آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۵۴۵۵
فرهنگ: سینما
۱۱

2 منتقد سینما، تازه ترین فیلم تنابنده را بررسی کرده اند

چالش اتوبوسی تنابنده

ساناز قنبری

به طور طبیعی انتخاب بعضی افراد جامعه برای گذراندن اوقات فراغتشان رفتن به سینما و فیلم دیدن است، اما این که چه فیلمی را انتخاب کنند، سوالی است که در ذهن هر کسی که قصد رفتن به سینما را دارد به وجود می آید.محسن تنابنده در دومین اثر سینمایی خود، این روزها با فیلم سینمایی «قسم» بر پرده سینماها حضور دارد. یک درام اجتماعی بر پایه نظریه فقهی «قسامه» که تجربه ای متفاوت در سینمای ایران محسوب می شود.در این فیلم زنی به نام راضیه (با بازی مهناز افشار) فکر می کند خواهرش رضوان را بهمن، شوهر خواهرش (با بازی مهران احمدی) به قتل رسانده است. به همین خاطر 36 نفر از اعضای خانواده اش را با اتوبوس برادرشوهرش (با بازی حسن پورشیرازی) از گرگان به مشهد می برد تا علیه بهمن قسم بخورند و تنها کسی که مخالف این کار است خسرو (با بازی سعید آقاخانی) همسر راضیه است. جام جم در گزارش پیش رو نظر دو منتقد سینما را درباره این فیلم جویا شده که در ادامه می خوانید.

فیلمی سخت و جالب

یاسمن خلیلی فرد، نویسنده و منتقد سینما، ساخت فیلم قسم را بسیار دشوار دانست. او در گفت وگو با جام جم تصریح کرد: قسم فیلمی است که بدون شک سختی های بسیاری را به سازنده اش تحمیل کرده است. وقتی فیلمسازی تصمیم می گیرد کل فیلمبرداری فیلمش را در یک اتوبوس در حال حرکت انجام دهد، قطعا دشواری های بسیاری سر راهش قرار گرفته و آنچه در وهله اول تماشای فیلمی چون قسم را جذاب می کند سربلند بیرون آمدن محسن تنابنده از تمامی این موقعیت های دشوار است.

او ادامه داد: نکته مهم درباره قسم این است که به سبب موقعیت خاصش از دو منظر فیلم سختی است؛ هم به لحاظ فیلمنامه و هم به لحاظ اجرا و درست درآمدن راکورد بازی ها، حرکات دوربین، چهره پردازی و...

نویسنده کتاب های «انگار خودم نیستم»، «یادت نرود که...» و «نقش جنگ بر سینمای غیرجنگی ایران» درباره فیلمنامه قسم توضیح داد: فیلمنامه قسم می توانست آن را به شکستی بزرگ تبدیل کند، چرا که فیلمنامه نویس با انتخاب چنین شرایطی دست خود را برای پر و بال دادن به ایده های کلی و شاخ و برگ دادن به خط سیر اصلی درام می بندد و همین موقعیت مکانی ثابت در کنار حضور تعداد زیادی بازیگر اصلی و فرعی می توانست مهلک ترین ضربه را به کار وارد آورد، اما همین دکوپاژ مهندسی شده، میزانسن درست و تسلط کارگردان بر پروژه باعث می شود نقصان های اصلی کار آنچنان به چشم نیاید و قابل اغماض باشد.

خلیلی فرد افزود: از سکانس های خوب فیلم می توان به افتادن اتوبوس قسم خورها در آب اشاره کرد که علاوه بر شوکی که بر روند پیشرفت درام وارد می کند به لحاظ اجرا نیز شسته رفته است و مخاطب را میخکوب می کند.

این منتقد سینما، با تاکید بر نقش آفرینی خوب بازیگران این فیلم خاطرنشان ساخت: قسم مثل دیگر فیلم های خوب، مجموعه ای از انتخاب های درست است. بازیگران فیلم از مهم ترین و بهترین عناصر آن هستند. نقش خسرو با بازی سعید آقاخانی از دشوارترین نقش های فیلم است، نقشی با شخصیت پردازی پیچیده و رازی که باید آن را تا پایان فیلم حفظ کند. مهناز افشار نیز بازی خوبی دارد؛ بازی کنترل شده ای که در عین حال باید عصبانیت و خشم زن از شرایط پیش آمده را به تصویر کشد. حسن پورشیرازی پس از سال ها دوری از سینما در قسم نقشی مکمل، کم دیالوگ اما مهم و کلیدی دارد که علاوه بر جذابیت نقش، فراز و فرودهای متعدد شخصیت پردازی آن می تواند شرایط ویژه ای را برای بازیگر فراهم کند تا آن را به بهترین نحو ممکن ایفا کند. ضمن آن که نباید فراموش کرد، حضور تعداد زیادی بازیگر در یک فیلم و در یک موقعیت مکانی خاص و و ثابت نیازمند تسلط ماهرانه کارگردان بر اوضاع است. به نظر می رسد فیلمساز برای هر شخصیت، شناسنامه مختصری را طراحی کرده تا آدم ها صرفا نیایند و بروند و حضورشان در فیلم مشخص و واجد انگیزه باشد. در واقع هریک از قسم خورهای فیلم تنابنده به واسطه دلایل خاص خود و با پیشینه ای روشن نسبت به مرگ اتفاق افتاده برای قسامه عازم سفر شده اند.

خلیلی فرد در پایان تاکید کرد: فصل نهایی فیلم به زعم من قابل پیش بینی بود. در واقع رفتارهای عجیب و مشکوک مرد باعث می شود از جایی به بعد بتوانیم احتمال فروپاشی نهایی زندگی آنها را بدهیم.

 قسامه مبحث جالب و کمتر تکرارشده ای در سینمای ایران است و می تواند برای مخاطبانی که با مباحث حقوقی کمتر آشنایند جذابیت هایی داشته باشد. امید می رود نکات ذکر شده در فیلم به لحاظ حقوقی بی اشکال و تحقیق شده باشد، چرا که برخی وجوه قانونی فیلم در جشنواره مورد سوال چند وکیل قرار گرفت.

برگ برنده ای برای کارگردانش نیست

سیدسام بهشتی، منتقد سینما و تئاتر رویکرد فیلم قسم را انتقاد نسبت به یک مساله فقهی قلمداد کرد. او به جام جم گفت: قسم جهش قابل قبولی نسبت به نخستین فیلم محسن تنابنده، «گینس» است.

فیلمنامه نویسی که عناصر درام و ساختار فیلمنامه نویسی را بلد است در دومین فیلمش با رویکردی انتقادی به یک مساله می خواهد آن را به چالش بکشد.

روی کاغذ و در نوشتار فیلم نوشت، شاید همه چیز پاکیزه و تمیز پیش برود، اما در تصویر کردن موقعیت های مهم، اصول درستی ندارد و ماحصل و نتیجه آن نمی تواند برگ برنده ای برای فیلمساز شود.

او توضیح داد: قسم فیلم مهمی است که مساله دارد و خیلی هم جدی می خواهد حرف بزند، اما با رویه قطره چکانی اطلاعات دادن و کدگذاری های بی مورد و گره گشایی های غیرمنطقی، معادلاتش از اساس به هم می خورد و مخاطب را زجر می دهد. فیلمبرداری اش و خلق نماهای حساس به لحاظ تکنیکی شاید قابل قبول باشد، اما در خدمت محتوایی که ارائه می کند نیست و می خواهد با فرم غیرمنطقی لحظات پرفراز و نشیب قصه را دراماتیزه کند، اما جور درنمی آید.

بهشتی، شخصیت های فیلم قسم را غیرقابل باور دانست و ادامه داد: شخصیت های فیلم هویت جدی ندارند و غیرقابل باور هستند. این حجم از هم گسیختگی و متلاشی بودن شخصیت های فرعی در لحن روایت تاثیرگذار است و باعث کلافه شدن مخاطب می شود. فیلم یک مهناز افشار نسبتا خوب دارد که تلاش می کند همان روند همیشگی اش را ارائه نکند و در اینجا از آن سانتی مانتالیسم همیشگی اش و شیک بودن فاصله می گیرد و در مقام بازیگر نقش را مال خود می کند و یکی از جدی ترین حضورهای او در چهار سال اخیر است. حضور حسن پورشیرازی هم در فیلم مغتنم است و بعد از چندسال دوری، بازی روانی دارد.

این منتقد تاکید کرد: فیلم یک سکانس دلهره آور به لحاظ تکنیکال دارد که فقط برای چند دقیقه بر فضای فیلم حاکم می شود. مخاطب را با جهان خود همراه می کند و آن هم سکانس ماقبل پایان است. قسم فیلم بدی نیست، اما در بیان روایت اسیر یک آشفتگی است که می توانست جور دیگر روایت شود و یک نکته هم دارد که بازیگرانش برای نقش های فرعی از میان جوانان تئاتری انتخاب شده اند.