آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۲۲۲۵۷
گزارش روز
۵
ریشه یابی چالش های معیشتی مردم (1)

وعده های ویترینی در سایه غفلت از ظرفیت های داخلی

رضا الماسی

این روزها دغدغه اول بسیاری از مردم کشور ما معیشت شان است؛ البته در حد خودش. دولت یازدهم نیز بر پایه همین دغدغه و با دادن همین وعده و وعیدها اعتماد اکثریت خفیف آراء مردم را به خود جلب کرد و سکاندار مدیریت اجرایی کشور شد. فرمول و نسخه دولت حسن روحانی برای رفع گرفتاری های معیشتی مردم، معامله با غرب بود. هدف این گزارش پرداختن به آنچه در طول 6 سال گذشته تحت لوای مذاکره بر سر ظرفیت ها و امکانات این ملت رفته نیست بلکه مقصود، روایتی از ریشه های بروز و ظهور وضع امروز و بیان راهکارهای پیش رو برای برون رفت و تسریع در حرکت کشور به سمت آرمان ها و اهدافش می باشد که این راهکارها از سوی کارشناسان کشور مطرح شده است.

قبل از هرچیز لازم است با بررسی اسناد و کنش و واکنش های مردم به حوادث گوناگون کشور، گزارش دقیق تری از سطح آرمان خواهی و مطالبات آنها ارائه دهیم، که اگر این شد، آنگاه شاید بتوان قضاوت کرد چرا برخی دشمنان خارجی و حتی دوستان داخلی در تحلیل رفتارهای مردم ایران عاجز و درمانده اند.

نکته قابل توجه این است که فشار معیشتی در دهه اخیر، بر اکثریت مردم جامعه به خصوص مستضعفان وارد آمده و قابل کتمان و چشم پوشی نیست و هیچ کس نمی تواند آن را حتی با امنیتی کردن فضای اقتصاد یا تحمیل رکود بی سابقه وارونه جلوه دهد. اما سوالی که باید به دور از هرگونه نگاه باندی و قبیله ای به آن پاسخ داد تا بتوان به تحلیل درست و راهکار مناسب رسید این است؛ شرایطی که در آن قرار داریم تا چه اندازه روی معادلات رفتاری مردم اثرگذار است؟ مردم تا کجا حاضرند برای حل مسائل اقتصادی شان از آرمان هایشان کوتاه بیایند و هزینه معنوی بدهند؟ اساسا نسبتی میان مشکلات فعلی و آرمان های مردم وجود دارد یاخیر؟ مردم با چه رویکردی، حل مطالبات معیشتی شان را جایز می دانند؟ و...

به عنوان یک نمونه نگاهی می اندازیم به یکی از سخت ترین دوران پس از انقلاب به لحاظ تنگی معیشت عموم مردم. در دوران دفاع مقدس یکی از سنگین ترین فشارهای معیشتی به مردم وارد آمد اما کنش و واکنش های قاطبه مردم در اوج فشارهای اقتصادی و در برابر مسئله جنگ هیچ گاه به جایی نرسید که آنها از ادامه مقاومت خسته شوند و هویت خود را به وعده ی گشایش و راحتی مادی بفروشند. تا جایی که این روحیه مردم بارها مورد تحسین امام خمینی(ره) قرار می گرفت.

ریشه تمام چالش های کشور در دو نوع نگاه به مسائل

توجه به گرایش های عمیق فکری مردم در گام اول انقلاب(40 سال گذشته) نشان می دهد که حل چالش دهه اخیر نیز ریشه در نگاه ها و رویکردهای مسئولین دارد. به گواه کارشناسان مختلف سیاسی و اقتصادی از اول انقلاب تاکنون مدل های راست و چپ مطرح در دنیا در قبال برنامه ریزی های اقتصادی به کار گرفته شده اما نتیجه ای بهتر از وضع کنونی برجای نگذاشته اند.

برای روشن تر شدن این موضوع سراغ دکتر سیامک باقری، کارشناس و تحلیلگر مسائل سیاسی می روم. وی در این باره به گزارشگر روزنامه کیهان می گوید: «از همان ابتدای انقلاب دو نوع تفکر شکل گرفت که در یک دسته بندی کلی می توانیم از آنها به انقلابیون مثبت و انقلابیون منفی تعبیر کنیم. در توصیف انقلابیون مثبت شما ملاحظه می کنید که از همان ابتدای انقلاب، این دسته از افراد بسیار تلاشگر، جهادی و خستگی ناپذیر بودند و اعتقاد داشتند که تازه کار شروع شده و ما باید مبتنی بر توانمندی های خودمان مراحل بعدی انقلاب را تا رسیدن به تمدن نوین اسلامی پیش برویم. اما در مقابل، انقلابیون منفی کسانی هستند که انقلاب و رویکرد انقلابی را به محض پیروزی انقلاب، تمام شده می دانند و معتقدند زحمت ها و مرارت ها تا پیش از پیروزی و در دوران مبارزه با رژیم ستمشاهی بود و اکنون وقت ثمردهی انقلاب است. به نوعی پس از پیروزی انقلاب یک روحیه راحت طلبی در این دسته از افراد حلول کرد.»

باقری تصریح می کند: «پس از پیروزی انقلاب، ما با یک شرایط جدیدی روبرو شدیم که در آن شرایط درگیر گروهک های تروریستی بودیم و از طرف دیگر با جنگ تحمیلی مواجه شدیم که به طور طبیعی در چنین فضایی دیدگاه انقلابی منفی نتوانست بروز و ظهوری از خود نشان دهد. اما پس از پایان جنگ وقتی که ثبات بر کشور حاکم شد، شکاف میان این دو دیدگاه عیان تر شد و در عرصه های مختلف تجلی بیشتری پیدا کردند. در چنین شرایطی بسترها برای جولان جریان انقلابی منفی بیشتر فراهم شد و بسیاری از طرفداران این دیدگاه در دستگاه های مختلف رخنه کرده و منویات این دیدگاه را دنبال و پیاده کرده و می کنند.»

دکتر محمد حسن قدیری ابیانه سفیر سابق ایران در مکزیک و ایتالیا، کارشناس ارشد مدیریت استراتژیک فرد دیگری است که با او گفت وگو می کنم؛ او معتقد است: «در 8 سال گذشته(به خصوص 6 سال دولت آقای روحانی)، اقتصاد کشور عملا به حال خود رها شده است. دولت فعلی از زمانی که روی کار آمد به جای اتکای به توان داخلی تمام امیدش را به برجام و تعامل با آمریکا بست و همچنین تلاش کرد که در اذهان عمومی نیز برجام را عامل تغییرات بزرگ جلوه دهد. این مسئله خودش باعث رکود شد، چون هرکسی قصد داشت یک کار اقتصادی شروع کند و یا کار اقتصادی اش را توسعه بدهد منتظر فرارسیدن وعده های آقای روحانی ماند و همین موضوع عامل اصلی توقف و رکود در حرکت اقتصادی و سازندگی کشور شد.»

وی می افزاید: «برای صاحب نظران از اول روشن بود که با آمریکا نمی توان به تعامل رسید زیرا ماهیت آمریکا متفاوت از تصورات آقایان روحانی و ظریف بود. آقایان تصور می کردند که بقیه بلد نیستند با آمریکا به تعامل برسند و مشکل آمریکا با ما صرفا مسئله هسته ای است در حالی که کاملا مشخص بود که حتی اگر ما از تمام حقوق هسته ای خود بگذریم و تمام پیچ و مهره های هسته ای را باز کنیم چیزی از دشمنی آمریکا با ایران کم نمی شود.»

راه برون رفت از مشکلات

اینک پس از گذشت تمام این تجربه ها، الگویی که در گام دوم انقلاب به پشتوانه انبوهی از نظرات کارشناسی متخصصان در حوزه های مختلف از طرف رهبر معظم انقلاب در همه حوزه ها (از جمله اقتصاد) ارائه شده، تکیه بر توان داخلی با محوریت جوانان مومن انقلابی است.

 بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی در حالی از سوی رهبری در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب منتشر شد که با تجربه برجام، بسیاری از مردم، مسئولین و کارشناسان به این باور رسیده اند که از نگاه به دست خارجی و اعتماد به دشمن آبی برای دین و دنیای مان گرم نمی شود. آنچه پیشرفت دین و دنیای ما را تضمین خواهد کرد تکیه به ظرفیت ها و نیروهای داخلی است.

دکتر قدیری ابیانه در این باره تاکید می کند: «هم اوباما و هم ترامپ نه تنها تحریم ها را لغو نکردند بلکه تشدید کردند، از این رو ما به هیچ وجه نباید امیدی به آمریکا داشته باشیم. اتکاء ما باید بعد از خداوند متعال به ملت خودمان به خصوص توان جوانان مان باشد.»

البته در این میان هنوز بعضی نداهای خلاف این موضع سر داده می شود اما با کنار هم گذاشتن نظرات همین افراد به روشنی می یابیم که سطح این نظرات متناقض ارزش پرداختن به آنها را ندارد. از جمله این نظرات، اظهارات فردی است که پیش بینی هایی از پایداری برجام در زمان روی کار آمدن ترامپ داشت. وی در یادداشتی در یکی از روزنامه های زنجیره ای در اوایل روی کار آمدن ترامپ در آمریکا نوشته بود: «ترامپ بیشترین انعطاف را نسبت به برجام نشان خواهد داد. او نه تنها برجام را آتش نخواهد زد بلکه پرونده برجام را در جایی امن در کاخ سفید قرار خواهد داد!»

رهبر انقلاب در اوایل شروع مذاکرات برجامی علی رغم مخالفت شان به نتیجه مند بودن این مذاکرات مخالفتی با انجام آن نفرمودند و تاکید داشتند؛ تجربه ای که از این مذاکرات نصیب ملت ایران خواهد شد موجب می شود که از این مذاکرات ضرر نکنیم.

عمل به منویات رهبری

دکتر قدیری ابیانه معتقد است برای آنکه این نگاه با توجه به تجارب متعددی که در 40 سال گذشته ایجاد شده نتواند باز هم کشور را از مسیر اصلی خود منحرف نماید، لازم است مردم و مسئولان به وظایف خود در راستای سیاست های کلان تعیین شده از سوی رهبر انقلاب عمل کنند.

 این کارشناس ارشد مسائل سیاسی و اقتصادی می افزاید: «راه حل برون رفت از وضعیت فعلی عمل به محورهای تعیین شده از سوی رهبر انقلاب در ابتدای هر سال است. البته متاسفانه مردم ما معمولا خودشان را مسئول و مخاطب این گونه منویات رهبری نمی دانستند در حالی که آنها هم وظیفه دارند. اگر بهترین حکومت هم بر سرکار باشد اما مردم به وظایف شان عمل نکنند به نتیجه مطلوب نخواهیم رسید.»

وی ادامه می دهد: «اگر مردم در انتخاب هایشان اشتباه کنند و لیبرال ترین و مرفه ترین افراد را بر خلاف نظر حضرت امام(ره) به مصادر امور بنشانند، نتیجه ای جز زیان نصیب آنها نخواهد شد.»قدیری ابیانه تصریح می کند: «آقایان روحانی و ظریف و هم جناح های مختلف سیاسی امید خودشان را به تعامل با آمریکا از دست داده اند و تا حدودی به ماهیت واقعی آمریکا پی برده اند، باید تمام تلاش شان را در جهت استفاده از ظرفیت های داخلی به کار ببندند. دولت (به خصوص آقایان روحانی و ظریف) با اقرار و تاکید بر اینکه از ابتدا اشتباه می کردند که راه حل را در تعامل با آمریکا و اروپا جست وجو می کردند، می توانند کمک کنند به اینکه این نگاه «امید به بیرون» اصلاح شود. اما متاسفانه هنوز هم این دوستان در صدد توجیه کار غلطی هستند که انجام دادند. آقای ظریف از یک طرف می گوید اگر به گذشته برگردم همان کار را می کنم و از طرف دیگر آقای روحانی دائما از مزایای برجام می گوید! در حالی که نه تنها هنوز سیب و گلابی های برجام به بار ننشسته بلکه بوی تعفن آن نیز همه جا را فراگرفته است.»دکتر سیامک باقری نیز در این باره می گوید: «برای جلوگیری از تکرار تجربه های تلخ گذشته لازم است یک نگاه عبرت آمیز نسبت به مدیریت های صورت گرفته پس از پایان جنگ در کشور داشته باشیم و عملا تبیین شود که کدام جریان فکری شایستگی، قابلیت و توانایی های لازم برای عبور از مشکلات و موانع را داراست. همچنین بررسی شاخص هایی که می تواند ما را به رشد بیشتر برساند، در این دو جریان فکری نشان می دهد که عمده نگاه یک جریان برای پیشرفت دائما به بیرون است و نسخه های بیرونی را بر نسخه های داخلی ترجیح می دهند. اساسا این جریان اصلا تلاش نمی کند که نسخه های بومی را در حوزه های مختلف فرهنگی، مدیریت سیاسی و اقتصادی و... متناسب با شرایط ژئوپلیتیکی و فرهنگی ما و طرح کلانی که انقلاب آغاز کرده است، تهیه و تدوین نمایند. هرچه این جریان از نسخه های مکتبی و اسلامی که بنای انقلاب بر آن بوده، فاصله گرفته، سرانجامش به فساد اخلاقی، سیاسی و اقتصادی کشیده شده است. مردم نیز که نقش مهم تر و برجسته تری دارند می توانند با مطالبه گری نسخه های درونی و همچنین انتخاب های آگاهانه، نقش بسزایی در پیشرفت و بالندگی کشور داشته باشند.»