آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۷۱۳۲
صفحه آخر
۱۶
گفت و گو

مهشید میرمعزی به بهانه زادروز هفتاد و یک سالگی دانیل استیل از جایگاه ادبیات عامه پسند می گوید

عامه پسندی را محکوم نکنیم

مریم شهبازی

امروز «دانیل استیل» هفتادو یک ساله می شود؛ نویسنده ای که می توان او را از مشهورترین سردمداران ادبیاتی دانست که شاید مورد قبول خیلی ها نباشد: ادبیات عامه پسند. بخشی از ادبیات که چه بخواهیم چه نخواهیم با اقبال زیادی از سوی توده مردم حتی در کشورهایی مواجه است که سرانه مطالعه بالایی دارند. استیل را می توان از خوش شانس های این بخش دانست؛ اقتباس های متعدد سینمایی، فروش 580 میلیون نسخه ای، ترجمه به حداقل 28 زبان زنده و حضوری تقریبا دائمی در فهرست پرفروش های نشریات؛ نشریاتی همچون نیویورک تایمز، گاردین و حتی سایت هایی نظیر آمازون از جمله مواردی ست که می توان آنها را گواهی بر قرارگرفتن او در ردیف نویسنده های به اصطلاح «بست سلر» دانست. تولد این گونه ادبی را محصول پاورقی های نشریات خانوادگی می دانند؛ داستان هایی که ابتدا مهمان صفحات مجله ها و روزنامه ها بودند و بعد از مدتی در قالب کتاب منتشر می شدند. «تهران مخوف» نوشته مرتضی مشفق کاظمی را از نخستین پاورقی های فارسی می دانند که البته در کنار آثاری همچون «شوهر آهوخانم» نوشته علی محمد افغانی و کمی نزدیک تر «بامداد خمار» نوشته فتانه حاج سیدجوادی از مشهورترین آثار فارسی این حوزه هم هستند.

با وجود اقبالی که این قبیل کتاب ها در جلب نظر توده مردم دارند اما کتابخوان های حرفه ای و نویسندگان ادبیات جدی میانه چندانی با آنها ندارند و حتی این ادبیات را عاملی در کاهش سطح سلیقه مطالعاتی مردم می دانند.

مهشید میرمعزی، مترجم نام آشنای حوزه ادبیات هم از آن دسته افرادی ست که تاکید دارد سلیقه مطالعاتی اش با این کتاب ها همخوانی ندارد اما به «ایران» می گوید: «کتاب های عامه پسند معمولا حضوری دائمی در قفسه های کتابفروشی های جهان دارند. شاید باورتان نشود ولی این مدت به هر کشوری که رفته ام تقریبا محال بوده که با آثار جوجو مویز که او هم از نویسندگان عامه پسند جهانی ست روبه رو نشوم».

پای گفته های نویسندگان عامه پسند در کشور خودمان که بنشینید اغلب از نگاه های به اصطلاح از بالا به پایین نویسندگان ادبیات جدی گلایه می کنند. با این همه میرمعزی می گوید: «این که من نویسنده یا مترجم کتاب های این حوزه را نمی پسندم دلیل نمی شود که نگاه تحقیرآمیزی به نویسندگان یا خوانندگان آن داشته باشم.

در کشورهای دیگر هم نویسندگان، ادبیات عامه پسند را قبول ندارند. اما مثل ایران نیست که رفتاری تحقیر آمیز نسبت به نویسندگان این بخش داشته باشند، به هر حال حتی در کشورهای غربی هم این کتاب ها مخاطبان بیشتری دارند.»

با وجود گفته های میزمعزی برخی کتاب های این حوزه کمی خوش شانس تر بوده اند و حتی هرازگاهی نویسندگان و منتقدان ادبیات موسوم به روشنفکری را هم وادار به تعریف و تمجید کرده اند. سه اثری که در سطرهای بالایی به آنها اشاره شد در کشور خودمان از این جمله هستند که آنان را کتاب هایی مابین ادبیات عامه پسند و جدی می دانند. ماجرای عشقی پرفراز و نشیب میان پسری ثروتمند و دختری فقیر یا بالعکس؛ خیانتی که در نهایت به ازدواجی رویایی ختم می شود و موضوعاتی اینچنینی محتوای اغلب این قبیل کتاب ها هستند؛ کتاب هایی که در اغلب آنها مضمون به ساختار ادبی ارجحیت دارد.

میرمعزی یکی از دلایل توجه توده مردم را به کتاب های عامه پسند  تلاش آنان برای فرار از مشکلات زندگی امروز می داند و می گوید: «مردم ما آنقدر غرق مشکلات ریز و درشت شده اند که عجیب نیست اگر حوصله مطالعه آثار جدی را نداشته باشند. خوانندگان این قبیل کتاب ها اغلب به دنبال پناهگاهی هستند تا آنها را قدری از دنیای واقعی دور کرده و وارد کاخ آرزوهایشان کند.»

با این حال همان طور که پیش تر اشاره شد برخی معتقدند کتاب های عامه پسند منجر به کاهش سطح سلیقه مردم می شوند و ازاین جهت با انتشار آنها مخالفتی جدی دارند. اما میرمعزی و بسیاری دیگر از اهالی کتاب باوجود دور بودن سلیقه شخصی شان از مطالعه این قبیل کتاب ها نظر دیگری دارند، این مترجم ادبیات آلمانی ادامه می دهد: «اگر فرض را براین بگذاریم که از 10 هزار خواننده این کتاب ها پانصد نفر آنها هم جذب مطالعه آثار جدی شوند اتفاق خوبی ست. به هر حال نمی توان منکر این شد که کتاب های آسان خوان می تواند بهانه ای برای ادامه جدی تر مسیر مطالعه شوند.

البته این کتاب ها به گمانم نکته منفی هم دارند، شما اگر نگاه کنید پایان این کتاب ها اغلب به ماجرایی خوش ختم می شود، دختر یا پسری جوان که باوجود مواجه  شدن با خیانت درنهایت با جوانی سوار بر اسب سپید ازدواج می کند! همین باعث می شود مخاطب جوان گمان کند در دنیای واقعی هم این گونه است و دربرخورد با شرایط زندگی شان دچار توهم شوند.»