آرشیو یک‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۳۴۹۲
سیاست
۶

آینه

کیهان: مقاومت در برابر «طرح تسلیم»

سعدالله زارعی:... با کمال تاسف و با آنکه میوه مقاومت در دسترس ما قرار دارد و جهان هم به آن اعتراف می کند، یک جریان سیاسی، امروز ما را به انتخاب راه تسلیم دعوت می کند و جالب این است که همین ها اندکی قبل، ما را به جنگ بین المللی و منطقه ای فرامی خواندند. این جریان در آستانه انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی و با توجه به نیاز آمریکا به بازشدن دوباره باب گفت وگویی که به دلیل بی نتیجه بودن برای ایران به بن بست خورده است، درصدد شکل دهی به ترتیباتی است که نانی به تنور ترامپ بچسبد و لقمه ای هم نصیب این ها شود و این ها در حالی است که در فضای داخلی ایران به موازات شکست مذاکرات پیشین و هزینه های هنگفتی که روی دست ملت ایران گذاشت، از اعتبار دست اندرکاران داخلی آن کاسته شده است. مذاکره با آمریکا راه حل ما نیست و کمکی هم به طالبان آن نمی کند.

اعتماد: وکیل قاضی نیست

عباس عبدی:... شاید بااطمینان بتوان گفت، یکی از موضوعاتی که در ایران به شدت دچار بدفهمی شده است، مساله وکالت در دعاوی کیفری است. اگر وکیل یک متهم باشید، گمان می کنند که از مجرم به علت ارتکاب جرم او دفاع می کنید. درحالی که اصلا چنین چیزی درست نیست. اگر کسی وکیل یک نفر متهم به قتل یا سرقت باشد، از قتل و دزدی دفاع نمی کند، بلکه سعی می کند موقعیت متهم به قتل و دزدی را شرح دهد، شاید تبرئه شود و به ناحق مجازات نشود. درواقع وکیل، کسی است که به فرآیند دادرسی کمک می کند تا عادلانه تر باشد. برخی ها به این نکته توجه نمی کنند. برای بسیاری از وکلا پیش آمده که در یک پرونده وکیل مدافع متهم به قتل و در پرونده دیگر وکیل مدافع خانواده مقتول هستند و این هیچ ربطی به دفاع او از قتل یا جاسوسی یا سرقت ندارد. حتی دفاع از قاتل هم به معنای تعلق خاطرداشتن به او نیست، بلکه کوشش برای فهم رفتار او و احتمالا کوشش برای اخذ مجازاتی کمتر و در بهترین حالت تبرئه کامل متهم است و همه اینها به نفع دادگاه است تا یقین پیدا کند که چه کسی جاسوسی کرده یا مرتکب قتل شده است؟ .. بنابراین مساله وکیل دفاع از مجرم به صفت ارتکاب جرم نیست. بلکه دفاع از حقوق متهم و مجرم از جمله حق دفاع از خویش است. این کار؛ دفاع از حق و قانون و جامعه است. البته می دانیم که برخی وکلا در این راه پیازداغ ماجرا را زیاد می کنند ولی اینها نکات فرعی است و نباید موجب نادیده گرفتن اصل حق دفاع متهم از خویش شود.

ایران: دیپلمات نقطه زن!

رضا نصری: چرا جواد ظریف اینچنین برای جریان تندرو در واشنگتن و عناصر آن در دولت ترامپ مساله ساز شده است؟ به چند دلیل:1- جواد ظریف اجازه نداده است روایت تندروها و دولت ترامپ از ایران، از جایگاه ایران در جهان، از برنامه موشکی، از برجام و از پرونده هسته ای به عنوان «روایت غالب» در افکار عمومی، صحنه سیاست داخلی آمریکا و صحنه بین المللی شکل بگیرد و نقش ببندد... ظریف فقط صدای حقانیت ایران نیست. جواد ظریف موثرترین و تامل برانگیزترین صدایی است که از معضلات و مظلومیت «خاورمیانه» در کنفرانس های بین المللی و رسانه های غربی با زبانی که افکار عمومی غرب می فهمد سخن می گوید... جواد ظریف مسلط به نظریه ها، گفتمان ها و جریان های فکری در حوزه روابط و حقوق بین الملل است و ازاین رو قادر است- با زبانی که برای مخاطب عام و خاص جذاب است - مفهوم سازی کند، ایده های نو بیافریند و ساختارهای کهنه و رفتارهای مبتنی بر آن ها را در عرصه عمل به چالش بگیرد... جواد ظریف صحنه سیاست داخلی آمریکا را به خوبی می شناسد و ازاین رو قادر است با برقراری ارتباط هوشمندانه با افکار عمومی این کشور، بر تعاملات و برنامه های بازیگران آن تاثیر بگذارد... درواقع، دولت ترامپ می خواهد ظریف را آنچنان محدود سازد و به حاشیه براند که هم نظام و دولت ایران را به معرفی فرد دیگری برای تعامل با غرب وادار سازد و هم- در فقدان صدای او- دوباره فضایی ایجاد کند که در آن بتواند مجددا «ذهن ها و قلب ها» را با رویکرد و سیاست های خود همدل و همگام سازد. اما واکنش شخصیت ها و طیف ها و بازیگران مختلف عرصه قدرت در ایران - از شخصیت های برجسته گرفته، تا جناح های سیاسی و سپاه و ارتش و منتقدین و موافقان دولت - به تحریم ظریف نشان داد که «ایران» نه قصد دارد موشک هایش را تسلیم کند نه دیپلمات های نقطه زنش را!