايت خود قرار دهد، به شرط آنكه تحت سرپرستي او زندگي كند. اگر بگوييم كه اين جوان در اين زندگي هيچ نقشي ندارد و تمام زندگي و مخارج و خانه كه به او عطا شده متعلق به آن مرد نيكوكار است، طرفدار نظريه جبر شده ايم و اگر بگوييم كه آن مرد نيكوكار با بخشش خود، از مالكيت خود صرف نظر كرده و از مالكيت عزل شده است و داماد، همه كاره و مالك مطلق است، به نظريه تفويض تمايل پيدا كرده ايم. اما اگر بگوييم كه آن مرد و داماد هر دو مالك هستند، منتها به اين ترتيب كه مرد در مقام مولويت و صاحب اختياري، صاحب خانه و مال و ثروت است و داماد در مقام كسي كه اجازه استفاده و دخل و تصرف در محدوده ملك مرد نيكوكار را دارد، به «امر بين امرين» معتقد شده ايم كه در اين صورت پذيرفته ايم كه اختيار و مالكيت داماد در طول مالكيت مرد نيكوكار است، اما اين اختيار هيچ گاه صاحب اصلي را از تصرف و اختيار معزول نمي كند.

بنابراين، افعال اختياري انسان- از روي مجاز- به خود انسان منسوب است و به نحو حقيقت به خداوند انتساب دارد. اينكه منسوب به انسان است؛ زيرا براساس قدرت و اراده او و تحت تاثير عزم و جزم و تصميم و گزينش او انجام مي پذيرد. و منسوب به خداوند است؛ زيرا هستي انسان و تمام آثار وجودي او، از جمله افعالش معلول خداوند و وابسته به اوست. (ر.ك: سبحاني، جعفر، جبر و اختيار، نگارش: رباني گلپايگاني، علي، ص 286- 291،  قم، موسسه تحقيقاتي سيد الشهداء؛ سعيدي مهر، محمد، آموزش كلام اسلامي، ج 1، ص 358- 359، مركز جهاني علوم اسلامي.)

پس امر بين امرين به اين معناست كه در عين اينكه فعل ،مستند به انسان است، مستند به اراده ذات باري تعالي نيز هست. اما اراده و اختيار انسان در عرض اراده الهي نيست تا شريك در اراده الهي شود، بلكه به بياني كه گفته شد در طول اراده الهي است؛ يعني اراده و اختيار و قدرت انسان، يكي از اجزاء علت تامه افعال اختياري اوست. پس انسان مجبور نيست؛ زيرا ملاك اختيار؛ يعني قدرت و اراده در او موجود است و در عين حال او مختار علي الاطلاق نيز نيست؛ زيرا مقدمات كار در اختيار او نيست و اين همان معناي امر بين امرين است كه بر تمام افعال صادره از انسان حاكم است. (طباطبائي، محمد حسين، اصول فلسفه و روش رئاليسم، ج 3، ص 161- 174، پاورقي: مطهري، مرتضي، انتشارات صدرا.)

تا اينجا دانسته شد كه انسان در كارهاي خويش داراي اختيار است؛ هر چند كه اين اختيار تحت قانون كلي و سنت حاكم بر هستي قرار دارد كه از آن به مشيت الهي ياد مي شود و هرگز فعل اختياري انسان بيرون از دايره مشيت الهي نخواهد بود؛ زيرا اگر چنين اتفاقي بيفتد، مالكيت و حاكميت الهي مخدوش و بي معنا خواهد بود؛ در حالي كه مالكيت خداوندي حقيقي است و هيچ كس از دايره مالكيت او خارج نخواهد شد. از اين روخداوند در آيه 30 سوره انسان مي فرمايد: وما تشاوون إلا ان يشاء الله؛ و شما نمي‏خواهيد مگر آنكه خداي بخواهد.

براساس آيات قرآن، قدرت انسان در انجام يا ترك هر چيزي در چارچوب قوانين و مقدراتي است كه براي آن چيز تعيين شده است. پس قدرت اختياري انسان بيرون از مقدرات الهي نخواهد بود. مقدرات هر چيزي در اصطلاح قرآني به عنوان قدر مطرح شده است.

قدر، به معناي مقدار و اندازه چيزي به حسب وزن يا به حسب زمان و مكان، اندازه نمودن، فرمان دادن، حكم كردن، محدود ساختن حوادث و اشياء به علل مادي و شرايط زماني و مكاني (نثر طوبي، شعراني، ص 288) آمده است. قدر در اصطلاح قرآني به معناي اندازه اشياء و تعيين حدود وجودي آنها آمده است. (الميزان، طباطبايي، ج 19، ص 90)

به بيان ديگر، تقدير امري از ناحيه خداوند، قرار دادن آن به اندازه و مقداري است كه حكمت اقتضا مي كند. (مجمع البيان، امين الاسلام طبرسي، ج 9 10، ص 785) خداوند براي تبيين اين معنا از واژه هايي چون «قدر» و مشتقات آن و نيز «اجل»، «كتب» و مانند آنها استفاده كرده است.

قدر و مقدرات از نظر قرآن

براي درك بهتر مسئله قدر و مقدرات الهي، بهتر است كه جنبه هاي گوناگون قدر و مقدرات الهي از نظر قرآن تبيين شود.

1. فراگيري قدر و مقدرات: براساس آموزه هاي قرآن، قدر و مقدرات الهي اختصاص به انسان ندارد، بلكه همه امور هستي را در بر مي گيرد. خداوند مي فرمايد: وإن من شيء إلا عندنا خزائنه وما ننزله إلا بقدر معلوم؛ و هيچ چيز نيست مگر آنكه گنجينه‏هاي آن نزد ماست و ما آن را جز به اندازه‏اي معين فرو نمي‏فرستيم. (حجر، آيه 21) همچنين در جايي ديگر مي فرمايد: الذي له ملك السماوات والارض ولم يتخذ ولدا ولم يكن له شريك في الملك وخلق كل شيء فقدره تقديرا؛ همان كس كه فرمانروايي آسمانها و زمين از آن اوست و فرزندي اختيار نكرده و براي او شريكي در فرمانروايي نبوده است و هر چيزي را آفريده و بدان گونه كه درخور آن بوده اندازه‏گيري كرده است. (فرقان، آيه 2؛ ونيز نگاه كنيد: يس، آيه 12؛ قمر، آيه 49؛ طلاق، آيه 3)

2. رضا به مقدرات الهي: از نظر قرآن، انسان بايد به مقدرات الهي راضي باشد؛ زيرا اولا كاري از دست او ساخته نيست؛ ثانيا اين مقدرات براساس حكمت الهي و اهدافي است كه براي آفرينش در نظر دارد. خداوند مي فرمايد: وابتغوا ما كتب الله لكم؛ و آنچه را خدا براي شما مقرر داشته طلب كنيد. (بقره، آيه 187) اينكه فرمود مقدرات را بجوييد، به معناي رضايت مندي به آن مقدرات و تلاش براي رسيدن به آن مقدرات است. پس انسان نه تنها از مقدرات الهي فرار نكند بلكه بايد دنبال مقدرات باشد و آن را بجوييد و بخواهد.

3. تعيين هر ساله مقدرات در شب قدر ماه مبارك رمضان: مقدرات امور در شب قدر انجام مي گيرد. اين شب قدر در ماه رمضان قرار دارد و هر ساله با توجه به تكرار ماه رمضان، شب قدر تكرار مي شود و مقدرات در آن تعيين مي گردد. خداوند در آيه 185 سوره بقره مي فرمايد قرآن در ماه رمضان نازل شده است. سپس در سوره قدر مي فرمايد قرآن در شب قدر نازل شده است كه از هزار ماه با ارزش تر است؛ زيرا در آن شب روح و فرشتگان هر ساله نازل مي شوند تا امر الهي و مقدرات خداوندي مشخص كنند: تنزل الملائكه والروح فيها بإذن ربهم من كل امر؛ در آن [شب‏] فرشتگان، با روح، به فرمان پروردگارشان، براي هر كاري [كه مقرر شده است‏] فرود آيند. سپس در آيات سوره دخان تبيين مي شود كه در اين شب قدر است كه مقدرات به شكل جداگانه ابلاغ مي شود. خداوند مي فرمايد: ما آن را در شبي فرخنده نازل كرديم، زيرا كه ما هشداردهنده بوديم. در آن شب‏ هرگونه‏ كاري به نحوي استوار فيصله مي‏يابد. (دخان، آيات 3 و 4)

4. تغيير در مقدرات الهي: مقدرات الهي قابل تغيير است؛ زيرا تا مقدرات به مقام امضا و قضا نرسد، قابل تغيير است. خداوند در آيات قرآني بر اين نكته تاكيد دارد. در حقيقت بايد ميان مقام قدر و قضا فرق گذاشت. قضا، در لغت به معناي حكم (مفردات الفاظ قرآن كريم، راغب اصفهاني، ص 674، «قضي») و نيز به معناي تمام كردن كار آمده است. قضاي منسوب به خداوند، اخص از «قدر» است. (الميزان، ج 13، ص 72 - 75) از آنجا كه پديده ها در وجود و تحقق، مستند به خداوند متعال هستند، اگر خداوند، تحقق پديده را اراده كند و علل و شرايط آن تمام شود و راهي براي پديده باقي نماند مگر موجود شدن به تعيين الهي و از دايره ترديد و ابهام خارج شود، اين اراده، قضاي الهي ناميده مي شود.از نظر فلسفي نيز قضا، خروج از ترديد و ابهام و ضروري شدن وجود از ناحيه علت تامه است كه واجب تعالي است؛ زيرا مقصود از قضا تمام شدن امر و تعيين و تعين پيدا كردن است.

در روايات نيز همين معنا تاييد شده است، مانند روايت هشام بن سالم كه گفته است: امام صادق (ع)فرمودند: «إن الله إذا اراد شيئا قدره فاذا قدره قضاه، فإذا قضاه امضاه؛ براستي هر گاه خداوند چيزي را اراده كند، تقدير كرده و وقتي تقدير كند، حكم و قضا مي كند پس قضايش را امضا مي كند» (المحاسن، جلد 1، صفحه 243). خلاصه اينكه: قدر، مقدر را حتمي نمي كند و احتمال عدم وقوع دارد، اما هنگامي كه مورد قضا واقع شد، چاره اي جز وجود و تحقق ندارد. خداوند در آيه 11 سوره رعد رفتار و عملكرد امتها و اقوام را ازعوامل تغيير قدر و دگرگوني سرنوشت آنان دانسته است. در آيات قرآن نمونه هايي را مي توان يافت كه مقدرات تغيير يافته است. به عنوان نمونه آيه 10 سوره ابراهيم و آيات 2 تا 4 سوره نوح بيان مي كند اجابت دعوت پيامبران از سوي خداوند از موجبات تاخير اجل تعيين شده و تغيير قدر در آنان بوده است. خداوند در آيات 21 تا 26 سوره مائده تغيير تقدير الهي نسبت به بني اسرائيل براساس عملكرد آنان را مطرح مي كند. هم چنين درخواست برخي انسانها براي تغيير مقدرات الهي در قالب دعا، خود گواهي ديگر بر امكان و وقوع تغيير در مقدرات است. (نساء، آيه 77؛ ابراهيم، آيه 44؛ منافقون، آيه 10) به هر حال براساس آيات پيش گفته و نيز آيات 38 و 39 سوره رعد تقدير عالم، قابل تغيير، براساس مشيت الهي و حكمت خداوندي است.

5. نقش انسان در تغيير مقدرات و محدوديت هاي آن: از آنجا كه مقدرات تا زماني كه به قضا و امضا نرسيده باشد، قابل تغيير است، انسان ها نيز مي توانند مقدرات را تغيير دهند. اينكه خداوند مي فرمايد: وابتغوا ما كتب الله لكم؛ و آنچه را خدا براي شما مقرر داشته طلب كنيد. (بقره، آيه 187) گوياي اين است كه تحقق مقدرات، مشروط به عملكرد انسان هاست و آنها مي توانند مقدرات خويش را تغيير دهند و تقديري ديگر را به حكم الهي و مشيت و حكمت او رقم زنند. البته اين تغيير در سرنوشت، مطلق نيست، بلكه بايد در چارچوب حكمت و مشيت الهي باشد؛ زيرا حكمت الهي را هيچ چيز تغيير نمي دهد هر چند كه انسان بهترين اسباب و وسايل را به كار گرفته باشد.

 از آيات 48 تا 50 سوره يونس به دست مي آيد كه حتي پيامبر (صلي الله عليه وآله) قادر به تغيير قدر و مقدرات خود و امتها در جايي كه حكمت الهي قضاي آن را دارد نيست. از اين رو امام سجاد(ع) مي فرمايد: يا من لاتبدل حكمته الوسايل؛ اي خدايي كه حكمت او را هيچ وسيله اي تغيير نمي دهد و جايگزين براي آن نيست. (صحيفه سجاديه، دعاي 13) پس مقدرات الهي تنها در همان چارچوب حكمت قابل تغيير است و اگر حكمت ،اقتضايي بر خلاف مقدر داشته باشد، مي تواند تغيير كند و گرنه تغيير در مقدراتي كه مطابق حكمت است شدني نيست.

به عنوان نمونه انسان ها داراي دو اجل معلق و مسمي هستند. اجل مسمي غيرقابل تغيير و تبديل و تحويل است؛ زيرا سنتي است براساس حكمت الهي مقدر شده است؛ اما اجل معلق براساس كاركرد و عملكرد انسان قابل تغيير است. كسي كه قطع رحم كند، عمرش از مسمي به معلق تغيير مي كند و كسي كه صله رحم نمايد، از معلق به مسمي تغيير مي كند. در باره بركت و افزايش و كاهش روزي و رزق و مانند آن نيز اين گونه است. پس عملكرد انسان ها در تغيير مقدرات و سرنوشت انسان نقش اساسي و كليدي دارد كه بايد به آن توجه داشت و از اين نقش و تاثير به نفع خود بهره برد.

6. نمونه هايي از مقدرات الهي: مقدرات الهي شامل همه امور مي شود. برخي از آنها عبارتند از: احكام تشريعي (احزاب، آيه 38)، انقراض امت ها و ملت ها (يونس، آيه 49؛ اسراء، آيه 58)،نزول باران (رعد، آيه 17؛ مومنون، آيه 18)، رشد جنين كودك (حج، آيه 5؛ مرسلات، آيات 20 تا 23)، حركت خورشيد (انعام، آيه 96؛ فاطر، آيه 13)، حركت ماه (انعام، آيه 96؛ رعد، آيه 2)، خلقت و آفرينش آسمان (فصلت، آيات 11 و 12)، خلقت زمين (اعراف، آيه 54)، آفرينش موجودات (حجر، آيه 21؛ فرقان، آيه 2)، روز و روزي (لقمان، آيه 29؛ رعد، آيه 26؛ حجر، آيات 20 و 21 و آيات بسيار)، رويش گياه (حجر،آيات 20 و 21)، سرنوشت انسان ها (اسراء، آيه 13)، مرگ (آل عمران، آيه 145؛ واقعه، آيه 60؛ منافقون، آيه 10)، مصيبت (حديد، آيه 22)، معيشت (حجر، آيات 15 تا 20)، مهلت به ستمگران و ظالمان (نحل، آيه 61) و مانند آنها.

نقش اعتقاد به قدر در رفتار انسان

آنچه بيان شد، بخشي از آموزه هاي قرآن درباره مسئله قضا و قدر است. اگر كسي به اين آموزه ها ايمان داشته باشد، به طور طبيعي افكار و رفتارش با كسي كه اعتقادي به اين آموزه ها ندارد، فرق خواهد داشت. با نگاهي به تاثيراعتقاد به قدر الهي در زندگي افراد، به سادگي مي توان دو نوع زندگي متفاوت را پيش روي انسان ها ترسيم كرد.

كسي كه معتقد است خداوند قدر و قضايي دارد، زندگي خويش را براساس آن سامان مي دهد و در برابر مصيبت ها و نعمت ها واكنشي را نشان مي دهد كه بروشني با غيرمعتقد بدان فرق دارد.

خداوند در قرآن از جمله آيات 22 و 23 سوره حديد بروشني نشان مي دهد ايمان به تقدير الهي، مانع شادماني غرورآميز و اندوه بيجا در مقابل نعمت ها و مصيبت ها مي شود. پس وقتي كسي به مقدرات الهي باور داشته باشد، هرگز دچار واكنش هاي هيجاني شديد افراطي نمي شود كه دو سويه آن خروج از حالت تعادل و اعتدال و رفتارهاي جنون آميز است. خداوند مي فرمايد: هيچ مصيبتي نه در زمين و نه در نفسهاي شما به شما نرسد، مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم، در كتابي (نوشته) است. اين كار بر خدا آسان است تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به سبب‏ آنچه به شما داده است شادماني نكنيد و خدا هيچ خيال پردازخودپسند فخرفروشي را دوست ندارد.

از ديگر كاركردهاي مهم و تاثيرگذار باوربه مقدرات الهي، تفويض و توكل در امور زندگي مومن است. خداوند در اين باره نيز فرموده است: اگر نيكي به تو رسد آنان را بد حال مي‏سازد و اگر پيشامد ناگواري به تو رسد مي‏گويند: «ما پيش از اين تصميم خود را گرفته‏ايم.» و شادمان روي بر مي‏تابند. بگو: «جز آنچه خدا براي ما مقرر داشته هرگز به ما نمي‏رسد. او سرپرست ماست و مومنان بايد تنها بر خدا توكل كنند.» (توبه، آيات 50 و 51)

در حقيقت كسي كه اهل توكل و تفويض مي شود خود را همانند كودك در اختيار ولي و سرپرست خويش قرار مي دهد تا او كارهايش را انجام دهد و مي داند هر چه از دوست رسد نيكو است.با نگاهي به فلسفه و هدفي كه خداوند در قرآن براي تقدير و مقدرات بيان كرده مي توان دريافت كه اين سنت الهي نقش تاثيرگذاري در زندگي انسان ها بازي مي كند. به عنوان نمونه تقدير حركت ماه و قدر و اندازه داشتن منازل آن، زمينه ساز امكان برنامه ريزي براي زندگي و تدبير شئون آن است (يونس،آيه 5)، چنانكه تقدير مرگ براي انسانها، زمينه جانشين شدن نسلي ديگر در زمين را فراهم مي آورد (واقعه، آيات 60 و 61) و يا تقدير روزي آدمي از سوي خدا، بازدارنده وي از تجاوزگري در زمين خواهد بود. (شوري، آيه 27)

پس نبايد به مسئله قضا و قدر به گونه كم اهميت و بي ارزش و يك بحث فلسفي و كلامي نگريست، بلكه بايد نقش تاثيرگذار آن در زندگي انسان را برجسته دانست، بر اين اساس در روايات به مسئله روزه و ماه رمضان عنايت و توجه ويژه شده است؛ زيرا اين امور در تغيير سرنوشت و تقديرات انسان چنان تاثيرگذار است كه بي توجهي بدان خسران و زيان عظيم و از دست دادن سرمايه ها است. بنابراين بايد به روزه داري در ماه مبارك اهتمام كرد تا ايمان در جان ما جا گيرد. امام صادق (ع)فرمود: من افطر يوما من شهر رمضان خرج روح الايمان منه؛ هر كس يك روز ماه رمضان را (بدون عذر)، بخورد- روح ايمان از او جدا مي شود. (وسائل الشيعه، ج 7 ص 181، ح 4 و 5؛ من لا يحضره الفقيه ج 2 ص 73، ح 9 )

 در اين ماه خدا (وسائل الشيعه، ج 7 ص 266، ح 23) و شب هاي تعيين سرنوشت و تقديرات كاري كنيم تا تقديرات خوب براي خود رقم زنيم و مقدرات را از مصيبت به نعمت تبديل كنيم. در اين ماه به ويژه برخي از شب ها را به احياء و توبه سپري كنيم همچون كسي كه از مادر متولد شده، پاك و پاكيزه در پيشگاه خداوند منتظر رقم خوردن تقدير سهل و آسان و نيك و خير باشيم.

امام صادق (ع) درباره اين شب ها فرموده است: التقدير في ليله تسعه عشر و الابرام في ليله احدي و عشرين و الامضاء في ليله ثلاث و عشرين؛ برآورد اعمال در شب نوزدهم انجام مي گيرد و تصويب آن در شب بيست ويكم و تنفيذ آن در شب بيست سوم. (وسائل الشيعه، ج 7 ص 259 ) پس به احياء شب قدر بپردازيم؛ چنانكه  فضيل بن يسار گويد: كان ابو جعفر (ع) اذا كان ليله احدي و عشرين و ليله ثلاث و عشرين اخذ في الدعا حتي يزول الليل فاذا زال الليل صلي؛ امام باقر(ع) در شب بيست و يكم و بيست سوم ماه رمضان مشغول دعا مي شد تا شب بسر آيد و آنگاه كه شب به پايان مي رسيد نماز صبح را مي خواند. (وسائل الشيعه، ج 7، ص 260، ح 4 )

نقش ايمان به قدر در زندگي


 روزنامه كيهان، شماره 22193 به تاريخ 2/3/98، صفحه 6 (معارف)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار
    

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله علوم اعصاب كاسپين
شماره 17
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است