آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
سیاست
۲
پرونده

«عبور کارگزارانی ها از خاتمی» تکذیب شد

نه خانی رفت نه خانی آمد

مرجان زهرانی

صبح روز سه شنبه وقتی روزنامه ها روی پیشخوان قرار گرفتند، عکسی تمام قد از غلامحسین کرباسچی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی بر صفحه اول ارگان رسانه ای این حزب خودنمایی می کرد. کرباسچی در گفت وگو با این روزنامه بر ضرورت «آغاز بازسازی جبهه اصلاحات» تاکید کرده بود. با توجه به اینکه رویه روزنامه سازندگی بر این قرار است که مطالب روی سایت آن قرار نمی گیرد، آنچه در فضای مجازی با عکس صفحه اول روزنامه سازندگی و با تک جمله «رهبری خاتمی در جریان اصلاحات را قبول نداریم» دست به دست شد، همین کافی بود تا همه چیز به این خبر ختم شود «کارگزارانی ها از خاتمی عبور کردند»؛ مفهومی که در خلال گفت وگوی کرباسچی به چشم نمی خورد. اما ماجرا چه بود؟!

در ابتدا کرباسچی خبر داده بود که سران جبهه اصلاحات با «محوریت خاتمی» در راستای بازسازی جبهه اصلاحات با محور نحوه ورود به انتخابات رایزنی ها را به زودی آغاز خواهند کرد. بنابه گفته دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی این رایزنی فرادستی با جمعی موثر از اشخاص ذی نفوذ جبهه اصلاحات انجام می شود و قرار است ضمن بازسازی اصلاحات، وضعیت شورای عالی سیاستگذاری اصلاحات به ریاست محمدرضا عارف و اختلافاتی که بر سر آن ادامه دارد را بررسی کند. کرباسچی همچنین در خلال این مصاحبه تاکید دارد که شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان از دو منظر مدیریت و خروجی مورد انتقاد برخی اصلاح طلبان است و این نشست ها و رایزنی ها با هدف اولیه ریشه یابی و حل مشکلات شورای عالی و الزامات امروز اصلاح طلبان که از منظر کرباسچی «تعریف شفاف اصلاحات»، «هدف»، «روش» و «مدیریت» است، برگزار خواهد شد. او در ادامه تاکید کرده که «آقای سیدمحمد خاتمی مورد احترام همه گروه های اصلاح طلبی است اما جریان اصلاحات که فاقد رهبری رسمی و تشکیلاتی است به سازماندهی و رهبر نیاز دارد.»به باور کرباسچی، اصلاحات فاقد سازماندهی جدی است و به رهبری سیاسی نیاز دارد تا زمانی که این جریان به مشکل برمی خورد حل و فصل کند، اگر نقصی وجود دارد رفع کند، در نقاط حساس حضور یا عدم حضور افراد را مدیریت کند و در یک کلام قبول مسوولیت کند تا در زمان های حساس عواقب یک تصمیم را برعهده گیرد. او البته تاکید دارد که بالاخره لازم است پس از گذشت 22 سال از خرداد 1376 مشخص شود که «اساس اصلاحات چیست ؟ چه مفهومی را دنبال می کند؟ به دنبال اصلاح چه مواردی است ؟ به دنبال اصلاح چه چیزی است؟آیا می خواهد سیاست را اصلاح کند یا اولویت آنها اصلاح اقتصاد است؟ اصلاحات باید روشن کند که می خواهد دولت را اصلاح کند یا اصلاح مسائل اجتماعی را دنبال کند یا اینکه بطور مثال به دنبال اصلاح و از بین بردن فساد در جامعه است. اصلاحات به مفهوم کلی کلمه چه ایده ای را در سر دارد؟ آیا اصلاح طلبان تصور می کنند که آزادی های اجتماعی و مدنی در جامعه کم است و باید فضا را برای افزایش آنها اصلاح کرد؟» تمام آنچه کرباسچی در این مصاحبه مطرح کرده نه تازه است و نه عجیب؛ مواردی است که سال های سال اصلاح طلبان مختلف از طیف ها و گروه های متفاوت از آن سخن گفته اند. نیاز به یک سازمان و تشکیلات فراگیر یا تشکیل یک جبهه با سازوکار روشن و شفاف، تهیه و تدوین یک مانیفست شامل ابعاد اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و البته وجود «هد» یا «لیدر» به عنوان شخصیت حقوقی که مسوولیت هماهنگی میان اعضای این طیف وسیع را برعهده داشته باشد. هرچند کرباسچی تاکید کرده «نه آقای خاتمی هرگز چنین ادعایی داشته اند که رهبر مجموعه جریان اصلاحات هستند و نه جریان اصلاحات باهم بر سر رهبری جریان اصلاحات توافق کرده اند. گروه های جریان اصلاحات به آقای خاتمی بسیار علاقه مند هستند اما این گونه نیست که همه با هم توافق کرده اند که در شرایط فعلی ایشان رهبر جریان اصلاحات تلقی شوند. شاید جمله درست تر این باشد که جریان اصلاحات پیش از آنکه به «رهبرجدید» نیاز داشته باشد، از اساس نیازمند «رهبر» است.»

حرف تازه یا مکررات 22 ساله

تمام آنچه غلامحسین کرباسچی دیروز به آن اشاره کرد و به عنوان عبور از خاتمی تلقی شد، حرف تازه ای نبود؛ بلکه مکررات 22 ساله بود؛ گویی نه خانی رفته و نه خانی آمده باشد. رای 20 میلیونی یک روحانی متفاوت، تمام معادلات را در خرداد 76 تغییر داد. این مسیر سال 78 که اکثریت اصلاح طلب را راهی مجلس کرد، تداوم یافت و دغدغه دموکراسی که از راه اصلاح می گذشت، به خواسته ای شایع و فراگیر تبدیل شد. آرام آرام سیاست از چپ و راست های اقتصادی آغاز انقلاب عبور می کرد و به دو جریان اصلاح طلب و اصولگرا مبدل می شد. این مسیر جدید که همان زمان نیز دچار سردرگمی ها و کم و کاستی هایی بود اما امروز 22ساله است. گرچه به قول عباس عبدی مسیر اصلاح را به سرعت پیش نبرده اما بازگشت به عقبی نیز اتفاق نیفتاده و بعضا اتفاقات خوشایندی در لوای اصلاح طلبی رخ داده است.

با این حال حکایت همچنان باقی است و ضرورت اصلاح اصلاحات در وجوه مختلف از زبان اغلب اصلاح طلبان شنیده می شود. چند روزی پیش از اظهارات کرباسچی عباس عبدی، احمد زیدآبادی و سیدحسین مرعشی که هر کدام گرایش های متفاوتی در جریان اصلاحات دارند، به تازگی در میزگردی با عنوان «اصلاحات؛ امکان یا امتناع» از آن صحبت کرده بودند. فارغ از بخش بازسازی درون جریانی در مورد رهبری جریان اصلاحات نیز متفق القول بر این باور بودند که اصلاحات به «سازمان و مدیریت» نیاز دارد. احمد زیدآبادی تاکید کرده بود که اصلاحات استراتژی مدونی ندارد و اصلاح طلبی برخلاف ظاهرش حرکتی پرزحمت و با هزینه هایی کمتر از انقلاب است اما نیازمند رهبرانی با توانایی های بزرگ فکری و استعدادهای خاص استراتژیک است و این در جنبش اصلاحات وجود نداشته است. گفته های زیدآبادی به وضوح نشان می دهد که او نیز معتقد به تشکیلاتی شدن این جریان با مدیریت شفاف است.

همچنین عباس عبدی نیز در بخشی از آن میزگرد به جنبش های خیابانی اشاره و تاکید کرده بود که با این جنبش ها مخالف است، مگر اینکه کسی مسوولیت آن را برعهده بگیرد. او البته در ادامه تاکید می کند که «در این سال ها هرگاه چنین رویدادهایی پیش آمده، کسی نتوانسته آن را هدایت کند. نمونه آن هم تیر 78 بود. بارها پیشنهاد کردیم که آقای خاتمی باید آن را جمع کند اما در ایران رهبران سیاسی بیشتر تابع می شوند.» روایت عبدی هم روایتی تکراری از سوی اصلاح طلبان است؛ به این معنا که خاتمی ترجیح می دهد همان چهره کاریزماتیک باقی بماند و مدیریت سیاسی در جریان به سبک و سیاق شورایی اداره شود. عبدی البته ازجمله اصلاح طلبانی است که به جد معتقد به نقد درون جریانی و اصلاح از درون است که در میزگرد مذکور نیز به آن اشاره کرده است.

مرعشی نیز در همین نشست با اشاره به هماهنگی جریانات پیشرو با بدنه جامعه تاکید کرده بود که «اگر رهبران خوبی داشته باشیم اما آنها نتوانند مردم را با خود هماهنگ کنند باز به مشکل خواهیم خورد» و در واقع تلویحا اشاره کرد که اصلاحات نیاز به رهبری به معنای مدیریت سیاسی دارد.

سعید حجاریان، تئوریسین اصلاحات نیز به تازگی در خلال گفت وگویی با «سازندگی» پیشنهاد داده بود «خاتمی و هر کسی دیگر باید با وسواس بیشتری استراتژی شان را انتخاب کنند و آبروی خود را خرج هرکس و هر نوع انتخاباتی نکنند تا سرمایه اصلاحات هدر نرود.» در واقع این گفته حجاریان نشان می دهد که پتانسیل خاتمی در جریان اصلاحات به نوعی یک چهره کاریزماتیک است که می تواند بر کمرنگ شدن مناقشه ها و اختلافات و انسجام جریانی کمک کند اما هنوز نمی توان به عنوان یک رهبر سیاسی که مسوولیت تمام اقدامات جریان سیاسی را برعهده می گیرد و باید پاسخگوی درست و غلط آن باشد، به رییس دولت اصلاحات نگریست. حجاریان همچنین فروردین امسال، 7 پیشنهاد اساسی به جریان اصلاحات را در قالب مقاله ای منتشر کرد و در یکی از بندهای آن متذکر شد: «اصلاح طلبان از خمودگی و رخوت خارج شوند، تجدید نهادی را در دستور کار قرار دهند و مواضع انتقادی را به راهبرد و راه برون رفت بیامیزند.»

بهزاد نبوی نیز در گفت وگویی که در مردادماه امسال با «خبرآنلاین» انجام داد، در پاسخ به نحوه رهبری جریان اصلاحات گفته بود: «در حال حاضر هم رهبری اصلاح طلب ها رهبری فردی نیست.» و در ادامه توضیح داده که خاتمی هم هیچگاه نگفته رهبر اصلاحات است. نبوی در مورد چگونگی تصمیم گیری ها هم تاکید کرده بود: «ما شورای عالی سیاستگذاری داریم که تمام احزاب اصلاح طلب شناخته شده و شخصیت های حقیقی اصلاح طلب از همه طیف ها در آن حضور دارند.»

رهبر اصلاحات یا رییس دولت اصلاحات؟!

«ایشان هیچگاه نگفته که رهبر اصلاحات است. داشتن کاریزما موضوع متفاوتی است. اگر من نوعی صد بار «تکرار کنم» کسی به حرفم توجه نمی کند. ایشان یک بار تکرار می کنند، تمام لیست شان رای می آورد. اصلاح طلبان باید از این امتیاز حداکثر بهره را ببرند و این ربطی به رهبری فردی ندارد و آقای خاتمی هم مدعی آن نیست.» این بخشی از گفته های بهزاد نبوی در مورد سید محمد خاتمی است. او تاکید دارد که اصلاح طلبان به صورت شورایی فعالیت می کنند و در همین راستا هم شورای عالی سیاستگذاری را متشکل از احزاب و شخصیت های حقیقی تشکیل داده اند. اما به واقع سیدمحمد خاتمی رهبر جریان اصلاحات است یا باید از او با عنوان رییس دولت اصلاحات نام برد؟

بر کسی پوشیده نیست که خاتمی چهره ای کاریزماتیک است؛ چه آنکه «تکرار می کنم» او توانست بار دیگر شور سیاسی در انتخابات بیافریند. او نماد کسی است که اصلاحات و اصلاح طلبی را با انتخابات دوم خرداد 76 داخل ساختاری سیاسی آورد که مدت ها در چپ و راست سیاسی خلاصه می شد. با این حال یک جریان سیاسی علاوه بر اینکه نیازمند یک مانیفست شفاف و دقیق است، نیاز به مدیریتی سیاسی نیز دارد؛ مدیریتی که بتواند مواضع رسمی اعلام کند و اتفاقا مسوولیت مواضع و اقدامات را نیز رسما برعهده بگیرد. شورای مشورتی، جبهه هماهنگی جریان اصلاحات و شورای عالی سیاستگذاری اصلاح طلبان، مجموعا تشکل هایی هستند که به صورت شورایی این جریان را اداره کرده اند که البته نقدهایی به آن وارد است و باید سازمان یافته تر شده و رفتاری سازمانی و تشکیلاتی داشته باشد که شاید با ایجاد تغییراتی بتوانند موثرتر واقع شوند اما اگر قرار بر این باشد که فارغ از اداره شورایی یک جریان رهبر یا لیدری داشته باشد، تنها حضور چهره ای کاریزما کافی نیست. همچنین بارها از سوی اطرافیان خاتمی نقل شده که او ترجیح می دهد همه اقدامات مبتنی بر مشورت و امر شورایی باشد و تمایلی ندارد راسا مدیریت سیاسی را آن هم با وجود همه محدودیت هایی که برای او ایجاد شده، برعهده بگیرد؛ کما اینکه علاقه ای هم به تشکیل یک حزب کاملا سیاسی و لیدری آن نیز ندارد؛ بنابراین باید در جریان بازسازی و نوسازی جریانی و ایجاد سازوکارهای حقوقی و تشکیلات روشن و شفاف؛ علاوه بر رهبری گفتمانی، مدیریت سیاسی جریان اصلاحات نیز روشن و شفاف باشد و چه بهتر که این رهبری گفتمانی با مدیریت سیاسی یکی باشد چه آنکه یک شخصیت کاریزما در قامت خاتمی می توان این طیف گسترده و متکثر را به وحدت برساند؛ کما اینکه کرباسچی نیز از خاتمی دعوت کرده بود تا این مسوولیت را شخصا برعهده گیرد.

تکذیب ؛ واکنشی به تحلیل امیدنامه ای ها

بعد از انتشار گسترده گمانه های امیدنامه در مورد عبور کارگزارانی ها از خاتمی، حسین مرعشی، سخنگوی حزب کارگزاران به ایلنا گفت که هنوز خاتمی را رهبر اصلاحات می دانیم و برای او احترام ویژه ای قائل هستیم. او که به نظر می رسد خبر از محتوای مصاحبه نداشته، تاکید کرده اگر مقصود کرباسچی این بوده که خاتمی رهبر اصلاحات نیست، باید در کمیته سیاسی حزب بررسی شود. البته مرعشی در ادامه توضیح داده که کرباسچی چنین منظوری نداشته؛ بلکه احتمالا منظور او رهبری تشکیلاتی بوده است.

پس از آن محمد عطریانفر، از اعضای ارشد این حزب و از مسوولان روزنامه سازندگی نیز به پانا گفت: «من تمام این اخبار را تکذیب می کنم. برداشت ها، برداشت های ناصوابی است که از مصاحبه دبیرکل (کرباسچی) صورت گرفته است.» عطریانفر همچنین تاکید کرده که دبیرکل کارگزاران اظهاراتی داشته که ارتباطی به خروج از جریان اصلاحات ندارد؛ بلکه جهت گیری دبیرکل و به طور کلی حزب کارگزاران سازندگی همواره به سمت تحکیم و بازسازی برای حفظ اصلاحات بوده است. عطریانفر در پایان نیز متذکر شده که «ما (کارگزاران) همچنان به اصلاحات پایبند هستیم و از این جریان سیاسی اعلام خروج نکرده ایم و اخبار منتشر شده در این زمینه را تکذیب می کنم.»

محمد قوچانی، عضو شورای مرکزی کارگزاران و سردبیر روزنامه سازندگی نیز در واکنش به موج ایجادشده مبنی بر خروج کارگزاران از جریان اصلاحات توضیحاتی در کانال روزنامه ارایه داد. او ضمن تاکید بر اینکه اگر کارگزاران از ائتلاف جبهه اصلاحات خارج شده باشند، خود حزب آن را بیان می کند و نه شخص یا رسانه دیگری، همچنین متذکر شد: «موضوعی که کرباسچی بیان کرد تلاش و رایزنی به رهبری و محوریت رییس دولت اصلاحات، برای بازسازی و نوسازی جبهه اصلاحات است. معنی این سخنان اصولا نمی تواند عبور از رییس دولت اصلاحات باشد؛ چون همچنان محوریت این تلاش ها او هست.»

آنها که سخن گفتند، آنها که نه

اصلاح طلبان دیگری نیز نسبت به این ماجرا واکنش نشان دادند اما حسین کاشفی، مجید فراهانی رییس شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان به دبیرکلی صادق خرازی، حسن رسولی از چهره های سیاسی نزدیک به محمدرضا عارف، عبدالله ناصری، عضو شورای مشورتی خاتمی و هادی خامنه ای، دبیرکل جبهه نیروهای خط امام حاضر نشدند در این مورد با «اعتماد» صحبت کنند. هرچند که برخی دیگر از چهره های برجسته اصلاح طلب ازجمله جواد امام، دبیرکل مجمع ایثارگران اصلاح طلب، محمد نیشابوری، سخنگوی حزب اسلامی کار و محمدرضا حکیمی پور، دبیرکل حزب اراده ملت ایران (حاما) و همچنین صادق جوادی حصار، روزنامه نگار و عضو شورای مرکزی حزب اعتمادملی با «اعتماد» صحبت کرده و نظرات شان را درباره این حواشی بیان کردند.

خاتمی ادعای رهبری ندارد

الیاس حضرتی، قائم مقام حزب اعتماد ملی: «به هر صورت آقای خاتمی به طور منظم با همه این سلایق اصلاح طلبی در ارتباط است اما جمع بندی نهایی ایشان معدل و میانگین این نظرات است که در برخی موارد لازم می داند به موضوع ورود کند و در برخی موارد هم این کار را انجام نمی دهد. مضاف بر اینکه اساسا خود ایشان (آقای خاتمی) هم ادعای رهبری ندارد، بلکه به عنوان کسی که محل رجوع است و اتفاقا علاقه زیادی هم نسبت به او وجود دارد نظرات ایشان در دستور کار قرار می گیرد، وگرنه اگر قرار باشد یک چارت سازمانی درنظر بگیریم اصلاح طلبان دارای یک شورای رهبری هستند که آقایان خاتمی، موسوی خوئینی ها، عبدالله نوری و... در زمره رهبران اصلاح طلبان قرار می گیرند.» خبرآنلاین

رهبری با مدیریت متفاوت است

حسین نورانی نژاد سخنگوی حزب اتحاد ملت: «آنچه در مصاحبه آقای کرباسچی وجود دارد اصلا بحث خروج از جبهه اصلاحات نیست، بلکه ایشان انتقاداتی را به نحوه مدیریت جبهه مطرح کردند. این انتقادات خوب است و به بهتر شدن عملکرد جبهه کمک می کند. این انتقادات به گردش اطلاعات و تحلیل بهتر اوضاع منجر می شود. شاید مورد اجماع ترین نظر در بین اصلاح طلبان پذیرش رهبری اصلاحات توسط آقای خاتمی است. در این میان فراموش نکنیم رهبری با مدیریت تفاوت دارد. آقای کرباسچی درست می گوید که آقای خاتمی در مدیریت جزییات مداخله نمی کنند، چراکه به شورای عالی سپرده شده است.» ایسنا