آرشیو شنبه ۱۳ بهمن ۱۳۸۶، شماره ۱۶۰۵
ویژه دهه فجر
۱۰

حسرت های ما و فیلم های بخش مروری بر آثار یک فیلمساز /ام پی تری سینما

سجاد صاحبان زند

حکایت ما و فیلم هایی که هر ساله در بخش مروری بر آثار یک فیلمساز به نمایش درمی آید، درست شبیه به آدم هایی است که در یک شب و بعد از سال ها مهمانی دادن، همزمان به پنج، شش جا دعوت شده اند. فرصت خوبی است برای درآوردن شکم بی پیر و انتقام از مهمان هایی که همیشه به خانه تان آمده اند و تا حالااز شما پذیرایی نکرده اند. در این لحظات، هم می بایست خوشحال بود، هم زانوی غم به بغل گرفت. «عمر کوتاه است و فرصت کوتاه». این شرایطی است که معمولا در این شرایط پدید می آید. مجبوریم بین همه کسانی که دعوت کرده اند، یکی را انتخاب کنیم. کدام یکی؟ آن یکی که سفره رنگین تری دارد؟ آن یکی که خوب تر شوخی و می کند و سر ذوق می آورد؟ آن یکی که دانش و اطلاعات عمومی خوبی از دنیا و سیاست دارد یا آن یکی که سیستم سینمای خانگی دارد؟ انتخاب هر کدام از اینها، حسرت روزهای بعدی را به همراه خواهد داشت. ای کاش دیدن یک فیلم را از دست نمی دادم... ای کاش دل سیری می خندیدم. ای کاش...

حکایت ما و جشنواره فیلم فجر هم درست از همین دست است. چند روز جشنواره و کلی فیلم که به بزم دعوتمان می کنند. جشنواره 10 روز طول می کشد و درست در همین 10 روز کلی فیلم روی پرده می رود که اسم هر کدام شان مثل پتکی است و حسرت دیدن شان مثل خوره، روح کرم فیلم ها را در انزوا می خورد و می خراشد. فیلم های بخش مسابقه سینمای ایران هست، فیلم های بخش مسابقه سینمای بین الملل، فیلم های اول، خارج از مسابقه، سینمای آسیا و در کنار چند بخش کوچک و بزرگ دیگر، مروری بر آثار یک یا دو فیلمساز. حالافیلم های مهم آن بخش ها را می شود از کسب و کار زد و نشست و دید. این بخش مروری بر آثار یک فیلمساز چه؟ از دیدن کدام فیلم باید گذشت تا به فیلمی از این بخش رسید؟

اگر به انتخاب فیلم های بخش مسابقه همیشه و به ویژه امسال انتقادهایی بوده و هست، اگر از فیلم های بخش بین الملل همیشه انتقاد کرده اند، اما همیشه این بخش مروری بر آثار یک فیلمساز محبوب بوده است، و این حسرت بوده که دستاورد سینمایی یک سینماگر را لابه لای فیلم های دیگر چنان گرفتار می کنند که بیشتر اوقات این فیلم ها گم می شوند و فقط بعد از تمام شدن جشنواره همه از هم می پرسند که فیلم پولاک، برگمان و... را دیدی؟ و معمولا جواب منفی است.

فیلم های بخش مرور، مصداق همان ضرب المثل «آفتابه و لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی» است، با این تفاوت که این بار شیپور را از ته گشادش می نوازیم. این بار شام و ناهار فراوان است، اما از آفتابه و لگن خبری نیست که آماده خوردن شویم. فیلم ها در فرصت هایی نامناسب به نمایش درمی آیند تا فرصت دیدن شاهکارهای سینما روی پرده از دست برود. نه سینمایی ویژه این کار در نظر گرفته می شود و نه زمان مناسبی که با فراغ بال بتوان نشست و فیلمی را دید. البته از امکانات صدا و تصویر سینما ها حرفی نمی زنم. همین شرایط هم برای فیلم دیدن روی پرده، اگر اثر خوبی از آپاراتخانه به پرده بتابد، خود غنیمتی است اما معمولا سینمایی برای این کار در نظر گرفته نمی شود تا فیلم های آبگوشتی ما را از دیدن فیلم های برتر تاریخ سینما محروم کنند.

اگر کسی بگوید سینمای دنیا را در 10 روز جشنواره فجر نمی توان ام پی تری کرد و به خورد جماعت سینه چاک سینما داد، حرف بی ربطی نزده است. چنین انتظاری نمی توان داشت، همچنان که در هیچ کجای دنیا هم چنین رسمی نیست. می توان مرور آثار این فیلمسازان را در طول سال پخش کرد. می توان فیلم خانه ملی را، سینماتک موزه هنرهای معاصر را یا یکی از سینماها را به این قضیه واگذاشت. سینماگران، از حرفه یی ها گرفته تا آماتورها، دانشجویان سینما و غیرسینما، منتقدها، فیلم بین های حرفه یی این حق را دارند که در طول سال آثار کارگردان های بنام ایران و جهان را بر پرده ببینند. کیست که اهمیت این کار را نداند؟ کیست که نداند فیلمسازی مثل تارانتینو هر چه داشته از سر همین فیلم دیدن داشته و معلمی به جز این نداشته است. کیست که خاطرات سینماگران بزرگ سینماتک پاریس را نخوانده باشد؟ کیست که نداند پاولین کیل، آن نویسنده مشهور سینما، اگر روزی سه فیلم روی پرده نمی دید هرگز آن چیزی نمی شد که ما حالامی شناسیم؟

و همین طور از آندره بازن، فرانسوا تروفو، ژان لوک گدار، جیم جارموش و خیلی های دیگر. کوتاه سخن این است: برای دیدن فیلم های خوبی که قرار است در بخش مروری بر آثار یک فیلمساز پخش شوند، کاری باید کرد، یا با سینمایی مستقل در طول جشنواره یا با پخش آن در طول سال در سینماها، چنان که گاه سینماتک موزه هنرهای معاصر با کیفیت نه چندان خوب می کند. هر دو کار که توام باشد، دنیا به کام ما خواهد چرخید.