|  درخواست عضويت  |  رمز خود را فراموش کرده ايد؟  |  ورود اعضا [Sign in]
جستجوي پيشرفته مطالب   |  
 جستجو:  
روزنامه دنياي اقتصاد98/3/19: شهرت سياست گذار
magiran.com  > روزنامه دنياي اقتصاد >  فهرست مطالب شماره
مشخصات نشريه
آخرين شماره
آرشيو شماره هاي گذشته
جستجوي مطالب
سايت اختصاصي
تماس با نشريه
شماره جديد اين نشريه
شماره 4660
يك شنبه 30 تير 1398


 راهنمای موضوعی نشريات
اين نشريه در گروه(های) زير قرار گرفته است:

?????


 
MGID3360
magiran.com > روزنامه دنياي اقتصاد > شماره 4625 19/3/98 > صفحه 1 (صفحه اول) > متن
 
 


سرمقاله 
شهرت سياست گذار


نويسنده: دكتر علي فرحبخش

چندي پيش با يكي از بستگانم كه پس از مدت ها به كشور بازگشته بود، براي ويزيت نزد يكي از پزشكان اسم و رسم دار تهران رفتيم. پس از خروج از اتاق چهره اش را ديدم كه بسيار عبوس و خشمگين بود. ازش پرسيدم: «حرفي زده كه تو را ناراحت كرده»، گفت: «نه»، گفتم: «بيماري صعب العلاجي داري؟» گفت: «نه اصلا»، پرسيدم علت اين خشم و عصبانيت پس از ويزيت پزشك چيست.

گفت: «پزشكان ايران انگار پانتوميم بازي مي كنند. هيچ توضيحي بهت نمي دهند و فقط يك نسخه مي نويسند و مي گويند برو به سلامت.» در همين هنگام پيرمردي را ديدم كه عصا زنان به مطب پزشك آمده است و درخواست داشت كه پول دو ويزيت را بدهد، بلكه دكتر وقت بيشتري را براي پاسخ به سوالات وي اختصاص دهد. همين فاميل گرامي كه او را براي معاينه نزد پزشك بردم در راه برايم تعريف كرد كه چگونه وقتي براي معالجه يك بيماري ساده نزد يك پزشك فرنگي رفته است. دكتر يك تبلت روبه رويم گذاشت و نيم ساعت برايم تشريح كرد كه اين بيماري چگونه آغاز مي شود، چه عواملي آن را تشديد مي كنند يا تخفيف مي دهند، داروها چگونه عمل مي كنند و پس از چه دوره اي و به چه ميزاني بهبودي كامل حاصل خواهد شد.

در حالي كه از مطب پزشك به منزل برمي گشتيم، در اين فكر بودم كه سياست گذاران كشور نيز چقدر شبيه اطباي ايراني رفتار مي كنند. نه حاضرند ريشه مشكلات اقتصادي كشور را به صورت واقعي و نه بزك كرده و به صورت شعاري براي مردم توضيح دهند، نه حاضرند از عوامل تشديد يا تخفيف مشكلات سخني بر زبان بياورند، نه برنامه هاي خود را مشخص مي كنند و نه حاضرند توضيح دهند اين برنامه ها در چه دوره اي و با مسووليت چه فرد يا گروهي به نتيجه خواهد رسيد.

براي اثبات ادعاي اخير مي توانم مثال هاي بسياري را برشمارم. نزديك 5 دهه است كه تورم به يك بيماري مزمن اقتصاد ايران چه در سال هاي قبل از انقلاب و چه در سال هاي پس از انقلاب تبديل شده است. در كدام دوره دولت حاضر شده است همچون قاتل جنجالي روزهاي اخير، خود را به عنوان متهم رديف يك معرفي كند. كجا حاضر شده است اعلام كند كه تمايل زياد دولت به خرج كردن و از كف دادن اختيار بانك مركزي در مقابل بانك هاي تجاري عامل اين فاجعه بوده است. جز آنكه متهم رديف يك را دلال خرده پاي ارز، بقالي سركوچه و گاه عوامل بيگانه معرفي كرده است. آيا دولت توانسته براي درمان اين بيماري نسخه كاملي را به مردم ارائه دهد و تعهد كند كه در يك دوره زماني مشخص اين درد را التيام خواهد داد.

پس از پايان جنگ و در دوره اي نزديك به سه دهه هنوز مساله آزاد سازي قيمت بنزين به سرانجام نرسيده است. از همان موقع تاكنون، ترس از ايجاد آشوب هاي خياباني و اعتراضات اجتماعي مهم ترين دليلي بود كه براي تثبيت قيمت ها در شرايط تورمي اعلام مي شد. پس از 30 سال هنوز هم در همان نقطه آغازين قرار داريم. تاكنون ده ها ميلياردتومان صرف پروژه هاي تحقيقاتي درخصوص مساله آزاد سازي قيمت بنزين شده است. اما آيا هيچ دولتي يا تيم تحقيقاتي توانسته پاسخي علمي و دقيق به اين سوالات ساده و ضروري بدهد:

1- چند درصد مردم با آزاد سازي بنزين موافق يا مخالفند؟

2- چند درصد مردم نسبت به آزاد سازي قيمت ها بي تفاوت هستند؟

3- چند درصد مردم با آزاد سازي قيمت ها به صورت مشروط موافقند و اين شروط چيست؟

معمولا در هنگام آغاز به كار دولت هاي جديد از آنجا كه در آن هنگام داراي بيشترين مقبوليت و محبوبيت مردمي هستند، بهترين زمان براي اقناع مردم و اجراي اصلاحات است كه متاسفانه اين فرصت طلايي در هر دو دوره آغازين دولت روحاني از ميان رفت. اكنون انجام اصلاحات گسترده اقتصادي با يك واهمه همگاني روبه رو است. جالب است كه اين ترس و وحشت رابطه اي دو سويه است، از يكسو دولت هر آينه از اين وحشت دارد كه انجام اصلاحات قيمتي به اعتراض هاي خياباني بينجامد (همان گونه كه عده اي اعتراضات دي ماه 96 را به قرار دادن پنهاني افزايش قيمت ها در بودجه مرتبط مي دانند). از سوي ديگر مردم هم كه به تصميمات كارشناسي دولت باور ندارند، پس از ارائه هر طرح جديد مي ترسند كه اين برنامه كل حيات و ممات آنان را با خطر روبه رو كند. همچون بيمار و پزشكي كه براي انجام يك جراحي سخت هيچ يك به ديگري اعتماد ندارد و به همين دليل پروسه معالجه مرتب به تعويق مي افتد.

آنچه ذكر آن رفت نه بحثي در حوزه روان شناسي يا جامعه شناسي، بلكه كاملا هماهنگ با ادبيات اقتصاد كلان است. بحثي كه تقريبا در هر كتاب جديد اقتصاد كلان، فصل يا بخشي به آن اختصاص يافته و از آن به نام شهرت سياست گذار ياد مي شود. شهرت سياست گذار به مجموعه ويژگي هايي شامل مشروعيت سياسي سياست گذار، ارائه برنامه هاي شفاف و دقيق از سوي دولت و از همه مهم تر تحقق وعده هاي از پيش اعلام شده مربوط مي شود. به اين ترتيب است كه براي بانك هاي مركزي در اقصي نقاط جهان هدف تورمي موضوعي حيثيتي براي سياست گذار تلقي مي شود كه شهرت به سختي به دست آمده را مي تواند به طرفه العيني از كف بدهد. همچون يك فرد بازاري كه اگرچه هزاران چك را در طول ده ها سال كاسبي پاس كرده، ولي كشيدن يك چك بي محل باعث از ميان رفتن آبروي چندين و چندساله اش مي شود و چه بسا او را به انزواي تجاري سوق دهد.

براي شهرت سياست گذار همين بس كه هدف تورمي كه از اجزاي لاينفك وظايف بانك مركزي است، نه فقط اعلام نمي شود، بلكه تورم گذشته نيز (از آبان 97) در بايگاني راكد نگهداري مي شود. خاطرم هست در زمان آغاز طرح هدفمندي يارانه ها در پاسي از شب يكي از همسايگان را ديدم كه براي نقد كردن يارانه خود، عازم يكي از عابر بانك هاي شهر بود. از او پرسيدم كه براي دريافت يارانه در اين موقع شب چه اصراري داري كه او در پاسخ گفت مي ترسد سياست دولت فردا بار ديگر تغيير كند و پولي ديگر در حسابم نباشد. از اعلام دلار 4200 توماني در فروردين 97 و اعلام آنكه به همه نيازهاي قانوني در اين قيمت پاسخ داده مي شود و بستن درب صرافي ها گرفته تا تغيير مستمر مقررات كه تا همين حالا شاهد آن هستيم نشان مي دهد رابطه دولت و سياست گذار در كشور همواره همچون رابطه كوتاه مدتي است كه ممكن است هرآينه بدون هيچ مستندي ملغي شود.

آغاز هرگونه اصلاحات اقتصادي در كشور موكول به احياي مشروعيت سياست گذار و اقناع مردم براي يك جراحي اقتصادي است كه منافع آن در آينده ميان مدت ظاهر خواهد شد. متاسفانه دولت روحاني در ابتداي دولت اول كه از راي گسترده و مشروعيت سياسي قابل قبولي برخوردار بود، فرصت اصلاحات اقتصادي را از دست داد و اكنون نيز در شرايطي قرار دارد كه نه امكان تداوم وضع موجود هست و نه دولت حاضر است ريسك يك جراحي گسترده و عميق را بپذيرد.

شهرت سياست گذار


 روزنامه دنياي اقتصاد، شماره 4625 به تاريخ 19/3/98، صفحه 1 (صفحه اول)

لينک کوتاه به اين مطلب:   
 


    دفعات مطالعه اين مطلب: 20 بار



آثار ديگري از "دكتر علي فرحبخش"

  يارانه به طلاي ديجيتال
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 18/4/98
مشاهده متن    
  فوتبال و بن بست مديريت دولتي
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 6/4/98
مشاهده متن    
  پيش شرط هاي عمليات بازار باز
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 1/3/98
مشاهده متن    
  اقتصاد كوپني
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 23/2/98
مشاهده متن    
  توهم نقدينگي
دكتر علي فرحبخش، دنياي اقتصاد 31/1/98
مشاهده متن    
بيشتر ...

 

 
 
چاپ مطلب
ارسال مطلب به دوستان

معرفی سايت به ديگران
گزارش اشکال در اطلاعات
اشتراک نشريات ديگر



 

اعتماد
ايران
جام جم
دنياي اقتصاد
رسالت
شرق
كيهان
 پيشخوان
مجله آريا آترواسكلروز
شماره 3 (پياپي 71)
 

 

سايت را به دوستان خود معرفی کنيد    
 1397-1380 کليه حقوق متعلق به سايت بانک اطلاعات نشريات کشور است.
اطلاعات مندرج در اين پايگاه فقط جهت مطالعه کاربران با رعايت شرايط اعلام شده است.  کپی برداري و بازنشر اطلاعات به هر روش و با هر هدفی ممنوع و پيگيرد قانوني دارد.
 

پشتيبانی سايت magiran.com (در ساعات اداری): 77512642  021
تهران، صندوق پستی 111-15655
فقط در مورد خدمات سايت با ما تماس بگيريد. در مورد محتوای اخبار و مطالب منتشر شده در مجلات و روزنامه ها اطلاعی نداريم!
 


توجه:
magiran.com پايگاهی مرجع است که با هدف اطلاع رسانی و دسترسی به همه مجلات کشور توسط بخش خصوصی و به صورت مستقل اداره می شود. همکاری نشريات عضو تنها مشارکت در تکميل و توسعه سايت است و مسئوليت چگونگی ارايه خدمات سايت بر عهده ايشان نمی باشد.



تمامي خدمات پایگاه magiran.com ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است