آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۸
صفحه اول
۱
آموزش

گفتمان ملی آموزش و پرورش

مهندس امیرعباس میرزاخانی

امروزه بر تمام اندیشمندان و صاحب نظران ثابت شده که تعلیم و تربیت پایه و اساس موفقیت و توسعه هر کشوری است و اصولا بدون تعلیم و تربیت صحیح و اصولی، هیچ کوششی در جامعه به ثمر نخواهد نشست. بر همین مبنا، نظام آموزش و پرورش یا به عبارت بهتر، نهاد تعلیم و تربیت یکی از محوری ترین و تعیین کننده ترین نهادهای اجتماعی در تحقق توسعه کشور به حساب می آید و از اساسی ترین وظایف هر نظام تربیتی، ارایه تصویری از انسان مطلوب است که سند تحول بنیادین به وضوح، وظایفی را برای نظام آموزشی تبیین کرده و دولت ها را مکلف به اجرای آن می کند. آرمان سند تحول بنیادین، تربیت انسانی در مراتبی از حیات طیبه در پرتو دو هدف اساسی «عدالت آموزشی» و «ارتقای کیفیت آموزش و پرورش» برای دانش آموزان بیان شده است و می تواند موقعیت جمهوری اسلامی ایران را در سال 1404 به جایگاه اول در سطح منطقه و در حوزه آموزش برساند. پیش درآمد دستیابی به اهداف مصرح در سند تحول بنیادین، توجه به شاخص های توسعه، به ویژه «توسعه منابع انسانی» و اهمیت «سرمایه اجتماعی» قریب به یک میلیون معلم و فرهنگی و بیش از 13 میلیون دانش آموز است و می تواند موتور محرکه برای هر نوع تحولی در کشور باشد. اگرچه پرداختن به «توسعه منابع انسانی» و «سرمایه اجتماعی» نیازمند بررسی توسعه عدالت اقتصادی و اجتماعی است، اما پیش نیاز آن توجه همه جانبه به عدالت آموزشی در رده های مختلف کودکان و نوجوانان لازم التعلیم کشور است و بر همین اساس است که جمیع اقتصاددانان جهان، رمز رسیدن به اهداف فقرزدایی و کاهش نابرابری ها را در توجه کشورها به توسعه «عدالت آموزشی» و میزان دسترسی افراد جامعه به لوازم موردنیاز آموزش می دانند و در اینجاست که وظیفه کشورها و دولت ها به ضرورت آموزش افراد را دوچندان می سازد. تحقق عدالت آموزشی به مفهوم ایجاد «امکان برابر» برای «همه» کودکان و نوجوانان لازم التعلیم کشور به آموزش «باکیفیت» در جهت رشد استعداد و کسب توانمندی و مهارت های لازم برای ایفای نقش کلیدی در توسعه جامعه است. این موضوع برای همه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان «دوره ابتدایی» که آموزش به لحاظ فردی و اجتماعی تاثیر جدی بر آنها دارد، در اولویت دولت دوازدهم قرار دارد و برای اینکه بتوانیم مساله «آموزش» به مفهوم عام آن «education» در دولت دوازدهم مانند مساله «سلامت» در دولت یازدهم به «گفتمان ملی» و «دغدغه اصلی جامعه» تبدیل شود باید مساله «تعلیم و تربیت» را به عنوان تاثیرگذارترین عامل برای توسعه کشور در بین اقشار مختلف مردم و نخبگان جامعه مطرح کنیم تا دولت دوازدهم بتواند به مدد برنامه ریزان، صاحب نظران و با مشارکت نهادهای مدنی و همراهی صاحب نظران و متخصصان و حمایت عموم مردم، جریان سازی برای نیل به سمت نقطه ایده آل را فراهم کند. گفتمان سازی مساله «آموزش» در سطح جامعه دارای الزاماتی است که در وهله اول باید آموزش و پرورش از قالب یک وزارتخانه در مقایسه با سایر دستگاه های اجرایی و حاکمیتی فراتر رفته و تبدیل به یک نهاد فرا وزارتخانه ای شود، به گونه ای که «آموزش و پرورش» دغدغه اساسی جامعه و مساله محوری نظام و دولت باشد، چراکه هرگونه گشایشی در این بخش، گره گشای مشکلات در دیگر بخش های جامعه را به دنبال خواهد داشت. در مساله «آموزش»، «مدرسه»، «معلم» و «دانش آموز» همگی از مسائل ملی محسوب می شوند و بحث درباره ضرورت بهبود و ارتقای وضعیت معیشتی و علمی معلمان و تعلیم و تربیت دانش آموزان و همچنین ارتقای مهارت های زندگی در آنان را نمی توان محدود به یک وزارتخانه و حتی یک دولت دانست؛ به همین منظور بهینه سازی نظام آموزش و پرورش باید «دغدغه عام و ملی» برای کلیت نظام تلقی شود و این مهم باید در برنامه های کوتاه مدت و بلندمدت وزارت آموزش و پرورش به وضوح بیان شود تا با مشارکت ارکان تصمیم گیر و تصمیم ساز کشور در پرتو نگاهی نو و آینده نگرانه، فرصت ها و تهدیدهای پیش روی آموزش و پرورش را احصا با عزم ملی ظرفیت های جدیدی را برای حل مسائل و مشکلات پیدا کرده و به کار بندیم تا آموزش و پرورش را از یک مساله ملی به حلال مسائل ملی تبدیل کنیم. اگر آموزش و پرورش و مسائل آن از قبیل «معیشت و منزلت معلم»، «ناکارآمدی روش ها و شیوه های سنتی آموزش»، «اقتصاد آموزش و پرورش»، «محرومیت و تبعیض در نظام آموزش»، «فرسودگی مدارس و کمبود تجهیزات» و ده ها مساله دیگر در کانون توجهات جامعه، نخبگان، نهادهای مدنی، دستگاه های اجرایی و حاکمیتی، بخش های دولتی، خصوصی و عمومی قرار گیرد و تبدیل به گفتمان «غالب» در کشور شود، راه برای خروج از تنگناهای کنونی و ورود به افق های نو در حوزه تعلیم و تربیت باز خواهد شد. فراموش نکنیم آنچه باعث شده مساله «آموزش و پرورش» در قریب به چهار دهه از پیروزی انقلاب اسلامی هنوز به صورت یک مشکل باقی بماند این است که بین حاکمیت، برنامه ریزان دولتی و عامه مردم از یک طرف و بازیگران این عرصه یعنی معلمان و صاحب نظران علوم تربیتی، مساله «آموزش و پرورش» به صورت یک مساله بغرنج موهوم باقی مانده و تبدیل مساله «آموزش و پرورش» به یک گفتمان ملی و دغدغه کلی از این جهت که می تواند بین طرفین موضوع، همگرایی نسبی و تقریب نگرش در مساله «آموزش» و حل آن پیدا کند را به امری لازم و ضروری در جامعه تبدیل کرده است.

در این میان باید این را درنظر داشت که آموزش و پرورش در طول شش سال فعالیت دولت تدبیر و امید با تلاش و همت همه ارکان نهاد تعلیم و تربیت و به دلیل شرایط بحرانی کشور، نتوانست در اولویت قرار گیرد و اکنون که سکاندار چهاردهم این نهاد تا چند روز آینده برای اخذ رای نمایندگان مردم به مجلس معرفی می شود، باید در اولین گام با بهره گیری از ظرفیت همه ارکان کشور، قطار توسعه کشور را در ریل آموزش و پرورش قرار دهد و ضرورت دارد سکاندار نظام تعلیم و تربیت، ضمن التزام نظری و عملی به ابزار توسعه با دامن زدن به یک «گفتمان ملی» در حوزه آموزش و پرورش شتاب دهنده برنامه های کلان دولت در بخش توسعه پایدار و عدالت آموزشی در دولت دوازدهم باشد.