آرشیو شنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۲، شماره ۵۶۰۷
اقتصادی
۶

گفت وگوی اختصاصی وزیر جهاد کشاورزی با روزنامه ایران

راه عبور کشاورزی ایران از دوران رکود

منصور بی طرف سهیلا یادگاری

زمانی که برای مصاحبه با مهندس حجتی، وزیر جهاد کشاورزی، پای به ساختمان اولیه وزارت جهاد گذاشتیم یک حس نوستالژیک به من دست داد. یاد آخرین باری افتادم که قبل از ادغام وزارتخانه های جهاد و کشاورزی در سال 1379 با مهندس سعیدی کیا - آخرین وزیر جهاد - گفت و گو کردم. اکنون پس از 13 سال دوباره به این ساختمان که دفتر اصلی وزیر جهاد کشاورزی است وارد می شویم تا با وزیر جهاد کشاورزی دولت یازدهم گفت و گو کنیم. این ساختمان در پی از دست رفتن ساختمان شیشه ای وزارت جهاد کشاورزی در دولت قبل دفتر مرکزی وزارت جهاد کشاورزی شده است. حجتی به ما می گوید که آن ها حتی نتوانستند ساختمان را که فرع کشاورزی است نگه دارند چه برسد به سیستم کشاورزی. گفت و گوی ما قرار بود برای نیم ساعت باشد اما مباحث مربوط به کشاورزی آنقدر عمیق است که این گفت و گو تا یکساعت ادامه داشت. محمود حجتی پس از 8 سال دوباره سکاندار وزارت جهاد کشاورزی شده است. در دوران وزارت او ایران توانست به خود کفایی گندم دست یابد و پایه سیاست رشد پایدار کشاورزی ریخته شود، پایه ای که در دوره بعد تقریبا از بین رفت به طوری که ایران اکنون بزرگترین وارد کننده گندم و دیگر محصولات کشاورزی شده است. گفت و گوی ما با وزیر جهادکشاورزی را در ادامه می خوانید.

سال 84 قبل از روی کار آمدن دولت هشتم برای ارائه گزارش با آقای احمدی نژاد ملاقات داشتید؟

بله.

چه صحبت هایی بین شما و ایشان رد و بدل شد؟ نگاه آقای احمدی نژاد به بخش کشاورزی چه تفاوت هایی با نگاه شما داشت؟

در فاصله بین شروع کار رئیس جمهوری منتخب و قبل از تنفیذ، ملاقاتی با آقای احمدی نژاد داشتم. تا قبل از آن، نه از نزدیک با ایشان آشنا بودم و نه با ایشان کار کرده بودم. در واقع این نخستین و آخرین باری بود که به صورت مستقیم و رودررو با هم صحبت کردیم. در آن جلسه که حدود 2ساعت طول کشید، بیشتر ایشان سوال می کرد و من هم اوضاع را تشریح می کردم. وضع کشاورزی کشور، ظرفیت ها، قابلیت ها، مشکلات و تنگناها را برای آقای احمدی نژاد توضیح دادم. هم آن موقع و هم اکنون معتقدم که بخش کشاورزی با وجود تمام تنگناهایی که دارد، قابلیت های نهفته ای دارد که نتوانستیم از آن استفاده کنیم و علت آن هم به موضوع مدیریت، منابع و ابزار و فناوری بر می گردد، ولی به نظر من نقش مدیریت در این میاناز همه موثرتر است.

سندی که همواره در زمینه قابلیت های نهفته کشاورزی ارائه داده ام، بحث مقایسه برداشت کشاورزان نمونه و متوسط تولید کشور است که فاصله ای زیاد با هم دارند. کشاورزان نمونه با این که از منابع پایه کمتری برای تولید محصول استفاده می کنند اما گاهی اوقات برداشت محصولی چند برابر متوسط کشور دارند. مثلا متوسط برداشت چغندر 30 تن در هکتار است، اما امسال کشاورزان نمونه متوسط 160 تن در هکتار را برداشت کردند که بیش از 5 برابر متوسط کشوری است. این نشان می دهد ظرفیت ها و قابلیت های زیادی در بخش کشاورزی وجود دارد. بخش عمده ای از مطالبی که سال 84 و هنگام پایان کار دولت به آقای احمدی نژاد گزارش دادم شامل همین موارد بود. آقای احمدی نژاد هم در آخر نظر من را در مورد وزیر کشاورزی آینده و این که به نظر من چه کسی می تواند این مسئولیت را قبول کند، پرسیدند. من به ایشان گفتم که شما از تفکر سیاسی دیگری هستید که مسئولیت را پذیرفتید، قطعا کسانی که مورد نظر من هستند و با آن ها کار کرده ام را شاید مناسب ندانید، اما چند نفر از همکاران و معاونان ستادی وزارتخانه را مانند آقای دکتر بخشنده، مهندس صحرائیان، مهندس مهرفرد را معرفی کردم، ولی به ایشان گفتم فکر نمی کنم شما این افراد را به کار بگیرید. البته آقای سعیدی کیا و دکتر دانش جعفری را هم به ایشان پیشنهاد دادم که از آن ها در وزارتخانه های دیگر استفاده شد.

در نهایت نظر شما در مورد فردی که برای وزارت جهاد کشاورزی انتخاب شد، چه بود؟

نمی خواهم به جزئیات این مساله وارد شوم. بعد از انتخاب آقای مهندس اسکندری برای وزارت، جلسه ای با ایشان داشتم و گزارشی از وضع کشاورزی را به اطلاع ایشان رساندم.

شما در سال 84 یک نظام کشاورزی را تحویل دادید و در سال 92 یک نظام کشاورزی دیگر را تحویل گرفتید. تفاوت این دو نظام را در چه دیدید؟ شما به نظام رشد پایدار در کشاورزی معتقد هستید و سیستم پایداری را در سال 84 تحویل دادید. آیا به نظر شما این نظام پایدار در مدت 8 سال دولت نهم و دهم پابرجا ماند؟

ما در وزارتخانه ای بودیم که ساختمانی داشت، اما وقتی بعد از 8 سال برگشتیم، آن ساختمان هم، دیگر وجود ندارد. ساختمان برای یک وزارتخانه شاید فرع باشد، اما بستر کار محسوب می شود. هم اکنون وزارتخانه جهاد کشاورزی در 18 نقطه تهران و کرج پراکنده است. بحث ساختمان و وضع فیزیکی وزارتخانه یکی از اتفاق هایی است که در 8 سال گذشته در بخش کشاورزی افتاده است. در دوران قبل نهادهایی را تشکیل داده بودیم، اما هم اکنون دیگر آن نهادها وجود ندارد. برای سازمان های مختلف مشکلاتی ایجاد شده است، اما در کل نمی خواهم در مورد مشکلاتی که در 8 سال گذشته برای بخش کشاورزی به وجود آمد، زیاد صحبت کنم. بهتر است به برنامه های آینده و آنچه پیش رو است، بپردازیم.

نگاه به گذشته تجربه ما را در آینده بیشتر می کند. مثلا در سال 83 جشن خودکفایی گندم برگزار شد، اما اکنون بزرگترین وارد کننده گندم هستیم. چرا این اتفاق افتاد؟

افزایش تولید در بخش کشاورزی در کشور ما، از نظر برنامه و افق، باید بر اساس افزایش بهره وری و پایداری در تولید باشد، یعنی برنامه ای که تدوین می شود باید بر این پایه باشد. پایداری در تولید یعنی این که منابع پایه هزینه تولیدهای زودگذر نشود. پیداست که نابودی منابع برای تولید زودگذر و بیشتر فاجعه بار است، به همین خاطر نگاه ما در بخش کشاورزی افزایش بهره وری با نگاه پایدار خواهد بود. پایداری به معنی حفظ منابع پایه. برای رسیدن به این هدف نخستین موضوعی که مد نظر قرار گرفته، جلوگیری از توسعه سطح است. باید بگویم دیگر آبی برای افزایش سطح کشاورزی نداریم. آبی که هم اکنون استفاده می شود با فشار به ذخایر و سفره های زیرزمینی به دست می آید. وضع سفره های زیرزمینی و بخشی از دشت های ما بحرانی است. قطعا امروز و در آینده باید آب کمتری در کشاورزی مصرف کنیم. از نظر خاک، محدودیتی نداریم، اما این خاک را هم باید حفظ کنیم تا فرسایش پیدا نکند، دچار ضایعات نشود. بنابراین، این ها مسائلی است که به بحث پایداری بر می گردد، نه تنها توسعه در سطح را دیگر نمی توانیم انجام دهیم، بلکه در خیلی از دشت ها سطح کشاورزی باید کاهش یابد.

آنچه باید بعد از پایداری و حفظ محیط زیست و منابع پایه آب و خاک به آن توجه کنیم افزایش بهره وری است که نخستین موضوع و حیاتی ترین آن آب است؛ باید با مدیریت، منابع و ابزار، بهره برداری از آب را افزایش دهیم تا بتوانیم به ازای یک واحد آب محصول بیشتری تولید کنیم. این کاری است که کشاورزان نمونه و خیلی از کشاورزان پیشرو انجام می دهند. اگر بهره وری را در مصرف آب انجام دهیم خیلی از مشکلات کشاورزی حل می شود. در زمان خودکفایی گندم در سال 83، افزایش بهره وری اتفاق افتاد. برای این که این اتفاق دوباره تکرار شود چه باید کرد؟ باید بگویم دانش وجود دارد و در زمینه دانش مشکلی نداریم. یکی از دانش های ابتدایی در بخش کشاورزی که در نیمه دوم قرن بیستم بیشتر دنیا به آن اقبال نشان داد و توانست تولید محصولات کشاورزی را در جهان افزایش دهد، بحث «به زراعی» است. ما هنوز مشخصه ها و شاخص های «به زراعی» را در تولید کامل به کار نگرفته ا یم.

چرا این اتفاق افتاد درحالی که شما می گویید دانش در کشور وجود دارد؟

این که چرا این دانش را به کار نگرفتیم دوباره برمی گردد به مساله مدیریت، منابع و ابزار. یکی از کارهایی که باید می کردیم و نکردیم بحث تجهیز مکانیزاسیون در کشاورزی است.

اما حدود 20 سال است که بحث مکانیزاسیون کشاورزی در کشور مطرح است.

این موضوع تا 10 سال دیگر هم مطرح خواهد بود، چون موضوعی ادامه دار خواهد بود، ولی متاسفانه از سرعت خوبی برخوردار نبوده است. بحث مکانیزاسیون در دوره های مختلف، متفاوت بوده است. ما در سال 80 به این موضوع پرداختیم و امروز هم دوباره تجهیز مکانیزاسیون را در دستور کار قرار داده ایم. اقدام اولیه تصویب پرداخت تسهیلاتی معادل 750 میلیارد تومان برای تجهیز مکانیزاسیون، است. به این ترتیب که بانک کشاورزی، کارخانه تولید ادوات، کشاورز و اداره کشاورزی در چرخه تجهیز ادوات کشاورزی قرار دارند. رویه کار نیز به این صورت خواهد بود که پول در بانک است، کشاورز درخواست می دهد، اداره کشاورزی آن را ارزیابی می کند و در نهایت تسهیلات به دست صاحب ادوات و ماشین آلات می رسد. بنابر این در این فرایند عملا پولی جابه جا نمی شود، فقط با یک سیستم نرم افزاری که ایجاد شده، کشاورز درخواست خود را به اداره کشاورزی می دهد پس از ارزیابی و تایید بسته ای در اختیار او قرار می گیرد که کشاورز به بانک بدهکار می شود. کشاورز با بسته ای که از بانک دریافت می کند، ابزار رااز سازنده دریافت می کند.

در این راستا در ماه های بهمن و اسفند متجاوز از 2هزار و 500 دستگاه تراکتور با این روش در اختیار کشاورزان قرار گرفته، این درحالی است که در 8 ماه ابتدای سال تنها 100 دستگاه تراکتور به کشاورزان عرضه شده بود. همچنین در این دو ماه توزیع کمباین از 5 دستگاه در 8 ماه ابتدایی سال به 60 دستگاه رسید.

شما افق را با توجه به نگاه پایداری که تعریف کردید، روشن می بینید؟

تجهیز مکانیزاسیون فقط یک موضوع از برنامه های آینده برای بهبود تولید کشاورزی است. بذر یک موضوع مهم دیگر در این زمینه است. کارشناس ها و متخصصان معتقدند نوع بذر 20 تا 30 درصد در افزایش محصول تولیدی تاثیر دارد. بذر فرایند طولانی دارد. مرکز تحقیقات باید بذر سازگار به محیط و اقلیم، سرما، گرما، بیماری شورا و... را به ما معرفی کند تا ما آن را تحت عنوان بذر گواهی شده تولید کنیم و آن را با عمل آوری، در اختیار بهره بردار قرار دهیم. این فرایند طولانی و پیچیده ای است که باید برای آن خون دل خورد چون با دست روی دست گذاشتن تولید افزایش نمی یابد. اگر کار را رها کنیم بذر مفید به کشاورز داده نمی شود. بذر گواهی شده و عمل آوری شده خیلی گرانتر از بذر خودمصرفی است که کشاورز تولید می کند و این بذر برای همه قابل دسترسی نیست بلکه ما باید با مدیریت خودمان ساز وکاری ایجاد کنیم که بذر مفید در اختیار کشاورز قرار گیرد. اگر سستی و بی تفاوتی انجام گرفته و پشتیبانی مالی برای تامین منابع را انجام ندادیم به مدیریت ضعیف ما برمی گردد.

مصرف بهینه آب هم یکی از برنامه های اصلی در بخش کشاورزی خواهد بود. به عنوان مثال سبزی و صیفی باید حتما در گلخانه کشت شود، چون در کشور آب برای کشت این نوع محصول در عرصه نداریم. به همین دلیل منابع خوبی برای گسترش گلخانه ها در نظر گرفته ایم. تسهیلات ارزانقیمت یکی از این کارها است. دیگر نمی توانیم در عرصه با مصرف آب فراوان گوجه تولید کنیم. در دنیا هم این اتفاق افتاده است. چون مصرف آب در گلخانه ها بسیار کمتر از عرصه است و در عوض تولید حتی تا هزار تن بیشتر شده است؛ در کشورما تولیددر گلخانه به 400تن در هکتار رسیده است.

برای این کار برنامه زمان بندی دارید؟

برنامه مدون در طول چند ماه اول دولت یازدهم طرح ریزی نشده است، اما گرایش ها و افق ها را پیدا کرده ایم، مثلا این که در آبیاری چه باید کنیم، شیلات، دام، تولید گوشت، لبنیات و... جهت گیری ها روشن شده که بعد از تدوین نهایی، برنامه تعیین و چگونگی نظارت بر اجرای آن ها مشخص می شود.

سال ها است که با مشکل افزایش تولید یک محصول و کمبود همان محصول در سال بعد مواجه ایم برای اصلاح الگوی کشت برنامه ای دارید؟ برای جلوگیری از تکرار کشت های بی هدف چه باید کرد؟

کشور ما به همه محصولات نیاز دارد. کمبود برخی محصولات در فواصل مختلف تا حدودی طبیعی است اما بخشی از آن هم به خاطر بسته بودن بازارها پیش می آید. چون ما نیاز داریم برای 76میلیون نفر تولید کنیم و متقاضی ما هم همین تعداد را در برمی گیرد مشکلاتی در راه تولید پیش می آید ولی اگر بازار و عرضه و تقاضا باز باشد می توانیم بازار را با بقیه بازارها تنظیم کنیم.

مساله دیگر در این خصوص نپرداختن به تنظیم بازار و نداشتن الگوی کشت است. باید تا می توانیم بازارهایمان را با وجود محدودیت های بیرونی و درونی توسعه دهیم. واردات و صادرات را نظام مند و شفاف کنیم. در مورد تنظیم بازار به عنوان مثال مرغ اکنون بیش از نیاز بازار عرضه می شود، به هر دلیلی هم نتوانستیم این مرغ مازاد را صادر و به بازارهای دیگر عرضه کنیم که دلایل مختلفی دارد ولی اکنون وارد آن نمی شوم.

چرا وارد بحث نمی شوید؟ آیا مشکلی وجود دارد؟

خیر مشکلی نیست. این بحثی مفصل است که در اینجا نمی گنجد مثلا در بحث صادرات ابتدا به مرغدار اجازه صادرات را می دهیم ولی به محض این که اندکی کمبود در بازار پیش بیاید فورا جلوی صادرات را می گیریم و این نخستین مشکلی است که باعث می شود صادرات و بازاریابی شکل نگیرد. این فقط یک مشکل برای تنظیم بازار است...

بنابراین حداقل باید درون بازار بسته بتوانیم تنظیم بازار کنیم و ما به عنوان دولت هم باید هزینه این کار را بپردازم. هم اکنون در زمینه مرغ کار ما این است که اضافه تولید و عرضه را در سطح بازار جمع کنیم. همین امروز بیش از 100 هزار تن انباشت مرغ داریم که بیشتر از نیاز به بازار عرضه شده، با وجود این که مقدار زیادی هم در سبد کالاتوزیع شد.

در بحث تنظیم بازار توجه به مقدمات آن هم مهم است مثلا اگر سردخانه به اندازه کافی نداشته باشیم چکار باید کنیم. در تنظیم بازار پرتقال و مرکبات این مشکل را داریم. چرا برخی اوقات می گوییم به واردات پرتقال و مرکبات نیاز داریم؟ سرانه تولید مرکبات ما بیش از 4 برابر تولید جهانی است. ایران یک درصد جمعیت دنیا را دارد اما 4 درصد تولید مرکبات را در جهان در اختیار داریم. چرا برخی اوقات فکر می کنیم مرکبات کم است؟ چون حتی برای تنظیم بازار مرکبات مقدمات کار را فراهم نکردیم. مثلا همین امسال در فصل برداشت چه وضعی در شمال کشور پیش آمد؟ بخشی از تولید همچنان روی درخت مانده بود چون متقاضی نبود، انبار نبود، سردخانه نبود. برای تنظیم بازار امکاناتی مورد نیاز است که باید ایجاد شود همه این کارها را هم دولت نمی تواند به تنهایی انجام دهد باید با کمک بخش خصوصی و با پشتیبانی دولت این فرآیند طی شود.

پشتیبانی چگونه باید باشد؟

مثلا اگر کسی باغ 100 هکتاری مرکبات دارد حالامی خواهد سردخانه یا انباری در داخل باغ بنا کند، برخی همکاران از آن به تغییر کاربری تعبیر کرده و اجازه این کار را به باغدار نداده اند اما قانون تغییر کاربری کاملا متفاوت است و معنی آن این است که اراضی ما به ویلاتبدیل نشود، ساخت انبار و سردخانه که جزو لاینفک تولید است تغییر کاربری محسوب نمی شود. در جلسه ای که با مسئولان استان ها داشتیم عنوان شد که ساخت انبار و سردخانه جزو ابزار کار و تولید است. در این موارد نه تنها پشتیبانی نکرده ایم بلکه حتی مقابل تولید کننده هم می ایستیم.

یک مساله دیگر در تنظیم بازار داخلی، مسائل بهداشتی است. مثلا امروز سیب زمینی در بازار کم است و دلیل آن این است که برای تامین نیاز امروز باید یک سال پیش بذر سیب زمینی تامین و در مناطق گرمسیر کشت می شد تا در زمستان برداشت و وارد بازار شود اما کمبود بذر در شهریور و پاییز موجب کمبود سیب زمینی شده است. حال باید چه کرد؟ برای تنظیم بازار باید سیب زمینی وارد کنیم اما چون سیب زمینی غده ای درون خاک است و خاک بیشترین مشکل قرنطینه ای را دارد و بیماری ها و باکتری ها از طریق آن جابه جا می شود، این محدودیت قرنطینه ای مانع از آن است که سیب زمینی جابه جا شود. از کشور همجوار پاکستان می توانیم سیب زمینی وارد کنیم اما سازمان حفظ نباتات اصرار دارد که این سیب زمینی مشکل قرنطینه ای دارد و حق هم با او است. پس چه کار باید کنیم؟ باید الگوی کشت داشته باشیم. امروز الگوی کشت به صورت غیرسیستمی، ناقص، نارسا و غیرهماهنگ اعمال می شود. تعریف الگوی کشت این است که به صورت دقیق متوجه باشید که مثلا بنا بود 20 هزار هکتار کشت زمینی داشته باشیم و... اما امروز این اتفاق نمی افتد چون زیربنای این کار را نداریم و مدیریت چگونگی اعمال این نظارت را هم نداریم مضاف بر این ابزاری هم برای اعمال نظارت نداریم. الگوی کشت زیرساخت سازی نیاز دارد.

سیاستی که ما می خواهیم دنبال کنیم این است که توصیه فنی و اقتصادی به کشاورز داریم. به کشاورز بگوییم محصولی در این منطقه بکارد که با اقلیم و منابع سازگار باشد و توصیه اقتصادی هم این است که کشت اقتصادی تر را به کشاورز توصیه کنیم چون تولید ملی، ارزش تولید ملی و تولید اقتصادی برای تولیدکننده ملاک است. معتقدیم اگر بنیه اقتصادی کشاورز تقویت نشود و کشاورزی فقط حالت معیشتی داشته باشد قابل قبول نیست. تولید کشاورزی باید اقتصادی باشد و کشاورز بتواند با تکیه بر تولید، خود را برای توسعه آماده کند و از عهده هزینه ها برآید.

در دوره قبل وزارت شما بحث مافیا مطرح شد مانند مافیای واردات چای، برنج یا شکر. گرچه این بحث در دوره های مختلف همواره مطرح بود اما این بحث ها همواره برای بخش کشاورزی چالش هایی را ایجاد کرده و همچنان مطرح است. برای مقابله با این چالش برنامه دولت یازدهم چیست؟

اگر سازوکار را درست کنیم و براساس مکانیزم بازار شفاف عمل کنیم این بحث ها محلی از اعراب ندارد. در سال 85 نیاز کشور 500 هزار تن شکر بود، اما 2 میلیون و 700 هزار تن شکر وارد شد. تولید چغندر از 7 میلیون تن به 2 میلیون تن رسید. کارخانه های قند مشکل دار و ورشکسته شدند و شکر برای نیاز چند سال به کشور وارد شد. تاکید من این است که چنین سازوکاری درست نیست. سازوکار را خراب می کنیم بعد اتفاق بدی می افتد و فکر می کنیم مافیا شکل گرفته است. این درحالی است که خود ما یک فرصت رانت جویانه را با سازوکارهای اشتباه ایجاد کرده ایم. بعد می گوییم مافیا شکل گرفته است. باید ببینیم چه اتفاقی افتاد که در سال 85، 700/2 میلیون تن شکر وارد شد. دولت در نیمه دوم 84،5 بار تعرفه شکر را کاهش داد و از 110 درصد به صفر رساند. ابتدای سال 85، شکر خام با تعرفه صفر و شکر با تعرفه 10 درصد وارد کشور شد. این در حالی بود که شکر داخلی به دلیل ثابت نگه داشتن نرخ ارز و افزایش تورم و افزایش هزینه تولید بسیار گرانتر از شکر وارداتی بود. می خواستند با تعرفه مشکل قیمت شکر داخل را حل کنند و تعرفه واردات را به صفر رساندند. به این ترتیب شکر را به کشور سرازیر کردند. خب تولید ملی آسیب دید. در واقع تصمیم سازان و تصمیم گیران باید تصمیم درست بگیرند تا در آینده قضیه مافیا را مطرح نکنند. تصمیم گیرنده باید همیشه فردا را هم پیش بینی کند و فقط برای حال برنامه نریزد. قوانین و مقررات هم این اجازه را به ما می دهد. البته اختلاف نظر و محدودیت هایی در جامعه وجود دارد ولی باید دقت کنیم تا تصمیم غلط و فاحشی نگیریم تا یک محصول و تولید و اقتصاد را با این تصمیم پس و پیش کنیم.

راه حلی که من همیشه مطرح کرده ام و برخی اوقات هم به این متهم شده ام این است که برای تولیدکننده متوسط قیمت محصول از نظر بهره وری یک عددی (متوسط) درمی آید. کسانی که بهره وری بالاتر از این متوسط دارند در مدار تولید می مانند و کسانی که بهره وری پایین تر از این متوسط دارند باید خود را به این متوسط برسانند یا از مدار تولید خارج شوند. اما باید همواره حاشیه سود و امنیت را برای متوسط بهره برداری حفظ کنیم. نباید بگذاریم محصولی وارد مملکت بشود که قیمت آن از این متوسط پایین تر باشد. با خرید تضمینی قبل از واردات باید حاشیه امنیت را برای تولیدکننده داخلی ایجاد کنیم. در این صورت تولید پایدار می شود و واردات هم با تعرفه مناسب انجام می گیرد.

سال آینده فاز دوم هدفمندی شروع می شود. چه سیاستی را با حمایت از کشاورزان برای افزایش هزینه ها در نظر گرفته اید؟

بارها رئیس جمهوری و مسئولان اعلام کرده اند افزایش قیمت ها شوک آور نخواهد بود و شیب فوق العاده ملایمی دارد تا شوک به اقتصاد و تولیدکننده وارد نشود. افزایش قیمت برق و آب هم بسته به سهم آن ها در سبد هزینه تمام شده عددی است که در بخش کشاورزی کمترین سهم را دارد. در ارتباط باسایر هزینه ها این افزایش قیمت ها عدد زیادی نیست و ما هم امیدواریم مشکل برای کشاورز ایجاد نکند. اگر مشکل پیش آمد حتما کشاورز خود را با بازار تنظیم می کند.