آرشیو یک‌شنبه ۱۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۳۴۹۲
جهان
۱۵

آمریکا در هیبت «ترامپیسم» درگیر جنگ با جهان

اردشیر زارعی قنواتی

ایالات متحده آمریکا هنوز بزرگ ترین قدرت اقتصادی و نظامی جهان و به تبع تاثیرگذارترین قدرت سیاسی-امنیتی در نظام بین الملل است که به همین دلیل، می توان از آن به عنوان اصلی ترین قدرت هژمونیک جهان معاصر نام برد. اما این قدرت هژمونیک با ظهور قدرت های نوظهور و بازسازی روسیه، در حال افول است و این افول در همه عرصه های اقتصادی، نظامی، سیاسی، اجتماعی و امنیتی در روند عینی در حال انجام است. ظهور پدیده «ترامپیسم» در این کشور خلاف نظر بسیاری،  اتفاقی پیش بینی نشده و خارج از روند حرکتی ساختار سیاسی حاکم بر این کشور نبود.

در واقع پیروزی دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 محصول همین روند افول هژمونی و چگونگی امکان بازدارندگی این مسیر بوده است. به همین دلیل، بسیاری از سیاست های اعمالی دولت ترامپ هر چند  بعضا با رفتار توییتری او به نظر می رسد حرکات احساسی و تصمیم های شخصی است، اما این برداشت بسیار گمراه کننده است. تفاوت سیاست های ترامپ با همتای سابق خود باراک اوباما در این است که رئیس جمهوری سابق آمریکا با پذیرش و درک این روند، همچنان سعی داشت  با همکاری با جامعه جهانی و به ویژه متحدان سنتی خود، سرعت این افول هژمونی را کند، اما ترامپ به عنوان کارگزار دولت پنهان با اتخاذ سیاست تهاجمی و بازدارندگی منفی تلاش می کند «چرخ تاریخ» را با اهرم فشار و قاعده باج گیرانه به عقب بازگرداند.

بدون هیچ تردیدی این سیاست تهاجمی در کوتاه مدت آنارشی در جامعه ملی آمریکا و جامعه بین المللی را به میزان زیادی تشدید کرده و بسیار تنش زا خواهد بود؛ به ویژه  در آنجا که سیبل این تحرکات منازعه جویانه فراتر از برخورد با دولت های ضعیف، به عرصه تقابل قدرت های بزرگ بین المللی و به خصوص چین و روسیه کشانده می شود. اول ماه آگوست دونالد ترامپ اعلان کرد از ابتدای ماه سپتامبر بر 300 میلیارد دلار از کالاهای وارداتی از چین، تعرفه 10درصدی اعمال خواهد کرد چراکه پکن همچنان حاضر نیست به پیمان پیشنهادی واشنگتن برای متوازن سازی تراز بازرگانی دو کشور تمکین کند.

این در حالی بود که فقط یک روز از زمان بازگشت هیئت اقتصادی آمریکا به ریاست «استیو منوچین»، وزیر خزانه داری این کشور، از سفر به چین و مذاکرات دوجانبه برای یافتن راه حل گذشته بود و قبلا نیز آمریکا بر 250 میلیارد دلار از کالاهای چینی تعرفه بین 10 تا 25درصدی وضع کرده بود. در تلافی وضع تعرفه از طرف آمریکا، رهبران چین هم بر 110 میلیارد دلار کالای آمریکا تعرفه های سنگین بستند و اتفاقا خیلی هدفمندتر، محصولاتی را مشمول تعرفه کردند که اقتصاد در بخش کشاورزی و در ایالت های میانی و به ویژه  پایگاه رای جمهوری خواهان را هدف قرار می داد. نتیجه دور اول این رویارویی یا «جنگ تجاری» بنا بر گفته اکثر تحلیلگران و اقتصاددانان آمریکایی و بین المللی، بیشتر به زیان واشنگتن تمام شد و بر اساس آمارهای رسمی، نه تنها صادرات چین به آمریکا کاهش پیدا نکرد که حتی از افزایش تقریبا هفت درصدی هم برخوردار بود.

بر اساس گزارش روزنامه اتریشی «اشتاندارد»، تراز تجاری چین در مبادلات کالا با آمریکا در ماه ژوئن 30 میلیارد دلار مثبت بوده است، در حالی که این رقم در ماه قبل از آن 27 میلیارد دلار بوده و در شش ماه اول سال میلادی جدید نسبت به سال گذشته صادرات چین به آمریکا از  133.7 میلیارد دلار به رقم 144.5 میلیارد دلار رسیده است. بر اساس گزارش ها، بلافاصله بعد از اعلان تصمیم ترامپ برای بستن تعرفه 10درصدی به 300 میلیارد دلار بر کالاهای چینی بازار سهام «داوجونز» در آمریکا دو درصد سقوط کرد و بنا بر گفته روسای اتاق های بازرگانی و اقتصادی، این جنگ تجاری بیشتر مصرف کنندگان آمریکایی را در معرض آسیب قرار داده است. 

هم زمان با تشدید جنگ تجاری با چین یک روز بعد، یعنی دوم ماه آگوست آمریکا ابتدا با خروج رسمی از پیمان «منع موشک های هسته ای میان برد» موسوم به (آی ان اف) با روسیه وارد مسابقه تسلیحاتی جدید از نوع «جنگ سرد» شد که صدای اعتراض جهانی را در آورد و چند ساعت بعد هم به بهانه پرونده مسمومیت شیمیایی «سرگئی اسکریپال»، جاسوس سابق روسی در بریتانیا، دور جدیدی از تحریم ها را علیه این کشور اعلان کرد. خروج از این پیمان که شامل محدودیت برای ساخت موشک های کوتاه برد و میان برد از 500 کیلومتر تا 5500 کیلومتر می شد و در سال 2011 میلادی با دولت روسیه به روز شده بود، زنگ خطر برای صلح و امنیت جهانی را به صدا در آورد و با اعتراضات جهانی مواجه شد.

بهانه این خروج هم ظاهرا ظن ساخت موشک «ام 729» بوده است که گفته می شود زیر 500 کیلومتر برد دارد اما هنوز هیچ سندی به غیر چند گزارش اطلاعاتی در این باره وجود ندارد. در هر دو مورد جنگ تجاری و جنگ سرد جدید، بلافاصله رهبران چین و روسیه واکنش نشان داده و ابتدا «هیوا چون ینگ»، یکی از سخنگوهای وزارت خارجه چین، گفت: «ما هرگز فشار حداکثری، ارعاب یا باج خواهی را نمی پذیریم و درخصوص موضوعات اصلی، یک اینچ هم به عقب نخواهیم نشست» و درباره دومی هم روس ها نیز با استناد به خروج واشنگتن از پیمان، آنان نیز خروج خود را رسما اعلان کردند. جناح جنگ طلب و تندروی حاکم بر واشنگتن در حالی وارد جنگ تجاری با چین و جنگ سرد جدید با روسیه شده است که هم زمان در خلیج فارس بزرگ ترین تنش های محتمل به جنگ با جمهوری اسلامی را دنبال می کند و در کنار گوش خود نیز با مدیریت «جان بولتون»، نماد جنگ طلبی دو دهه اخیر در ساختار سیاسی آمریکا، گریبان ونزوئلا را سخت گرفته و مصمم است با ساقط کردن دولت «نیکلاس مادورو» مهره خود «خوان گوایدو» را بر سر کار بیاورد. تازه این همه داستان نیست و دولت ترامپ هم اکنون در پرونده های زیادی با متحدان سنتی خود در اتحادیه اروپا و حتی هند و ژاپن نیز درگیر شده است. هم زمانی همه این وقایع و تنش ها با حربه تحریم و تهدید جنگ، نشان می دهد آمریکای امروز در هیبت یک امپریالیسم افسارگسیخته برای جلوگیری از افول هژمونی خود با همه جهان به غیر از محدود کشورهای هم پیمان، بیش از همیشه به تهدیدی جهانی تبدیل شده است. جدا از اینکه در راستای این سیاست منازعه جویانه، برخی کشورهای در سیبل قرارگرفته بیشترین آسیب را متحمل می شوند، اما در میان مدت و درازمدت بیش از همه به خود آمریکا آسیب خواهد زد.