آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۲۲۲۵۸
اخبار کشور
۳
پرتوی از حسن ساقی در جام الغدیر (2)

رضای رب، ولای علی

سید ابوالحسن موسوی طباطبایی

هنر علامه امینی اثبات ولایت امیر مومنان(ع) و واقعه غدیرخم از منابع اهل تسنن است. آن عالم فرزانه در ابتدای جلد اول الغدیر مشروح این واقعه را از کتب مهم اهل سنت بیان می دارد که ما به اختصار آن را نقل می کنیم:

در سال دهم هجری، رسول خدا صلی الله علیه وآله قصد کرد خانه خدا را زیارت نماید. این موضوع مهم در میان مسلمانان اعلان گردید. گروه های عظیمی از مردم از نقاط مختلف به مدینه آمدند تا با آن حضرت حج را به جا آورده و مناسک آن را از ایشان بیاموزند. این حج نام های متعددی دارد: حجه الوداع، حجه الاسلام، حجه البلاغ، حجه الکمال و حجه التمام (سه نام اخیر ناظر به موضوع ولایت امیرالمومنین(ع) در این حج می باشد.)

رسول خدا در تمام عمر خود جز این، حج دیگری نگزاردند. آن حضرت روز شنبه 24 یا 25 ذی القعده غسل کرد و با دو جامه احرام که یکی را به کمر بست و دیگری را بر دوش افکند، با پای پیاده از مدینه خارج شد و تمامی زنان و اهل حرم خود را در هودج قرار داد و با اهل بیت خود به اتفاق تمام مهاجرین و انصار و قبایل عرب حرکت کرد.

در آن زمان بین مردم مدینه بیماری آبله یا حصبه شیوع یافته بود که موجب شد بسیاری از آنان از این سفر بازمانند. با این وجود عده بی شماری که تعدادشان را 124 هزار نفر و بیشتر نیز گفته اند با آن حضرت از مدینه حرکت کردند. البته اهالی مکه و آنها که به اتفاق امیرالمومنین(ع) و ابوموسی از یمن به مکه آمدند بر این تعداد افزوده می شود...

(آنگاه علامه امینی حرکت منزل به منزل این قافله عظیم به سوی مکه را با جزئیات ذکر می کند تا اینکه پس از بجا آوردن حج از شهر مکه خارج شدند و به مکانی به نام غدیر خم در نزدیکی جحفه رسیدند.)

جحفه منزلگاهی است که راه مردم مدینه و مصر و عراق از آنجا جدا می شود. ورود پیامبر(ص) و همراهان ایشان به جحفه روز پنجشنبه 18 ذی الحجه اتفاق افتاد. در این زمان جبرئیل امین فرود آمد و از جانب خداوند آیه تبلیغ را آورد: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل إلیک من ربک و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس إن الله لا یهدی القوم الکافرین؛ ای پیامبر! آنچه از سوی پروردگارت بر تو نازل شده ابلاغ کن که اگر آن را انجام ندهی رسالت خدا را به جای نیاورده ای و خداوند تو را از گزند مردم نگه می دارد. قطعا خداوند مردم کافر را هدایت نمی کند.[مائده 67]» جبرئیل از جانب خداوند به آن حضرت امر کرد که علی علیه السلام را به ولایت و امامت معرفی و منصوب نماید و آنچه در باره پیروی و اطاعت اوامر او از جانب خداوند بر خلق واجب آمده به همگان ابلاغ فرماید. پیامبر فرمود آنان که از جحفه گذشته بودند بازگردانیده شده و آنان که پشت سر بودند برسند. روز بسیار گرمی بود و مردم قسمتی از ردای خود را بر سر و قسمتی را زیر پا قرار داده بودند. اذان ظهر گفته شد. اصحاب پارچه ای روی درختان کشیده و سایبانی برای پیامبر(ص) ساختند. آن حضرت نماز ظهر را با جماعت بجا آورد. آنگاه بر فراز منبری که با جهاز شتران درست شده بود قرار گرفته و خطبه ای بیان فرمود. در آغاز خطبه ستایش خدا و اقرار به شهادتین کرد. آنگاه از نزدیک بودن پایان عمر خود به مردم خبر داده و به حقیقت قیامت و مرگ و بهشت و جهنم اشاره فرمود. سپس از دو چیز گرانبهایی که در میان مردم باقی می گذارد سخن به میان آورد.  اصحاب پرسیدند آن دو شی گرانبها چیست؟ فرمود: ثقل اکبر، کتاب خداست که از یک سو در دستان خداوند و از سوی دیگر در دست شماست به آن تمسک جویید تا گمراه نشوید. و ثقل اصغر عترت من است که خداوند مرا آگاه فرموده  این دو از هم جدایی ناپذیرند تا در کنار حوض بر من وارد شوند. آنگاه دست علی را گرفت و بالا برد تا حدی که سفیدی زیر بغلشان نمایان شد. مردم همگی علی را دیدند و شناختند. سپس پیامبر فرمود: ای مردم! چه کسی بر مومنان از خودشان سزاوارتر است؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. فرمود: خدا مولای من است و من مولای مومنان و من از خودشان به آنها سزاوارترم «فمن کنت مولاه فعلی مولاه؛ هرکه را من مولای اویم علی نیز مولای اوست.» این سخن را سه بار تکرار کرد و امام احمد پیشوای حنبلیان گوید تکرار، چهار بار بود. در پایان چنین دعا فرمود. خدایا دوست بدار آنکه او را دوست می دارد و دشمن بدار آن را که با او دشمن است. یاری کن کسی که او را یاری کند و رها ساز آنکه او را واگذارد. خداوندا علی را هرکجا که باشد معیار و مدار حق قرار ده. سپس فرمود: شاهدان به غایبان اطلاع

دهند.

هنوز جمعیت متفرق نشده بود که امین وحی فرود آمد و این آیه را آورد: «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الإسلام دینا؛ امروز دینتان را برای شما کامل و نعمتم را بر شما تمام کردم و اسلام را برایتان به عنوان دین پسندیدم. [مائده 3]»

پیامبر فرمود:«الله اکبر! که دین کامل و نعمت تمام شد و پروردگار به رسالت من و ولایت علی پس از من خشنود گردید. سپس مردم آمدند و به امیرمومنان تهنیت گفتند. در این هنگام ابن عباس گفت: به خدا قسم ولایت امیرمومنان بر همه واجب شد.

حسان بن ثابت شاعر که شاهد آن اتفاقات بود به پاخاست و از پیامبر اجازه گرفت تا اشعاری در وصف غدیر خم سراید. پیامبر اجازه فرمودند. حسان ابیاتی با این مطلع سرود:

ینادیهم یوم الغدیر نبیهم                     بخم و اسمع بالرسول منادیا

یعنی: پیامبر خدا(ص) مردم را در روز غدیر ندا داد و آواز پیامبر گوش ها را باز و شنوا می کند

ترجمه ابیات بعدی حسان بن ثابت بدین شرح است:

او فرمود: مولای شما و پیامبرتان کیست؟ آنان بی درنگ چنین گفتند:

خدای تو مولای ما است و تو ولی امر ما هستی و ما هرگز از فرمان تو سرپیچی نخواهیم کرد

در این حال پیامبر به علی فرمود برخیز ای علی! زیرا من می پسندم که تو بعد از من امام و رهبر باشی

 هرکس من مولای اویم، علی مولا و مقتدای او خواهد بود پس همگی از سر صدق او را پیروی کنید

در این هنگام پیامبر دعا کرد: بارالها! دوست بدار هر که او را دوست می دارد و دشمن بدار هر که با او دشمنی بورزد. (الغدیر ج1 ص9)