آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
صفحه اول
۱
جهان

جهان تک قطبی ترامپ

سعید عابدپور

امریکا از دوران جورج بوش به تدریج به عنوان قدرت تک قطبی در صدد تغییر جهان چند قطبی است. دوره کوتاه هژمونی امریکا از فروپاشی یوگسلاوی تا مداخله برای براندازی حکومت بشار اسد به پایان رسیده، ولی ترامپ در سودای حفظ این جهان به هر نیرنگ، فشار و تهدیدی دست می زند. ترامپ نماینده جهان تک قطبی است، فردی که در او حرص و سودجویی اقتصادی، بی ادبی و گستاخی و نداشتن دانش کافی درباره روابط بین الملل حرف اول را می زند. او به همه توهین می کند. به اعراب که چنان خفت بار پول شان را می گیرد تا برای شان امنیت بیاورد. به مردم امریکای لاتین که آنها را مشتی خس و خاشاک و مفت خور می پندارد، به سران کشورها از ماکرون که او را احمق نامیده تا خانم مرکل و سایر رهبران اروپا که هر جا فرصتی مناسب یابد، به تحقیر آنها می پردازد. بیراه نیست که صدراعظم آلمان می گوید از اظهارات نژادپرستی ترامپ نسبت به دیگران فاصله می گیرد. کار به جایی رسیده که ترامپ به چند زن شجاع منتقد کنگره امریکا با ادبیات نژادپرستی حمله کرد و مرکل به دفاع از این زنان نماینده پرداخت. آیا کار ترامپ به گفته رابرت دنیرو، بازیگر مشهور هالیوودی یک اشتباه خطرناک و فردی عمیقا غیراخلاقی است، یا اینکه او به خاطر گرایش شدید به تحمیل هژمونی امریکا بر جهان «احمق» است؟ نقل است هنری کیسینجر، در آغاز ریاست جمهوری ترامپ در محفل خصوصی دو پیش بینی درست کرد. او گفت ترامپ به دنبال خروج امریکا از پیمان ها و توافقات بین المللی بوده و با این روش امریکا را منزوی خواهد ساخت و دوم او با نوع برخورد و ادبیات خود موجب دلخوری و آزردگی رهبران جهان خواهد شد. بحران ایران هم بخشی از بحران هایی است که ترامپ ایجاد کرده است. ترامپ از معاهداتی چون معاهده پاریس، معاهده موشک های اتمی میانبرد، معاهده تجاری میان کشورهای اقیانوس آرام، شورای حقوق بشر سازمان ملل، یونسکو و توافق اتمی با ایران خارج شده است. جهان بدون این توافقات مکانی ناامن تر برای ساکنان زمین است. پوتین چندین بار ترامپ را به ماندن در پیمان موشک های اتمی میانبرد ترغیب کرد و اکنون روسیه در چالشی ناگزیر برای رقابت با امریکا، دست به تولید سلاح های جدید اتمی می زند. پس از مداخله خونین امریکا در تغییر حکومت های افغانستان، عراق، لیبی و سوریه کمتر کشوری به نظم جهانی امریکا ایمان دارد. نظم جهانی جدیدی خارج از خواست امریکا به سرعت در حال شکل گیری است و آن جهان چند قطبی است. جهانی که چین، روسیه، اتحادیه اروپا بازیگران قدرتمند و هند، ایران، ترکیه، برزیل و برخی کشورهای دیگر بازیگران میانی شان هستند. مقابله امریکا با این کشورها برای سلب استقلال سیاسی و تبدیل این کشورها به اقمار خویش است. هدف از تحریم های امریکا علیه ایران، ترس از اتمی شدن ایران نیست. مکانیزم برجام مانع از اتمی شدن ایران است و امریکا در نظارت و اجرای این مکانیزم حضور داشت ولی ایران را تحریم کرد تا کشوری مانند ایران در منطقه خاورمیانه ابراز وجود نکند. فهم این موضوع چنان سخت نیست. تحریم های اقتصادی سخت علیه ایران برای تغییر گرایش حاکم در سیاست جمهوری اسلامی ایران است، تبدیل ایران به کشوری بی اختیار از نظر سیاسی. غرب تصویری از ایران دوره قاجار و پهلوی دارد که در هر دو دوره ایران کشوری ضعیف، بی اختیار و تسلیم در مقابل قراردادهای تحمیل شده بر آن مانند قرارداد دارسی و توافق کاپیتولاسیون بود. تفاوت امریکا و ایران در همین انتخاب گرایش برای بقا در صحنه جهانی است. امریکای تک قطبی هر روز بیش از بیش به سمت انزوا می رود و تا ده سال آینده این انزوا بیشتر به خاطر تقویت جهان چندقطبی بیشتر خواهد شد. ایران با منطق جهان چند قطبی امید طبیعی بیشتری برای بقا و توسعه دارد. در این جهان چند قطبی قرار نیست ایران ایدئولوژی خود را به دیگران تحمیل کند، قرار نیست دوستان و همکاران ایران به حقانیت ما ایمان بیاورند. در این دنیای چندقطبی منافع و همکاری مشترک فارغ از ایدئولوژی، دین و نژاد حاکم است و از این رو جهان تک قطبی امریکا دیر یا زود به تاریخ می پیوندد و امریکا ناگزیر برای حضور در جهان چندقطبی باید قواعد بازی را رعایت کند.